X
تبلیغات
دانستنی های نظامی

دانستنی های نظامی

جنگنده های جدید دنیا را داریم

سوخو Su-27 Flanker، برترین جنگنده جنگ سرد؟


هواپیمای سوخو Su-27 فلانکر همیشه یکی از بحث برانگیز ترین و مورد توجه ترین هواپیماهای جنگنده بوده است. وقتی به بررسی هواپیماهای ساخت شوروی سابق می پردازیم، اغلب به کلمه «فلانکر» در کنار کلماتی چون «بهترین» و «برترین» بر می خوریم. این تصور که بهترین هواپیمای ساخته شده در شوروی هواپیمای سوخو Su-27 فلانکر بوده است به خوبی در اذهان عموم جای گرفته است. در همین حال بسیاری دیگر بر این عقیده اند که جنگنده ای که برای مقابله با با F-15 یا F-16 ساخته شده بود نه سوخو Su-27 و نه MiG-31، بلکه میگ MiG-29 بوده است. خواه یا ناخواه در مقالاتی که در مورد این دو هواپیما یعنی فلانکر و فولکروم نوشته می شود، مقایسه ای ذهنی بین این دو توسط خواننده صورت می گیرد. هدف این مطلب بررسی توانایی ها، نقاط قوت و نقاط ضعف دو هواپیمای مذکور است:


نقاط قوت سوخو Su-27:

1- بقاپذیری بالا در میدان نبرد

۲- حمل مهمات سنگین، شامل موشک های R-27R-1, R-27R-2, R-27ET/T/ER

3- رادارهای نسبتاً قدرتمند با حسگر هایی دقیق

4- قدرت مانورپذیری بسیار بالا

 

نقاط ضعف میگ MiG-29:

1- برد نسبتاً بسیار محدود و کم

2- حمل تنها دو فروند موشک R-27 برای ماموریت های رهگیری

3- تکیه بسیار بر کنترلرها و رادارها و تجهیزات زمینی

4- قدرت پردازش و جنگ الکترونیک بسیار ضعیف


اگر شخصی به نکات بالا به صورت کاملاً بسته نگاه کند و یک جانبه قضاوت کند، شاید سوخو Su-27 را کاملاً نسبت به MiG-29 برتر بداند. اما یک نگاه دقیق تر و بررسی موشکافانه تری می تواند حقایق بیشتری را برای ما آشکار کند، چرا که این ویژگی های عمومی که شاید در مقالات مختلف برای هواپیماهای گوناگون ذکر شوند، در عمل محدودتر می نمایند. با هم به بررسی مفصل تر هر دوی این جنگنده های برتر دوران جنگ سرد می پردازیم. از ابتدا باید گفت که برد نسبتاً زیاد یکی از خصوصیات بارز Su-27 است و هیچ شکی در آن نیست، اما با هر نقطه قوتی، مطمئناً نکته ضعفی هم وجود دارد. یکی از این نکات ضعف که شاید در کمتر جایی بدان اشاره شده باشد جریمه ای است که فلانکر در قبال حمل سوخت بیشتر باید بپردازد. سوخو Su-27 هیچ گاه قادر نیست در زمانی که مخازن سوخت این هواپیما با بیش از 60% کل تانک های سوخت پر شده باشد به قدرت مانورپذیری، حداکثر زاویه حمله و حداکثر میزان تحمل شتاب جی که MiG-29 از آن برخوردار است برسد. با در نظر داشتن چنین محدودیتی می توان گفت که در ماموریت هایی که به قطع در آن ها مانورهای زیادی انجام خواهد شد از نظر برد دو هواپیمای سوخو و میگ در یک حد هستند. با 60% سوخت سوخو Su-27 با پروفیل پروازی شامل سرعت 0.8 ماخ و ارتفاع 13000 متری می تواند حداکثر بردی برابر با 1800 کیلومتر داشته باشد. اگر چه میگ MiG-29 به حتم هواپیمایی بسیار محدود از نظر برد است، اما این محدودیت در مدل هایی مانند فولکروم C یا همان MiG-29SMT نسبتاً از بین می رود. هواپیمای میگ MiG-29SMT دارای مخازن سوخت اضافه ای در قسمت های طرفین بالای بدنه است که آن را به فولکروم کوهان دار هم مشهور کرده است. این قسمت های کوهان مانند علاوه بر تانک های اضافه سوخت شامل سیستم های ضدعمل الکترونیک اضافی نیز هستند که علاوه بر جبران برد محدود، قابلیت های جدیدی از نظر جنگ الکترونیک نیز به MiG-29 می دهند.


هواپیمای سوخو Su-27 در حال حمل موشک چهار موشک آلامو


با اینکه فولکروم مسئله محدودیت برد را دارد، اما باید به این نکته هم توجه شود که MiG-29 هواپیمایی است که صرفاً برای مقاصد برتری هوایی در میدان نبرد و البته ماموریت های دفاع هوایی ساخته شده است نه ماموریت های گشت هوایی طولانی. MiG-29 سوخت کمتری حمل می کند، اما در عوض از نظر اندازه بسیار کوچکتر از Su-27 است و همین تشخیص این هواپیما را از فواصل دورتر برای هواپیماهای جنگنده دشمن مشکلتر می کند. همه این حقایق دست به دست هم می دهند تا باور کنیم که میگ MiG-29 هم آن چنان جنگنده بدی نیست. میگ MiG-29A با حمل یک تانک سوخت مرکزی در زیر بدنه به 400 کیلوگرم سوخت برای استارت آپ و تاکسی در باند و تیک آف، 500 کیلوگرم سوخت برای درگیری با در نظر گرفتن یک دقیقه استفاده از پس سوز و 1000 کیلوگرم سوخت رزرو برای بازگشت نیاز دارد. با تمام این اوصاف هنوز هم 2500 کیلوگرم سوخت باقی می ماند که فولکروم را قادر می سازد که به راحتی مسیری 408 ناتیکال مایلی را در سرعت 0.8 ماخ و ارتفاع 13000 متری زمین طی کند. همین برد برای میگ 29 کافی است تا از پایگاه هایی در آلمان شرقی به راحتی به جنوب انگلستان برسد. در بهینه ترین شرایط حداکثر برد میگ MiG-29 به 1450 کیلومتر می رسد. با حمل یک مخزن سوخت خارجی، این میزان به 2090 کیلومتر افزایش می یابد که از برد سوخو Su-27 در حالت 60% مخازن سوخت پر، بیشتر است. اگر چه همیشه مخازن سوخت خارجی قبل از مخازن سوخت داخلی خالی شده و سپس از هواپیما جدا می شوند، اما همین مدت زمان حمل مخازن سوخت خارجی نیز مشکلاتی برای مانورپذیری کافی MiG-29 به وجود می آورد که البته قابل چشم پوشی است. البته به نظر می رسد که برنامه معمول روسی ها برای پرواز دادن Su-27 پر کردن مخازن سوخت با بیش از 60% سوخت بوده است، البته به میزانی که تا زمان رسیدن به ارتفاع عملیاتی، میزان سوخت داخل مخازن به همان 60% درصد قبل رسیده باشد.


یک فروند Su-27 از اولین نمونه های تولید شده برای نیروی هوایی


از نقطه نظر مانورپذیری، هر دوی این جنگنده ها، یعنی فلانکر و فولکروم از بهترین های عصر خودشان بوده اند و در حال حاضر هم هستند. MiG-29 بنا بر عقیده بسیاری لایق یدک کشیدن عنوان «مانورپذیرترین جنگنده جهان» است. میگ MiG-29 برای مانورپذیری فوق العاده در سرعت های پایین طراحی شده است و این مسئله را خلبانان هواپیمای F-16 نیز تصدیق می کنند. بسیاری از آنان اذعان می دارند که با این که هواپیمایشان از میگ سبک تر است و بنا به ابعاد ظاهری اش باید مانورپذیر تر از میگ باشد، اما ظاهراً این طور نیست و در سرعت های پایین تر از 800 کیلومتر بر ساعت، MiG-29 کاملاً برتر است. این مانورپذیری زیاد به خلبان میگ این امکان را می دهد که به راحتی دماغه هواپیمای خود را متوجه هر نقطه ای در محدوده دید هواپیما بنماید. ارتباط بین سیستم کلاه هدف گیری خلبان یا HMS با موشک های نزدیک برد R-73 از میگ MiG-29 حریفی کاملاً قدر و خطری بالقوه برای دشمنان می سازد.


 

هواپیمای میگ MiG-29 نیروی هوایی آلمان-لوفت وافه- در حال حمل دو فروند موشک آلامو


از سوی دیگر، Su-27 نمی تواند هنگامی که مخازن سوخت آن با بیش از 60% سوخت پر است قابلیت های خود را کاملاً نشان دهد. بنابراین در ماموریت های طولانی نباید تا زمانی که 40% سوخت هواپیما مصرف نشده است روی توانایی های قابل ملاحظه ی فلانکر حساب کرد. نکته فنی پنهان که پشت این قضیه نهفته است در این است که هنگامی که 40% سوخت مصرف می شود، تانک سوخت شماره یک که پشت سر خلبان جای گرفته است و تانک های سوخت شماره چهار که در بال ها قرار گرفته اند، خالی می شوند. تانک سوخت شماره یک در هنگام پر بودن اثر عکسی روی مرکز ثقل هواپیما دارد و این مرکز را به سمت جلوی هواپیما متمایل کرده و از قابلیت های مانوری هواپیما می کاهد. هنگامی که این تانک سوخت خالی می شود، به دلیل تعادل دگرباره مرکز ثقل هواپیما مانورپذیری به صورتی باورنکردنی افزایش می یابد. بنابراین وقتی پای ماموریت های طولانی در میان است، می بایست تخمین های بسیار دقیقی توسط برنامه ریزان ماموریت صورت گیرد تا مشکلی از جهت عملکردی برای هواپیما پیش نیاید. شاید این پیشبینی ها در تمرینات بسیار ساده باشد، اما در شرایط واقعی نبرد تا مرز غیر ممکن هم پیش می رود. بدین معنی که در صورت یک درگیری پیش بینی نشده، خلبان راهی به جز خلاصی از میزان سوخت اضافی ندارد. رها کردن موشک های دوربرد BVR که محدودیت های آیرودینامیکی و وزنی بسیاری را بر هواپیما تحمیل می کنند در چنین مواقعی بهترین راه ممکن به نظر می رسد. پس می توان نتیجه گرفت که تا زمانی که فلانکر تا وزن مشخصی سبک نشده است، حسابی روی مانورپذیری بی نظیر آن نمی توان کرد، البته نباید از این نکته هم چشم پوشید که فلانکر از یک سیستم FBW یا پرواز با سیم آنالوگ هم بهره می برد که میگ MiG-29 فاقد آن است.


 

ترمز هوایی هواپیمای Su-27 که در حالت مسلح قرار داده شده است


در قابلیت هدف گیری از فواصل مافوق دید بصری یا Beyond Visual Range باید گفت که هر دو هواپیما از یک نوع موشک آن هم موشک R-27 یا همان AA-10 Alamo استفاده می کنند. اما تفاوت در این جاست که سوخو Su-27 می تواند تا ده فروند از این موشک را در یک سورتی پرواز حمل نماید، در حالی که میگ MiG-29 تنها قادر به حمل دو فروند از این موشک هاست. اگرچه به وضوح معلوم است که از نظر تسلیحات قابل حمل Su-27 به میزان زیادی بر MiG-29 برتری دارد، اما همیشه ممکن است که این سوال به ذهنتان بیاید که آیا واقعاً هنوز هم دوران نبرد هایی که تعداد زیادی هواپیما در آسمان به نبرد تن به تن می پرداختند و قدرت آتش یکی از عوامل مهم در پیروزی بود به سر نیامده است؟ در جواب این سوال باید گفت که در نبرد های جدید، هواپیماها زمان چندانی برای درگیری در اختیار ندارند و البته تعداد هواپیماهای موجود در آسمان در نبرد نیز بسیار کمتر و محدود تر از گذشته است. نبرد های هوایی امروز همیشه با ویژگی هایی چون سرعت بالا در نبرد و مدت زمان کم درگیری شناخته می شوند. در یک چنین درگیری هایی، همیشه نخستین ضربه نقش اساسی را ایفا می کند: پس باید اولین ضربه را زد و محکم هم زد. پس از نخستین رویارویی، هر یک از خلبانان دو طرف سعی در دور شدن از محل نبرد برای جلوگیری از غافل گیر شدن توسط هواپیماهای دیگر دشمن دارند. رادارهای N-001 و N-019 از جمله رادارهایی هستند که دارای آرایه اسکن مکانیکی هستند، بدین معنی که این رادارها در یک زمان قادر به درگیری با بیش از یک هدف نیستند. در جنگ های امروزی احتمال اینکه یک هواپیمای جنگنده تنها به یک هدف حمله کرده و سپس به پایگاه بازگردد در حدود 95% است، یعنی تنها 5% احتمال دارد هواپیما با هدفی ثانویه درگیر شود. پس آیا واقعاً حمل شش تا ده موشک دوربرد BVR آن چنان که به نظر می رسد، لازم است؟ بنابراین برتری Su-27 در این مورد که تنها بر حمل تعداد بیشتر موشک های BVR استوار است زیر سوال می رود. شاید به همین دلیل باشد که هیچ وقت فلانکر ها با تعداد زیادی موشک های R-27 لود نمی شوند و اکثراً ترکیبی از موشک های BVR و موشک های کوتاه برد مادون قرمز IR روی هواپیمای Su-27 نصب می شوند چرا که سنگین کردن بی مورد هواپیمای جنگنده با موشک هایی که شاید اکثراً بلا استفاده بمانند صحیح نیست و جز مصرف سوخت بیشتر نتیجه دیگری برای جنگنده در بر ندارد.


هواپیمای میگ MiG-29 در نمایی زیبا از غروب آفتاب


موشک های R-27E/ET دارای سیستم هدایت مادون قرمز هستند و طول موج هایی را که اگزوز موتور هواپیماها منتشر می کنند دنبال می نمایند. به همین دلیل این موشک ها را جز موشک های «شلیک کن و فراموش کن» به شمار می آورند، چرا که پس از شلیک، دیگر موشک نیازی به هدایت از سوی هواپیما ندارد و خود می تواند مسیر خود را بیابد. یکی از نقص های عمده ای که موشک های R-27 در مدل هدایت مادون قرمز دارند این است که این مدل از موشک ها قابلیت ایجاد خط اطلاعات یا دیتالینک با هواپیمای مادر را ندارند. در نتیجه تنها هنگامی که رادار نسبتاً کوتاه برد مادون قرمز موشک روی هواپیمای دشمن قفل شده باشد موشک می تواند شلیک شود، و این خود علی رغم قدرت بالای موتورهای موشک و طراحی آیرودینامیکی جالب آن، برد موشک را بسیار کم می کند. در موشک های هدایت راداری، نیازی به قفل رادار موشک روی هواپیمای دشمن نیست، بلکه رادار به مراتب قدرتمند تر هواپیما روی جنگنده دشمن فقل نموده و موشک را تا نزدیکی هواپیمای دشمن هدایت می کند و پس از آن رادار خود موشک فعال شده و به مسیر ادامه می دهد. اما در مدل هدایت مادون قرمز، هدف گیری به این صورت نیست و خود رادار موشک باید بتواند از عهده قفل روی هدف بر بیاید.


نمونه اولیه Su-27S با نام T-10S


در نبرد های هوایی بسیار نزدیک که هواپیمای ما در موقعیت بسیار خوبی در پشت دشمن قرار گرفته است، بهترین گزینه برای حمله موشک های مادون قرمز هستند چرا که در یک چنین شرایطی امواج مادون قرمز متساعد شده از اگزوز هواپیمای دشمن بسیار پر قدرت تر از امواج راداری هستند و موشک های IR در یک چنین شرایطی بسیار موثر تر هستند. پس می توان به راحتی نتیجه گرفت که در شرایط واقعی نبرد، ترکیبی از دو شیوه مختلف حمله، یعنی موشک های هدایت راداری و موشک های هدایت مادون قرمز می تواند بسیار به نفع باشد. MiG-29 طبیعتاً دارای یک چنین ترکیب تسلیحاتی است و می تواند بدون هیچ مشکلی این دو دسته از تسلیحات را حمل نماید در حالی که تسلیح Su-27 با یک چنین ترکیب تسلیحاتی نیازمند برنامه ریزی دقیق ماموریت است. به عبارت دیگر MiG-29 در هر شرایطی برای درگیری آماده است، در حالی که درگیری Su-27 باید از قبل پیش بینی شده باشد. در صورت پیش آمدن هر گونه درگیری پیش بینی نشده و اتفاقی، ممکن است فلانکر با مشکلات جدی مواجه شود و اگر حریف کمی گردن کلفت تر باشد، شاید دیگر کاری از دست Su-27 بر نیاید.


 

سمت راست، کاکپیت MiG-29SMT، سمت چپ، کاکپیت Su-27


MiG-29 می تواند تا دو موشک R-27 را حمل کند، اما مشکل اینجاست که دو موشک BVR می بایست در صورت درگیری BVR هر دو باهم و به سمت یک هدف شلیک شوند، چرا که در غیر اینصورت اگر فقط یک موشک شلیک شود، موشک دیگر در زیر بال دیگر سنگینی کرده و مشکل عدم بالانس در بال ها به وجود می آید؛ علی رغم اینکه تا حدودی قابل حل است، اما همین عدم بالانس به میزان زیادی از قابلیت های مانوری هواپیما می کاهد. برای مثال حداکثر زاویه حمله از 24 درجه تا 15 درجه کاهش می یابد که به طور کاملاً محسوس در مانورپذیری هواپیما موثر است. روی کاغذ، Su-27 در وضعیت بهتری قرار دارد، چرا که می تواند تا سه هدف را به طور همزمان شناسایی کرده و با آن ها درگیر شود، البته در شرایطی که هر هدف را با یک جفت موشک R-27 هدف قرار دهد. همه اینها در شرایطی درست است که دشمن آن قدر مهربان باشد که منتظر بماند تا ما به راحتی بتوانیم او را هدف قرار دهیم. در شرایط جنگ واقعی، دشمن یا در حال درگیری است و به ما نزدیک می شود که او را در شرایط خوبی برای شلیک موشک هایش قرار می دهد؛ یا اینکه در حال دور شدن از منطقه نبرد و خارج شدن از برد موشک و رادار ماست که هدف گیری را برای ما مشکل می سازد. از سوی دیگر MiG-29 از فاصله دور می تواند به راحتی جفت موشک R-27 را به هدف شلیک کرده و به مدد موشک های هدایت مادون قرمز و مانورپذیری عالی به سرعت برای یک درگیری نزدیک نیز آماده شود در حالی که هیچ مشکلی هم از جهت آن 60% سوخت که در فلانکر وجود دارد نخواهد داشت.



هواپیمای MiG-29 در حال تاکسی روی باند


از بعد رادار، هواپیمای سوخو Su-27 مجهز به رادار N-01 با برد تشخیص اهدافی با حداقل 3 متر مربع سطح مقطع از فاصله 80 تا 100 کیلومتری است. این رادار قادر است تا 40 کیلومتر پشت سر هواپیما را هم اسکن نماید. MiG-29 نیز مجهز به رادار N-019 است که قادر است شعاع 75 تا 85 کیلومتری جلوی هواپیما را اسکن کرده و در فاصله 35 کیلومتری پشت هواپیما نیز به جستجو بپردازد. هر دوی این سیستم های راداری قادرند تا ده هدف را به صورت همزمان شناسایی کرده و با یکی از این اهداف به درگیری بپردازند. طول موج هر دو برابر با 3 سانتیمتر است، محدوده آزیموت رادار N-001 برابر با 60+- و رادار N-019 برابر با 67+- می باشد. اگر چه رادار N-001 که در Su-27 نصب شده است از نظر برد راداری بر رادار اسلات بک میگ MiG-29 برتری دارد، اما باید از این نکته هم باخبر بود که هر دو رادار در 70% قطعات مشابه هستند و هر دو از یک پردازنده با قدرت پردازش 170000 عمل در ثانیه استفاده می کنند. با این اوصاف، همانطوری که می بینیم توانایی درگیری و شناسایی اهداف هر دو رادار نیز تقریباً مشابه است، برتری برد ده یا بیست کیلومتری رادار فلانکر شاید آن چنان هم پراهمیت نباشد. در زمان طراحی سوخو Su-27 با کد اولیه T-10 برنامه های گسترده ای برای طراحی و ساخت راداری بسیار پیشرفته تدارک دیده شده بود، اما با توجه به ضعف فراوان شوروی سابق و کلاً کشورهای بلوک شرق در ساخت تجهیزات الکترونیکی-نقطه مقابل کشورهای غربی- این رادار ساخته نشد و تنها مدل بسیار ساده تر آن یعنی N-001 به کار گرفته شد.



هواپیمای MiG-29UB در آشیانه


هواپیمای Su-27 متعلق به نیروی هوایی روسیه


از نظر اتکا بر کنترلرهای رهگیری زمینی باید گفت که یکی از ویژگی های قدیمی هواپیماهای شوروی سابق به همان دلیل ضعف تکنولوژیکی در ساخت قطعات الکترونیکی همان اتکای بیش از حد به رادارها و مراجع زمینی است، یعنی نقطه ضعفی که همیشه غرب روی آن دست گذاشته است. این شیوه هدایت هواپیما همیشه مورد انتقاد شدید بود، چرا که بر اساس این سیاست که در دوران جنگ سرد به اوج خود رسیده بود، خلبان بسیار محدود بود و مجبور بود برای انجام کوچکترین کاری خارج از برنامه متوسل به کنترلر های زمینی شود. البته خود غربی ها و به خصوص آمریکاییها چندان هواپیماهای مستقلی نساخته بودند، چرا که هواپیماهای آنها نیز از نسخه هوابرد (!) پایگاههای زمینی استفاده می کرد و به زبان ساده تر نام آن ها را آواکس AWACS گذاشته بود. تنها فرق این پایگاه این بود که هواپیماهای آواکس سیار بودند و به دلیل استفاده از آن ها در ارتفاعات به راحتی حریم هوایی بسیار گسترده ای را پوشش می دادند. در حقیقت با ورود Su-27 و MiG-29 به خدمت، عصر تازه ای در هوانوردی نظامی شوروی به وجود آمد. اگر چه توانایی های راداری این هواپیماها بازهم به حدی نبود که بتوانند از عهده انجام کامل یک ماموریت بدون هدایت زمینی بر بیایند، اما بازهم همین نقطه فصل جدیدی در جنگ های مدرن شوروی بود. با اینکه میل طراحان بیشتر به سمت استقلال هواپیماها از پایگاه های زمینی کشیده شده بود، اما باز هم هواپیمای MiG-29 یک هواپیمای وابسته به پایگاه های زمینی یا GCI Dependent نامیده می شود. صرف نظر از اینکه با چه هواپیمایی پرواز انجام شود، خلبانان روسی یاد گرفته اند که اگر چه رادارهای قدرتمندی داشته باشند، اما تا زمانی که از کنترلرهای زمینی خبری مبنی بر وجود دشمن به آن ها نرسیده است رادار خود را روشن نکنند. البته با تمام این شرایط هنوز هم خلبانان قادرند که در شرایط کاملاً اضطراری حداقل از موقعیت مذبور بتوانند خلاصی یابند، اما در شرایط عادی 99% تصمیمات به عهده پایگاه فرماندهی زمینی است.



هواپیمای Su-27 در معیت یک فروند An-224!


با توجه به نکاتی که در این مطلب ذکر شد، می توان به این نتیجه رسید که MiG-29 هواپیمایی است که واقعاً برای نبردهای حقیقی ساخته شده است. از فاصله دور قادر است هواپیمای دشمن را با یک جفت موشک دوربرد آلامو مورد هدف قرار دهد، در فرض تقریباً محال اگر هیچ یک از موشک ها نتوانستند به هدف اصابت کنند، هنوز هم میگ MiG-29 قادر است با تکیه بر قدرت مانورپذیری بی نظیرش تدارک یک حمله دیگر، اینبار از فاصله نزدیک را ببیند که قریب به یقین می توانیم فولکروم را در یک چنین مبارزه ای پیروز بدانیم. از سوی دیگر، Su-27 بیشتر به یک سایت پدافند موشک های زمین به هوا شباهت دارد تا یک جنگنده رهگیر واقعی، خصوصاً که توانایی حمل تعداد زیادی موشک های دوربرد آلامو این شباهت را بیش از پیش کرده است. نخستین نمونه های فلانکر که با نام T-10S در سال 1978 ساخته شد از مشکلات بسیاری رنج می برد. با این حال با انجام اصلاحاتی تولید نمونه اصلی به سال 1984 موکول شد، اما بازهم مسائلی که گریبانگیر گروه طراحی و البته خود هواپیما شده بود مانع از آن گردید که هواپیما بتواند به موقع به خدمت در آید. از عمده ترین مشکلاتی که فلانکر با آن دست و پنجه نرم می کرد مشکل قطعات اویونیکی بود که تا سال 1990 که چند صد فروند Su-27 به خدمت در آمدند هنوز هم به طور کامل حل نشده بود. از سوی دیگر بر خلاف فلانکر، MiG-29 روند طراحی بسیار هموار تری را پشت سر گذاشت و تقریباً بدون مشکل جدی وارد خدمت گردید. شوروی در زمان جنگ سرد و به خصوص دهه 70 خواهان ورود به خدمت جنگنده جدیدی بود که بتواند از پس هواپیماهای پیشرفته غرب مانند F-15 و F-14 بر بیاید، اما با نتایج مایوس کننده ای که مدل های اولیه Su-27 به بار آورد، ظاهراً میگ MiG-29 بسیار موفق تر بود. همانطوری که بعدها هم دیدیم Su-27 تا زمان پایان جنگ سرد، یعنی سال های ابتدایی دهه 90 هنوز هم نتوانسته بود آن چنان که باید و شاید نیازهای نیروی هوایی شوروی را برطرف نماید. با همه ضعف هایی که Su-27 از آن رنج می برد، هواپیماهای مشهوری که از Su-27 مشتق شده اند و به خانواده فلانکر مشهورند، مثل هواپیماهای Su-30/33/34/37 هواپیماهای به نسبت موفقی از کار در آمدند.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 18:53  توسط محمد جواد قرقانی  | 

زیردریایی های اتمی و حتی دیزلی از توانایی های مرگباری برخوردارند و در صورت میل به قدرت نمایی، مهار آتش آنها بسیار مشکل است. این جنگ افزارها در طول جنگ جهانی دوم، به دلیل پنهان بودن از دید دشمن، نیروی دریایی انگلیس رابه زانو در آورده بودند. در ژاپن و شمال افریقا نیروهای آلمان نازی با در اختیار داشتن این سلاح ها سلطه خویش را بر دریاها اعمال می کردند.


هواپیمای ضد زیردریایی P-3 اوریون


شوروی با در اختیار داشتن زیر دریایی های اتمی قادر بود در صورت بروز جنگ، ارتباط اروپای غربی را با آمریکا قطع کند. در جنگ فالکلند پس از انهدام رزم ناو بل گرانوی آرژانتین توسط اژدر یک زیر دریایی انگلیسی، کشتی های جنگی آرژانتین دیگر تا پایان جنگ نقش مهمی را ایفا نکردند. به منظور مقابله با این جنگ افزارها در صحنه جنگهای گذشته و آینده تدابیری اندیشده شده است. پی-3 اوریون از جمله سلاحهایی است که می تواند تا حدود زیادی در مقابل زیردریایی ها، هر قدر هم که پیشرفته باشند عرض اندام کند. هواپیما چند منظوره پی-3 بیش از 30 سال است که به طور پیوسته تولید می شود و تا کنون بیش از 700 فروند آن به خدمت ارتشها، آتش نشانی ها، نیروهای حافظ صلح سازمان ملل و هواشناسی های کشورهای مختلف در آمده اند. از این لحاظ اوریون خود را تا مدت زیادی بی رقیب می دانست. طراحی اولیه بدنه و نحوه اتصال موتورها به هواپیما تا امروز تقریباً بدون هیچ تغییر عمده ای حفظ شده است. همین عدم نیاز به تغییرات گواهی بر بی نقص بودن طراحی اوریون است. اما تجهیزات الکترونیکی این هواپیما همواره در حال تغییر و تکامل بوده اند. از این رو سازنده پی-3 در به کار گیری آنها به درخواست و سلیقه مشتری عمل می کند. انواع پیشرفته تجهیزات، این هواپیما را به سلاحی خطرناک در مقابل زیردریایی ها تبدیل می کند. اوریون با چهار موتور توربو پراپ از نوع T56-A-10 کمی شبیه هرکولس محصول دیگر لاکهید است. با توجه به سابقه طولانی لاکهید در به کار گیری این نوع موتورها می توان به این نکته پی برد که این شرکت به خوبی با مشکلات این موتورها که سایرین را متواری کرده، کنار آمده است. پس از روی کار آمدن موتورهای توربوجت شرکهای هوایی سریعا به استفاده گسترده از آنها روی آوردند ولی لاکهید و نیروی دریایی ایالات متحده به علت ویژگیهای منحصر به فرد این موتورها همچنان در طیف گسترده ایی آنها را به کار می برند. خوشبختانه شرکت توربین الکترا بزودی توانست معایب عمده این موتورها را رفع کند و تا به امروز تامین کننده موتورهای پی-3 باقی مانده است. طراحی اوریون به حدود 40 سال پیش و سال 1957 باز می گردد. نخستین پرواز این هواپیما در 19 آگوست سال 1958 انجام شد پس از چند پرواز آزمایشی، تغییراتی صورت گرفت که عمده ترین آنها کوتاه شدن بدنه به میزان 2/13 متر بود. سپس این هواپیما به تجهیزات متداول آن روزها مجهز شد و به عنوان گشت دریایی، خدمت خود را رسما در نیروی دریایی آمریکا آغاز کرد. در آن زمان تغییرات دیگری برای فروندهای بعدی در نظر گرفته شد. در سال 1962 چند تغییر دیگر به منظور کارآمدتر کردن این سلاح اعمال شده و پی-3 اوریون که پس از گذشت سالها هنوز هم در خدمت ناسا است، متولد شد. نخستین سفارش قطعی برای خرید 7 فروند از این هواپیما مربوط به سال 1960 می باشد. نیروی دریایی آمریکا متقاضی خرید 7 فروند وای پی-3وی-1 با موتور آلیسون-توربین الکترا شد که می توانست انواع بمب های عمق روی معمولی و هسته ای، اژدرهای ضد زیر دریایی و مین و راکت را حمل کند.


کابین نسبتاً پیچیده هواپیمای P-3 اوریون


ظرفیت سوخت این 7 فروند اولیه از 20631 لیتر در اولین سفارش تا 34826 لیتر در آخرین متفاوت بود، اما همگی 4 مخزن در بالها، هر بال 2 مخزن جداگانه، و یک مخزن بزرگ در امتداد بدنه داشتند که این الگو تاکنون حفظ شده است. استفاده همزمان از دو رادار جداگانه در جلو و عقب هواپیما و ترکیب هر دو رادار برای ارایه تصویری 360 درجه ایی، پی-3 را به مجهزترین سلاح ضد زیر دریایی آن روز تبدیل کرد، اگرچه این طرح به زودی لو رفت و شرکتهای دیگر نیز به استفاده از آن روی آوردند. نخستین پرواز این سفارش هفتگانه در 15 آوریل 1961 انجام شد و تا آوریل سال بعد در مجموع 2521 ساعت در 585 سورتی پرواز با این هواپیماها به صورت آزمایشی و آموزشی انجام شد. بلافاصله پس از ورود این هواپیما به خدمت از آنها در جنگ علیه کوبا استفاده شد. در جنگ ویتنام نیز آمریکاییها از این هواپیما به میزان زیادی استفاده کردند. ماموریت اصلی این هواپیما در آن زمان پوشش راداری شبانه بر فراز خلیج تونکین بود گشتهای متداول روزانه و حمایت از کشتیهای لجستیکی در برابر هجوم احتمالی زیردریاییهای شوروی نیز از ماموریتهای بود که این هواپیما بر عهده داشت. نکته جالب توجه این است که این هواپیماها از پایگاهای داخل خاک فیلیپین به پرواز در می آمدند. از آن هنگام پی-3 به طور منظم در عملیات مشابه برون مرزی مورد استفاده نیروی دریایی آمریکا قرار گرفته و می گیرد و همواره به عنوان کشت ضد زیر دریایی، مین گذار دریایی، راهنمای زیر دریایی های خودی و هدف قرار دهنده اهداف دور به کار گرفته شده است.


هواپیمای P-3 اوریون در حال پرواز در معیت یک ناوچه آمریکایی


این هواپیماها گاهی برای ایجاد تغییرات آب و هوا و باران زا کردن ابرهای منطقه ای به کار گرفته می شوند. برای این کار پودر یدید نقره را در مقیاسهای زیاد توسط تجهیزات خاصی که در این هواپیما تعبیه شده است در میان ابرها می پاشند. قابلیت شرکت در عملیات جستجو و نجات، عکس برداری و نقشه برداری هوایی و حتی توانایی انجام ماموریتهای ترابری، اوریون را به هواپیمایی چند منظوره بدل نموده است. هم اکنون این هواپیماها در بیش از 30 پایگاه برون مرزی و درون مرزی آمریکا نشست و برخاست می کنند و حتی بارها توسط نیروهای چند ملیتی در مانورهای مشترک به کار گرفته شده اند. آمریکا تنها استفاده کننده از این هواپیماها نیست. اکثر کشورهایی که مرزهای آبی دارند از پی-3 به خوبی استقبال کردند و به میزان رفع نیاز دفاعی از این هواپیما خریده اند. نیوزلند اولین مشتری اوریون با سفارش 5 فروند پی-3 بی مجهز به مولد امواج صوتی کوتاه بود. کانادا 18 فروند و ژاپن که سرانجام در سال 1978 تصمیم به جایگزین کردن این هواپیما به جای نپتون گرفت مشتریان بعدی بودند.


هواپیمای P-3 اوریون در حال برخاست


ژاپن خط تولید این هواپیما را خریداری کرده و تا کنون بیش از 100 فروند از آن را تولید کرده است. پرتقال اسپانیا و تایلند خریداران دست دوم این هواپیما هستند. هلند، نروژ، ایران و پاکستان نیز هر کدام چند فروند پی-3 در اختیار دارند. انواع مختلف پی-3 اگر چه با قرار گرفتن حروف بزرگ و کوچک و شماره های متفاوت دسته بندی می شوند ولی عمدتاً تفاوت چشمگیری میان مدلهای مختلف مجود ندارد و می توان با تغییرات پیش بینی شده از سوی کارخانه سازنده هر نوع تغییر کاربردی را در انواع آن ایجاد کرد. پی-3 با حوصله ای که در خور هواپیمای توربو پراپ است، وجب به وجب منطقه را بازرسی و شناسایی و به محظ اطلاع از موقعیت زیردریایی مهاجم اقدام به شکار آن می کند. در طول عملکرد سی وچند ساله این سلاح موارد منفی از لحاظ فنی در مورد آن به چشم نمی خورد و همواره در انجام ماموریتهای محوله موفق بوده است. همین امر سبب شده است تا پرسنل زیر دریایی ها از هواپیمای پی-3 اوریون به عنوان کابوسی هولناک یاد کنند

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 18:52  توسط محمد جواد قرقانی  | 

زمانی که فرانسوی ها از مشتاق ترین و بهترین خلبانان در جنگ جهانی اول بودند,و این علاقه آنها به هوانوردی باعث شد که در زمان صلح به این صنعت توجه بیشتری کنند.این درحالی بود که آنها در زمان جنگ جهانی دوم کشورشان به عنوان یک کشور اشغال شده بود و در برابر کشورهای دیگر که در این صنعت پیشرفت هایی کرده بودند. اما پس از جنگ آنها درصدد ساخت یک هواپیمای بال دلتایی بودند. آنها به مقصود خود رسیدند و توانستند که داسلت میراژ 3 و مشتقهایی که ببرگرفته از او بود را بسازند.در نهایت داسلت میراژ 2000 اساسا یک جنگنده کاملا جدیدی بود که در واقع ترکیب عمومی میراژ 3 را داشت اما از لحاظ فنی با میراژ 3 فرق داشت که این خود جای بحث دارد, را بسازند. این الگو گیری از میراژ 3 تا حدی بود که میراژ IV ( میراژ 5) یک بمب افکن بود مثل میراژ 3 با این تفاوت که از آن بزرگتر و بهتر بود.
خانواده میراژ-3 در خارج از دولت فرانسه رشد کرد.در سال 1952 قرار شد که مطالعات در مورد ساخت یک هواپیمای رهگیر و لایق که توانایی اوج گیری 18000 متر در 6 دقیقه را داشته باشد و همچنین توانایی پرواز با سرعت 1.3 ماخ را در سطوح پایین داشته باشد. این خواسته ها در سال 1953 شروع شد. داسلت به مشخصه های"Mystere-Delta 550" جواب داد. به این هواپیما به عن.ان یک هواپیمای تفریحی نگاه میشد! نیروی پیشرانه این جت را 2 موتور توربو جت که توانایی پس سوز هم داشتند. م.ت.ر ها بنام MD30 R بودند وهرکدام 9.61 کیلو نیوتن قدرت داشتند. توان موتور ها با فراهم شدن سوخت مایع به 14.7 کیلو نیوتن یا 3300 پوند رسید. این هواپیما بالهای دلتایی ترکیب شده با زاویه 60 درجه داشت.
تصویری از میراژ I



البته بالهایی دلتایی یک سری محدودیت هایی دارند, هواپیماهای بال دلتایی برای تیک اف می باست که یک مسیر طولانی تری رو طی کنند. چون فلپ ها کار نمی کنند,باعث میشود که عملکرد ها سنگین تر باشد,باعث میشود که سرعت فرود بالا برود و همجنین قدرت مانور پایین بیاید. در ارتفاعات پایین به علت سطح زیاد بالها کوبش ضربات زیاد میشود. اما به هرحال دلتا بالها و ساخت آنها ساده است,به آسانی به سرعت های بالا در مسیر های مستقیم دست پیدا میکنند و به اندازه کافی فضایی برای ذخیره سوخت بوجود می آید . اولین مدل میستر دلتا که بدون پس سوز موتور ویا اینکه موتور راکت نداشت, در 25 ژوئن 1955 پرواز کرد. بعد از مقداری طراحی مجدد و تغییراتی در این هواپیما و نیز تغییراتی در موتور ومحل نصب آن این هواپیما به میراژ ۱ تغییر نام پیدا کرد.. این مدل صنعنی و اولیه توانایی پرواز با سرعت 1.3 ماخ را در ارتفاع پایین بدون داشتن راکت و سرعت 1.6 ماخ با داشتن راکت رسید.به هر حال اندازه کوچک میراژ1 تسلیحاتش را تنها به داشتن موشک های AAM ( هوا به هوا) محدود کرد.البته قبل از این تصمیم گرفته شد که هواپیما بار جنگی نیز حمل کند. پس از این داسلت تصمیم گرفت که یک گونه بزرگتر از میراژ 1 به نام میراژ 2 را تولید کند. میراژ 2 قرار بود که موتور های Turbomeca Gabizo را داشته باشد,اماهیچ یک از این هواپیما ها ساخته نشد. میراژ 2 خیلی بزرگتر از میراژ 1 بود,این هواپیما 30% سنگینتر از میراز 1 بود. پیشرانه جدیدی داشت که قدرتی برابر 43.2 کیلونیوتن که برابر 9700 پوند بود را داشت. این موتور ها توسط اسنکما ساخته شد و همگی قابلیت پس سوز را داشتند. این موتور شفت محور توربو جت از یک هواپیمای آلمانی که در جنگ جهانی دوم بود ساخته شد. موتور آلمانی ساخت BMW بود. این طرح جدید از جنگنده میراژ 3 نامیده شد. میراژ 3 مثل میراژ 1 یک موتور راکت کمکی SEPR را داشت.


مدل اولیه میراژ 3 در 17 نوامبر 1956 سرعت 1.52 ماخ را در هفتمین پروازش بدست آورد. مدل اولیه در آن زمان بوسیله موتور راکت SEPR متناسب شد. ورودی های موتور میراژ 3 طوری متناسب شد که هرگونه اغتشاشات هوای ورودی را برطرف کند,در نهایت در سپتامبر 1957 میراز 3 به سرعت 1.8 ماخ دست پیدا کرد. موفقیت میراژ 3 باعث شد که 10 فروند از آن به عنوان میراژIII A سفارش داده شود.این مدل تقریبا 2 متر بلند تر بودند.الگوی اولیه میراژ های 3 17.3 % وسعت بال بیشتری را بذستآورده بودند و همچنین وتر باله ها به اندازه 4.5 % کاهش داده شد.قدرت موتور در حالت پس سوز به 13230 پوند یا 58.9 کیلونیوتن رسد. موتور راکت SEPR در میراژ 3 باقی ماند و این جنگنده با آیونیک و رادار رهگیر تامسون CSF تجهیز شد. جنگنده میراژ 3 به یک چتر فرود مجهز شد که باعث شد که مسافت فرود کوتاه تر شود.
اولین میراژ 3 در می 1958 پرواز کرد. این جنگنده به سرعت 2.2 ماخ دست پیدا کرد. میراژ 3 به عنوان اولین هواپیمای جمگی اروپا بود که به سرعت بیشتر از 2 ماخ دست پیدا کرده بود. میراژ 3 با داشتن موتور رولز رویس آون به قدرت 71.1 کیلونیوتن دست پیدا کرد.قدرتی برابر با 16000 پوند! این نمونه که به عنوان نمونه آزمایشی به استرالیا داده شده بود با نام میراژ III O شناخته شد. این مدل در فوریه 1961 پرواز کرد اما طرح جاسازی موتور رولز رویس روی این مدل فسخ شد!



 


مشخصات میراژ-3
خدمه:یک نفر
جنگنده های مشابه:کفیر-میگ 21 فیشبد-آ-4 اسکای هاوک-فانتان آ
طول بالها:8.22 متر
طول جنگنده:15.03 متر
ارتفاع:4.50 متر
مساحت باله ها:34.80 متر
وزن خالی:5.2 تن
ماکزیمم وزن برای تیک-آف:13.7 تن
پیشرانه:یک موتور ساخت شرکت اسنکما -توربوجت-پس سوز
ماکزیمم قدرت موتور:13223 پوند
حداکثر وزن قابل حمل مهمات روی باله ها:393.68 کیلوگرم
حداکثر سرعت در ارتفاع بالا :2.1 ماخ ودر ارتفاع پایین 1.14 ماخ
تسلیحات:
2 توپ 30 میلیمتری-موشک هوا به هوای ماترا (آر-511) و سایدویندر-موشک های آر-550 آر-530- آس-37 ماترا
همچنین بمب های 450 کیلوگرمی (ایی-یو-3) و بمب اتمی (آ ان-52)
قابلیت حمل سوخت خارجی:دارد وبه مقدار 2350 کیلوگرم
کشور های دارنده:
آرژانتین-برزیل-کلمبیا-مصر-فرانسه-لبنان-لیبی-پاکستان-پرو-آفریقای جنوبی-اسراییل-سویس-زئیر

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 18:51  توسط محمد جواد قرقانی  | 

بمب افکن سنگین میان قاره ای بلاک جک    

                                         


هواپیمای بلک جک، که اغلب با کد Tu-160 شناخته می شود، بمب افکن سنگین وزن مافوق صوتی است که در طی دوران جنگ سرد به منظور شلیک موشک های ALCM یا موشک کروز شلیکی از هوا به مرحله طراحی و تولید رسید. این هواپیما ساخت شرکت توپولف بوده و با لقب بلک جک یا شلاق چرمی شناخته می شود. بلک جک امروزه سنگین وزن ترین و می توان گفت تا حدودی قدرتمند ترین بمب افکن حال حاضر دنیاست. این هواپیما قادر است با ماکزیمم سرعتی معادل 2.200 کیلومتر بر ساعت پرواز کرده و فاصله ای برابر با 13.950 کیلومتر را بپیماید.


 

بمب افکن بلک جک روسی


این هواپیما، به دلیل پرواز در سرعت های مافوق صوت، دارای سیستم بال متغیر است که بنابر سرعت موجود میزان به عقب رفتگی بال را توسط کامپیوتر تنظیم می نماید. این هواپیما برای تامین قدرت خود از چهار موتور قدرتمند NK-32 توربوفن مجهز به پس سوز بهره می جوید که هر جفت در یک طرف بدنه آرایش یافته و حتی دارای ورودی های هوای متغیر هستند. ارابه فرود این هواپیما شامل یک ارابه دو چرخی در دماغه یا جلوی هواپیما و دو ارابه شش چرخی در دو جفت، در میان موتورها می باشد. همچنین در امتداد جلو و عقب این چرخ ها محفظه های حمل تسلیحات در خط میانی وسط هواپیما تعبیه شده است. در دماغه این هواپیما، سیستم رادارای آبزور K قرار گرفته است که از آن هم برای اسکن آسمان و همینطور برای بررسی و مطالعه اهداف زمینی استفاده می شود. همچنین در دماغه رادار سپوکا نیز برای بررسی سطح زمین هنگام پرواز سینه مال یا بسیار نزدیک به زمین و در ارتفاعات پایین نیز تدارک دیده شده است. برای انجام عملیات سوخت گیری هوا به هوا با دقت بیشتر، لوله سوخت گیری در جلوی شیشه خلبانان قرار گرفته که عمل سوخت گیری را به مراتب ساده تر می سازد. در کابین تحت فشار این هواپیما، حداکثر چهار خدمه سوار بر صندلی های نجات موشکی می توانند به عملیات بپردازند که این افراد را خلبان، کمک خلبان، مهندس پرواز یا ناوبر و مسئول تسلیحات نظامی تشکیل می دهند.


 


تسلیحات یا همان موشک های کروز Kh-55SM در این بمب افکن در شش محفظه حمل می شوند. برای هدایت موشک ها، از سیستم پیشرفته راداری ناوبری/حمله اختاپوس که هم برای هدایت هواپیما و هم به منظور هدایت سلاح ها به کار برده می شود، استفاده می شود. این سیستم اطلاعات و مختصات محوری لازم را برای موشک های کروز شلیک شده به خوبی فراهم می آورد. همچنین این سیستم نقشه ای دیجیتالی را از سطح زمین قبل از پرتاب موشک به آن تحویل می دهد که عمل هدایت را دقیق تر می کند. همچنین این هواپیما می تواند با موشک های کوتاه برد کروز و یا حتی موشک های ضد تشعشع نیز تجهیز شود. بال های متغیر این هواپیما کلاً می تواند در سه حالت 20 درجه برای فرود، 35 درجه برای کروز یا گشت زنی عادی در آسمان و 65 درجه برای پرواز در سرعت های بالا قرار گیرد. در حالتی که بال ها کاملاً به عقب برگشته اند، از سطح داخلی بال ها فلپ هایی به صورت عمودی روی هر بال بلند می شوند که نقش ایجاد ثبات را در سرعت های بالا ایفا می کنند. این هواپیما برای دفاع از خود از انواع موشک های حرارتی مادون قرمز، مغشوش کننده رادار و پرتاب کننده فلر یا همان گوی های آتشین گمراه کننده موشک حرارتی برخوردار است. در انتهای مخروطی دم هواپیما، چترهای فرود آن قرار داده شده اند که به کاهش سرعت در هنگام فرود کمک می کنند. با انجام عملیات ارتقاء بر روی این هواپیما، انتظار می رود که تا سال 2020 تا 2025 در خدمت باقی مانده و پرواز نمایند.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 18:51  توسط محمد جواد قرقانی  | 

هواپیمای بی 1بی، از خانواده بمب افکن های سنگین وزن آمریكایی است که به عنوان جایگزینی برای هواپیمای بی 52 تولید شد. مدتها تفکر بر این بود که باید جانشینی شایسته که بتواند به خوبی از عهده وظیفه بمب افکن قدیمی و پا به سن گذاشته بی 52 بر آید، طراحی و تولید شود.


بمب افكن سنگین وزن B1-B در نمایی از روبرو


چرا که هواپیمای بوئینگ 52، بمب افکنی بسیار قدیمی و متعلق به دهه پنجاه بود که تکافوی نیازهای نیروی هوایی را نمی کرد و همه روزه چند عدد از آن ها به جمع هواپیماهای از رده خارج شده با بازنشسته به موزه های هوایی سپرده می شدند. به خصوص با اعلام طرحی جدید برای بمب افکنی مدرن ملقب به بلک جک توسط شوروی سابق، دیگر برای نیروی هوایی آمریکا بمب افکن های پیر بی 52 حرفی برای گفتن نداشتند. در این جا بود که با ارئه طرح هواپیمای فوق مدرن B1-A، کارخانه راک ول اینترنشنال وظیفه تولید آن را بر عهده گرفت، اما پس از چندی، متخصصان متوجه آسیب پذیری بسیار بالای این بمب افکن در مقابل رادار شدند و در نتیجه تصمیم بر آن گرفته شد که گونه ای جدیدتر با امکانات بیشتر و ویژگی رادار گریزی بیشتر عرضه شود.

نهایتاً موجب طراحی و تولید هواپیمای B1-B شد. هواپیمای B1-B یک بمب افکن دوربرد و میان قاره ای است که قابلیت شلیک انواع موشک های هوا به سطح ASM مانند کروز و بازه گوناگونی از بمب های همه منظوره و یا هدایت شونده و بمب های هسته ای را نیز دارا است. این بمب افکن بسیار پیشرفته، می تواند بدون سوخت گیری مجدد، از یک قاره به قاره ای دیگر سفر کند، ماموریت خود را انجام داده و سپس مراجعت کند. یکی از ویژگی های چشم گیر این بمب افکن، بالهای متغیر آن است که از تکنولوژی جمع شوندگی برای سرعت های بالا استفاده می کند.


بمب افكن B1-B یك هواپیمای رادار گریز است


در این فناوری، با عقب رفتن بال ها در سرعت های بالا، فشار وارده بر آنها کم شده در نتیجه از میزان پسای اضافی که بالها در سرعت های بالا تولید می کنند کاسته می شود. مزیت دیگر بال متغیر این است که برای برخاست، می تواند بالهای خود را به میزان حداکثر باز کرد تا با سرعت کمتری توانایی تیک آف وجود داشته باشد. هواپیمای B1-B از چهار موتور توربوفن F-101 GE با سیستم پس سوز استفاده می کند که توانایی کشش هر یک حدود 13500 کیلوگرم است. به دلیل داشتن چنین موتورهای قدرتمندی است که این هواپیما را می توان جز هواپیماهای مافوق صوت به حساب آورد، چرا که این بمب افکن می تواند با سرعت حداکثر 1.2 ماخ در سطح دریا پرواز کند که از این لحاظ نیز برتری قابل توجهی نسبت به هواپیمای B-52 دارد. این هواپیما طولی قریب به 44 متر داشته و عرض آن با بالهای کاملا باز حدود 40 متر بوده و با بالهای بسته به حدود 23 متر می رسد. حداکثر وزن برخاست این هواپیما بالغ بر 200 تن است که رقم جالبی است.

اولین مدل این هواپیما در سال 1985 تحویل شد و بعد از آن از سال 1986 به خدمت نیروی هوایی آمریکا در آمد و تا به امروز در سمت خود باقی است، هر چند که به تدریج ظهور بمب افکن هایی چون B-2 عرصه را بر وی تنگ کرده اند. این هواپیما برای پرواز به چهار خدمه شامل خلبان اصلی، افسر تهاجم، افسر دفاع نظامی و فرمانده هواپیما نیاز دارد. همچنین سقف پروازی این هواپیما، یعنی حداکثر ارتفاعی که هواپیما قابلیت پرواز را دارد) حدود 9100 متر یا 30,000 فوت است. قیمت این هواپیما حدود 200 میلیون دلار است که رقم واقعاً سر سام آوری برای دارنده آن است و هزینه نگهداری آن نیز نسبتاً چیزی از قیمت آن کم ندارد. البته برنامه هایی برای بهینه سازی و بهبود بخشی از امکانات و توانایی های این بمب افکن قدرتمند و مخوف در دست تکمیل است که تا چند ماه آینده کامل شده و باز شاهد هواپیمای بمب افكن پیشرفته تر و توانمندتری از پیش باشیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 18:51  توسط محمد جواد قرقانی  | 

تاریخچه كوتاه نبردهای F-14 تامكت در خدمت                               


هواپیمای جنگنده افسانه ای F-14 تامكت علی رغم شهرت و توانایی های بی نظیر آن و امپراطوری بی چون و چرای آن بر آسمان ها تا چند دهه، در نبردهای زیادی شركت نكرد. به خصوص نبرد هایی كه در آن ها هواپیمای دشمن به وسیله موشك فینیكس سرنگون شده باشد تعدادشان به انگشتان دست هم نمی رسد. تامكت كه در اصل برای حفاظت از ناوهای هواپیمابر و نه ماموریت های تهاجمی طراحی شده بود، در نیروی دریایی به طور بسیار محدود در چند جنگ هوا به هوا شركت كرد و عمده شكارهای این جنگنده به خدمت آن در جنگ تحمیلی توسط ایران باز می گردد كه شما فراوانی از جنگنده های نیروی هوایی بعثی عراق به وسیله این جنگنده خوش پرواز IRIAF سرنگون گشتند. در مطلب زیر به تاریخچه كوتاهی از نبرد ها و درگیری های هواپیمای تامكت در زمان خدمت سی و چند ساله این جنگنده می پردازیم:


1975-1974، جنگ ویتنام: اگر چه تامكت بسیار دیرتر از آنچه كه می بایست به جنگ ویتنام رسید، اما این جنگنده در اسكادران های VF-1 و VF-2 به تدریج پروازهای پاترول یا گشت هوایی خود را از سپتامبر 1974 آغاز كرد و این گشت ها تا می 1975 ادامه داشت. این گشت های هوایی به عنوان بخشی از عملیات Frequent Wind انجام می شد، با وجود موفقیت های عمده فانتوم در مقابل جنگنده های ویتنامی، در طی این عملیات تامكت ها موفق به شكار هواپیماهای میگ نشدند، یعنی همان شكارهای آماده ای كه در ماموریتهای تن به تن با فانتوم به راحتی از مزرعه آسمان درو می شدند.

 

1974 تا به حال، اسكورت بمب افكن های شوروی: یكی از بازی های مورد علاقه تامكت (!) اسكورت بمب افكن های شوروی بود كه در حال عبور بر فراز ناوهای هواپیمابر آمریكا شناسایی می شدند. از آن جا كه یكی از ماموریت های اصلی تامكت حفاظت از ناوهای هواپیمابر بود، ماموریت های موسوم به «Catch that bomber» از ماموریت ها و كارهای تقریباً روزانه خدمه تامكت به شمار می رفتند. هر گاه كه جنگنده یا بمب افكن های دوربرد و استراتژیك شوروی مسلح به موشك های كروز ضد كشتی به محدوده خطر ناوهای آمریكایی می رسیدند، اف-14 های نیروی دریایی به منطقه خطر اعزام می شدند تا به اصطلاح به آن ها «خوش آمد» بگویند. این ماموریت ها در حقیقت برای سرنگون ساختن جنگنده ها یا بمبرهای دشمن انجام نمی شد، بلكه صرفاً هدف از انجام ان ها اسكورت بمب افكن تا منطقه دور از خطر و البته در صورت امكان نگاهی انداختن به تسلیحات محمول این هواپیما ها بود.


اسكورت بمب افكن Tu-95 شوروی توسط F-14 نیروی دریایی آمریكا


1988-1980، جنگ تحمیلی ایران-عراق: می دانیم كه ایران تنها كشور بعد از آمریكا بود كه به جنگنده افسانه ای تامكت مجهز بود. در 22 سپتامبر سال 1980 مقارن با سی و یكم شهریور ماه 1359 شمسی، رژیم بعثی عراق با هدف اشغال منطقه موسوم به شط العرب و جزایر استراتژیك خلیج فارس كه دارای چاه های نفتی بسیار غنی بودند، با حمله به چندین پایگاه هوایی ایران به منظور فلج ساختن قوای هوایی ایران، آتش جنگ تحمیلی هشت ساله را بر افروخت. تامكت های ایران با 270 موشك فوق پیشرفته فینیكس در آن زمان و تعداد نا معلومی موشك های اسپارو و سایدوایندر به جنگ هواپیماهای عمدتاً روسی عراق رفتند. هیچ یك از طرف های درگیر در جنگ آمار صحیح و درستی از شكارهای خود در نبرد های هوایی به جامعه جهانی ارائه ندادند، اگرچه وقایع مشهود دال بر ساقط شدن بیش از هشتاد فروند هواگرد عراقی به وسیله اف-14 های ایرانی است. عمده این هواگردها شامل هواپیماهای میگ 21، میگ 23، میگ 25، سوخو 20، سوخو 22، جنگنده های میراژ اف-1 و تعدادی هلیكوپتر های میل می باشد كه از شوروی سابق خریداری شده بودند.

 

1981، ساقط شدن دو فروند سوخو 22 لیبیایی توسط تامكت های USN: در اوایل دهه هشتاد میلادی، كشور لیبی مشكلاتی را در زمینه مرزهای آبی بین المللی ایجاد كرده بود. بنا بر قوانین بین المللی، كشورهای ساحلی حق دارند تا دو مایل حاشیه دریا را جزو مرزهای خود به شمار آورند در حالی كه كشور لیبی این قانون را قبول نداشته و تا 12 مایل آن طرف تر از مرزهای خشكی خود، دریا را جزو مرز های كشورش می دانست. نیروی دریایی آمریكا در نقش نیروی پلیس بین المللی روزانه گشت هایی را بر فراز حریم هوایی بین المللی كه از آن سو لیبی جزو مرزهای خود می دانست انجام می داد كه اكثر این پرواز به درگیری های مانوری بین جنگنده های روسی لیبی و جنگنده های آمریكایی می انجامید. صبح نوزدهم آگوست سال 1981 بود. دو فروند F-14A از ناو هواپیمابر نیمیتز برخاسته و به قصد انجام ماموریت گشت هوایی یا CAP در حال پرواز بودند كه هواپیمای پیش اخطار آواكس E-2 آن ها را از وجود دو فروند سوخو 22 فیتر در منطقه آگاه كرد كه مستقیماً به سمت تامكت ها در حال حركت بودند. با نزدیك شدن سوخوها به هواپیماهای تامكت، آتشی از زیر بال هواپیمای سوخو 22 لیدر پیدا شد كه بعد ها معلوم شد كه این آتش مربوط به روشن شدن موشك AA-2 آتول بوده كه به سمت اولین تامكت شلیك شده بود. این موشك به تامكت ها برخورد نكرد و با این اتفاق، چون به سمت تامكت ها شلیك شده بود خلبان ها می توانستند به سوخو 22 های لیبی شلیك نمایند. پس خلبان لیدر تامكت مسیر خود را به سمت سوخو 22 وینگ من تغییر داد و با رها شدن از اشعه مستقیم آفتاب صبحگاهی كه چشم فرمانده تامكت را آزار می داد، یك فروند موشك سایدوایندر از بال تامكت جدا شده و مستقیماً به درون اگزوز موتور سوخو 22 رفت و از قسمت كابین به بعد سوخو به طور كلی منهدم شد اما خلبان با موفقیت از هواپیمای نیمه سوخته خود اجكت كرد. دومین فروند سوخو 22 هم با شلیكی عالی به سرنوشت سوخو 22 دیگر دچار شد و بدین ترتیب بار دیگر برتری تامكت اثبات گردید.

 

1983، نبرد بر فراز لبنان و درگیری با میگ ها و موشك های SAM: در اواخر سال 1983، نیروهای حافظ صلح آمریكا در منطقه لبنان، كشوری كه درگیر جنگ های داخلی است،  مورد تهدید حملات نیروهای گروه های نظامی لبنان و نیروهای سوریه قرار گرفتند. در نتیجه این حملات، اسكادران های VF-11 و VF-31 از روی ناو هواپیمابر جان اف كندی به انجام عملیات پرداختند. در طی این عملیات، هواپیماهای تامكت به شدت مورد تهاجم موشك های زمین به هوای SAM و موشك های AAA قرار گرفتند، هر چند كه هیچ از آن ها به تامكت ها برخورد نكرد. یكی از خلبانان اسكادران VF-11 می گوید: «در یكی از پروازهای خود بر فراز لبنان كه در اصل ماموریت شناسایی به وسیله سیستم TARPS بود، به طور همزمان رادار تامكت من بر روی هشت هواپیمای میگ قفل نمود، اما میگ ها با انجام مانورهای سپلیت اس مانع از قفل صحیح و شلیك می شدند، هر چند كه نهایتاً هواپیماهای دشمن به سمت سوریه عقب نشینی كردند.» در این عملیات هیچ هواپیمای تامكتی ساقط نشده و حتی آسیبی به آن ها نرسید، در حالی كه در حملات بعدی دو هواپیمای A-6 و A-7 سرنگون شدند.


هواپیماهای F-14 تامكت در حال پرواز با بالهای بسته


1985، نجات هواپیمای مسافربری از بند ربایندگان توسط تامكت ها: در سال 1985، هواپیمای مسافربری متعلق به خطوط هوایی مصر در پرواز مصر به لیبی توسط هواپیما ربایان سازمان آزادی بخش فلسطین برای در فشار گذاشتن دولت اسرائیل به منظور آزادی زندانیان سیاسی ربوده شد. به منظور آزادی هواپیمای مسافربری از بند ربایندگان، هفت هواپیمای اف-14 تامكت مامور رهگیری هواپیمای بوئینگ 737 شدند كه سه فروند از این هواپیما ها برای دفع خطر احتمالی تهاجم هواپیماهای لیبیایی در نظر گرفته شدند. یك هواپیمای پیش اخطار E-2 از قبل موقعیت دقیق هواپیمای قربانی را مشخص كرده و تامكت ها را بدان سمت هدایت نمود. هواپیماهای تامكت در شرایط سخت پرواز شبانه و سكوت كامل رادیویی و همچنین در حالتی كه تمام چراغ های بیرونی هواپیماها خاموش شده بود، به بوئینگ 737 قربانی نزدیك شدند. هواپیماهای F-14 به گونه ای جالب در جلو، عقب و طرفین هواپیمای بوئینگ 737 قرار گرفتند و پس از ثبات موقعیت، تامكت ها تمام چراغ های خود را روشن كرده و ارتباط رادیویی خود را با خلبان بوئینگ 737 برقرار نمودند. هواپیمای تروریست ها به شیوه ای بسیار غافلگیر كننده رهگیری شده و تا فرودگاهی در ایتالیا اسكورت شد. پس از فرود، گروه های پلیس هواپیما را احاطه كرده و تروریست ها را با موفقیت دستگیر نمودند.

 

1989، ساقط شدن دو فروند میگ 23 لیبیایی توسط تامكت های USN: روز چهارم ژانویه سال 1989، بار دیگر نیروی هوایی لیبی مغلوب نیروی دریایی آمریكا شد. دو فروند F-14 تامكت كه از ناو هواپیمابر جان اف كندی برخاسته بودند، بار دیگر در حریم بین المللی هواپیماهای لیبیایی را مشاهده كردند. یك روال كاملاً معمولی این بود كه همانند اكثر اوقات رادار قدرتمند AN/AWG-9 هواپیماهای تامكت روی هواپیمای دشمن قفل می شد تا هواپیماهای دشمن از وجود قفل راداری آگاه شده و امكان بازگشت بدون درگیری برای آن ها به وجود می آمد. معمولاً همین اقدام برای دور كردن هواپیماهای دشمن كافی بود، چرا كه صدای قفل رادار مسلح AWG-9 به اندازه كافی ترسناك است كه هواپیماهای نسل سوم روسی را بترساند. اما انگار این بار خلبانان لیبیایی شجاع تر از این حرف ها بودند چرا كه به نزدیك تر شدن به تامكت های آمریكایی ادامه دادند. پس از هشت دقیقه مانورهای دو طرف برای یافتن موقعیت خوب شلیك، سرانجام دستور درگیری از سوی مركز فرماندهی ناو صادر شد. نخستین تامكت روی هدف قفل كرده و موشك اسپاروی خود را شلیك كرد، اما موشك به هدف برخورد نكرد. این در حالی بود كه موشك دوم شلیك شده از همین هواپیما هدف خود را پیدا كرده و با موفقیت به آن اصابت نمود. تامكت دوم نیز به دلیل فاصله نزدیك استفاده از موشك سایدوایندر خود را ترجیح داده و موشك را شلیك كرد. این موشك نیز به هدف اصابت نموده و به داخل اگزوز موتور هواپیمای دشمن رفت.

 

1991، جنگ خلیج و آزادسازی كویت: در سال 1991، شش ماه بعد حمله نیروهای عراق بعث به كویت به منظور اشغال چاه های نفت آن كشور، نیروهای متحد حملات گسترده ای را علیه عراق صورت دادند. نیروی هوایی كشورهای متحد كاملاً بر نیروی هوایی عراق پیروز بود و این مسئله از تعدد هواپیماهای نیروهای متحد و همچنین عدم پشتیبانی غرب از عراق و فرسوده بودن جنگنده های عمدتاً روسی عراقی ناشی می شد. تعداد فراوانی از جنگنده عراقی برای جلوگیری از نابودی و انهدام به ایران پناه آوردند، به طوری كه حتی در حال حاضر جنگنده هایی چون سوخو 24، میگ 21، سوخو 22 و A-50 های عراقی در ایران مشغول به خدمت اند. در این جنگ حادثه كلاسیك «شكار میگ» رخ نداد و این بدان دلیل بود كه اكثر جنگنده های عراقی با مشاهده جنگنده های نیروهای متحد در فواصل نزدیك اقدام به عقب نشینی و حتی فرار می كردند. اف-14 های نیروی دریایی عملیات مختلفی را در اسكورت ناوهای هواپیمابر و هواپیماهای آواكس در این جنگ انجام دادند. شایعه ها دال بر آن بود كه خلبانان عراقی كاری مشابه آن چه در مقابل اف-14 های ایران در جنگ تحمیلی انجام دادند را صورت می دادند، بدین ترتیب كه به محض آگاهی از قفل شدن رادار تامكت روی هواپیمایشان، مسیر كاملاً مخالف را پیش رو گرفته و تقریباً از منطقه خطر تنها می گریختند.  تنها شكار تامكت در این جنگ سرنگونی یك فروند هلیكوپتر میل-8 هیپ با موشك سایدوایندر بود كه از فاصله نزدیك صورت گرفت. در ششم فوریه 1991، یك فروند F-14B از اسكادران VF-103 از بین رفت كه در طی این حادثه، یكی از خلبانان نجات یافت و دیگری به اسارت گرفته شده و در پایان جنگ آزاد گردید.

 

2000-1999، جنگ یوگسلاوی سابق: در طی جنگ یوگسلاوی، شاید F-14 بزرگترین و موثر ترین نقش های عمر خدمتی خود را ایفا كرد. در این نبرد هواپیماهای تامكت از اسكادران های مختلف برای پرواز در ماموریت هایی چون پشتیبانی نزدیك، بمباران دقیق با بمب های لیزری و ماموریت های شناسایی به كمك سیستم پیشرفته TARPS شركت داشتند. از ناو هواپیما بر یو اس اس تئودور روزولت كه به جنگ یوگسلاوی و خصوصاً نبرد كوزوو فرستاده شده بود، در بین ماه های آورین و ژوئن همان سال تعداد 4270 سورتی پرواز انجام شد كه از این تعداد 3055 عدد آن ها پروازهایی عملیاتی بودند كه در آن ها هواپیماهای تامكت از اسكادران VF-14 و F/A-18 نقش موثری داشتند. در این عملیات تعداد 477 هدف تاكتیكی و حدود 80 هدف ثابت نابود گردید در حالی كه آمار سقوط یا سرنگونی هواپیماهای خودی هنوز صفر بود.

 

2001، عملیات علیه تروریسم پس از حادثه یازدهم سپتامبر: در یازدهم سپتامبر سال 2001 میلادی، تروریست های گروه های وابسته با ربودن هواپیماهای مسافربری در بین راه و هدایت آن ها به سمت شهر نیویورك و برخورد كردن آن ها با دو ساختمان تجارت جهانی، موجب كشته شدن هزاران انسان بیگناه شدند. در این حادثه دو ساختمان برج های دوقلوی تجارت جهانی به شدت آسیب دیدند، به همین دلیل تعمیر آن ها مقرون به صرفه تشخیص داده نشده و هر دو ساختمان برای همیشه از آن منطقه حذف شدند. بلافاصله در دوازدهم سپتامبر، ناتو بیانیه ی جدیدی صادر كرد كه به موجب آن حمله یك كشور عضو این سازمان، حمله به تمام كشورهای عضو آن بود و همه می بایست در دفع تهاجم شركت كرده و كشور متجاوز را به عقب نشینی وادار كنند. به زودی تروریست ها شناسایی شدند. این تروریست ها تحت فرماندهی شخصی به نام اسامه بن لادن كه در افغانستان زندگی می كرد و مورد حمایت رژیم طالبان بود به فعالیت می پرداختند. چند هفته پس از تهاجم به ساختمان های تجارت جهانی، نیروهای آمریكایی و انگلیسی عملیات گسترده ای را علیه شبكه تروریست ها و نیروهای آن ها در افغانستان آغاز كردند. در این عملیات هواپیماهای F-14 كاملاً مسلح به همراه هواپیماهای F/A-18 از روی ناوهای هواپیمابر به انجام عملیات پرداختند و هدف های زیادی چون پایگاه ها، تسلیحات، كمپ های تمرین نبرد و همچنین واحد های نیروی رژیم طالبان را نابود كردند. در نهم اكتبر 2002، هواپیمای F-14 متعلق به اسكادران VF-14 مسیر 1700 مایلی خلیج فارس تا مزار شریف را برای عملیات بمباران دقیق طی كرد كه در این عملیات، هواپیماهای رژیم طالبان به كلی منهدم شدند.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 18:50  توسط محمد جواد قرقانی  | 

MiG-29 SMT، عضوی جدید از خانواده فولكروم                                       نویسنده: آرمان


هواپیمای MiG-29 از جمله جنگنده هایی بود كه در آخرین نفس های عمر جنگ سرد و تقریباً همزمان با جنگنده موفق Su-27 طراحی و تولید گشت. هر چند این جنگنده به لحاظ ابعاد طبق سنت دیرینه ی شركت میكویان گورویچ از سوخو 27 فلانكر كوچك تر و جمع و جور تر است، اما طراحی آیرودینامیكی فوق العاده ی این هواپیما چیزیست كه فولكروم را به مانورپذیرترین جنگنده جهان مشهور كرده است. فولكروم شمایلی شبیه به فلانكر دارد، از دو سكان عمودی بهره می جوید و ورودی های موتور و طرح بال های آن به جز ابعاد كاملاً‌ شبیه انواع به كار رفته در فلانكر است و تمامی این شباهت ها، متاثر از استفاده مشترك دو شركت میگ و سوخو از نتایج آزمایش های موسسه آیرو-هیدرودینامیك شوروی سابق یا ساگی TsAGI در میانه های دهه هشتاد میلادی می باشد. در مقاله زیر، به بررسی تشریح وی‍ژگی های گونه ی جدید شكاری جنگنده  میگ 29 فولكروم ملقب به SMT می پردازیم كه در سالهای اخیر خود را به عنوان رقیب جدی هواپیماهای جدید خانواده ی فلانكر شركت سوخو در بین تولیدات هواپیمایی نظامی روسیه به خوبی مطرح كرده است:


MiG-29SMT یكی از بهبود یافته ترین و به روز ترین مدل های جنگنده فولكروم است كه برنامه ساخت آن شامل موارد بهبود های فنی بسیاری در این جنگنده شكاری می شود. اما برنامه نیروی هوایی روسیه برای ارتقای میگ 29 های فعلی این نیرو علاوه بر جنبه بسیار مثبت آن، یك نكته منفی هم برای علاقه مندان این جنگنده دارد و آن اینست كه بسیاری از اطلاعات فنی به صورت یك راز باقی خواهد ماند چرا كه روسیه علاقه ندارد مشخصات دقیق این جنگنده فعلاً فاش شود. همین مسائل خود بیان كننده ی این است كه SMT چیز دیگریست. اگر از روی ظاهر بخواهیم قضاوت كنیم، MiG-29SMT به سادگی از مدل های دیگر فولكروم متمایز می شود. چرا كه قسمت عقب كاكپیت هواپیما دیگر با یك شیب تند به بدنه متصل نمی شود، بلكه شكل كاكپیت تا قسمت انتهایی و بین موتورهای هواپیما ادامه می یابد و به صورت یك زایده روی بدنه اصلی فولكروم قرار می گیرد. شاید به همین دلیل باشد كه عده ای به MiG-29SMT «فولكروم كوهان دار» هم می گویند! اما فایده ی این به اصطلاح كوهان چیست؟


MiG-29SMT، به مخزن سوخت بزرگ پشت كابین خلبان دقت كنید


مدل های اولیه فولكروم و مشكل برد كوتاه

میگ 29 در مدل های اولیه، همواره به عنوان یك هواپیمای بسیار موفق مورد توجه كارشناسان بوده و ویژگی های خاص آن باعث برانگیختن تحسین همگان بوده است. اما بزرگترین نقصی كه میگ 29 از آن رنج می برد، كوتاهی برد این جنگنده بود. هر چند فولكروم در نقش اصلی دفاع هوایی كه برد در آن اهمیت نسبتاً كمتری داشت رل خود را ایفا می كرد، اما صدور این جنگنده به كشورهای دیگر و اعتراض خریداران به برد كم آن باعث شد تا خود روسیه هم به این فكر بیفتد كه بهبود برد این جنگنده می تواند با عرضه مدل های اصلاح شده، مشكل را چاره نماید. این مشكل، حتی در مدل های بعدی هم همچنان جلوه می كرد تا اینكه مدل پیشرفته SMT عرضه شد. وجود قسمت كوهان شكلی كه در بالای بدنه MiG-29SMT به چشم می خورد و اساسی ترین تفاوت ظاهری این جنگنده را به وجود می آورد، برای حل مشكل كوتاهی برد است. در این قسمت یك مخزن سوخت بزرگ قرار گرفته است كه نقص فولكروم را در مورد برد كوتاهش به خوبی می پوشاند. گفته می شود كه در حالتی كه مخازن سوخت داخلی كاملاً پر و تانك های اضافی خارجی نیز نصب شده باشند، برد SMT به بیش از 3000 كیلومتر افزایش می یابد.


امكان سوخت گیری هوا به هوا از بهبود های بسیار موثر MiG-29SMT به شمار می آید


تاریخچه كوتاه MiG-29SMT

نخستین پروازهای نمونه های اولیه MiG-29SMT در 29 نوامبر سال 1997 آغاز گردید و پرواز اول را خلبان مارات آلیكوف به انجام رساند. مدل های اولیه تنها شاید شكل ساده ای از جنگنده ای كه قرار بود با عنوان MiG-29SMT به تولید برسد بودند و توانایی های آنان به حد كافی تكمیل نبود. به همین دلیل نخستین پرواز مدل كامل و مجهز MiG-29SMT در 14 جولای 1998 به وسیله خلبان آزمایشی جدید شركت میگ، خلبان ویلادیمیر گوربونف انجام گرفت. برای اثبات افزایش باورنكردنی برد فولكروم، دو فروند MiG-29SMT مسیر بین فرودگاه ژوكوفسكی در روسیه و فارنبرو در بریتانیا را یكسره برای شركت در نمایشگاه پیمودند و این در حالی بود كه در هنگام تماس چرخ های دو هواپیما با زمین، هنوز حدود یك تن سوخت در تانك های سوخت آنان مانده بود.

 

تفاوت های MiG-29SMT با مدل های دیگر

علاوه بر وجود یك مخزن سوخت بزرگ در بالای بدنه میگ 29 كه از اولین نگاه می توان به وجود آن پی برد، MiG-29SMT تفاوت های عمده دیگری نیز با مدل های قدیمی تر دارد. شاید بدانید كه در مدل های قدیمی دریچه های هوای جانبی در قسمت بالای بدنه وجود داشتند كه در مواقعی كه هواپیما روی باند در حال تاكسی بود، با بسته شدن ورودی های اصلی هوای موتور، هوا از طریق این ورودی های فرعی به درون موتور كشیده شده و بدین ترتیب از ورود اشیا اضافی به درون موتور در باند های ناتمیز یا همان مشكل FOD-Foreign Object Damage ممانعت به عمل می آمد. اما در MiG-29SMT به دلیل عدم نیاز به چنین مكانیزمی برای دریچه های موتور،‌ استفاده از همان دریچه های اصلی موتور در هنگام تاكسی البته با تدابیر دیگری ترجیح داده شده و قسمت كانال های هوا كاملاً حذف گردید. مزیت این كار، ایجاد فضای اضافی و اضافه كردن تانك های سوخت اضافه در فضای خالی و در نتیجه افزایش برد هواپیما بود. یكی دیگر از امكانات اضافه شده به این مدل از فولكروم، امكان سوخت گیری هوا به هواست كه نبود آن یكی از ضعف های عمده در مدل های قبلی به شمار می آمد. مدل MiG-29SMT برای كاكپیت هم طرح های جدیدی دارد. كاكپیت این جنگنده از نوع كاكپیت شیشه ای بوده و در این كاكپیت به صورت عمده از نمایشگر های LCD به جای نشان دهنده های آنالوگ استفاده می شود و به طور كلی با كاكپیت فولكروم های قدیمی متفاوت است. تفاوت دیگر MiG-29SMT در رادار جدید N-109M Slot Back است كه سیستمی راداری با برد بیشتر، پهنه ی دید وسیع تر،‌ امكان زیر نظر داشتن طرفین هواپیما یا قابلیت Side Looking و توانایی دنبال كردن بیش از ده هدف در یك زمان است. به طور كلی ظاهراً MiG-29SMT حتی قادر به حمل پاد های هدف گیری بیرونی همانند سیستم LANTIRN در جنگنده های غربی نیز می باشد كه برای كاربرد های هوا به زمین قابلیت های جنگنده را مضاعف می نماید. اگر چه عموماً MiG-29SMT از مدل های قبلی سنگین تر است، اما با وجود موتورهای جدید RD-43 به جای RD-33 نه تنها مانع از افت كارایی هواپیما شده بلكه تا اندازه ای به مانورپذیری و شتاب گیری این هوپیما نیز كمك كرده است. در این موتور ها دیگر از دود سیاه رنگ به جامانده در پشت موتور خبر نیست و دیگر سر و صدای بیش از حد موتور شما را آزار نمی دهد. این موتور های تازه طراحی شده می توانند تا 22.000 پوند نیروی كشش تولید نمایند.


MiG-29SMT در حال انجام مانور گردش


MiG-29UBT، مدل دو سرنشینه SMT

هواپیمای MiG-29UBT نیز یكی از مشتقات هواپیمای MiG-29SMT است كه به صورت دو سرنشینه و آموزشی تولید گردیده است. در این مدل، علاوه بر یك كابین اضافی در عقب، می توان به ترمز های هوایی بزرگتر تعبیه شده نیز اشاره كرد. كابین جلو همانند كاكپیت جلو در مدل پایه است، اما كابین عقب علاوه بر كنترل ها و ادوات معمولی، شامل یك صفحه CRT بزرگ برای نمایش تصویر تلوزیونی دریافتی از سیستم های نصب شده شناسایی در بیرون یا تسلیحات هوا به زمین است. اگرچه این مدل بیشتر به عنوان یك هواپیمای آموزشی شناخته شده است، اما UBT به راحتی می تواند در بمباران های سبك تاكتیكی نیز مورد استفاده قرار بگیرد. در بمباران هایی كه نیاز به دقت زیاد برای انهدام هدف است، در حالی كه خلبان اصلی وظیفه هدایت هواپیما را به بهترین موقعیت دارد، خلبان قسمت عقب می تواند به راحتی تسلیحات هوا به زمین هوشمند را كنترل و در زمان لازم رها نماید.


تفاوت ظاهری MiG-29SMT با مدل های قدیمی به خوبی در این هواپیما با بدنه ای عضلانی تر مشخص است


نیروی هوایی روسیه و MiG-29SMT

با تمام اوصاف، نیروی هوایی روسیه RuAF تصمیم به ارتقای چهارصد فروند میگ 29 قدیمی در خدمت خود به مدل جدید MiG-29SMT دارد، اما مشكلات مالی و اقتصادی به احتمال زیاد اجازه ارتقای تمام میگ های 29 خدمتی نیروی هوایی روسیه را نخواهد داد. خلبان های MiG-29SMT از عملكرد به مراتب عالی تر این مدل از فولكروم اشاره كرده و همچنین میل بسیار به جایگزینی فولكروم های قدیمی با این مدل دارند. گفتنی است كه هزینه های نگهداری این مدل،‌ در حدود سه چهارم مدل های قبلی این جنگنده است. همچنین، مدل MiG-29SMT-2 نیز كه قرار است به زودی وارد خدمت گردد، به جای رادار N-109M Slot Back از رادار بسیار پیشرفته ی N-110 ژوك بهره خواهد برد. این هواپیما بی تردید با ورود به خدمت عرصه را برای هواپیماهایی چون سوخو 30 و F-15E كه جنگنده های موفق، با توانایی های هوا به زمین گذشته هستند تنگ خواهد كرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 18:49  توسط محمد جواد قرقانی  | 

مانطوری که می دانیم، دو جبهه شرق و غرب، و در اینجا روسیه و فرانسه، همیشه به دنبال ساخت محصولاتی بوده اند که به نوعی از همتای خارجی خود برتر بوده و قابل رقابت با آن باشد. در این مقاله، هواپیماهای سوخو Su-30 MK روسی و میراژ 2000 فرانسوی مورد مقایسه گرفته و توانایی تاکتیکی و عملیاتی آنان سنجیده خواهد شد. هواپیمای Su-30 MK، آشکارا سعی در حفظ شکل ظاهری و همچنین توانایی های خود نزدیک به نیاکان او یعنی هواپیمای معروف سوخو 27 فلانکر، با تمرکز بر روی افزایش توانایی های چند ماموریتی خود، دارد. این هواپیما، به کلاس هواپیماهای اصطلاحاً «سنگین وزن» تعلق دارد. بزرگترین ویژگی این هواپیما، استقلال و مستقل بودن آن از پایگاه های زمینی-البته نه به طور کامل- برای حمله به اهداف زمینی یا هوایی خویش یا عملیات رهگیری است، به طوری که ظاهراً نیازی به اطلاعات هدف گیری از پایگاه های زمینی ندارد.


Mirage 2000-5 Mk 2, on order for the Hellenic Air Force of Greece.


Mirage 2000-5


ما هواپیمای میراژ 2000، هواپیمایی سبک وزن است که اصولاً برای عملیات دفاع هوایی در صورت حمله دشمن با اتکاء کامل بر پشتیبانی اطلاعاتی زمینی تولید شده است. اما، آخرین گونه این هواپیما یعنی میراژ M-2000-5، به طور قابل توجهی در حال فروش جهانی است و بیشتر کشورها در صدد خرید آن هستند. این هواپیمای فرانسوی، در عملیات دور از خانه به دلیل ضغف سیستم های شناسایی خود، به راحتی مغلوب حریف خود یعنی Su-30 MK که دارای استقلال عملیاتی از پایگاه خانه است، می شود. البته مقایسه این دو هواپیما، از لحاظ پایه ای چندان صحیح نیست، به این دلیل که هر یک از این دو هواپیما به کلاسی مخصوص بستگی داشته و دارای امتیازات منحصر به فرد در زمینه های تخصصی خود می باشند. اما باز نیز مواردی وجود دارد که بتواند بین این دو هواپیما به مقایسه گذاشته شده و در توانایی هر یک سنجیده شود. عملکرد بهینه هواپیمای Su-30 MK را می توان به پیکربندی درست ساختاری و آیرودینامیکی آن نسبت داد. از لحاظ قدرت آیرودینامیکی، واقعاً Su-30 MK مانند تمام هواپیماهای خانواده فلانکر رقیبی ندارد. در مقابل، ویژگی های آیرودینامیکی هواپیمای میراژ، چندان معلوم نمی باشد، اگرچه شکل بال های دلتا و مثلثی و بدون دم بودن آن-که در اکثر هواپیماهای اروپایی پست های قبلی وجود داشت- در سرعت های مافوق صوت بسیار موثر و مفید است. مانورپذیری بی همتای سوخو در تمام دنیا شناخته شده و تصدیق شده است. موتورهای با قابلیت منحرف کردن قدرت موتور به جهت دلخواه، این جنگنده را قادر می سازند که برای مثال به خوبی از عهده مانور کبرا بر آمده و حتی گاه مانور هایی در زاویه حمله 180 درجه انجام دهد. این مانورهای بی نظیر را نمی توان عادی نامید، بلکه باید از آن ها به عنوان «فوق العاده» یاد کرد که یکی از مهم ترین عوامل موفقیت در جنگ های هوایی نزدیک یا تن به تن است. این قابلیت بیشتر به علت دارا بودن سیستم الکترونیکی کنترل موتور/هواپیما ممکن شده که در طی آن، سیستمی هوشمند به طور اتوماتیک زاویه مورد نیاز برای سطوح کنترلی مانند شهپر ها و همچنین زاویه انحراف خروجی موتورها محاسبه کرده و بر اساس آن هواپیما تغییر جهت می دهد. امنیت پرواز نیز با یک سیستم محدود کننده شتاب گرانشی زمین-که توسط آن یا شتاب گرانشی زیاد می شود که به علت آن وزن تا 9 برابر سنگین تر شده و خون به مغز خلبان نمی رسد یا حالت منفی به خود گرفته و وزن سبک تر می شود و خون زیادی به مغز می رسد و در هر دو حالت باعث مختل ساختن فعالیت می شود- که شتاب جی را در وضعیت های مختلف کنترل کرده و محدود می کند. بدین گونه خلبان در این هواپیما با راحتی تمام می تواند به عملیات بپردازد. هواپیمای میراژ 2000 به طرزی کاملاً معمولی پرواز کرده و به انجام ماموریت می پردازد. این هواپیما،دارای سیستم انحراف قدرت موتور نبوده و حداکثر زاویه حمله آن از 25 تا 28 درجه تجاوز نمی کند. البته این هواپیما از نظر تحمل شتاب گرانشی زمین، برتری به مقدار بسیار ناچیز 5/0 جی دارد که حتی در نظر نمی آید. البته میراژ با وجود ضعف هایی که داراست، قابلیت چرخیدن به جهات مختلف را با سرعت بالا داراست و پیکربندی بال دلتا شکل آن و فلپ های داخلی برای تنظیم وضعیت دماغه هواپیما، جنگنده فرانسوی را قادر می سازد که بدون تالل و معطلی از حالت پرواز عادی و افقی، به حالت اوجی گیری کاملاً عمودی در آید. همچنین برخورداری از تنها یک موتور و همچنین وزن سبک تر نسبت به سوخو، موجب برتری این هواپیما از نظر چالاکی در جست و خیز های هوایی و همچنین مصرف سوخت کمتر و هزینه های نگهداری کاهش یافته می شود.


http://www.enemyforces.com/aircraft/su30mk2.jpg

Su-30 Mk


 ناگفته نماند که جنگنده میراژ از توانایی پرواز در ارتفاع پایین با سرعت بالا نیز برخوردار بوده و همچنین نسل جدید این هواپیما یعنی میراژ M-2000-9، از رادارهای جدیدی برای بهبود عملیات هوا به زمین خود سود می برد. دو هواپیمای سوخو و میراژ، از نظر سقف پرواز، سرعت و قابلیت شتابگیری تقریباً در سطح یکسانی قرار دارند و سنگینی هواپیمای سوخو در مقابل میراژ، با داشتن یک موتور بیشتر نسبت به میراژ 2000 جبران شده است که با این اوصاف، این دو هواپیما در زمان یکسانی به منطقه درگیری می رسند. اما با این حال، توانایی رهگیری سوخو با شعاع عملیاتی 3.000 کیلومتری، 45% نسبت به میراژ بیشتر بوده و می تواند یک کشور نسبتاً متوسط از نظر مساحت را به خوبی پوشش دهد. هواپیمای سوخو، همچنین امتیاز دو خلبان بودن را داراست که به آن امکانات وسیع و دقت عمل بیشتر از نظر بمباران های هوایی و غیره را می دهد و از این لحاظ، این مسئله برای میراژ تک نفره یک ضعف تلقی می شود. از لحاظ قابلیت حمل سلاح، سوخو قادر است تا 40% سلاح بیشتری نسبت به میراژ حمل نماید و این ویژگی این توانایی را به سوخو می دهد که در یک حمله هوا به زمین، تعداد بیشتری از اهداف زمینی را نابود سازد. از سوی دیگر، پیشرانه ها یا موتورهای هواپیمای سوخو، نقش غیر قابل انکاری در افزایش کارائی و عملکرد این هواپیما دارند. موتور AL-31 FP سوخو در مقابل موتور M53-P2 ساخت سنکما موتوری بهینه تر از نظر مصرف ویژه سوخت است. این موتورها، حتی در شرایط بحرانی مانند مانورهای بسیار سخت که در آن ها هوای مورد نیاز موتور به دلیل وضعیت ویژه ورودی ها به خوبی تامین نمی شود، عملکرد ثابت و نسبتاً یکسانی را حفظ می کنند. در این مقایسه، نقش اویونیک یا سیستم های الکترونیکی هواپیما به راستی غیر قابل چشم پوشی است. اجازه بدهید نگاهی نیز به سیستم های اویونیکی هواپیماهای مورد مقایسه بیندازیم. برتری رادار Su-30 MK از نظر برد تشخیص رادار، تجسس، ضد اغتشاش بودن و توانایی برای شلیک موشک های فعال و نیمه فعال کارائی و تاثیر فوق العاده ای را در نبرد های دور از خانه به ارمغان می آورد. در نبرد علیه اهداف زمینی، توانایی های راداری دو جنگنده تقریبا ً یکسان می باشد. تمام هواپیماهای مدرن روسی، شامل Su-30 MK، به مقر مکان یابی نوری مجهزند که این سیستم، قادر است به طور خودکار اهداف هوایی را شناسایی کرده و بر روی آنان قفل نماید، و سپس با دقت بالایی فاصله و مختصات و سایر مشخصات آنان را نمایان سازد. این سیستم، دقت هدف یابی را افزایش و زمان جستجو را به طور موثری کاهش می دهد. مصونیت رادار این هواپیما در مقابل سیستم های ECM مغشوش کننده رادار، آن را قادر می سازد که بدون هیچ گونه مشکلی آسمان را تجسس نمایند. برای ماموریت های زمینی، چه میراژ چه سوخو مجهز به سیستم جستجو کننده هدف نوری می باشند که تقریباً دارای خصوصیات مشترکی هستند. هواپیماهای جنگنده مدرن روسی، کلاً دارای خصوصیت بقاپذیری فراوانی هستند. برای مثال، در هواپیمای Su-30 MK از سیستم های جلوگیری کننده نشت سوخت و همچنین دستگاه های اطفاء حریق بسیار عالی بهره برده می شود که بقاپذیری این هواپیما را به مقدار 20% نسبت به هواپیماهای کلاس میراژ 2000 افزایش می دهند. از لحاظ برد موشک های مورد استفاده، تسلیحات هوا به هوای Su-30 MK دارای حدود 30% برد بیشتر نسبت به موشک های به کار رفته در میراژ-مانند سوپرماترا- هستند و امکاناتی چون قابلیت شلیک از فواصل دورتر را نسبت به حریف خود فراهم می آورند. لازم به ذکر است که هواپیمای سوخو Su-30 MK از 12 مقر تسلیحاتی و میراژ 2000 از 9 مقر برای حمل سلاح ها سود می جوید. قابلیت حمل دو برابر بمب در سوخو در مقابل میراژ، باعث کاهش تعداد سورتی پروازهایی می شود که برای نابودی مجموعه ای از اهداف زمینی مورد نیاز است، و در نتیجه این عمل، تعداد تلفات ممکن هوایی کاهش می یابد. در کل، می توان به این نتیجه رسید که به کارگیری جنگنده ای دوربرد با قابلیت استقلال از پایگاه های زمینی برای فراهم آوردن اطلاعات مورد نیاز به واسطه سیستم های پیشرفته به کارفته، بسیار مقرون به صرفه تر از انجام نبرد با تعداد زیادی جنگنده کوتاه برد، غیر موثر و در عین حال با توانایی های کمتر و وابسته است و نهایتاً، با اوصاف و شرایط موجود در این مقایسه کلی، هواپیمای Su-30 MK در سطح برتری بالاتری نسبت به هواپیمای میراژ قرار می گیرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 18:49  توسط محمد جواد قرقانی  | 

جنگنده میگ-35 جنگنده ای است از نسل 4++ که در ادامه طرح هایی مانند MiG-29K/KUB/M/M2 طراحی شده و اساس طراحی آن بر افزایش کارایی، توانایی عملیاتی و جامعیت توانایی های جنگنده بوده است، بطوری که از آن یک جنگنده چند منظوره ساخته است.


http://www.oborona.ru/objectdata/UserDefinedUnitImpl/3006665/3006667.jpg



در مجموع می توان ویژگی های میگ-35 را به شرح زیر بیان کرد:
- سیستم های اطلاعاتی و هدفگیری نسل پنجم در سیستم های اویونیکی جنگنده بکار رفته است
- توانایی بکارگیری تسلیحات پیشرفته روسی و خارجی
-بقاپذیری بالا در میدان نبرد بواسطه سیستم های دفاعی یکپارچه بکار رفته در جنگنده 

MiG35 complete with all aspect TV nice
تغییر های ایجاد شده در ساختار جنگنده بر اساس موفقیت های بدست آمده در طرح های MiG-29K/KUB/M/M2 می باشد که شامل موارد زیر می باشد:
- افزایش توانایی حمل تسلیحات در نه جایگاه حمل سلاح
- افزایش حمل سوخت، توانایی سوختگیری هوایی و امکان سوخترسانی به جنگنده هم گروه (عملکرد بعنوان یک تانکر کوچک)
- بدنه و سیستم های اصلی ساخته شده از مواد ضد خوردگی که امکان استفاده از جنگنده برروی ناو و استفاده در مناطق گرم و مرطوب را فراهم می آورد.
- کاهش چشمگیر بازتابش راداری
- سیستم پرواز با سیم با کنترل چهارگانه

 حین طراحی میگ-35 بیشترین توجه به افزایش توانایی های عملیاتی آن اختصاص داده شده است:
- اعتماد پذیری هواپیما، موتورها و اویونیک بطور چشمگیری افزایش یافته است
- زمان دوره های بین اورهال جنگنده افزایش یافته است
-هزینه پرواز جنگنده دو و نیم برابر کمتر از میگ-29 است
- در زمان طراحی توانایی نگهداری حین فعالیت عملیاتی برای جنگنده پیش بینی شده است .

 مجموعه ای از رهیافت های تکنیکی و تکنولوژیکی نظیر سیستم تولید اکسیژن حین پرواز نیز به جهت افزایش آزادی عملیاتی در طراحی جنگنده منظور شده اند، پیشران جنگنده شامل دو موتور RD-33MK با نیروی تولیدی بیشتر نسبت به نمونه های قبلی است که نسبت به نوع اصلی موتور های RD-33 دود به مراتب کمتری نیز تولید می کند، همچنین سیستم کنترل الکترونیکی موتور ها نیز به افزایش اعتماد پذیری و عمر خدمتی موتور ها کمک می کند، علاوه بر این در صورت تقاضای مشتری امکان استفاده از موتورهای RD-33MK مجهز به سیستم تغییر بردار رانش نیز وجود دارد که برتری مطلق جنگنده در نبردهای هوایی نزدیک را تضمین می نماید و پیشتر برروی جنگنده آزمایشی MiG-29M OVT نیز با موفقیت آزمایش شده اند.


 



میگ-35 مجهز به مجموعه اویونیکی نوینی است که تماما بر اساس تکنولوژی های جدید بوجود آمده است، رادار چند کاره آرایه ای بکار رفته در جنگنده میگ-35 بواسطه فاکتورهای زیر بر نمونه های مشابه خود برتری می یابد:
- افزایش برد در فرکانس های عملیاتی
- افزایش تعداد اهداف قابل کشف، ردیابی و حمله
- افزایش برد کشف
-افزایش وضوح در حین نقشه برداری سطحی
- بقا پذیری بالا و مقاومت در برابر اقدامات الکترونیک دشمن

سیستم IRST جدید میگ-35 مرکب از تجهیزات هدفگیری مادون قرمز، تلوزیونی و لیزری است که به کمک تکنولوژی های فضایی توسعه یافته است بگونه ای که این سیستم ها پیش از این در صنعت هوانوردی بکار نرفته اند. ویژگی جدید این سیستم توانایی کشف، ردیابی و قفل روی اهداف از فواصل بسیار دور است، توانایی که در تمامی ساعات شبانه روز دارد و می توان از آنها برای مسافت یابی، نشانه گذاری و... نیز بر علیه اهداف سطحی و هوایی استفاده کرد، هر چند سیستم IRST جدید بهمراه سایت نشانه روی جدید کلاه خلبان برروی جنگنده نصب شده است، اما امکان نصب غلاف هدفگیری ویژه ای با توانایی های بمراتب بیشتر بر روی جنگنده نیز وجود دارد.

یگ-35 به یک مجموعه دفاعی نیز مجهز می باشد که شامل موارد زیر است:
- سیستم شناسایی رادیو الکتریک و سیستم اقدام متقابل الکترونیک
- سیستم جدید کشف حمله موشکی و تابش لیزری
- پخش کننده چف/فلیر بمنظور فریب موشک های هوا به هوا

علاوه بر تسلیحات ارائه شده برروی جنگنده های MiG-29K/KUB/M/M2 بهمراه میگ-35 مجموعه تسلیحات جدیدی ارائه شده که پیش از این برای صدور به هیچ کشوری ارائه نشده است، این تجهیزات جدید و دوربرد به میگ-35 اجازه انجام حملات بر علیه دشمن بدون ورود به محدوده دفاعی آنها را می دهند.
معماری باز اویونیک جنگنده امکان نصب تجهیزات و تسلیحات جدید روسی و خارجی را بنا به خواست مشتری به MiG-35 می دهد، هر دو نمونه A و D دارای ساختار یکسان بوده و از لحاظ تجهیزات موجود یکسان اند. بهمراه میگ-35 مجموعه کامل آموزشی نظیر شبیه سازهای رایانه ای پرواز و شبیه ساز های انجام عملیات ارائه شده اند. در نهایت باید گفت شرکت میگ آماده است تا با شرکت های مختلف به اجرای برنامه های مشترک توسعه و بهسازی گونه اولیه میگ-35 نیز بپردازد.

پیشرفته ترین سیستم های اویونیکی در کنار تسلیحات پیشرفته به جنگنده میگ-35 اجازه می دهند تا ماموریت های مختلفی را به انجام برساند:
-برتری هوایی برعلیه جنگنده های نسل چهار و پنج
- انجام عملیات های هوا به سطح بدون وارد شدن به محدوده دفاعی دشمن در روز و شب و در تمام شرایط آب و هوایی
-انجام عملیات های شناسایی به کمک تجهیزات الکترو-اپتیک و رادیو-تکنیکال
- انجام عملیات های گروهی و انجام کنترل هوایی علیه گروه جنگنده ها

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 18:48  توسط محمد جواد قرقانی  | 

هواپیمای پشتیبانی نزدیک بوده و با داشتن چندین توپ قوی یک مهره برتری برای آمریکا در صحنه های نبرد می باشد.

این هواپیما که اصطلاحا کشتی تیر انداز نامیده می شود در بسیاری از عملیات شایستگی های خود را نشان داده است. از آن جمله می توان به جنگ آمریکا در سومالی نام برد کهAC-130 ها به پشتیبانی نزدیک از نیروهای زمینی پرداختند.این هواپیما در پاناما، جنگ خلیج و در بوسنی هرزگووین نیز به کار گرفته شد. AC-130 دارای 4 موتور توربو پراپ T56-A-15 بوده که هرکدام دارای قدرت 4910 اسب بخار است که به هواپیما حداکثر سرعت 0.4 ماخ (482 کیلومتر بر ساعت) را می دهد.

درحال حاضر دو مدل از AC-130 در حال خدمت می باشند که : AC-130H Spectre(شبح) که دارای دو توپ 20 میلی متری، 1 توپ 40 میلیمتری و یک توپ 105 میلیمتری(حدوداً به اندازه توپ یک تانک) می باشد و AC-130U Spooky(شبح وار) که به یک توپ 25، 40 و 105 میلیمتری مجهز می شود.



توپ ۴۰ میلی متری AC-130       توپ ۲۵ میلیمتری ۵ لول AC-130

توپ ۱۰۵ میلیمتری AC-130


خدمه هر دو نمونه شامل پنج افسر (خلبان، کمک خلبان،افسر ناوبر و هدایت گر،افسر کنترل کننده آتش،افسر جنگ الکترونیک) و هشت نفر دیگر شامل مهندس پرواز، اپراتور حسگر های تلویزیونی، اپراتور حسگر های فرو سرخ، مسئول پر کردن اسلحه ها و چهار اپراتور توپها می باشد.AC-130 نمونه مسلح و اصطلاحاْ (gunship) هواپیمای معروف ترابری C-130 هرکولس است.اولین پرواز این هواپیما(که AC-130A بود که امروزه کنار گذاشته شده است) در سال 1967 انجام شد.اگر چه از آن زمان تاکنون فناوری و تکنولوژی بسیار رشد کرده  ولی کاربردهای AC-130 چندان تغییر نکرده است. نقشهای این هواپیما عبارت است از : پشتیبانی هوایی نزدیک، نقش بازدارندگی و شناسایی، دفاع منطقه ای، عملیات اسکورت، کنترل هوایی، کنترل و فرماندهی (command and control) به صورت محدود و عملیات جستجو و نجات. AC-130A اسپکتور به لحاظ ابعاد خارجی مانند C-130 بوده و یکی تفاوتهای اصلی آن با نمونه های جدیدتر عدم قابلیت سوخت گیری هوایی است. این نمونه با حداکثر مهمات دارای برد 1450 مایل ( 3943 کیلومتر) می باشد. AC-130A برای شرکت در جنگ ویتنام در 20 سپتامبر 1967 به ویتنام اعزام شد و یک هفته بعد اولین ماموریت خود را به انجام رسانید. اولین مورد انهدام این هواپیما در سال 1969 بوقوع پیوست که در آن دو خدمه هواپیما کشته شدند. در طول جنگ ویتنام  از 18AC-130 5 فروند ساقط شد ولی در کل این هواپیما توانست بیش از 10000 ماشین دشمن را نابود کند. آخرین AC-130A در سال 1995 بازنشسته شد. AC-130H در سال 1995 جایگزین مدل A گردید.


AC-130

AC-130 در حال آتش بازی!


امپیوترهای این مدل دارای توانایی تشخیص هدف از دوست هستند که باعث کاهش تلفات در نیروهای خودی در صحنه نبرد می شود. این هواپیما در جنگ خلیج فارس نیز استفاده شد و تنها یک فروند آن (به همراه 14 خدمه) ساقط شد. AC-130U اسپوکی از پیشرفته ترین کشتی های جنگی(گانشیپ:GunShip) جهان می باشد.بیش از 609 هزار خط نرم افزار برای سیستم کنترل آتش و الکترونیک پروازی آن نوشته شده است.سیستم کنترل آتش آن توانایی حمله همزمان به دو هدف را با استفاده از دو توپ دارد بطوریکه این هدف ها می توانند در فاصله 1 کیلومتری از همدیگر هم باشند.حسگر های فرو سرخ و رادار این مدل APQ-180 ( رادار جنگنده F-15E) می باشد که به آن توانایی انجام عملیات در روز و شب و هر شرایط آب و هوایی می دهد. در صورت لزوم تمام اسلحه ها می توانند به حسگر ها وصل شده  و از آن فرمان بگیرند

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 18:48  توسط محمد جواد قرقانی  | 

http://www.globalsecurity.org/military/systems/aircraft/images/b-3_Supersonic-2.jpg


در شرایطی كه هوز جنگنده های نسل پنجم به طور كامل وارد خدمت نشده اند نیروی هوایی آمریكا پروژه پژوهشی را شروع كرده برای بررسی طزاحی بمب افكن نسل هفتم B.3 این بمب افكن قرار است برای سالهای 2035 وارد میدان شود شاید هم تا 2050 طول بكشد این نوید آینده ای حولناك است چون پیشبینی بمب افكنی برای دونسل آینده نوید دهنده ی رشد سریع تكنولوژیست این بمب افكن قرار است بتواند هم با سرنشین و هم بدون سرنشین پرواز كند كامپیوتر ماموریت آن باید بسیار باهوش باشد تا بتواند در برابر خطرات احتمالی از خود واكنش نشان دهد این هواپیما به معنای واقعی ضد رادار است در ضمن سرعت پیمایشی آن هم بیش از 2.7 ماخ و تا 10 ماخ است(B.2 كه اكنون فعال است سرعتش زیر سرعت صوت است) قرار است B.3 بتواند به هرنقطه ای از جهان در كمتر از سه ساعت و بدون سوختگیری هوایی برسد

و اما نیاز های استراتژیك ببینید آمریكا بیشترین بار مسولیت بمب افكنهایش بعهده ی بمب افكن های فوق سنگین B.52 است كه با وجودی كه ضد رادار نیست اما بیشترین میزان محموله را میتواند حمل كند برای ماموریت هایی كه نیاز به سرعت عمل و پنهانكاری دارند از B.1 استفاده می كند و در ماموریت های ویژه از B.2 باید توجه كنید نگهداری بمب افكنها بسیار هنگفت وهزینه بر است به طور مثال امسال در بودجه نیروی هوایی آمریكا قرار است بمب افكن های سبك F.117 را بازنشسته و از رده خارج كنند چون با وجود ارزش ضد راداریشان نگهداری آنها نمیصرفد و یا آمریكا كلا 20 فروند بمب افكن B.2 سفارش داد(هركدام 2 میلیارد دلار) ولی هزینه كمر شكن پرواز آن(هر پرواز در حدود 1 میلیون دلار) باعث شد اكنون بیش از 12 فروند فعال نباشد كه آن هم تا حداكثر 2020 فعال خواهد بود بمب افكنهای B.52 با وجودی كه بیش از 50 سال عمر دارند هنوز بصرفه ترین گزینه برای نیروی هوایی بشمار می آیند و گفته می شود تا 2050 هم در خدمت خواهند بود امكان زیادی دارد B.1 ها هم تا 2050 در خدمت باقی بمانند اما بمب افكنهای B.2 باوجودی كه پیشرفته تر هستند بزودی از رده خارج خواهند شد بنا بر این نیروی هوای تا سال 2030 الا 2050 نیاز به جایگزینی بمب افكنهایش با یك بمب افكن فوق مدرن كه در عین كارامدی كم هزینه بوده و بتواند هم با خلبان و هم بدون خلبان پرواز كند و بدون محدودیت به هرجا برود

دیگر بحثی كه در مورد این بمب افكن مطرح است امكان هوا فضا پیما بودن آن است یعنی بتواند همچون شاتل ها از جو خارج شود كه در این صورت اولین فضاپیمای مسلح خواهد بود یعنی بتواند حتی ماهواره ها را نیز هدف قرار دهد و یا حتی كار شاتل هایی همچون X.33 را به انجام رساند

باید توجه داشت بهر صورت این بمب افكن چندان ارزان نخواهد بود چون فقط 35 میلیون دلار هزینه تحقیقات اولیه آن است

در مورد تسلیحات گفته های در مورد افكان نصب لیزر هوابرد در آن برای نابودی اهداف(در مورد لیزر هوابرد بعدا شرح خواهم داد) ویا استفاده از امواج مایكرو ویو(HPM) در آن شنیده می شود كه در صورت واقعیت باید فیلم های علمی تخیلی با سلاح های لیزری را جدی بگیریم

بهرصورت B.3 پرنده ای خواهد بود كه اوج نبوق و خلاقیت را در خود داشته باشد و نمادی كامل از سلاح های جنگی حولناك در آینده ای كمتر 50 سال است.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 18:46  توسط محمد جواد قرقانی  | 



ژاپن در حال توسعه جنگنده استیلت بومی خود جهت مقابله با نسل جدیدی از جنگنده های چینی و دیگر تهدیدات منطقه ایست. نیروی هوائی ژاپن از چندی قبل در حال یافتن جایگزینی مناسب برای اسكادران های F-4 و F-15 خود بوده و امیدوار بود تا بتواند جنگنده های فوق مدرن F-22 را از واشنگتن دریافت نماید ولی آنها زمانی نا امید شدند كه كنگره آمریكا صادرات F-22 را به خارج ممنوع اعلام كرد ، همچنین بی میلی آشكار آمریكا در زمینه صدور و همكاری های تكنیكی در ارتباط با فناوری استیلت، ژاپن را وادار كرد تا خود دست به كار شود.

بنا به گفته مقامات ارشد وزارت دفاع ژاپن، یكی از كلیدی ترین بخشهای این پروژه 6 ساله، موتور XF5-1 است كه جنگنده را قادر میسازد تا مانور خود را بهبود بخشیده و در سرعتهای مافوق صوت به گشت زنی بپردازد. مقامات وزارت دفاع ژاپن قصد خود را از طراحی جنگنده استیلت بومی خود اینگونه اظهار میدارند: ما نیاز به جنگنده ای منطبق با فناوریهای بالای فنی داریم، مشابه آنچه كه در دیگر كشورها در حال توسعه است. این یك پروژه سخت در توسعه جنگنده هاست كه نقش كلیدی را در یگانهای پروازی آینده ما و دفاع از فضای كشورمان ایفا خواهد كرد.




وزارت دفاع ژاپن امیدوارست تا اولین پرواز آزمایشی نمونه اولیه را در اواخر مارچ 2014 به انجام برساند. لقبی كه برای ATD-X به طور غیر رسمی در نظر گرفته شده “Shinshin” یا “روح” میباشد و انتظار میرود رقم بودجه برای این پروژه 419.8میلیون دلار باشد. وزارت دفاع ژاپن برای سال اول در خواست بودجه 141.4 میلیون دلاری را از دولت داشته. توانائی مانور بالا و پرواز در سرعت مافوق صوت بدین معنی است كه ATD-X میتواند سریعتر و طولانی تر پرواز نماید ، همچنین RCS پائین آن، شناسائی این جنگنده را بسیار مشكل میسازد. تولید بومی جنگنده استیلت، نسبت به تكیه كردن صرف به واردات از خارج، نقشی كلیدی در بازدارندگی و ارتقاء امنیت ملی ژاپن در مواجه با جنگنده های استیلت در حال توسعه چینی و روسی خواهد داشت.

روسیه قصد دارد تا جنگنده های تهاجمی نسل پنجم خود را حدود سال 2015 تولید نماید. این تولید در راستای بخشی از برنامه ارتقای ارتش روسیه میباشد. چین نیز قبلا جنگنده J-10 را كه یكی از مدرنترین جنگنده های حال حاضریست كه در دنیا در حال خدمت میباشد را به كار گرفته است. پكن همچنین در حال توسعه جنگنده های ارتقاء یافته J-12 و J-14 با فناوری استیلت میباشد. ژاپن در سالهای اخیر كوشش زیادی در به دست اوردن فناوری (استیلت) جهت ارتقاء دفاع هوائی خود داشته است. توكیو همچنین پس از آزمایش موشك برد بلند “Taepodong” كره شمالی ، دفاع موشكی بالستیكی خود را با قید 'مهمترین اولویت برای امنیت ملی' تولید كرد.

جنگنده Mitsubishi ATD-X Shinshin توسط انستیتوی تحقیق و توسعه فنی وزارت دفاع ژاپن (TRDI) جهت مقاصد تحقیقاتی در حال توسعه میباشد. ATD-X مخفف كلمات: اثباتگر تكنولوژی پیشرفته - x است و پیمانكار اصلی آن " صنایع سنگین میتسوبیشی" میباشد. ATD-X یك نمونه اثباتگر فناوری و پیش نمونه تحقیقاتی برای تولید جنگنده نسل پنجم بومی ژاپن میباشد. در طراحی ATD-X از نمونه آمریكائی آن F-22 الهام گرفته شده . همچنین این جنگنده مجهز به موتورهای 3D با قابلیت تغییر بردار رانش است. وزارت دفاع ژاپن مصمم است تا پیش نمونه آزمایشی جنگنده استیلت خود را با سیستم كنترل پیشرفته و سیستمهای جمینگ رادار در خلال 5 تا 6 سال آینده آزمایش نماید.





یك ماكت از ATD-X آزمایشات مقدماتی زمینی را در فرانسه گذرانده است. به گزارش روزنامه Tokyo Shimbun newspaper ، این احتمال نیز میرود كه كومپانی آمریكائی Lockheed Martin نیز درگیر این پروژه گردد. همچنین بنا به گزارش این روزنامه، ژاپن با تولید جت جنگنده استیلت بومی ،‌نشان میدهد كه نباید برای تكنولوژی های كلیدی نظامی وابسته به دولتهای خارجی بود (اشاره مستقیم به تصمیم كنگره آمریكا). همچنین این پروژه ، ژاپن را در افزایش قابلیتهای سیستمهای راداری بر علیه تهدیدات منطقه ای (روسیه- چین) كمك خواهد نمود. كامپیوترهای نیروی دریائی ژاپن اخیرا به اطلاعات برنامه مشترك آمریكا- ژاپن در ارتباط با سیستم رادار AEGIS رخنه كرده اند و این مسئله آمریكا را مورد اشتراك اطلاعات بیشتر با ژاپن نگران كرده است. ژاپن و آمریكا اخیرا موافقتنامه ای را در جهت كنترل بیشتر نسبت به اطلاعات محرمانه و طبقه بندی شده نظامی یكدیگر به امضاء رسانده بودند.

انستیتوی تحقیق و توسعه فنی وزارت دفاع ژاپن (TRDI) اخیرا عكسی از ماكت ATD-X با مقیاس كامل را به نمایش گذاشت. همچنین كاملا مشخص شد كه فرانسه ،‌ ژاپن را در برنامه ATD-X حمایت فنی میكند. بین سپتامبر و نوامبر 2005، مدل استیلت ژاپنی در فرانسه تست شده است. دیگر خصوصیات این جنگنده استیلت ژاپنی شامل: موتورهای تغییر بردانش مشابه خروجی موتور F-22. سیستمهای كنترل پروازی پیشرفته و سنسور smart-skin است. همچنین فناوری استیلت میتواند در دیگر ادوات نظامی از جمله موشكهای كروز و یا پهپادها مورد استفاده قرار گیرد.





استفاده از امكانات فرانسه منطقی بود، در Bruz، نزدیك Rennes، مركز تحقیقات میدانی RCS قرار دارد. Solange شاید بزرگترین سایت مركز تحقیقات RCS در جهان باشد. Solange قابلیت اندازه گیری جنگنده حقیقی به جای ماكتهای مقیاس كوچك آنها را دارد. مركز Solange، با كمك شركت امریكائی absorber specialist Emerson & Cuming ساخته شده.

آخرین اخبار در مورد وضعیت توسعه و ساخت ATD-X :

برنامه ژاپن برای ساخت جنگنده اثباتگر استیلت به علت كاهش بودجه دفاعی سال 2008 ژاپن با كندی مواجه شد. بودجه اختصاص یافته به پروژه Mitsubishi ATD-X تنها 7 میلیارد ین (66 میلیون دلار ) از 49.9 میلیارد ین درخواستی از طرف انستیتوی تحقیق و توسعه فنی وزارت دفاع ژاپن (TRDI) است. این مقدار بودجه تخصیص یافته به این پروژه ، اجازه طراحی و ادامه تحقیقات فناوری را میدهد ، اما ساخت اثباتگر به تعویق خواهد افتاد.
ATD-X از لحاظ اندازه مشابه جنگنده Saab Gripen است و مجهز به موتورهای IHI XF5 كه خود مشتق شده از موتورهای توربوفن XF7 است خواهد بود. هواپیمای گشت دریائی Kawasaki XP-1 كه هم اكنون در حال گذراندن تستهای پروازی است مجهز به موتورهای XF7 میباشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 18:45  توسط محمد جواد قرقانی  | 

http://www.enemyforces.com/aircraft/amx.jpg



AMXیک طرح مشترک بود که توسط Alenia و Aermacchi و Embraer به عهده گرفته شد. هدف از این طرح ساخت یک هواپیمایی بود که توانایی حمله های سطحی(زمینی) پشتیبانی هوایی و ماموریت های اکتشافی و خلاصه تعریف شده برای کلیه میادین نبرد باشد.
AMX یک هواپیمای لایق و کارآمد در سرعت های بالا و سرعت های ساب سونیک( زیر صوت) در ارتفاع پایین است.ه.اپیمایی جنگی و کارآمد که توانایی نشت و برخواست از باندهای آسیب دیده را نیز دارد. هواپیمایی که در شب و یا روز همه خصوصیات خود را حفظ میکند. AMX ویژگی های دیگری دارد و آن این است که ومادون قرمز پایین دارد.(تشعشعات) حالت خاص رادار آن( کاستن فواصل بین پالس رفت و برگشت) وآسیب پذیری پایین ساختمان و سیستم های آن احتمال موفقیت در یک ماموریت را تضمین خواهد کرد. سیستم اخلالگر الکترونیک ECM انسجام یافته و موشک های هوابه هوا و چگونگی قرار گیری توپ ها در بلای دماغه هواپیما و سلاح های خود دفاعی از قابلیت های این هواپیما هست.
گونه هواپیمای جنگی AMX - T یک نمونه 2 سرنشینه هست که با کارایی بالای (زمینه پرواز) فراصوتی با استفاده از موتورهای جت خود مخصوص آموزش را فراهم میکند.
مشخصه های عملیاتی جنگنده ضربتی AMX پیشتر در نیروهای هوایی برزیل (FAB ( و نیروی هوایی ایتالیا( AMI ) حفظ شده است. آ ام ایکس یک مربی خوب در پرواز های زیر صوت است او توانایی افزایش سرعت با داشتن مهمات در ارتفاع پایین تا 500 نات است! گونه آموزش این جنگنده( مدل T) توسط نیروی هوایی ونزوئلا انتخاب شد.آنها این مدل پیشرفته را به جای هواپیمای آموزشی T-2A که هواپیمای آموزشی خوبی بود انتخاب کردند. این مدل آموزشی قابلیت های مدل جنگی را حفظ کرده است یعنی توانایی انجام عملیات هم دارد. بال های آ ام ایکس در ابتدا بزرگ هستند و به تریج که به عقب می روند باریک میشوند.این بطوری است که سطح مقطع آنها زیاد شده است. موشک های هوا به هوا معمولا رو باله ها جاگذاری شده اند.موتور آ ام ایکس یک موتور درون بدنه توربو فن است. هواپیما دارای 2 ورودی هوای جداگانه در جلوی باله ها است اما دارای تنها یک اگزوز خروجی است. هواپیما دارای یک حباب (کابین خلبان)است.

در سال 1981 دولت اسپانیا و ایتالیا برای ساخت یک هواپیمای جدید با الزامات مشترک به توافق رسیدند. Embraer کمپانی سازنده هواپیمای برزیلی هم در همان سال به این توافق نامه ملحق شد. این هواپیمای جدید توسط این سه کشور بیت المللی ساخته شد.الگوی اولیه این هواپیما در سال 1984 پرواز کرد. این طرح اولیه بعد از پنجمین پروازش ( در همان سال) سقوط کرد هرچند در پرواز های بعد موفق بود. تولید این هواپیمای جنگی از سال 1986 شروع شد و در سال 1989 اولین هواپیما به برزیل و بعد به ایتالیا تحویل داده شد. تقریبا 200 فروند جنگنده آی ام ایکس تولید شد.
آی ام ایکس های ایتالیا در سال 1999 در قسمت هایی از ناتو( نیروهای متحد) عملیاتی شدند.آنها برای جنگ کوزوو اعزام شدند .این در حالی بود که هیچ هواپیمایی در این عملیات سقوط نکرد. هواپیماها در این عملیات بیشتر از بمب های سقوط آزاد ام کا 82 با کیت های رهگیر کننده استفاده کردند. هر دو نیروی هوایی ایتالیا و برزیل تولیداتی به تیراژ های کم از این هواپیما ساختند.
مدل AMX- ATA یا به اختصا رجنگنده آموزشی پیشرفته هم یگ گونه 2 سرنشینه است. عموما آن یک هواپیمای ضربتی چند ماموریته است که توانایی هوا به هوای محدودی دارد.اما مناسب برای حمله و عملیات های ضربتی است. این هواپیما مجهز به سامانه های جدید( سنسورهای)IR Forward Looking دیدن امواج مادون قرمز- کلاه خلبانی مدرن(نمایش دهنده)- و رادار جدید ضد کشتی و ضد هوایی از دیگر قابلیت های این مدل ویژه است.
سلاح های جدید شامل موشک های ضد کشتی و موشک های هوا به هوا با برد متوسط میباشد.
در سال 1999 ونزوئلا 8 فروند از این جنگنده سفارش داده است.
ایتالیا آی ام ایکس را برای جایگزینی هواپیماهای قدیمی خود یعنی اف-104 ها و هواپیماهای پا به سن گذاشته قدیمی ترش یعنی G 91 میخواست. نیروی هوایی ایتالیا زمانی طرح را شروع کرد که احتیاج به یک جنگنده تاکتیکی سبک داشت تا مکمل هواپیماهای جنگی تورنادوی IDS خود بکند. این هواپیمای جدید بایستی توانایی حمله شناسایی با دامنه ( برد وسیع) و قابلیت انجام رزم هوایی و آنتی شیب( ضد کشتی ) بودن را می داشت.
کمپانی ایتالیایی Aeritalia و Aermacchiø برای ساخت به هم ملحق شدند. همکاری ها به این نتیجه رسید تا آی ام ایکس تولید شود تحت ساخت Aeritalia Macchi تولید شوند. این در حالی بود که نیروی هوایی برزیل هم چنیین هواپیمای جنگی احتیاج داشت و این مقدمات فراهم شد تا شرکت برزیلی هم به این کمپانی ها ملحق شود.(امبرار در سال 1980 به آنها پیوست) مشارکت 3 کمپانی شروع شد تا این هواپیمای جنگی را برای ایتالیا و برزیل بسازند.
در نهایت ایتالیا 149 فروند از این هواپیما در یافت کرد و برزیل43 فروند از 56 فروند و طبق آمار ها ونزوئلا هم 12 فروند مدل T خریداری کرد.

البته آمار های متفاوتی در دست است. به نظر میرسد که این آمار ها از همه دقیق تر باشند.
آی ام ایکی در حال حاضر در خدمت نیروی هوایی برزیل -ایتالیا و ونزوئلا هست. اولین AMX تحویلی به ایتالیا به تاریخ ژانویه 1989 بود و اولیت AMX تحویل داده شده به نیروی هوایی برزیل در سال 1990 بود. خط تولید ها در برزیل و ایتالیا بود. در مجموع 192 فروند از این هواپیما ساخته شد که 37 فروند مدل 2 نفره آن بنام گونه T بود. آمارها به این شرح است که 110 فروند تک سرنشینه و 26 فروند 2 سرنشینه به ایتالیا تحویل داده شد و79 فروند تک سرنشینه به برزیل به اضافه 15 فروند 2 سرنشینه.
سهم کمپانی های سازنده AMX به این شرح است:
Embraer ( 23.8% ) Aermacchi ( 46.5% ) Alenia Aeronautica
( 29.7% )



http://www.aerospaceweb.org/aircraft/attack/amx/amx_04.jpg


کشورهای سازنده: ایتالیا - برزیل
کمپانی های سازنده: Alenia, Aermacchi and Embraer
هواپیماهای مشابه: آلفا جت- میراژ اف-1 آی وی 8 هاریر
خدمه: 1 نفر
نقش: بمب افکن سبک - جنگنده
طول باله: 8.84 متر
طول هواپیما: 13.58 متر
ارتفاع هواپیما از سطح زمین: 14.92 فوت
مساحت باله ها : 226 فوت مربع
موتور: توربو فن - ساخت رولز رویس Spey MK807 با قدرت تراست پس سوز 11023 پوند.
سقف پروازی: 13 کیلومتر
برد مفید: 1150 گره دریایی
سوخت داخلی: 3076 کیلوگرم
تانک های خارجی: 500 L drop tank with 399kg of fuel for 75nm range
1000 L drop tank with 799kg of fuel for 149nm range
قابلیت سوخت گیری هوایی: دارد.
وزن خالی: 14638 پوند با ماکزیمم وزن تیک آف 28660 پوند و با ماکزیمم لود خارجی 8380 پوند.
سنسور ها: FIAR Pointer range-only radar, RWR, Balistic Bombsight
مهمات: توپ 20 میلیمتری ولکان-موشک سایدویندر L - سیستم جامینگ( پارازیت انداز) ELT-555 - بمب 750 کیلوگرمی-

منابع سنترال کلوب و

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 18:44  توسط محمد جواد قرقانی  | 

مقدمه

هواپیماهای جنگنده از بدو تولدشان در جنگ جهانی اوّل تاکنون از نظر شکل ظاهری تنوع زیادی یافته‌اند. در جریان این تغییرات نقاط عطف بسیاری وجود داشت. برای مثال می‌توان از اختراع موتور جت و رادارهای قابل حمل توسط جنگنده‌ها نام برد. از سوی دیگر ، نوع تهدیدها نیز تغییر یافته است. برای مدتهای مدید هواپیماهای بمب افکن سریع در ارتفاع بالا تهدید اصلی به شمار می‌آمدند، امّا بعدها این تهدیدها به هواپیماهای ضربتی (Attack Aircraft) نفوذ کننده در ارتفاع بسیار پایین تغییر یافت. در اوایل جنگ جهانی اول  ، از هواپیما بیشتر برای مقاصد اکتشافی استفاده می‌شد، به همین دلیل به آنها پیشاهنگ (Scouts) می‌گفتند.



 iranianairforce.myblog.ir




هدف از طراحی هواپیمای جنگنده

اکتشاف و تجسس هوایی برای فرماندهان آن زمان نه تنها یک قابلیّت غیر ضروری نبود، بلکه یک نیاز حیاتی به شمار می‌آمد. به همین دلیل یک سیستم کاملا منسجم ایجاد شد که کارش تعیین هدف ، استفاده از هواپیما برای عسکبرداری هوایی ، ظهور و تفسیر عکسها و فرستادن آنها به فرماندهی بود. در اوایل جنگ اوّل جهانی ، درگیری هوایی بسیار کم اتفاق می‌افتاد.

در زمان وقوع درگیری نیز نتیجه آن به تاکتیکهای اعمال شده در آغاز درگیری بستگی داشت. چندی بعد که کارایی (Performance) هواپیماها افزایش یافت، خلبانان از تواناییهای هواپیمای خود به نحو احسن استفاده کردند. به این ترتیب که روی هواپیمای دو نفره اکتشافی مسلسل سوار کرده و خلبانان هواپیماهای یک نفره پیشاهنگ را به تفنگ مجهز کردند. همچنین تاکتیکهای درگیریهای هوایی نیز بصورت طبیعی فرا گرفته شد. اولین هواپیمایی که برای جنگ هوایی طراحی شده بود، هواپیمای یک باله فوکر E - III بود.



 
iranianairforce.myblog.ir



بدون شک اولین هواپیمای جنگنده طراحی شده در جهان فوکر E - III است که در سال 1915 با استفاده از تیربار شلیک کننده از میان دیسک ملخ و قابلیت مانور بالا زندگی را برای خلبانان متفقین بسیار مشکل کرده بود. عکس فوق آس نبردهای هوایی آلمان ستوان ایمل مان را با هواپیمای معروف او نشان می‌دهد. این هواپیما به مسلسلی مجهز بود که از میان دایر ملخ شلیک میکرد با اختراع موتور جت و استفاده از آن در جنگنده‌ها ، ارتفاع یک نقش اساسی در زمان گشتزنی (Cruise) و در نتیجه بُرد عملیاتی (Range capability) پیدا کرد. سقف پرواز (CruiseAltitude) به یکبار جهش10000تا15000 پایی نمود و به همین نسبت سرعت نیز به مقدار Km/h 187 (100 نات) افزایش یافت. افزایش سرعت و ارتفاع بیش از این مقدار، نیازمند کارایی بالاتر موتورهای جت بود.

وظیفه طراح ، لزوما ابداع یک طرح کاملا جدید نیست، بلکه ابتدا ، او باید مشخص کند که جنگنده کنونی تا چه حد و در چه زمینهای کفایت لازم را ندارد و ثانیا ایده‌های جدید و تکنولوژیهای در دسترس تا چه اندازه‌ای به بهبودی وضع کمک می‌کنند. با کاهش بودجه‌های دفاعی در سطح جهان و عدم اطمینان نسبت به تهدیدهای آینده ، یک طرح جدید باید توان تطبیق با تسلیحات جدید و امکانات آینده را داشته باشد.



 iranianairforce.myblog.ir




انواع هواپیمای نظامی (Military Aircraft)

  1. هواپیمای بمب افکن
  2. هواپیمای رهگیر
  3. هواپیمای جنگنده
  4. هواپیمای شکاری
  5. هواپیمای حمل و نقل نظامی
  6. هواپیمای شناسایی و جاسوسی
  7. هواپیمای مخفی از دید رادار (استیلت)
  8. هواپیمای سوخت رسان
  9. هواپیمای پشتیبانی نزدیک
  10. هواپیمای گشت
  11. هواپیمای آموزشی نظامی
  12. هواپیمای ضد زیر دریایی
  13. هواپیمای هشدار سریع
  14. هواپیمای فرماندهی هوایی
  15. هواپیمای مخابراتی
  16. هواپیمای سیبل (هدف)
  17. هواپیمای ضد شورش
  18. هواپیمای دیده بانی
  19. هواپیمای مراقبت دریایی
  20. هواپیمای آزمایشی
  21. هواپیمای ضد کشتی
  22. هواپیمای ضد تانک
  23. هواپیمای دفاع هوایی

    در هر مرحله از طراحی یک هواپیما ، تأکید و تمرکز اساسی بر نقش عملیاتی جنگنده می‌باشد. درک این مطلب بسیار مهم است که طراحی یک هواپیما به نسبت عمر و هزینه کلی آن ، با صرف مدت زمان کمتر حداکثر تأثیر را بر هزینه چرخه حیات جنگنده (Life Cycle cost) دارد. طراحی هواپیما کار ساده ای نیست. یک طراحی موفق ، مستلزم کار تیمی بین مهندسان، دانشمندان و ریاضیدانان است که پشتوانه وسیعی از تجربیات در زمینه‌های آیرودینامیک ، پیشرانه ها، سازه ، کنترل پرواز ، مواد ،الکترونیک ، کارایی پرواز و عملیات ، عوامل انسانی ، وزن و توازن ، تولید و هزینه‌ها را داشته باشند.



iranianairforce.myblog.ir




کارایی بالای جنگنده‌های مدرن ، به دنبال خود مسائل عدیده دیگری را برای طراحان بوجود آورد. مثل خروج ایمن از هواپیما در سرعت بالا و ارتفاع پائین. این عکس یک آزمایش از صندلی پران ساخت شرکت مارتین بیکر را نشان می‌دهد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 18:44  توسط محمد جواد قرقانی  | 

بیشتر تاریخ شناسان هوانوردی، چاک ییگر، خلبان آزمایشی نیروی هوایی آمریکا را اولین کسی می دانند که در حال پرواز با هواپیمای آزمایشی X-1، که در حقیقت یک بمب افکن تغییر یافته جنگ جهانی و مجهز به چهار موتور راکت بود، برای نخستین بار دیوار صوتی را در جهان شکست.


 

http://www.aerospaceweb.org/aircraft/research/x15/x15_02.jpg

 

هواپیمای X-15


البته تعداد دیگری از خلبانان نیز ادعا نموندند که این کار را زودتر از چاک ییگر انجام داده اند، اما باز هم، رکورد این خلبان معتبرتر است. در سال 1953 میلادی، خلبانی به نام اسکات کراسفیلد، خود را به عنوان اولین خلبانی معرفی نمود که برای اولین بار، از دو برابر سرعت صوت یا همان دو ماخ گذشته است. وی این سرعت را با هواپیمای سکای راکت به دست آورد. در حالی که حدود شش سال طول کشید تا خلبانان از سرعت یک ماخ به سرعت دو ماخ دست پیدا کنند، اما در همین حال تنها نصف این زمان به طول انجامید تا جهان هواپیمایی به سرعت بالای سه ماخ نیز دست پیدا کند. اولین خلبانی که به سرعت سه برابر صوت دست یافت، خلبان آزمایشی نیروی هوایی آمریکا، ملبورن آپت بود که با هواپیمای بل X-2، در 27 سپتامبر 1956 رکورد سرعت را شکست.


 

http://www.aerospaceweb.org/aircraft/research/x1/x1_02.jpg

 

هواپیمای X-1


هواپیمای او ابتدا می بایست با یک هواپیمای مادر به سرعت و ارتفاع مناسب دست پیدا کرده و سپس از هواپیمای مادر پرتاب شده و به سرعت مورد نظر خود می رسید. بالاترین سرعت این هواپیما، 3.851 کیلومتر بر ساعت و در ارتفاع 19 کیلومتری سطح دریا اندازه گیری شد. با وجود این موفقیت و شادی بزرگ، به دلیل این که خلبان آپت هیچ گونه تجربه ی پروازی با آن هواپیما را زا قبل نداشت، در هنگام بازگشت به پایگاه ادواردز، سرعت را به طور کامل کاهش نداد و در نتیجه این عمل، کنترل هواپیما از دست او خارج شده و هواپیما به صورت واژگون در آمد. در این حالت او سعی کرد که با صندلی نجات بیرون بپرد، اما دیگر دیر شده بود و خلبان همراه با هواپیمایش به زمین برخورد کرده و منفجر گردید و خلبان جان خود را از دست داد. اما روند دستیابی به سرعت های بالاتر، باز هم ادامه پیدا کرد و سرانجام هواپیمای X-15، در هفتم مارس 1961، سرعتی بالاتر از چهار ماخ یا 4.675 کیلومتر بر ساعت در ارتفاع 23 کیلومتری سطح دریا دست یافت. در این عملیات فوق العاده، کنترل هواپیما در دست کاپیتان رابرت وایت از نیروی هوایی آمریکا بود.

 

 

سه ماه بعد، در 23 ژوئن 1961، خلبان وایت بار دیگر سوار هواپیمای مقتدر خود شده و قدم بعدی در رسیدن به سرعت های بالا را تحقق بخشیده و به سرعت باور نکردنی 5 ماخ دست پیدا نمود. بالاترین سرعتی که خلبان در این پرواز بدان دست یافت، سرعتی معادل 5.800 کیلومتر بر ساعت در ارتفاعی برابر با 32.830 متر از سطح دریا بود. اما انگار این خلبان دست بردار نبود، چرا که بار دیگر در 11 سپتامبر 1961، یعنی در همان سال برای بار سوم، در اقدامی بی نظیر به قدم بعدی سرعت های بالا دست یافته و نام خود را به عنوان اولین خلبانی رقم زد که بالاتر از سرعت 6 ماخ پرواز کرده است. این بار او سرعتی معادل 6.590 کیلومتر بر ساعت را در ارتفاعی پایین تر از دفعه قبل، یعنی ارتفاع 30.970 متری به دست آورد. اگر چه حدود 9 سال به طول انجامید تا بشر از سرعت 1 ماخ به 3 ماخ دست پیدا کند، اما تنها 9 ماه طول کشید که خلبانی بتواند از سرعت 3 ماخ به 6 ماخ دست پیدا کند. آخرین سرعتی که برای هواپیمای افسانه ای X-15 به ثبت رسید، چند سال بعد و به وسیله خلبانی به نام ویلیام پیت نایت بود.

 

 

در سوم اکتبر 1967، خلبان نایت رکورد سرعت 7.274 کیلومتر بر ساعت را در ارتفاع 31.120 متری سطح دریا به دست آورد. رکورد این خلبان، بالاترین سرعتی بوده است که به وسیله یک هواپیمای سرنشین دار در طول تاریخ به ثبت رسیده است. تنها وسیله ای که با سرعتی بیش از رکورد یاد شده و با سرنشین پرواز کرده باشد، شاتل فضایی آمریکاست که با سرعت 28 ماخ، قادر به پرواز است، اما چون این وسیله یک موشک بیرون جوی محسوب می شود، رکورد آن در حیطه هواپیماها کاربردی ندارد. در 27 مارس سال 2004، هواپیمای بدون سرنشین X-43 ناسا رکورد خلبان نایت را شکست. در حالی که تمامی هواپیماهایی که به سرعت های بالا برای نخستین بار دست یافتند، به موتورهای موشکی مجهز بودند.

هواپیمای X-43 مجهز به موتور جت هوادمی موسوم به سکرم جت می باشد و به همین دلیل است که این برنامه چنین هواپیمایی از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. این هواپیما برای نخستین بار با سرعت 83/6 ماخ به مدت 11 ثانیه پرواز نمود. این سرعت معادل 7.700 کیلومتر بر ساعت در ازتفاع 28.995 متری می باشد. درست چندماه بعد، در 16 نوامبر سال 2004، هواپیمای مشابه دیگری به سرعتی نزدیک به 10 ماخ دست پیدا کرد. این هواپیما ابتدا با هواپیمای کمکی و مادر بی 52 به ارتفاع مناسب حمل شد و پس از جداشدن از بوستر کمکی در ارتفاع و سرعت بهینه، موتور سکرم جت این هواپیما را با سرعت 8/9 ماخ یا 11.000 کیلومتر بر ساعت پیش راند.


http://www.aerospaceweb.org/aircraft/research/x43/x43_01.jpg

 

 

هواپیمای آزمایشی ناسا X-43 که رکورد سرعت را شکست


از آن زمان که صدای رعد آسای شکستن دیوار صوتی برای اولین بار بر فراز بیابانی در آمریکا شنیده شد، تا آن زمان که هواپیمای آزمایشی سازمان ناسا به سرعت ده برابر صوت دست یافت، زمانی برابر با حدود پنجاه سال طلایی که در طی آن آینده صنعت هوایی جهان رقم خورد و جهان هواپیمایی به پیشرفت های بسیار و البته موثری نایل آمد، سپری می شود. این گام های بزرگ، همه و همه نتیجه تلاش، پایداری، پشتکار و مداومت بی نظیر افرادی مانند من و شماست.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 18:43  توسط محمد جواد قرقانی  | 

تهدیدات خارجی بطور سنتی اصلیترین منبع تهدید برای امنیت ملی یك كشور تلقی می‌شود. از آنجا كه بقای فیزیكی یك كشور و استقلال آن در مقابله با تهدیدات خارجی، آسیب پذیرتر از هر تهدید دیگری است كلیه كشورها در صدد هستند برای مقابله با تهدیدات بالقوه خارجی، همواره توانائیهای نظامی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و ... كشورهای همسایه را محاسبه كرده و كلیة تغییرات آن را دنبال كنند، تا از این طریق آمادگی لازم را جهت مقابله احتمالی دارا باشند. برآورد زیر از توان نیروی هوایی كشورهای منطقه بخشی از گزارش مركز مطالعات و تحقیقات جنگ در مورد آخرین وضعیت نظامی برخی از كشورهای مهم منطقه است كه در ۱۳ اسفند ۱۳۸۶ در نشریه "تاریخ جنگ" منتشر شده است.



تصویر
(عراق)

نیروی هوائی : 30000 نفر شامل 15000 افراد پدافند هوائی .

مجموع خسارات هوائی وارد به عراق را نمی‌توان تخمین زد . 35 فروند هواپیما در نبردهای هوائی از بین رفت ، بیش از 100 فروند بر روی زمین نابود شد ، 115 فروند به ایران گریخت ، این هواپیماها در جمع كل به حساب نیامده است .

بمب افكن : (برآورد) 6 فروند شامل : اچ – 6دی ، تو – 16 ، تو –22.

هواپیمای شكاری برای حمله زمینی  برآورد) 130 فروند شامل : جی – 6 ،میگ – 23بی. ان ، میگ – 27، میراژ اف 1 ای . كیو 5/-200 ، سوخو –7 سوخو –20، سوخو-25.

هواپیمای شكاری : (برآورد) 125 فروند شامل : ج- 7 چین ، میگ – 21. میگ- 25 ، میراژ اف- 1 ای. كیو ، میگ- 29.

شناسائی : شامل : میگ- 21 ، میگ-25.

هشدار سریع هوابرد : شامل عدنان ای – 76.

تانكر : شامل : 2 ایل – 76.

ترابری : شامل: آن- 2 ، آن-24 ، آن- 26، ایل- 76، ان12.

آموزشی: شامل : آ. اس- 202 ، ای. ام. بی-312 ، حدود 20 فروند ال- 29 ، حدود 30 فروند ال- 39، ام. بی – 233 ، میراژ اف- 1 بی. كیو ، بی . سی- 7 ، 30 پی. سی – 9 .



2) اسرائیل

نیروی هوایی : 28000 نفر نیرو (19000 سرباز وظیفه ، عمدتاً در پدافند هوایی) ، 37000 نیروی ذخیره ، 591 فروند هواپیمای شكاری (بعلاوه احتمالاً 102 – هواپیما در انبار ) ، 94 فروند هلیكوپتر مسلح .

هواپیمای شكاری برای حمله زمینی / شكاری : 16 اسكادران .

4 اسكادران با 112 فروند هواپیمای اف-4 ای (بیش از 13 فروند هواپیما در انبار) ، (تبدیل 50 فروند هواپیما به فانتوم 200 ، حدود 24 فروند در حال حاضر تبدیل شده‌اند) . 2 اسكادران با 47 فروند اف – 15 (20-آ ، 2-ب، 18- سی، 7-دی)

6 اسكادران با 49 فروند هواپیمای اف- 16 (57-آ ، 7-ب‌،59 – سی، 26 – دی) .

4 اسكادران با 95 فروند هواپیمای كفیرسی 2 / سی 7 (بیش از 75 فروند هواپیما در انبار) .

هواپیمای شكاری برای حمله زمینی : 4 اسكادران با 121 فروند هواپیمای آ – 4 اچ/ ان ، بیش از 14 فروند هواپیما در انبار .

شناسایی : 14 فروند هواپیمای آر . اف- 4 ای .

هشدار سریع هوابرد : 4 فروند هواپیمای ای- 2سی .

جنگ افزار الكترونیكی : 6 فروند هواپیمای بوئینگ 707 (اطلاعات محرمانه الكترونیكی / اقدامات ضد الكترونیكی) ، 1 سی –130 اچ، 2 ای. وی- 1 ای-(اقدامات ضد الكترونیكی ) .

4 فروند آی. آ. آی. – 201 (اطلاعات الكترونیكی )، 4 فروند آر. سی- 12 دی ، 6 فروند آر . سی-21 دی (اطلاعات محرمانه الكترونیكی) ، فروند آر . یو ، 21آ.

شناسایی دریایی : 5 فروند هواپیمای آی. آ. آی – 1124 سی اسكن.

هواپیمای سوخت رسان: 5 فروند بوئینگ 707 ، 2 فروند كاسی- 130 اچ.

ترابری : 1 تیپ هوایی‌ : شامل 3 فروند هواپیمای بوئینگ 707 ، 19 فروند سی- 47 ، 24 فروند سی- 130 اچ ، 10 فروند آی. آ. آی – 201 ، 3 فروند آی. آ. آی-1124 .

هواپیمای رابط: 4 فروند آیلندر ، 41 فروند سنایو- 206 ، 2 فروند سنایو –172 ، 2 فروند سنایو – 180 ، 6 فروند دو- 27 ، 9 فروند دو- 28 دی ، 12 فروند كوئین ایر 80 .

آموزشی : 6 فروند سنا 152 ، 80 فروند سی. ام- 170 فروند تزوكیت ، 16 فروند اف – 4 ای (هواپیمای آموزشی با قدرت رزمی) ، 5 فروند كفیرتی ، سی 2/7 (با قدرت رزمی) ، 35 فروند سوپر كاب ، 20 فروند تی . آ- 4 اچ (با قدرت رزمی) ، 7 فروند تی. آ- 4 ج (با قدرت رزمی) .



٣) تركیه

نیروی هوایی :57200 نفر نیرو (31800 نفر نیروی وظیفه ) .

2 فرماندهی نیروهای هوایی تاكتیكی ، 1 فرماندهی ترابری ، 1 فرماندهی آموزش هوایی .

هواپیمای شكاری برای حمله زمینی 17 اسكادران :

5 اسكادران (1 یگان تبدیل عملیاتی ) با هواپیمای اف-5 آ. بی (شامل آر. اف- 5 آ ، هواپیمای شناسایی آر. تی- 33 آ ) .

4 اسكادران (1 یگان تبدیل عملیاتی ) با هواپیمای اف – 4 ای (شامل هواپیمای شناسایی آر. اف- 4 ای ) .

3 اسكادران با هواپیمای اف- 16 (1 یگان تبدیل عملیاتی ، 1 تبدیلی ) 5 (یگان تبدیل عملیاتی ) با هواپیمای اف / تی . اف- 104 جی .

هواپیمای شكاری : 2 اسكادران با هواپیمای اف- 104 س / جی، تی . اف- 104 جی .

هواپیمای شناسایی : آر . اف – 5آ ، آر . اف 4 ای (به هواپیمای شكاری برای حمله زمین در بالا مراجعه كنید ) .

جنگ افزار ضد زیر دریایی : 1 اسكادران با تراكر اس- 2 آ / ای (به نیروی دریایی مراجعه كنید ) .

ترابری : 4 اسكادران :

1 اسكادران با هواپیمای سی- 130 اچ و سی – 147 .

1 اسكادران با سی- 160 دی ،

2 اسكادران با سی- 47 ( 1 اسكادران با اقدامات ضد الكترونیكی / اطلاعات محرمانه الكترونیكی / تجسس و نجات / كالیبراسیون ) .

2 یگان ترابری برای مقامات با ویسكانت 794 ، سی- 47 .

رابط :

3 فروند هواپیمای فرماندهی با هواپیمای سی – 47 ، آ . تی- 11 ، تی – 33 ، هلیكوپتر یو اچ – 1 اچ ، 10 فروند هواپیمای سی- 47 ، تی- 33 ، هلیكوپتر یر . اچ- 1 اچ ، یو. اچ – 19 بی (سیكورسكی اس – 55 ) .

آموزشی : 3 اسكادران : 1 اسكادران با هواپیمای تی – 34 ، تی – 41 ، 1 اسكادران با هواپیمای تی – 33 ، 38 ، 1 اسكادران با هواپیمای تی – 37 ، مدارس آموزشی با هواپیمای سی- 47 ، هلیكوپتر یو . اچ – 1 اچ .

موشك زمین به هوا : 8 اسكادران با موشك نایك هركولس ، 2 اسكادران راپی یر .

تجهیزات نظامی : 530 فروند هواپیمای رزمی ( بیش از 120 فروند هواپیما در انبار ) ، بدون هلیكوپتر تهاجمی .

هواپیما :

اف – 16 سی / دی : 71 فروند (57 فروند هواپیمای شكاری برای حملة زمینی ، 14 فروند هواپیمای آموزشی اف – 16 دی كه قدرت رزمی دارد ) . اف – 5 : 136 فروند . اف – 5 – آ : 48 فروند (هواپیمای شكاری برای حمله زمینی ) ،

اف – 5 بی : 10 فروند (شناسای ) ، ان . اف – 5 آ / بی : 60 فروند ( هواپیمای شكاری برای حمله زمینی ) ، حدود 44 فروند هواپیما در انبار .

اف- 4 ای : 141 فروند . 105 فروند (هواپیمای شكاری برای حمله زمینی ) ، 30 فروند (یگان تبدیل عملیاتی ) ، آر اف – 4 ای : 6 فروند (شناسایی ) ، بیش از 30 فروند هواپیما در انبار .

اف – 104 : 160 فروند اف – 104 جی : 130 فروند ( هواپیمای شكاری برای حمله ) ، تی . اف – 104 جی : 12 فروند ( 10 فروند هواپیمای شكاری برای حمله زمینی ، 2 فروند هواپیمای شكاری ) ،

اف – 104 اس : 18 فروند ( هواپیمای شكاری ) . بیش از 90 فروند هواپیما در انبار .

تراكر اس – 2 : 22 فروند . اس – 2 آ : 10 فروند ( 8 فروند جنگ افزار ضد زیر دریایی ، 2 فروند هواپیمای آموزشی تی . اس – 2 آ ) ، اس – 2 ای : 12 فروند (جنگ افزار ضد زیر دریایی ) . با نیروی دریایی .

سی- 130 : 7 فروند ( ترابری ) . سی- 1600 : 20 فروند (ترابری ) . ویسكانت : 3 فروند (برای مقامات ) . سی – 47 : 54 فروند ( 38 فروند هواپیمای ترابری ، 6 فروند هواپیما برای مقامات ، 10 فروند هواپیمای آموزشی ) .

تشریفات : 4 فروند . ( هواپیمای ترابری برای مقامات ) . تی – 33 : 95 فروند (60 فروند آموزشی / یكان تبدیل عملیاتی ، 30 فروند هواپیمای رابط / یكان تبدیل عملیاتی ، 5 فروند شناسایی ) .

تی – 34 : 12 فروند (آموزشی ) . تی – 37 : 3 فروند آموزشی، 12 فروند هواپیما در انبار. تی-38 : 28 فروند (آموزشی). تی-41 : 18 فروند ‍(آموزشی)



۴) پاكستان

نیروی هوایی : 450000 نفر نیرو .

327 فروند هواپیمای رزمی ، (باضافه 48 فروند میراژ – 3 اودر انبار ) . بدون هلیكوپتر مسلح .

هواپیمای شكاری برای حمله زمینی : 8 اسكادران .

1 اسكادران با 18 فروند میراژ (15 فروند میراژ- 3 ای. پی تعدادی با موشك هوا به زمین آ. ام- 39) ، 3 فروند میراژ –3 دی. پی (آموزشی) .

3 اسكادران (1 یكان تبدیل عملیاتی ) با 58 فروند میراژ 5 (54 فروند میراژ- 5 پی. آ/ پی . آ2 ، 4 فروند میراژ – 5 دی. پی. آ/ دی. پی. آ2 ).

4 اسكادران با 50 فروند كیو- 5.

هواپیمای شكاری : 9 اسكادران .

4 اسكادران با 110 فروند ج- 6/ج . ج-6 ،

3 اسكادران (1 یكان تبدیل عملیاتی ) با 39 فروند اف- 16 (27 فروند اف- 16 آ ، 12 فروند اف – 16 بی ) .

2 اسكادران (1 یكان تبدیل عملیاتی ) با 40 فروند ج- 7 .

شناسایی : 1 اسكادران با 12 فروند میراژ – 3 آر. پی .

ترابری : 2 اسكادران .

1 اسكادران با 12 فروند سی- 130 (5 فروند سی- 130 بی، 7فروند سی- 130 ای ) ، 1 فروند ال- 100 ،

1 اسكادران با 3 فروند بوئینگ 707 ، 3 فروند فالكون 20، 2 فروند اف- 27- 200 (1 فروند با نیروی دریایی ) ، 2 فروند بیچ ( 1 فروند تراول ایر ، 1 فروند بارون) .

تجسس و نجات : 1 اسكادران هلیكوپتر با 4 فروند اس. آ- 319 .

هلیكوپتر ترابری : 1 اسكادران با 12 فروند اس. آ- 316 ، 4 فروند اس. آ- 321 .

آموزشی : 12 فروند سی. ج –6 ، 30 فروند ج. ج-5 ، هواپیمای آموزشی ج. ج- 7 كه قدرت رزمی دارد ، 25 فروند مششق ، 6 فروند میگ- 15 یو. تی. آی. 10 فروند تی- 33 آ، 53 فروند تی- 37 بی/ سی .

پدافند هوایی : 7 قبضه آتشبار موشك زمین به هوا .

60 قبضه آتشبار هر یك با 6 فروند كروتال .

1 قبضه آتشبار با 6 فروند سی. اس. آ- 1 (اس. آ- 2 ) .

موشك :

موشك هوا به زمین : اگزوسه آ. ام- 39 .

موشك هوا به هوا : اسپارو آ. آی. ام- 7 ، ساید وایندر آ. آی. ام- 9 ، آر- 530 ، ماجیك آر – 550 .



۵) عربستان سعودی

نیروی هوایی : بیش از 18000 نفر نیرو ، 253 فروند هواپیمای رزمی ، بدون هلیكوپتر مسلح .

هواپیمای شكاری برای حمله زمینی : 6 اسكادران :

3 اسكادران با 52 فروند اف- 15 ای .

3 اسكادران با 28 فروند آی. دی. اس تورنادو .

هواپیمای شكاری : 3 اسكادران با 60 فروند اف- 15 سی .

2 اسكادران با 24 فروند آ. دی. وی تورنادو.

شناسایی : 1 اسكادران با 10 فروند آر. اف- 5 ای .

هشدار سریع هوابرد : 1 اسكادران با 5 فروند ای- 3 آر .

هواپیمای سوخت رسان : 8 فروند كا. ای- 3 آ، 7 فروند كا. سی- 130 اچ .

یكان تبدیل عملیاتی : 2 اسكادران با 14 فروند هواپیمای آموزشی اف- 5 بی كه قدرت رزمی دارد، 21 فروند هواپیمای آموزشی اف- 5 كه قدرت رزمی دارد ، 15 فروند هواپیمای آموزشی اف- 15 دی كه قدرت رزمی دارد .

ترابری : 3 اسكادران :

41 فروند سی- 130 (7-ای، 34- اچ) ، 5 فروند ال- 100 –30 اچ، اس (هواپیمای بیمارستانی 35 سی- 212 ).

هلیكوپتر : 2 اسكادران : 8 فروند آ. بی- - 205 ، 13 فروند آ. بی- 206 بی.

27 فروند آ. بی- 212 ، 7 فروند كا. وی- 107 (هلیكوپتر تجسس و نجات ، ترابری ).

آموزشی : 12 فروند بی آ. سی 167، 29 فروند هواپیمای آموزشی هاوك مدل شماره 60 كه قدرت رزمی دارد ، 30 فروند پی. سی- 9، 1 فروند جت استریم 31.

هواپیما و هلیكوپترهای سلطنتی:

هواپیما : 4 فروند بی. آ. ای 125 ،2 فروند سی- 140 ، 4 فروند سی. ان- 235 2 فروند گلف استریم 3،2 فروند لیر جت 35، 6 فروند وی. سی- 130 اچ. 1 فروند سسنا 310 .

هلیكوپتر : 3 فروند آ . اس- 61، آ. بی- 212 .

موشك :

موشك هوا به زمین : ماوریك آ. جی. ام- 65، آ. اس- 15 .

موشك ضد رادار : شرایك آ. جی. ام- 45 .

موشك هوا به هوا : سایدوایندر آ. آی. ام- 9 ج / ال/ پی، اسپارو آ. آی. ام- 7 اف .



۶) كویت

نیروی هوایی : (برآورد) 1000 نفر .

24 فروند هواپیمای رزمی، 12 فروند هلیكوپتر مسلح .

هواپیمای شكاری برای حمله زمینی : 19 فروند آ- 4 / تی. آ. كا. یو.

هواپیمای شكاری : 15 فروند میراژ اف 1 سی. كا / بی. كا.



٧) امارات متحده عربی

نیروی هوایی : (شامل تیپ هوایی پلیس) : 2500 نفر نیرو (شامل دوبی: 700 نفر نیرو) ، 100 هواپیمای رزمی، 19 فروند هلیكوپتر مسلح .

هواپیمای شكاری برای حمله زمینی : 2 اسكادران :

1 اسكادران با 14 فروند میراژ 3 ای. آ. ای ،

1 اسكادران با 15 فروند هاوك مدل شماره 63 (هواپیمای شكاری برای حمله زمین / آموزشی ) .

شكاری : 1 اسكادران با 12 فروند میراژ 5 آ. دی، 22 فروند میراژ 200 ای. آ.

ضد شورشی : 1 اسكادران با 6 فروند ام. بی- 326 (4 فروند كا. دی، 2 فروند ال. دی)، 5 فروند ام. بی.- 339 آ .

یكان تبدیل عملیاتی : 7 فروند هواپیمای آموزشی هاوك مدل شماره 61 كه قدرت رزمی دارد، 2 فروند هواپیمای آموزشی ام. بی- 339 آ كه قدرت رزمی دارد، 6 فروند میراژ 2000 دی. آ. دی كه قدرت رزمی دارد .

شناسایی : 8 فروند میراژ 2000 آر. آ. دی، 3 فروند میراژ 5- آر .

جنگ افزار الكترونیكی : 4 فروند سی- 212 .

ترابری : شامل 1 فروند بی. ان- 2، 4 فروند سی- 130 اچ، 2 فروند ال- 100 30، 1 فروند جی- 222 .



٨) بحرین

نیروی هوایی : 450 نفر نیرو : 24 فروند هواپیمای جنگی : 12 فروند هلیكوپتر توپدار .

هواپیمای شكاری برای حمله زمینی : یك اسكادران با 8 فروند اف- 5 ای، 4 فروند ف- 5 اف .

هواپیمای شكاری : یك اسكادران با 8 فروند اف –16 سی، 4-دی .

ترابری : 2 فروند گلف استریم (یك فروند گلف استریم- 2، یك فروند گلف استرلایم- 3، برای مقامات ) .

موشك:

موشك هوا به زمین : ”. اس-11آ. اس-12.

موشك هوا به هوا : سایدوایندر آ. آی. ام- 9 پی .



٩) قطر

نیروی هوایی : 800 نفر نیرو .

18 فروند هواپیمای جنگنده، 20 فروند هلیكوپتر مسلح .

هواپیمای شكاری برای حمله زمینی : یگان پشتیبانی تاكتیكی با 6 فروند آلفا جت .

هواپیمای شكاری : 1 اسكادران پدافند هوایی با 12 فروند میراژ اف- 1(11- دی، 1- دی).

ترابری : 1 اسكادران با 2 فروند بوئینگ 707 ، 1 فروند بوئینگ- 727 .

رابط : 2 فروند اس، آ- 341 جی .



١٠) عمان

نیروی هوایی : 3000 نفر نیرو : 57 فروند هواپیمای جنگنده، بدون هلیكوپتر مسلح .

هواپیمای شكاری برای حمله زمینی : 2 اسكادران با 17 فروند جاگوار اس(او) مدل شماره 1 ، 1 جی. آر. 1، 4 تی –2 .

هواپیمای شكاری برای حمله زمینی / شناسایی : 1 اسكادران با 13 فروند هانتر اف. جی. آ- 73 ، 3 فروند تی- 67 .

ضد شورشی/ آموزشی : 1 اسكادران با 12 فروند بی. آ. سی- 167 مدل شماره 82، 7 فروند دیفندر بی. ان- 2 .

ترابری : 3 اسكادران :

1 اسكادران با 3 فروند بی. آ. سی- 111 ، 2 اسكادران با 15 فروند اسكیوان 3 ام (7 فروند اسكیوان مجهز به رادار، برای شناسایی) 3 فروند سی- 130 اچ .

هلیكوپتر : 2 اسكادران ترابری متوسط با 20 فروند آ. بی- 205 ، 3 فروند آ. بی- 212.

آموزشی : 2 فروند آ. اس- 202- 18 .

پدافند هوایی : 2 اسكادران با 28 فروند موشك زمین به هوای راپی‌یر ، رادار مارتللو .

موشك:

موشك هوا به سطح : اگزوسه آ. ام- 39 .

موشك هوا به هوا : سایدو ایندر آ. آی. ام-9 پی .



----------------------------------------------------------------------

منبع:

وبسایت سازمان عقیدتی سیاسی اتكا

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 18:42  توسط محمد جواد قرقانی  | 

نسل 1

این هواپیماها اولین هواپیماهایی بودند که به عنوان جنگنده به کار گرفته شدند. این جنگنده ها در طول جنگ جهانی دوم ساخته شدند و در این جنگ به کار گرفته شدند.توپ دماغه مهمترین سلاح این جنگنده ها بود. البته این جنگنده ها از موشک های هوا به هوای هدایت حرارتی(IR) نیز استفاده میکردند. این موشک ها چون تجربه اول بودند نقص های فراوانی داشتند و دقت بسیار کم انها مانع بزرگی در به کارگیری گسترده انها بود.
از ویژگی های جنگنده های نسل 1 میتوان به بالهای صاف(بالها رو به عقب یا جلو نبودند) و حرکت در سرعت های زیر سرعت صوت اشاره کرد. رادار به طور جدی در این هواپیماها استفاده نشده بود و تنها در تعدادی از هواپیماها که برای نبرد در هر اب و هوایی در نظر گرفته شده بودند استفاده شد
اولین جنگنده ای که از موتور جت استفاده میکرد و از نسل یک بود توسط کارخانه ی مستر اشمیت ساخته شد و در سال پایانی جنگ جهانی دوم استفاده شد. نام این هواپیما Me 262 بود و در مقایسه با هواپیماهای موتور پیستونی از سرعت بیشتری برخوردار بود. این هواپیما چنانچه به دست خلبان زبده ای سپرده میشد به کابوسی برای نیروهای متفقین تبدیل میشد. با این حال این هواپیما به ان تعداد تولید نشد که بتواند جلوی حملات هوایی متفقین را بگیرد. یک سال بعد انگلستان هواپیمای Gloster Meteor را تولید کرد که این هواپیما نیز از موتور جت استفاده میکرد. این هواپیما به علت چابکی بیشتری که نسبت به هواپیماهای موتور پیستونی داشت برای رهگیری موشک های V-1 المانی به کار گرفته میشد. به سبب مزیت هایی که هواپیماهای جت داشتند به مرور استفاده از انها همه گیر شد و در فاصله ی سالهای ابتدای دهه 50 تا میانه ان، بیشتر اسکادران های شکاری هواپیماهای موتور پیستونی خود را بازنشسته کردند.
در این دوره ابداعات جدیدی برای اولین بار به صنعت جنگنده سازی وارد شد که از جمله ی انها میتوان به بالهای مایل(رو به عقب ) و صندلی های پران اشاره کرد
امریکایی ها نیز پس از جنگ جهانی دوم اقدام به تولید هواپیماهای جت کردند و اولین تجربه ی خود را با هواپیمای Lockheed P-80 Shooting Star اغاز کردند. این هواپیما هرچند به خوبی هواپیمای Me 262 ساخت مستر اشمیت نبود ولی نسبت به هواپیماهای موتور پیستونی مزیت های فراوانی داشت.
انگلستان نیز اقدام به طراحی جت جنگی نمود که معروفترین انها de Havilland Vampire است که به کشورهای زیادی صادر شد. بعدها تکنولوژی موتور جت از طریق انگلستان وارد شوروی شد و شوروی نیز هواپیمای Mikoyan-Gurevich MiG-15 را تولید کرد. این هواپیما در جریان جنگ کره بر علیه هواپیمای P-80 امریکایی به کار گرفته شد و موفق شد بر ان برتری یابد. امریکایی ها برای حل این مشکل اقدام به ساخت هواپیمای F-86 Sabre کردند. هر چند این هواپیمادر مقایسه با MiG-15 تفاوتهایی داشت ولی قدرت ان دو به قدری به هم نزدیک بود که تنها مهارت خلبان پیروز نهایی را تعیین میکرد.
کم کم نیروهای دریایی جهان هم نیاز خود را به این جنگنده ها احساس کردند. بنابراین شرکت گرومان برای تولید هواپیمایی که با سیستم کاتاپولت ناوها سازگار باشد اقدام به تولید هواپیمای F9F Panther کرد. نیروی دریایی انگلستان نیز از هواپیمای de Havilland Vampire استفاده میکرد

هواپیماهای معروف نسل 1:
کانادا:
Avro CF-100 Canuck
فرانسه:
Dassault Ouragan
Dassault Mystère
Dassault Mystère IV
المان نازی:
Messerschmitt Me 262
Heinkel He 162
جمهوری خلق چین:
Shenyang J-5 Fresco
سوئد:
Saab 21R
Saab 29 Tunnan
شوروی(پیشین):
Mikoyan-Gurevich MiG-9 Fargo
Mikoyan-Gurevich MiG-15 Fagot
Mikoyan-Gurevich MiG-17 Fresco
Lavochkin La-15 Fantail
Yakovlev Yak-15/17 Feather
Yakovlev Yak-23 Flora
Yakovlev Yak-25 Flashlight
انگلستان:
de Havilland Vampire
de Havilland Venom
Gloster Meteor
Supermarine Attacker
امریکا:
Bell P-59 Airacomet
Lockheed P-80 Shooting Star
Republic F-84 Thunderjet
Republic F-84F Thunderstreak
North American F-86 Sabre
Northrop F-89 Scorpion
Lockheed F-94 Starfire
North American FJ-1 Fury
North American FJ-2/3/4 Fury
McDonnell F2H Banshee
McDonnell F3H Demon
Douglas F3D Skyknight
Douglas F4D Skyray
Vought F7U Cutlass
Grumman F9F Panther
گالری تصاویر:

هواپیمای مستر اشمیت Me262
هواپیمای DeHavilland Vampire
هواپیمای MiG-15
هواپیمای F-86 Sabre

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 18:40  توسط محمد جواد قرقانی  | 

نسل 2
ساخت هواپیماهای نسل 2 با درس گرفتن از تجربیات جنگ کره اغاز شد و با تمرکز بر افزودن قابلیت حمل تسلیحات هسته ای ادامه یافت. در این دوره پیشرفت هایی در علوم ایرودینامیک، پیشرانه به وجود امد و مواد جدیدی(مانند الیاژهای المینیوم) برای ساخت هواپیما به کار گرفته شد. در این دوره ابداعات دیگری مانند بالهای رو به عقب، بالهای مثلثی(Delta) به جنگنده ها اضافه شد. در این دوره به طور گسترده از موتور های پس سوز دار استفاده شد و هواپیماهای این دوره موفق شدند دیوار صوتی را بشکنند. پرواز در سرعت های مافوق صوت یک امر عادی برای جنگنده های این نسل است.
الکترونیک پرواز در این دوره پیشرفت کرد و هواپیماها اکثرا به رادارهای کوچک مجهز شدند. در این دوره برای اولین بار موشک های هوا به هوا به طور گسترده استفاده شد و به رقیبی جدی برای توپ دماغه تبدیل شد.موشک های حرارت یاب به طور گسترده استفاده شدند ولی حسگر های این موشک ها ضعیف بود و میدان دید انها بسیار کم بود(در حدود 30 درجه). به همین سبب خلبانان مجبور بودند از این موشک ها فقط در فواصل خیلی نزدیک و در مواقع حمله از پشت استفاده کنند. در این دوره موشک های هدایت راداری هم تولید شدند ولی غیرقابل اعتماد بودند. این موشک ها از روش هدایت نیمه فعال راداری(Semi-Active Radar Homing : SARH) استفاده میکردند. به سبب استفاده از موشک های میان برد و دوربرد هوابه هوا توسط جنگنده های این دوره، میتوان این دوره را اغاز گر نبردهای "فامد"(فراتر از میدان دید) دانست
در این دوره جنگنده ها در دو نوع ساخته میشدند:
1-رهگیر(مانند MiG-21 F)
2-جنگنده بمب افکن( مانند F-105 Tunderchief)
در هر دو مورد سعی شده بود قابلیت داگ فایت در هواپیماها وجود داشته باشد.
در جنگنده های رهگیر طرز تفکر بر این بود که موشک های هوا به هوا جایگزین توپ شوند و به طور کلی جنگ به صورت "فامد" انجام گیرد.(این طرز تفکر بعدها در جنگ ویتنام برای امریکایی ها بسیار گران تمام شد چون F-4D های امریکایی فاقد توپ دماغه بودند و در نبردهای داگفایت به راحتی سرنگون میشدند) در نتبیجه هواپیماهای رهگیر دارای محفظه های بیشتر برای حمل موشک بودند و از رادار قوی تری استفاده میکردند. برای ساخت رهگیرها سعی شده بود خصوصیاتی مانند مانورپذیری بالا، سرعت زیاد، سقف پروازی بالا و نرخ صعود بالا در این جنگنده ها اعمال شود. این جنگنده ها برای رهگیری بمب افکن های استراتژیک در ارتفاع بالا ساخته شدند.
جنگنده- بمب افکن ها هواپیماهایی بودند که میتوانستند هر دو نقش ایجاد "برتری هوایی" و "حملات زمینی" را بر عهده گیزند. این جنگنده ها قادر بودند با پرواز در ارتفاع پایین و سرعت بالا، به وسیله ی تسلیحاتی چون موشک های هوا به سطح هدایت تلویزیونی و حرارتی، بمب های سقوط ازاد و بمب های اتمی به بمباران اهداف خود بپردازند

هواپیماهای مهم نسل 2
فرانسه:
Dassault Étendard IV
Dassault Super Mystère
Dassault Mirage III/5
هندوستان
HAL HF-24 Marut
رژیم صهیونیستی
IAI Nesher
ایتالیا
Fiat G.91
چین
Shenyang J-6 Farmer
Chengdu J-7 Fishbed(در بعضی منابع جزو جنگنده های نسل 3 به حساب می اورند)
سوئد
Saab 32 Lansen
Saab 35 Draken
شوروی(پیشین)
Mikoyan-Gurevich MiG-19 Farmer
Mikoyan-Gurevich MiG-21F Fishbed (مدل اولیه این جنگنده جزو جنگنده های نسل 2 به حساب می اید)
Sukhoi Su-7'Fitter-A
Sukhoi Su-9/11'Fishpot
انگلستان
De Havilland Sea Vixen
English Electric Lightning
Gloster Javelin
Hawker Hunter
Supermarine Scimitar
Supermarine Swift
امریکا
Chance-Vought F-8 Crusader
Grumman F-9 Cougar
Grumman F-11 Tiger
North American F-100 Super Sabre
McDonnell F-101 Voodoo
Convair F-102 Delta Dagger
Lockheed F-104 Starfighter
Republic F-105 Thunderchief
Convair F-106 Delta Dart


گالری تصاویر


جنگنده ی F-105 Tunderchief
.

جنگنده ی Mig-21F
.

جنگنده ی Saab 32 Lansen
.

جنگنده ی Hawker hunter

نوید: سنترال كلوبز

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 18:40  توسط محمد جواد قرقانی  | 

نسل 3
تولید جنگنده های نسل 3 با ادامه ی ابداعاتی که در دوره ی پیش به وجود امده بود شروع شد. با این تفاوت که در این دوره تاکید بیشتری بر روی مانورپذیری و قابلیت "حمله به اهداف زمینی" وجود داشت. در دهه 60 بر اثر تجاربی که در جنگ به وسیله ی موشک های هوا به هوا به دست امد این نکته ثابت شد که سرنوشت جنگ در نبردهای "داگفایت" مشخص خواهد شد. بنابراین سعی میشد تا در هواپیماهای تولیدی مولفه های ایرودینامیکی بهبود یابد. در این دوره سطوح ایرودینامیکی جدیدی به وجود امد. کانارد ها، اسلات(Slat) های قدرتمند و فلپ(Flap) ها از جمله ی این ابداعات بودند.
در این دوره سیستم " تغییر جهت رانش"(Thrust Vectoring) ابداع شد و به کمک انها هواپیماهای عمودپرواز و کوتاه پروازی چون جنگنده ی هاریر(Harrier) و F-111 interdictor ساخته شدند. همچنین در این دوره کاکپیت های انالوگ ساخته شد و جایگزین کاکپیت های قدیمی شد.
پیشرفت در قابلیت های هوا به هوای جنگنده ها با تولید موشک های بهتر، رادار های قوی تر و ایونیک بهتر صورت گرفت. جنگ ویتنام ثابت کرد که حذف توپ دماغه بسیار خطرناک خواهد بود. بنابراین در حالی که توپ دماغه به عنوان یک سلاح استاندارد در همه ی هواپیماها قرار داده می شد موشک های هوا به هوا نیز به سرعت در جنگنده ها به کار رفت. رادار ها در این دوره قدرتمند تر شده و موشک های راداری نیز دقیق تر و قدرتمند تر شدند. با این حال تجربیات نشان میداد هنوز شانس اصابت موشک های هدایت راداری پایین است. موشک های هدایت حرارتی نیز در این دوره پیشرفت کردند و زاویه ی دیدشان وسیعتر شد.
در این دوره در زمینه ی حملات هوا به زمین نیز پشیرفت هایی حاصل شد. با پیشرفت ایونیک هواپیماها، قابلیت های جدیدی در حملات زمینی به انها افزوده شد. در این دوره موشک های هوا به زمین با هدایت "الکترواپتیکال" و بمب های هدایت "لیزری" تولید شد. موشک های الکترو اپتیکال(مانند AGM-65 Maverick) به سرعت تولید شد و به یکی از سلاح های استاندارد جنگنده ها در حملات هوا به زمین تبدیل شد. بمب های هدایت لیزری نیز برای حملات دقیق طراحی شده بودند. استفاده از بمب های لبزری نیازمند غلاف های نشانه گذار بود که در اواسط دهه 60 تولید شدند.
در این دوره توپ های جنگنده ها نیز قوی تر شدند و نرخ شلیک و دقت انها افزایش یافت. به سبب موتورهای قدرتمندی که در این دوره تولید شد جنگنده ها قادر بودند مقدار بیشتری تسلیحات با خود حمل کنند. برای مثال جنگنده F-4 Phantom II قادر بود بیشتر از بمب افکن B-24 Liberator (یکی از بمب افکنان سنگین جنگ جهانی دوم) سلاح حمل کند. در این دوره سعی شد از موتور هایی استفاده شود که دود نکنند تا شانس شناسایی انها به صورت چشمی کاهش یابد.
با پیشرفت جنگنده ها هزینه ی تولید و نگهداری انها نیز افزایش یافت. برای حل این مشکل ارتش ها سعی کردند به سمت تولید هواپیماهای تخصصی روی بیاورند. به طور مثال برای حملات زمینی هواپیماهای A-6 Intruder و A-7 Corsair II تولید شد و برای نقش رهگیر هواپیماهای Mig-25 Foxbat و F-4 Phantom II تولید شد(هر چند هواپیمای F-4 برای ایفای نقش "رهگیر" برای نیروی دریایی امریکا طراحی شد ولی در این زمینه توفیق چندانی به دست نیاورد بلکه اوج درخشش این جنگنده در حملات زمینی بود)
هواپیماهای مهم نسل 3:
فرانسه:
Dassault Mirage F1
رژیم صهیونیستی
IAI Kfir
چین
Shenyang J-8'Finback
Xian JH-7'Flounder
چین/پاکستان
JF-17 Thunder
افریقای جنوبی
Atlas Cheetah
سوئد
Saab 37 Viggen
شوروی(پیشین)
Mikoyan-Gurevich MiG-21MF/bis Fishbed
Mikoyan-Gurevich MiG-23 Flogger
Mikoyan-Gurevich MiG-25 Foxbat
Sukhoi Su-15 Flagon
Sukhoi Su-17 Fitter
Tupolev Tu-28 Fiddler
امریکا
McDonnell Douglas F-4 Phantom II
Northrop F-5 Freedom Fighter / Tiger II
ایران
*** هواپیماهای صاعقه و اذرخش(که هنوز دیده نشده است) در صورتی که از رادار و ایونیک F-5 استفاده کنند و کابین انها مانند F-5 باشد جزو جنگنده های نسل 3 به حساب می ایند


گالری تصاویر

جنگنده ی F-4 Phantom II
.

جنگنده ی Mig-25 Foxbat
.

جنگنده ی Mirage F-1
.

جنگنده ی F-5 Tiger II

نوید: سنترال كلوبز

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 18:39  توسط محمد جواد قرقانی  | 

نسل 4
طراحی جنگنده های نسل 4 با هدف تولید جنگنده های چند منظوره(Multi roll) اغاز شد.در این دوره هواپیماها به سیستم کنترل تسلیحات و ایونیک جدیدتری مجهز شدند. در طراحی جنگنده های این نسل از نظریه ی انرژی-مانورپذیری (Energy-Maneuverability (E-M) theory) استفاده شد. این نظریه توسط یکی از خلبانان امریکایی به نامJohn Boyd و یک ریاضی دان به نام Thomas Christie مطرح شد. این نظریه بر پایه تجربیات Boyd در جنگ کره مطرح شد.
اساس این نظریه یک فرمول است که به این صورت است:
Ps=[(T-D)/W]*V
که در این رابطه P انرژی معین، T نیروی رانش، D نیروی "پسا"، W وزن هواپیما و V سرعت سیر ان است
اعمال این نظریه بر روی جنگنده ها سبب میشد انها مانورپذیری فوق العاده ای بیابند. نظریه ی انرژی-مانورپذیری ابتدا بر روی F-15 Eagle اجرا شد ولی Boyd معتقد بود این نظریه بر روی جنگنده های سبک وزن بهتر جواب خواهد داد و حق با او بود. این نظریه بر روی جنگنده ی F-16 Fighting Falcon نیز اعمال شد و نتیجه ی خوبی داد.
هر چند با این کار مانور پذیری F-16 بسیار خوب شد ولی باعث شد هواپیما ناپایدار شود و این یک مشکل جدی بود. با تولید سیستم "پرواز به وسبله ی سیم" (Fly By Wire) این مشکل نیز رفع شد.
در این دوره نیز ابتکارات جدیدی بر روی جنگنده ها اعمال شد که از جمله ی انها میتوان به رادار های پالس داپلر کنترل اتش(که قابلیت نگاه به پایین/ شلیک به پایین داشتند)، سیستم نمایشگر سر بالا (HUD)، سیستم دست بر روی تراتل و استیک (HOTAS) و نمایشگر های چند منظوره (MFD) اشاره کرد. مواد کامپوزیتی و گرافیتی نیز در این دوره تولید شد و برای کاهش وزن هواپیما در قسمت های مختلف به کار رفت. سیستم اسکن و رهگیری اینفرارد (IRST) نیز که پیش از این برای حملات زمینی استفاده میشد، برای جنگ های هوا به هوا مورد استفاده قرار گرفت و سبب افزایش برد و دقت موشک های حرارتی شد.با تولید موشک AIM-54 Phoenix موشک دوربرد هدایت فعال راداری نیز ساخته شد و بر روی جنگنده ی F-14 Tomcat استفاده شد.
با پیشرفت تکنولوژی قطعه سازی، جنگنده های این دوره نیاز کمتری به چک های فنی و اماده سازی های پیش از پرواز داشتند.به عنوان مثال در حالیکه جنگنده های اولیه به ازای هر 1 ساعت پرواز به 50 نفر ساعت، کار نفرات فنی نیاز داشتند جنگنده های مدرن برای هر 1 ساعت به 10 نفر ساعت کار فنی نیاز داشتند.
در این دوره ابداعات ایرودینامیکی جدیدی نیز به کار گرفته شد که از جمله ی انها میتوان با ساخت جنگنده های بال متحرک و ایجاد صفحات LEX بر روی جنگنده ها اشاره کرد(LEX ها صفحات ایرودینامیکی هستند که در جلوی محل برخورد ریشه ی بالها با بدنه ایجاد شده اند و هدف از تولید انها دست یابی به زاویه های بالا ی حمله بوده است) هدف از این ابداعات ایرودینامیکی دست یابی با زاویه های بالای ایرودینامیکی بود
بر خلاف "رهگیر" های دوره های قبل، رهگیر های این دوره قابلیت های مانورپذیری مطلوبی داشتند( البته استثنا هایی نیز وجود دارد مانند MiG-31) با افزایش هزینه ی تولید و نگهداری جنگنده ها در این دوره، ارتش های جهان اقدام به تولید هواپیماهای چند منظوره نمودند و همچنین وظایف را تقسیم کردند یعنی برای انجام ماموریت های سنگین اقدام به طراحی هواپیماهای گران تر(مانند Su-27 و F-15) و برای انجام ماموریت های ساده تر اقدام به طراحی هواپیماهای کوچکتر و ارزان تر نمودند(مانند MiG-29 و F-16)
در این دوره جرقه های تکنولوژی پنهانکاری(Stealth) نیز زده شد. اولین بمب افکن رادارگریز F-117 Night Hawk بود و بعدها B-2 Sprit نیز تولید شد. ولی این هواپیماها بمب افکن بودند و هنوز جنگنده ی رادارگریز تولید نشده بود. البته برخی از جنگنده ها به مدد تکنولوژی پنهانکاری سطح مقطع راداری کمتری داشتند ولی هیچ یک رادارگریز نبودند
جنگنده های مهم نسل 4
فرانسه
Dassault Mirage 2000/2000N/2000D
ژاپن/امریکا
Mitsubishi F-2
چین
Shenyang J-11 Flanker
Xian JH-7A Flounder
تایوان
AIDC F-CK-1 Ching-kuo
شوروی(پیشین)
Mikoyan MiG-29 Fulcrum
Mikoyan MiG-31 Foxhound
Sukhoi Su-27/33 Flanker
انگلستان/المان/ایتالیا
Panavia Tornado ADV
امریکا
Grumman F-14 Tomcat
McDonnell Douglas F-15 Eagle
General Dynamics / Lockheed Martin F-16 Fighting Falcon
McDonnell Douglas F/A-18 Hornet

گالری تصاویر


جنگنده ی MiG-31 Foxhound


جنگنده ی F-14 Tomcat


جنگنده ی Su-27 Flanker


جنگنده ی Mirage 2000


جنگنده ی MiG-29 Fulcrum (هواپیمای پشتی) به همراه جنگنده ی F-16 Fighting Falcon (هواپیمای جلویی)


جنگنده ی F-15 Eagle

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 18:37  توسط محمد جواد قرقانی  | 


هواپیمای P-8A یک هواپیمای دوربرد است که نقش ان ضد زیردریایی،ضد اهداف سطحی،جمع اوری اطلاعات و مراقبت و شناسایی است که میتواند در پهنه ی وسیعی از دریا و ساحل عملیات انجام دهد. این هواپیما که بر پایه ی هواپیمای Boeing 737-800 ساخته شده است به امکانات ویژه ای مجهز شده است تا قابلیت بالایی در شناسایی اهداف مورد نظر خود داشته باشد
مشتریان:
هواپیمای P-8A برای نیروی دریایی امریکا طراحی شده است و توسط چندین شرکت ساخته میشود. سازنده ی اصلی شرکت بوئینگ(Boeing) است و شرکتهای CFM International، Northrop Grumman، Raytheon،GE Aviation و Spirit AeroSystems هم در ساخت قسمت های مختلف ان همکاری میکنند.
نیروی دریایی امریکا 108 فروند از این هواپیما را سفارش داده است تا ان را جایگزین ناوگان P-3 Orion های خود کند. اولین پرواز ازمایشی این هواپیما برای سال 2009 پیش بینی شده است و اولین هواپیمای عملیاتی در سال 2013 تحویل میشود.
دولت هند نیز اخیرا قراردادی به ارزش 2.1 میلیارد دلار برای خرید این هواپیما امضا کرده است. نمونه ی ساخته شده برای هند با نام P-8I شناخته میشود و تغییرات مورد علاقه ی هند در ان اعمال میشود.
شرکا:
مقر اصلی ساخت این هواپیما تاسیسات و کارخانجات بویینگ در منطقه ی Renton در واشنگتن است و تمامی قطعات به این منطقه فرستاده شده و در انجا مونتاژ میشود. پرواز ازمایشی این هواپیما نیز در همین منطقه انجام میشود.





علاوه بر بویینگ 5 شرکت دیگر نیز در ساخت این هواپیما شرکت میکنند که عبارتند از:
CFM International: این شرکت با مشارکت 50-50 شرکت های Snecma Moteurs و جنرال الکتریک(General Electric) تاسیس شده است و تولید موتورهای CFM567 را برای این هواپیما بر عهده دارد. هر یک از موتور های این هواپیما نیروی برابر با 27300 پوند را تولید میکنند. این موتور ها یکی از ایمن ترین موتورهای جهان هستند.
Northrop Grumman: بخش الکترونیک این شرکت وظیفه ی تولید اخلالگر های اینفرارد(IR) و سیستم های اندازه گیری الکترونیکی این هواپیما را بر عهده دارد. همچنین وظیفه ی تولید سیستم های لازم برای تبادل اطلاعات(Datelink) برای این هواپیما را بر عهده دارد.
Raytheon: وظیفه ی تولید رادار مراقبت دریایی APS-137 را بر عهده دارد.این شرکت همچنین پیشنهاد داده است تا سیستم های GPS ضد اخلال، سیستم شناسایی دوست از دشمن(IFF)، واحد اهداف کاذب محافظتی ،واحد منتشر کننده اطلاعات هولپیما و باند UHF ایمن را تولید کند

GE Aviation: وظیفه ی تولید سیستم مدیریت پرواز و سیستم مدیریت انبارها(Stores Management) را بر عهده دارد

Spirit AeroSystems: این شرکت که در اگوست 2007 به گروه پیوسته است وظیفه ی تولید بدنه و بالهای این هواپیما را بر عهده دارد

مشخصات فنی:
موتور: دو موتور CFM56- که هر یک توان تولید 27300 پوند نیرو را دارا هستند
طول:39.47 متر
فاصله ی نوک دوبال: 37.64 متر
ارتفاع: 12.83 متر
حداکثر وزن برخاست:85.139 تن
حداکثر سرعت:789 کیلومتر بر ساعت
برد عملیاتی: 2222 کیلومتر
سقف پرواز: 12.496 کیلومتر
خدمه: 9 نفر
گالری تصاویر


.

.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 18:37  توسط محمد جواد قرقانی  | 

http://warisboring.com/wp-content/uploads/2008/08/a-4_skyhawk.jpg


A.4اسكای هاوك یك جنگنده بمب افكن تهاجمی سبك وزن و یك نفره می باشد كه سال ها با موفقیت در نیروی دریایی و تفگداران دریایی امریكا و همچنین نیروهای هوایی نیوزلند ‚اسراییل‚مالزی‚اندونزی‚سنگاپور‚كویت‚آرژانتین ونیروی دریایی استرالیا خدمت نموده است.


طراحی

در اوائل دهه ی ۵۰ میلادی  بود كه هواپیماهای جت عملا پا به منصه ی ظهور گذاشتند ونیروی دریایی ایالت متحده به هواپیمایی جدید با موتورجت داشت تا جایگزینA.1Skyraider نیاز داشت كه این هواپیما می بایست حداقل وزن ‚پیچیدگی و اندازه را می داشت . شركتDouglas Aircraft Corporation (كه بعداMcDonnell Douglas(مكدانلد داگلاس) و بعدها بویینگ)  ماموریت ساخت این هواپیما را یافت.
نتیجه این شد كه هواپیما تنها نیمی از مشخصات درخواستی نیروی دریایی را داشت و نمی توانست اینن ماموریت را به خوبی ایفا كند و این خود عامل طراحی مدل های جدید Skyhawkبود.


http://willyloman.files.wordpress.com/2008/07/a-4_skyhawk.jpg


ورود به خدمت

نیروی دریایی ایالات متحده قراردادی را در۱۲ ژوئن ۱۹۵۲ امضا كرد و اولین مدل

 ازA.4ها در ۲۲ژوئن ۱۹۵۴به پرواز درآمدو درسال ۱۹۵۶ به تدریج وارد نیروی

دریایی وگردان تفنگداران نیروی دریایی شد.تولید A.4تا سال ۱۹۷۹ ادامه یافت

 و از آن ۲۹۶۰ فروند تولید شد كه ۵۵۵ فروند از آنها دونفره بودند.

نیروی دریایی ایالات متحده A.4 را در سال ۱۹۶۷ از گردان های هوایی بیرون

آورد و آنها را در سال ۱۹۷۵به طور محدود  خارج كرد. از A.4تا اواسط سال

۱۹۸۰ میلادی استفاده شد تا این كه با ورود هواپیمای AV.8هاریر از نیروی

دریایی خارج شد. ولی مدل های آموزشی آن بدلیل چالاكی و مانور خوب

همچنان باقی ماندند و در نهایت  به سال ۲۰۰۳بازنشست شدند.

سابقه ی بكارگیری درجنگ
:
جنگ ویتنام
جنگ های اعراب با اسرائیل
جنگ كوتاه مدت كویت وعراق
تسلیحات قابل حمل : این جنگنده ی كوچك در بعد موشك های هوابه سطح
می تواند موشك های  بولپاپ‚ وال آی وگابریل را حمل نماید . البته با كمی

تغییر می توان موشك های سایدوایندر را بر روی این جنگنده نصب كرد.
همچنین این جنگنده می تواند راكت انداز و .........وحتی بمب اتمی !!! را هم حمل كند.

مدلها

انواع گوناگونی از این هواپیما ساخته شده است كه عبارتند از:

A.4A
A.4B﴿با سیستم های جنگ افزار بهبود یافته و قابلیت سوختگیری هوایی)

A.4C﴿مجهز به رادار احتراز از عوارض زمین در دماغه ای كشیده تر)

A.4E﴿با قابلیت حمل جنگ افزار بیشتر﴾

TA.4E﴿نوع آموزشی و دونفره)

A.4F﴿با سیستم های تهاجمی و الكترونیك پرواز بهبود یافته در كوهان

برجسته ی پشت كاناپی)

TA.4F﴿بدنه ی كشیده تر)

A.4G﴿برای نیروی دریایی استرالیا با امكان حمل سایدوایندر)

TA.4G(استرالیا)

A.4H(نوع تحویل داده شده به اسرائیل)

TA.4J﴿نوع ساده شده ی TA.4F‚بدون رادار و سیستم های ناوبری و تهاجمی )
A.4K﴿شبیه Fبرای نیوزلند)

A.4L﴿نوع بهبودیافته ی Cبا موتور نیرومندتر‚و سیستم های الكترونیك پروازی و

 تهاجمی بهبود یافته در كوهان پشت كاناپی )

A.4M﴿نوع بهبود یافته ی Fبا موتور نیرومندتر‚كاناپی بزرگتر و كاناپی رزمی ۳۰ درصد بیش تر﴾
A.4KU﴿كویت﴾
A.4PوA.4Q(انواع نوسازی شده BوCدر آرژانتین)

A.4S و A.4SU(انواع بهینه سازی شده ی BوCدر سنگاپور)

TA.4S(نوع آموزشی تغییر یافته در سنگاپور بادو كابین جدا از یكدیگر)

EA.4F﴿آموزش جنگ الكترونیكی )

A.4PTM(مالزی)

OA.4M(كنترل كننده ی هوایی خط مقدم )

A.4N(شبیه Mبرای نیروی دریایی آمریكا)

انواع بهینه شده ی A.4
در سال ۱۹۹۲ هواپیماهای A.4نیوزلند‚مالزی مورد بهینه سازی كامل قرار

گرفته واز توانایی حمل و از شلیك موشك های ماوریك برخوردار شدند و این

A.4 ها همچنان در حال خدمت هستند.



مشخصات عمومی
خدمه: انفر (در مدل های TA-4J,TA-4F,OA-4F دونفر)

طول: 12.22متر

فاصله میان انتهاى دو بال: 8.38متر

بلندی : 4.57متر

مساحت سطح بال:24.15 m²
وزن خالی : 4,750كیلوگرم

وزن مناسب: 8,318كیلوگرم

حداكثر وزن برای برخاست: 11,136كیلوگرم

موتور:یك موتور توربوجت پرات اند وینیJ52  با توان ۴۱ كیلونیوتون

هواپیماهای مشابه:A.7corsair‚AV.8 harrier‚T.45goshawk

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 18:36  توسط محمد جواد قرقانی  | 

http://cdn-www.airliners.net/aviation-photos/photos/6/9/5/1341596.jpg

فانتوم اکتشافی / شناسایی RF-4E


تقدیم به تمامی خلبانان شهید نیروی هوایی

RF-4E نمونه ایی از جنگنده فانتوم بود که برای شناسایی ساخته شد و در واقع نمونه بدون سلاح F4-E بود. این نمونه با مدل 98LG نیز شناخته میشود. این نمونه موکدا برای صادارات ساخته شد و هرگز به USAF سرویسی نداد. با این وجود RF-4E شماره سریال هایی برای مقاصد مدیریتی و اجرایی برای USAF با خود حمل کرد.


این نمونه فانتوم  سیستم های شناسایی RF-4C با موتور های J79-GE-17 داشت. ولی  ازبدنه اف-4 E خیلی پهن تر ساخته شد. شبیه به F4-E ,موتور های 17 برای RF-4E بعدا به استاندارد 17C درآمدند و درنتیجه دود کمتری ساخته شدند.
Luftwaffe  آلمان غربی بزرگترین مشتری RF-4E بود. اولین RF-4E توسط Luftwaffe در ژانویه 1969 سفارش داده شد. صنعت آلمان در تولید برخی قطعات زیرپایه بخوبی قطعات امریکایی شرکت کرد  و همچنین حساس برای صادارت دانسته شد.
RF-4E نیروی هوایی ترکیه

http://www.piic.ir/beta/upload/rf-4e-turkey-iranianairforce.mihanblog.com1428.jpg





RF-4E یک دوربین Fairchild KS-87B یا KS-72 در بخش شماره 1 حمل  می کرد. قسمت شماره 2 می توانست سه KS-87 یا به نوبت از دوربین های  KS-72 یا KS-87 حمل کند.بخش سوم یک  دوربینKA-91 یا KS-55Aیا 2 تا دوربین KS-87 حمل میکند.

 به طور متناوب در این بخش می توان دوربین های نقشه (خوان) نصب کرد. برای عملیات های شبانه RF-4E دوربین های فتوفلشی با خود حمل میکند که رو به بالا از قسمتی در عقب بدنه هواپیما است خارج شده اند . سنسور ها شامل سیستم شناسایی مادون قرمز AAS-18A که بهبود رادار دید کناری UPD-4 و این سیستم پیشرفته Goodyear UPD-4 در یک غلاف و در خط مرکزی سوار میشود.


KA-56: یک دوربین ارتفاع پایین
KA-55A:  یک تک  دوربین سواره شده ثابت, ارتفاع بالا با دید وسیع  . KA-91  دقیقا همین مدل است.


KC-1  و  T-11 دوربین های نقشه ایی
KS-87: یک دوربین عمومی برای RF-4است.



Luftwaffe RF-4E ها مجهز به سیستم ارتباط اطلاعات هوا به زمین بودند و می توانستند در حین پرواز فیلم تهیه کنند و آن را برای سنجش و ارزیابی زمان واقعی  به فرماندهان جنگ می فرستاد.

اولین RF-4E برای آلمان غربی که با شماره سریال نیروی هوایی امریکا به شماره 69-7448 در 15 سپتامبر 1970 تحویل داده شد. Luftwaffe خدماتش را در 20 ژانویه 1971  با مجموعه Aufklarungeschwader 51 "Immelmann" (AKG 5) در  Bremgarten پایه گذاری شد. دیگر فانتوم های شناسایی مجهز شدند به AKG 52 در 17 سپتامبر 1971.


کلیه 88 فروند RF-4E  به  Luftwaffe تحویل داده شدند. این 88 فروند سریال های نیروی هوای امریکا از 69-7448/7535 را با خود حمل میکردند.
در طی برنامه Peace Trout یک اف-4 های شناسایی Luftwaffe با سیستم پایه گذاری الکترونیک هوشمندELINT  بر روی APR-39  در محل دوربین های دماغه سوارشد. آن میتوانست پستی و بلندی های جلوی دوربین را مشخص و بازشناسی کند.

در 1978 لافت ویف مصم شد که با یک ایده خوب توان RF-4E های شناسایی را با قابلیت دومی ( بنام) ضربتی زمینی افزاریش دهد. در یک برنامه در 1982 پایان داه شد, همه RF-4E های Luftwaffe بوسیله Messerschmitt-Bolkow-Blohm (MBB)  با یک سیستم تحویل سلاح ها متناسب شدند  .آنها برای مقر ها (هارد پوینت ها) تهیه شده بودند و برای پایلون های زیر باله ها سیم کشی شدند. یک هدف نشانه گیر سلاح برای خلبان نصب شد. انتخاب سویچ های سلاح ها در هر دو کابین جلو و عقب تهیه شد. بیش از 6 مجموعه بمب BL-755 ساخت انگلستان می توانست حمل شود.یا بالای 5000 پوند از دیگر مهمات. در گاهی اوقات RF-4E ها با دوربین های جدید تر ارتقا داده میشدند و (سیستم) پرتاب چف  Tracor AN/ALE-40روی آن نصب شد.RF-4E های Luftwaffe برنامه ریزی شدند در طی مدت سال های 1993 تا 1994 اجازه پیدا کنند که گاهی اوقات خدمت فعال داشته باشند.
تصویر RF-4E نیروی هوایی یونان







AKG-51های rf-4eها جایگزین پاناویا تورنادو ها شدند و AKG-52 روی هم رفته منحل شده بود به طوری که خدمت Luftwaffe را رها کردند. چندین فروند RF-4E در طی مدتی به یونان تحویل
شدند.

متعاقبا اسرائیل, ایران, یونان و ترکیه به rf-4e ها مجهز شدند. اف-4 های اکتشافی آلمان دماغه گوشه دار داشتند همانند با RF-4B  های نیروی دریایی ایلات متحده و نزدیک به RF-4C های نیروی هوایی ایالات متحده. به هر حال جنگنده های RF-4E اکتشافی که نیروهای هوایی کشور های اسرائیل / ایران / یونان و ترکیه را مجهز کرده بودند نسبت به RF-4C های نیروی هوایی ایالات متحده,  مشخصه دماغه شان طوری بود که مقاومت هوا را کم کند.

پس از آلمان ایران بزرگترین مشتری RF-4E ها بود. یک مجموعه کلی 27 فروندی سفارش داده شد.اولین RF-4E اکتشافی برای نیروی هوایی شاهنشاهی ایران  از خط تولید مک دانل داگلاسدر سنت لوئیس در 1970 خارج شد.!!

اولین اف-4 اکتشافی در 1971 (سال 1349 خورشیدی) تحویل نیروی هوایی شاهنشاهی شد. بیش از 15 فروند دیگر در سال بعد تحویل داده شدند. به هر حال 11 فروند RF-4E تحویلشان به خاطر مسائل سیاسی در فوریه سال 1979 بعد از سقوط شاهنشاه ایران (انقلاب  اسلامی) کنسل شد. بشتر تسلیحات نظامی به ایران متوقف شد.به علت ممنوعیت تسلیحاتی علیه ایران, خبر میرسد که ظاهرا RF-4E ها را اسقاط تا از قطعات آنها برای پرواز چند F-4E باقی مانده استفاده کنند.


اسرائیل

اولین اف-4 اکتشافی ارتش اسرائیل در فوریه  1971  در طی عملیاتPeace Echo I تحویل داده شد. یک مجموعه 12 فروندی از RF-4E ها در مابین سال های 1971 تا 1976 به این کشور تحویل داده شد. همه اف-4 های اکتشافی تحویلی جدید ساخته شدند.

RF-4E های اسرائیلی مکررا با پشرفت های ساختاری و آویونیک جدید ارتقا داده میشدند .RF-4E اسرائیلی میتوانست موشک هوا به هوای سایدویندر و پایتون های ساخت اسرائیل و موشک هوا به هوای شافیر که خود ساخت اسرائل بود را حمل کند. بنابرین آنها داشتند تجهیزات آویونیکی و اکتشافی شناسایی بومی را تهیه میکردند.

هشت فروند RF-4E جدید ساخته شده به نیروی هوایی یونان تحویل داده شد.

این هوایپماهای اکتشافی جدید جایگزین جت های اکتشافی شناسایی RF-84F  تاندرفلش و Mira 348 که  شدند.rf-4e های یونان مجهز به رادار دریافت خطر RWR بودند. رادرار های RWR بر روی مدخل ورودی هوا و روی باله عمودی سوار شدند.
هشت فروند RF-4E هم به نیروی هوایی ترکیه تحویل داده شند. هواپیماهای نو ساخته شدند و اولین شبح اکتشافی در نوامبر 1978 اسکادران  شماره 113 در Eskisehir تحویل داده شد.  و آن را مجهز کرد.
سریال های RF-4E های مک دانل داگلاس

69-7448/7455       McDonnell RF-4E-43-MC Phantom (for Luftwaffe, 3501-3508)
69-7456/7462       McDonnell RF-4E-44-MC Phantom (for Luftwaffe, 3509-3515)
69-7463/7481       McDonnell RF-4E-45-MC Phantom (for Luftwaffe, 3516-3534)
69-7482/7510       McDonnell RF-4E-46-MC Phantom (for Luftwaffe, 3535-3563)
69-7511/7535       McDonnell RF-4E-47-MC Phantom (for Luftwaffe, 3564-3588)
69-7590/7595       McDonnell RF-4E-45-MC Phantom (for Israel, Peace Echo I)
72-0266/0269       McDonnell RF-4E-48-MC Phantom (for Iran)
74-1725/1728       McDonnell RF-4E-61-MC Phantom (for Iran)
74-1729/1736       McDonnell RF-4E-62-MC Phantom (for Iran)
75-0418/0423       McDonnell RF-4E-63-MC Phantom (for Israel, Peace Echo V)
77-0309/0316       McDonnell RF-4E-66-MC Phantom (for Turkey)
77-0357/0358       McDonnell RF-4E-66-MC Phantom (for Greece)
77-1761/1766       McDonnell RF-4E-66-MC Phantom (for Greece)
78-0751/0754       McDonnell RF-4E Phantom (Iranian AF)
               Order cancelled in 1979, planes reduced to components.  
78-0788           McDonnell RF-4E Phantom (Iranian AF)
               Order cancelled in 1979, plane reduced to components.  
78-0854/0864      McDonnell RF-4E Phantom (Iranian AF)
               Order cancelled in 1979

منابع:
1.     McDonnell Douglas Aircraft Since 1920: Volume II, Rene J. Francillon, Naval Institute Press, 1990.
2.     McDonnell F-4 Phantom: Spirit in the Skies. Airtime Publishing, 1992.
3.     Modern Air Combat, Bill Gunston and Mike Spick, Crescent, 1983.
4.     The American Fighter, Enzo Angelucci and Peter Bowers, Orion, 1987.
5.     United States Military Aircraft Since 1909, Gordon Swanborough and Peter M. Bowers, Smithsonian, 1989.
6.     The Illustrated Encyclopedia of Aircraft Armament, Bill Gunston, Orion, 1988.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 18:36  توسط محمد جواد قرقانی  | 



جنگنده L159 توسط Aero Vodochody  جهت نیاز نیروی هوایی جمهوری چک به یک جنگنده چند منظوره سبک توسعه و طراحی شد.این جنگنده در دو نوع تک سرنشینه با عنوان L159 A  و نمونه دو سرنشینه با عنوان L159 B توسعه داده شد. نیروی هوایی جمهوری چک سفارش 72 فروند از این جنگنده را دد که اولین تحویل به آوریل سال 2000 انجام شد و کلیه 72 فروند تا پایان سال 2003 به نیروی هوایی ارتش جمهوری چک تحویل داده شدند.در ابتدا L159 B که نمونه دو سرنشینه این جنگنده بود اولین پروازش را در  ژوئن 2002 انجام داد و نیروی هوایی چک 2 فروند از این نمونه را سفارش داده است.
50% سهم کمپانی Aero Vodochody از آن دولت جمهوری چک و 35% دیگر آن متعلق به شرکت بویینگ است. به هر حال در اکتبر سال 2004 شرکت بویینگ از سهم خود عقب کشید! در ژوئیه سال 2004 وزارت دفاع چک اعلام کرد که در حال برنامه ریزی است تا شمار جنگنده های سبک پیشرفته L159 را از 47 فروند ضمن خدمت به 18 فروند عملیاتی و 6 فروند ذخیره کاهش بدهد و بقیه ناوگان جنگنده های L 159 را به فروش برساند.
جنگنده L159  / ALCA بر پایه و مبنای بال و بدونه و آیرودینامیک و نهایتا ترکیبی از L39  آلباتروس Albatros  و خانواده L59  که از پایه های اصلی جت های آموزشی پیشرفته هستند طراحی شده است. همچنین در این ترکیب محلق شدن یک موتور توربوفن نظامی با کارایی بالا و آویونیک و سنسورهای پیشرفته نیز جایگاه ویژه در این هواپیما دارند.
از قابلیت ها و ویژگی هایی عملیاتی این جنگنده : پشتیبان هوایی close air support  / شناسایی تاکتیکی / دفاع هوایی / گشتی و مرزبان/ ماموریت های ضد کشتی / ضد شورش / و در نهایت آموزش جنگی و سلاح ها میباشد.

کاکپیت
به طور کلی آرنج( ترکیب) کابین خلبان و کنترلر ها در جنگنده آلکا 159 با یک جنگنده جدید کاملا تطبیق میکند.دید پروازی با همان HUD    توانایی راستر( دیدن) ابزارهای اولیه پرواز و سیستم نشانه گیری وسلاح را دارد.{ چون همانطور که میدانید HUD  ها همه قابلیت ها را ندارند}
صفحه نمایش چند منظوره در نمایش پرواز و اطلاعات جهت یابی( ناویگیشن) و وضعیت سیستم های سلاح ها به کار میرود.
سیستم کنترل (HOTAS) { فعال ساز خفه کن یا چسباندن(موتور)} به هر خلبانی این توانایی را میدهد که هواپیمای جنگی اش را بدون برداشتن دست ها یش موتورش را کم گاز یا تخته کند. کابین خلبان با زره کامپوزیت و سرامیک پرتاب شونده محافظت شده است. بقای (پرواز) هم توسط یک سیستم مخزن سوخت داخلی فراهم شده است همچنین برای ماندگاری بیشتر پرواز این جنگنده از سیستمی با عنوان OBIGGS  استفاده میکند.{ سیستم مولد گاز بی اثر}
On-Board Inert Gas Generating System
کابین این جنگنده به سیستم صندلی پران و کاناپی پران( شیشه) پرش صفر VS-2  متناسب شده است.همچنین پیکربندی استاندارد این جنگنده با کیت سیستم مولد اکسیژن را شامل میشود.
On-Board Oxygen Generating System (OBOGS

سلاح ها
این جنگنده با یک سیستم مدیریت انبار استاندارد هامیلتون Hamilton مجهز شده است.این جنگنده 7 نقطه محل استقار سلاح را دارد.که در زیر هر باله 3 محل و در زیر بدنه یک نقطه وجود دارد. این جنگنده سازگار و توانایی حمل سلاح های استاندارد ناتو  شامل: موشک سایدویندر AIM-9  / موشک هوا به سطح AGM-65  ماوریک راکت ها و بمب های سقوط آزاد و نیز بمب های هدایت لیزی / گان پد/ ادوات شناسایی/ غلاف های اقدام متقابل الکترونیکی (ECM  الکترونیک کانترمای ژر) و تانک های سوخت رها شونده.
سیستم جنگی این هواپیما با سلاح های جدید آینده نیز انطباق پذیر است این سلاح ها شامل موشک های هوا به هوای میان برد و غلاف های مخصوص ECM /اکتشافی/جهت یابی در شب و هدف گیری است.
سیستم های اقدام متقابل
تشکیل شده از سیستم جنگ الکترونیک متقابل BAE SYSTEMS Sky Guardian
200 راداردریافت کننده خطر و78 سری 455 توزیع سیستم اقدام متقابل  Vinten vicon همچنین شرایط ساخت و نصب یک غلاف الکترونیکی اقدام متقابل (جامینگ یا پارازیت انداز) نیز قراهم است.
آویونیک
سیستم آویونیک این جنگنده به صورت چنده عملیاتی و چند منظوره است به صورتی که توانایی تامین قابلیت های مشابه جریان سازی یک جنگنده خط مقدم و یا یک جنگنده ضربتی به قصد اهداف زمینی باشد.پیوستگی آویونیک از طریق یک خطوط اطلاعات ( دیتا باس) MIL-STD-1553  که توسعه آن در اینده راحت است انجام می شود.
سیستم ابزار دقیق (آویونیک) ئوظایف زیر را انجام میدهد: حس کردن هدف /کنترلر ها و نمایش دهنده ها / مدیریت مهمات / جهت یابی و شناسایی ( ادنتی فیکیشن)/ محافظت از خود ( سلف پروتکشن) و بارگذاری اطلاعات و ظبط و دریافت آنها.
جنگنده L159 A  با یک رادار پالس داپلر چند حالته گریفو- ال   Multimode  که توسط کمپانی ایتالیایی FIAR  ساخته شده است.این درحالی است که نمونه دو سرنشینه ALCA  / L159 B  با یک سنسور الکترواپیتیکال یا  نشانگر لیزری در دماغه  متناسب شده است.
هواپیما خلبان اتوماتیک و دامپر انحراف( مانع شونده از انحراف) که توسط سیستم BAE Astronics  تهیه شده اند. هواپیما سیستم SAS  یا اجتناب کننده از واماندگی موتور را نیز داد.
سیستم اتوماتیک قفل کننده ارتفاع ATT HLD
سیستم قفل کننده مسیر HDG HLD
و حالت CCS  یا فرمان کنترل تخته گاز!!
سیستم نظارت و مراقبت (مانیتورینگ)AMOS هواپیما  جمع شده است از: پردازش وظبط اطلاعات در مورد سیستم های هواپیما و بارگذاری هواپیما , تامین بازیابی اتوماتیک اطلاعات و انتقال اطلاعات توسط یک سیستم انتقال دهنده اطلاعات Fairchild به سیستم مدیریت و نگهداری هواپیما این در واقع چرخه مانیتوریگ این جنگنده است.
موتور
موتور این جنگنده مجهز شده است به یک موتور با نام  Honeywell ITEC F 124-BA-100 با حداکثر تراست 28 کیلونیوتن.
سیستم نظارت موتور یا EMS  به طور کامل دراختیار کنترل دیجیتال موتور یا FADEC  است تا داده های اجرا شده ی مکانیکی در طی پرواز را ذخیره کنده  و داده ها رادر زمین تحلیل کند.

Aero Vodochody در یک پرواز آزمایشی با L-159  سوخت گیری در حین پرواز این جنگنده را نیز برسی کرد.

مشخصات جت جنگنده پیشرفته L-159


طول باله: 9.54 متر
طول هواپیما: 12.37 متر
ارتفاع: 4.77 متر
وزن خالی: 4.1 تن
حداکثر وزن: 8 تن
وزن سوخت داخلی: 1551 کیلوگرم
وزن تانک های سوخت شامل 4 عدد:2875 کیلوگرم
حداکثر سرعت در سطح پایین و دریا: 936 کیلومتر در ساعت
حداکثر سقف پروازی: 13200 متر
ماکزیمم نرخ اوج گیری:47 متر بر ثانیه
طول باند تیک اف: 440 متر
حداکثر برد با سوخت داخلی و خارجی و 10% ذخیره: 2530 کیلومتر هوایی!!
حدود فشار g : + 8 و – 4
موتور :124-BA-100
ماکزیمم تراست:28 کیلونیوتن

تمام حقوق مطلب متعلق به نویسنده و سایت های www.centralclubs.com  وwww.fediran.com  است.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 18:33  توسط محمد جواد قرقانی  | 

گزارشهای جدید نشان می دهد که بیش از نیمی از گزارشهایی که از مردم شهرهای مختلف جهان مبنی بر مشاهده بشقاب پرنده ها ارسال می شوند، صحت نداشته و مردم هواپیماهای جاسوسی با اشکال غیرمتعارف را با این پدیده اشتباه می گیرند.


به گزارش مهر، هواپیماهای اکتشافی و جاسوسی که برخی از آنها شکلی غیر متعارف و خفاش مانند دارند و برخی دیگر از نیمرخ سه ضلعی و غیر طبیعی دیده می شوند از گذشته با فضاپیماهای بیگانگان اشتباه گرفته می شدند.

سازمان سی آی ای بر اساس گزارشی اعلام کرده است که بیش از نیمی از گزارشها مبنی بر مشاهده فضاپیمای بیگانگان از دهه 1950 تا 1960 به مشاهده هواپیماهای جاسوسی U-2 و  SR-71 تعلق داشته اند.

در آن زمان نیروی هوایی با گمراه کردن مردم سعی در پنهان کردن این برنامه ها طی جنگ سرد داشته است اما اکنون می توان اعلام کرد اکثر این پدیده ها که به نظر به بیگانگان تعلق داشته است، هواپیماهای جاسوسی بوده است که تحت کنترل انسانها بوده است نه بیگانگان!

فوکس نیوز با ارائه گزارشی به معرفی برخی از هواپیماهای جاسوسی تولیدی شرکت لاکهید مارتین پرداخته است که افراد معمولی می توانند آنها را به شکل فضاپیماها و بشقاب پرنده هایی ترسناک ببینند.



SR-71 Blackbird

هواپیمای RQ-3 Darkstar توسط شرکت لاکهید مارتین و بوئینگ در سال 1996 تولید شده است که توانایی حرکت در ارتفاع 45 هزار فوت با سرعت 468 کیلومتر بر ساعت را دارد. طول عمر این هواپیمای بدون سرنشین جاسوسی بسیار کوتاه بوده و پس از سه سال استفاده از آن متوقف شد. بالهای بلند و بدنه غیر طبیعی این هواپیما از مسیر دور برای بینندگان خطای دید به وجود می آورد.

U-2 هواپیمایی است که این موسسه آن را در سال 1955 تولید کرده و سرعتی برابر 660 کیلومتر بر ساعت دارد. حداکثر ارتفاع پرواز U-2 25.9 کیلومتر بوده و طول بالهای آن 25 متر است. رنگ نقره ای بالهای این هواپیما باعث می شد امکان دید آن به راحتی فراهم آید و به همین دلیل در دهه 1960 نیروی هوایی آمریکا رنگ آن را به مشکی تغییر داد.



P-791

در سال 1964 موسسه لاکهید هواپیمای SR-71 Blackbird را با سرعتی بیش از 3 هزار کیلومتر بر ساعت و امکان پرواز در ارتفاع 25 کیلومتری ارائه کرد. این هواپیمای بدون دم ساختاری متفاوت تر از هواپیمای U-2 داشت و بسیاری از مردم با مشاهده آن به مقامات گزارش مشاهده فضاپیمایی ناشناس را می دادند.

P-791 از دیگر هواپیماهایی است که به صورت کلی ساختاری متفاوت از هواپیمای عاد

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 18:33  توسط محمد جواد قرقانی  | 


ALCA   جنگنده رزمی سبک



جنگنده L159 توسط Aero Vodochody  جهت نیاز نیروی هوایی جمهوری چک به یک جنگنده چند منظوره سبک توسعه و طراحی شد.این جنگنده در دو نوع تک سرنشینه با عنوان L159 A  و نمونه دو سرنشینه با عنوان L159 B توسعه داده شد. نیروی هوایی جمهوری چک سفارش 72 فروند از این جنگنده را دد که اولین تحویل به آوریل سال 2000 انجام شد و کلیه 72 فروند تا پایان سال 2003 به نیروی هوایی ارتش جمهوری چک تحویل داده شدند.در ابتدا L159 B که نمونه دو سرنشینه این جنگنده بود اولین پروازش را در  ژوئن 2002 انجام داد و نیروی هوایی چک 2 فروند از این نمونه را سفارش داده است.
50% سهم کمپانی Aero Vodochody از آن دولت جمهوری چک و 35% دیگر آن متعلق به شرکت بویینگ است. به هر حال در اکتبر سال 2004 شرکت بویینگ از سهم خود عقب کشید! در ژوئیه سال 2004 وزارت دفاع چک اعلام کرد که در حال برنامه ریزی است تا شمار جنگنده های سبک پیشرفته L159 را از 47 فروند ضمن خدمت به 18 فروند عملیاتی و 6 فروند ذخیره کاهش بدهد و بقیه ناوگان جنگنده های L 159 را به فروش برساند.
جنگنده L159  / ALCA بر پایه و مبنای بال و بدونه و آیرودینامیک و نهایتا ترکیبی از L39  آلباتروس Albatros  و خانواده L59  که از پایه های اصلی جت های آموزشی پیشرفته هستند طراحی شده است. همچنین در این ترکیب محلق شدن یک موتور توربوفن نظامی با کارایی بالا و آویونیک و سنسورهای پیشرفته نیز جایگاه ویژه در این هواپیما دارند.
از قابلیت ها و ویژگی هایی عملیاتی این جنگنده : پشتیبان هوایی close air support  / شناسایی تاکتیکی / دفاع هوایی / گشتی و مرزبان/ ماموریت های ضد کشتی / ضد شورش / و در نهایت آموزش جنگی و سلاح ها میباشد.

کاکپیت
به طور کلی آرنج( ترکیب) کابین خلبان و کنترلر ها در جنگنده آلکا 159 با یک جنگنده جدید کاملا تطبیق میکند.دید پروازی با همان HUD    توانایی راستر( دیدن) ابزارهای اولیه پرواز و سیستم نشانه گیری وسلاح را دارد.{ چون همانطور که میدانید HUD  ها همه قابلیت ها را ندارند}
صفحه نمایش چند منظوره در نمایش پرواز و اطلاعات جهت یابی( ناویگیشن) و وضعیت سیستم های سلاح ها به کار میرود.
سیستم کنترل (HOTAS) { فعال ساز خفه کن یا چسباندن(موتور)} به هر خلبانی این توانایی را میدهد که هواپیمای جنگی اش را بدون برداشتن دست ها یش موتورش را کم گاز یا تخته کند. کابین خلبان با زره کامپوزیت و سرامیک پرتاب شونده محافظت شده است. بقای (پرواز) هم توسط یک سیستم مخزن سوخت داخلی فراهم شده است همچنین برای ماندگاری بیشتر پرواز این جنگنده از سیستمی با عنوان OBIGGS  استفاده میکند.{ سیستم مولد گاز بی اثر}
On-Board Inert Gas Generating System
کابین این جنگنده به سیستم صندلی پران و کاناپی پران( شیشه) پرش صفر VS-2  متناسب شده است.همچنین پیکربندی استاندارد این جنگنده با کیت سیستم مولد اکسیژن را شامل میشود.
On-Board Oxygen Generating System (OBOGS

سلاح ها
این جنگنده با یک سیستم مدیریت انبار استاندارد هامیلتون Hamilton مجهز شده است.این جنگنده 7 نقطه محل استقار سلاح را دارد.که در زیر هر باله 3 محل و در زیر بدنه یک نقطه وجود دارد. این جنگنده سازگار و توانایی حمل سلاح های استاندارد ناتو  شامل: موشک سایدویندر AIM-9  / موشک هوا به سطح AGM-65  ماوریک راکت ها و بمب های سقوط آزاد و نیز بمب های هدایت لیزی / گان پد/ ادوات شناسایی/ غلاف های اقدام متقابل الکترونیکی (ECM  الکترونیک کانترمای ژر) و تانک های سوخت رها شونده.
سیستم جنگی این هواپیما با سلاح های جدید آینده نیز انطباق پذیر است این سلاح ها شامل موشک های هوا به هوای میان برد و غلاف های مخصوص ECM /اکتشافی/جهت یابی در شب و هدف گیری است.
سیستم های اقدام متقابل
تشکیل شده از سیستم جنگ الکترونیک متقابل BAE SYSTEMS Sky Guardian
200 راداردریافت کننده خطر و78 سری 455 توزیع سیستم اقدام متقابل  Vinten vicon همچنین شرایط ساخت و نصب یک غلاف الکترونیکی اقدام متقابل (جامینگ یا پارازیت انداز) نیز قراهم است.
آویونیک
سیستم آویونیک این جنگنده به صورت چنده عملیاتی و چند منظوره است به صورتی که توانایی تامین قابلیت های مشابه جریان سازی یک جنگنده خط مقدم و یا یک جنگنده ضربتی به قصد اهداف زمینی باشد.پیوستگی آویونیک از طریق یک خطوط اطلاعات ( دیتا باس) MIL-STD-1553  که توسعه آن در اینده راحت است انجام می شود.
سیستم ابزار دقیق (آویونیک) ئوظایف زیر را انجام میدهد: حس کردن هدف /کنترلر ها و نمایش دهنده ها / مدیریت مهمات / جهت یابی و شناسایی ( ادنتی فیکیشن)/ محافظت از خود ( سلف پروتکشن) و بارگذاری اطلاعات و ظبط و دریافت آنها.
جنگنده L159 A  با یک رادار پالس داپلر چند حالته گریفو- ال   Multimode  که توسط کمپانی ایتالیایی FIAR  ساخته شده است.این درحالی است که نمونه دو سرنشینه ALCA  / L159 B  با یک سنسور الکترواپیتیکال یا  نشانگر لیزری در دماغه  متناسب شده است.
هواپیما خلبان اتوماتیک و دامپر انحراف( مانع شونده از انحراف) که توسط سیستم BAE Astronics  تهیه شده اند. هواپیما سیستم SAS  یا اجتناب کننده از واماندگی موتور را نیز داد.
سیستم اتوماتیک قفل کننده ارتفاع ATT HLD
سیستم قفل کننده مسیر HDG HLD
و حالت CCS  یا فرمان کنترل تخته گاز!!
سیستم نظارت و مراقبت (مانیتورینگ)AMOS هواپیما  جمع شده است از: پردازش وظبط اطلاعات در مورد سیستم های هواپیما و بارگذاری هواپیما , تامین بازیابی اتوماتیک اطلاعات و انتقال اطلاعات توسط یک سیستم انتقال دهنده اطلاعات Fairchild به سیستم مدیریت و نگهداری هواپیما این در واقع چرخه مانیتوریگ این جنگنده است.
موتور
موتور این جنگنده مجهز شده است به یک موتور با نام  Honeywell ITEC F 124-BA-100 با حداکثر تراست 28 کیلونیوتن.
سیستم نظارت موتور یا EMS  به طور کامل دراختیار کنترل دیجیتال موتور یا FADEC  است تا داده های اجرا شده ی مکانیکی در طی پرواز را ذخیره کنده  و داده ها رادر زمین تحلیل کند.

Aero Vodochody در یک پرواز آزمایشی با L-159  سوخت گیری در حین پرواز این جنگنده را نیز برسی کرد.

مشخصات جت جنگنده پیشرفته L-159


طول باله: 9.54 متر
طول هواپیما: 12.37 متر
ارتفاع: 4.77 متر
وزن خالی: 4.1 تن
حداکثر وزن: 8 تن
وزن سوخت داخلی: 1551 کیلوگرم
وزن تانک های سوخت شامل 4 عدد:2875 کیلوگرم
حداکثر سرعت در سطح پایین و دریا: 936 کیلومتر در ساعت
حداکثر سقف پروازی: 13200 متر
ماکزیمم نرخ اوج گیری:47 متر بر ثانیه
طول باند تیک اف: 440 متر
حداکثر برد با سوخت داخلی و خارجی و 10% ذخیره: 2530 کیلومتر هوایی!!
حدود فشار g : + 8 و – 4
موتور :124-BA-100
ماکزیمم تراست:28 کیلونیوتن

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 18:32  توسط محمد جواد قرقانی  | 

پهبادها امروزه دیگر به یکی از اجزای اصلی و جدایی نا پذیر صنعت هوایی چه در عرصه نظامی و چه در عرصه غیر نظامی تبدیل شده اند و روز به روز شاهد گسترش کاربرد آنها در نقش های گوناگون هستیم.با افزایش حوزه کاری پهبادها ، انواع و دسته های آنها نیز تنوع بیشتری می یابد که هریک از این پهبادها برای ایفای نقش خاصی طراحی و ساخته می شوند. دراین بین،بالگردهای بی سرنشین با توجه به توانمندیهای منحصر به فرد خود، به ویژه در زمینه نشست و برخاست ، چندی است مورد توجه بیشتری قرار گرفته اند. این بار یک بالگرد روسی (RPH) را بررسی می کنیم که با تکمیل نهایی به نقطه عطفی در زمینه طراحی و تکمیل بالگردهای بی سرنشین تبدیل خواهد شد.بالگرد هوسکی(HUSKY) محصول شرکت روسی KVAND.



هوسکی یک پهباد تاکتیکی کوچک و سبک است که توسط شرکت KVAND برای کاربردهای نظامی و غیرنظامی و همچنین زمین پایه و دریا پایه طراحی شده است.این پهباد در واقع جزئی از یک سامانه کاملاً خودکار است که می تواند تمام مراحل ماموریتی خود ،ازبرخاست گرفته تا فرود را برپایه الگوریتم های رایانه ای انجام دهد.افزون بر این ، یکی از اجرای کارآمد و اصلی این سامانه،واحد کنترل زمینی آن می باشد که می تواند از طریق یک خط انتقال داده دوطرفه و امن ،زمان واقعی پرواز و انجام ماموریت بالگرد بی سرنشین را تحت نظرداشته باشد.سامانه ناوبری مورد استفاده پهباد هوسکی شامل یک سامانه چندگانه برپایه INS و GPS است که به ارجای کارآمدتر ماموریت های واگذار شده کمک می کند.


طراحی بخش بخش(مدولار) بلگرد بی سرنشین هوسکی و حمل محموله های مختلف ،تناسب با الزامات ماموریتی را ممکن می سازد.هوسکی که دارای دو محفظه حمل محموله و یک محفظه داخلی ویژه تجهیزات الکترونیک پرواز کمکی می باشد ، از قابلیت جای دادن دوربین های فروسرخ ،دوربین های ویژه دید در نورکم و حسگرهای CCD_TV برای انجام ماموریتهای جاسوسی ،مراقبت و شناسایی برخوردار است.بدنه از جنس فیبرکربن،دستیابی به بیشینه وزن برخاست 90 کیلوگرمبا 42 کیلوگرم محموله را ممکن می سازد.





هوسکی به گونه ای طراحی شده که بتواند به راحتی از عرشه کشتی ها عملیات کند،بدون اینکه نیازی به تعویض ارابه فرود داشته باشد.این پهباد از دو موتور توربوجت هریک با قدرت 20 اسب بخار نیرو می گیرد و می تواند در ارتفاع 1800 متری با سرعت 110 کیلومتر بر ساعت و تا برد 60 کیلومتر پرواز کند. KVAND این بالگرد بی سرنشین را به گونه ای طراحی کرده که امکان حمل آن را در داخل یک کامیون بایک خودروی تریلر کوچک فراهم کند.

مرکز کنترل زمینی:

مرکز کنترل زمینی پهباد هوسکی دارای دو رایانه دستی می باشد که یکی به کنترل برنامه ریزی ماموریتی و دیگری به کاربردهای کنترل محموله و تصویربرداری اختصاص دارد.این مرکز را می توان یک مرکز قابل مقیاس بندی دانست که امکان بزرگتر کردن آن نیز وجود دارد. در قسمت محل کاری کنترل برنامه ریی ماموریتی، موقعیت پهباد و اطلاعات مربوط به آن در زمان واقعی به نمایش در می آیند.آماده سازی و برنامه ریزی ماموریتی پهباد با استفاده از داده های سامانه اطلاعات جغرافیایی(GIS) انجام می شود و کل ماموریت را می توان از طریق یک محیط مجازی 3D مشاهده کرد.در این محیطGIS، امکان نمایش لایه های دیگر داده ای GIS همچون مناطق تهدید،مناطق پرواز ممنوع و دیگر اطلاعات جاسوسی به نمایش در می آیند.



محل کاری کنترل محموله به گونه ای طراحی شده که به کاربر محموله اجازه می دهد که محموله را کنترل کند و همزمان به اطلاعات برنامه ریزی ماموریتی نیز دسترسی داشته باشد.رادار کنترل پرواز به کاربر اجازه می دهد که پهباد را در هر زمان دلخواه به طور دستی کنترل کند و یا دوباره به حالت ماموریت خودکار بازگرداند.فرامین سمتی را نیز می توان از طریق یک دسته هدایت رایانه ناوبری داخلی پهباد منتقل کرد.صفحه نمایش کنترل مرکز کنترل زمینی برای انتخاب حالت پرواز (مثل نشست و برخاست عمودی،حالت پروازخودکار،حالت دستی و بازگشت به پایگاه) نیز به کار می رود.اطلاعات موقعیت پروازی بر روی صفحات LCD صفحه کنترل به نمایش در می آید.






ساختار نرم افزار سامانه پهباد این امکان را می دهد که در جریان پرواز بین مراکز کنترل جابهجا شود و بنابراین گستره عملیاتی آن بسیار گسترش می یابد. همزمان پایانه های داده از راه دور نیز در دسترس هستند تا به پرسنل تاکتیکی اجازه دهند که تصاویر محموله و داده های پروازی را درجریان ماموریتها در زمان واقعی مشاهده کنند.

سامانه پیشران :

بالگرد هوسکی دارای چرخانه (روتور) اصلی با قطر نه چندان زیاد می باشد که امکان فرود در نواحی با ابعاد محدود را فراهم می کند و چرخانه اصلی بالگرد دارای دو پره صلب می باشد که از جنس مواد مرکب ساخته شده اند.چرخانه دو بالگرد نیز از نوع دو پره ایی از جنس مواد مرکب می باشد.موتور بالگرد در قسمت مرکزی بدنه نصب شده و نیروی آن از طریق ساز وکار تسمه ای به چرخانه دم منتقل می شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 18:29  توسط محمد جواد قرقانی  | 



http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/4/4a/B-1B_over_the_pacific_ocean.jpg/800px-B-1B_over_the_pacific_ocean.jpg


بمب افکن استراتزیک ساخت:Boeing و Rockwell International و North American Rockwell

اولین پرواز بی-1 :دسامبر 1974

وضعیت:در خدمت

قیمت به سال 1998: 1/283 میلیون دلار آمریکا

طول:5/44 متر

ارتفاع:4/10متر

مساحت بال:2/181 متر مربع

وزن خالی:100/87 کیلو گرم

وزن لود:000/148 کیلو گرم

وزن ماکزیمم تیکاف:400/216 کیلوگرم

نیروی محرک:چهارعدد F101-GE-102 augmented turbofans ساخت جنرال الکتریک هر کدام 9/64 کیلو نیوتون نیرو.

سرعت ماکزیمم: 95/0 ماخ

برد ماکزیمم:11998 کیلومتر

گنجایش سوخت:38000لیتر

تسلیحات:6 جایگاه خارجی برای 27000 کیلوگرم بمب و سه محفظه داخلی برای 34000 کیلو مهمات.

بمب ها:

84 عدد:Mk-82AIR . Mk-82 . Mk-62 .

8 عدد:Mk-65

30 عدد:CBU-87/89/CBU-97 Cluster Bomb Units (CBU

30 عدد:CBU-103/104/105 WCMD

24 عدد:GBU-31 JDAM GPS guided bombs

17 عدد:GBU-38 JDAM GPS guided bombs

24 عدد:Mk-84 general purpose bombs

96 یا 144 عدد:GBU-39 Small Diameter Bomb GPS guided bombs (96 if using four-packs, 144 if using six-packs) (this capability has not yet been fielded on the B-1)

16 عدد:B61 thermonuclear variable-yield gravity bombs

موشکها:

24عدد:AGM-158 JASSM

12 عدد:AGM-154 JSOW


================================



Tupolev Tu-160

http://3.bp.blogspot.com/_mdxJXcDj7k8/SO-1ZvxnE4I/AAAAAAAAAGM/4qWJqOwZzvE/s400/Tu-160+in+flight%3B+Russia+sent+two+such+strategic+bombers+to+Venezuela+last+week.jpg


بمب افکن استراتزیک ساخت:Tupolev


اولین پرواز: 18 دسامبر 1981

وضعیت:غیر عملیاتی

سرنشین:4 نفر

طول:1/54 متر

ارتفاع:1/13

مساحت بال:360 متر مربع

وزن خالی:110000 کیلو گرم

وزن لود:267000 کیلوگرم

وزن ماکزیمم تیکاف:275000 کیلوگرم

نیروی محرک: 4 عدد Kuznetsov NK-321 turbofans هر کدام 137 کیلو نیوتون

سرعت ماکزیمم:05/2 ماخ

برد ماکزیمم:12300 کیلومتر

تسلیحات:

دو محفظه داخلی برای 40000 کیلوگرم
دو لانچر داخلی که هر کدام 6 عدد موشک کروز Raduga Kh-55 یا 12 عدد موشک اتمی برد کوتاه Raduga Kh-15 __________________

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 18:28  توسط محمد جواد قرقانی  | 


سوخوی 39 یک جنگنده چند ماموریته و نگارش جدید جنگنده سوخوی 25 فروگ فوت است، البته این جنگنده از قابلیت مانور بیشتر، پرواز در ارتفاع پایین بهتر و قابلیتهای درگیری هوا به هوای بهتری نسبت به سلف خود برخوردار است. این جنگنده همانطور که گفته شد همان سوخوی مدرنیزه شده است که توانایی نفوذ به سیستمهای دفاع هوایی دشمن را دارد بدون اینکه خطری آن را تهدید کند.
مزیت مهم این جنگنده خلبانی و نگهداری آسان آن و در عین حال ارزان بودن و قابلیت اعتماد زیاد به این جنگنده است. اولین سریالهای شروع سوخوی 39 در سال 1996 وارد خدمت شد. در سال 1984 اولین سری جدید پیشرفته سوخوی 25 موسوم به سوخوی 25 ( تی ) اولین پرواز خود را انجام داد. هدف از ساخت این جنگنده نابودی مخازن سوخت و توانایی حمله به وسایل نقله جنگی و کشتی ها و همچنین توانایی پرواز در روز و شب و در انواع شرایط اب و هوایی و در نهایت حمله به مراكز تجمع و نفوذ به عمق مواضع دشمن است. این جنگنده بر مبنای سوخوی 25 ( یو بی ) که گونه آموزشی دو نفره سوخوی 25بود، ساخته شد. البته در سوخوی 39 کابین کمک خلبان به تجهیزات جدید مجهز شده و همچنین مخازن سوخت اضافی برای این جنگنده تعبیه است. سرعت جنگنده به 450 کیلومتر در ارتفاع پایین و 800 کیلومتر در ساعت در ارتفاع بالا با مهمات و مخازن سوخت افزایش یافته است. همچنین این جنگنده به این قابلیت دست یافته است تا مخازن سوخت بیشتری نیز حمل کند. سوخوی 39 قادر به حمل چهار مخزن سوخت با وزن استاندارد 800 یا 1150 لیتری در زیر بالهاست.

هواپیما از مانورپذیری بالایی در ارتفاع بالا و پایین برخوردار است و می تواند با سرعت در طول یک خط بچرخد و حمله اش را دوباره شروع کند بدون اینکه آسیبی ببیند و یا با مشکلی در مواجهه با اهداف زمینی یا هوایی روبرو شود. این خصیصه به سوخوی 39 امكان حمله به اهدافی كه حمله به آنها به علت موقعیت جغرافیایی برای سایر هواپیماها دشوار است ( جنگلها، مناطق کوهستانی و از این قبیل) را می دهد. قدرت موتورهای سوخوی 39 نسبت به سوخوی 25 تا حدود 10 درصد افزایش یافته است. موتور ها هرکدام 4500 کیلوگرم قدرت دارند كه این قدرت زیاد، وزن بالا را برای مانور جبران می كند. وزن هواپیما در بیشترین حالت 2 تن افزایش یافته است. تجهیزات بورد های هواپیما، سیستم کنترل تسلیحات و سیستم الکترونیک-نوری هدف گیری همه مدرنیزه شده است. سوخوی 39 یک تلویزیون کنترل بنام شاکول در سمت راست کاکپیت خود دارد. زاویه دید شاکول 10 درجه است و توانایی بزرگ نمایی 23 ایکس را داراست. این سیستم شامل جستجو-شناسایی و انتخاب هدف وتصمیم به ردیابی برای موشک های وییخر و تسلیحاتی که با لیزر رهگیری میکردند هماهنگ شده بود. خلبان میتواند به کمک این سیستم اهداف را به طور مستقیم علامت گذاری کرده و طبق علامت گذاری ، موشک ها را به طرف آنها شلیک کند.

سوخوی 39 به کمک این سیستم میتواند که در ارتفاع پایین و شب هم پرواز داشته باشد و و با استفاده از روزنه زیر بدنه جنگنده که سوراخ( لنز) دید تلویزیون در آن واقع شده اهداف را ببیند و ترتیب کار را بدهد.
سیستم جهت یابی ترکیب شده با سیستم های علامت دهنده هوایی، سیستم فرود، سیستم مخابراتی، سیتم های زاویه های رفت وبرگشتی ، همه با هم یک پارچه شده اند.سوخوی 39 با بی سیم های الکترونیکی میتواند مجموعه اقدامات پدافندی پیچیده متقابل دشمن را با صحت زیاد گزارش دهد.
دستگاه شناسایی اصلی برای ردیابی اهداف و رادار ها از فرکانس 1.2 تا 18 گیگاهرتز استفاده می کند. سازند گان سوخوی 25 ( تی ) با استفاده از سیستم اقدام متقابل سعی در دفاع از هواپیما در مقابل موشک های جستجوگر مادون قرمز داشته اند.



Click the image to open in full size.

سوخوی 39 اصلاحات زیادی را در مورد حمل موشک های هوا به زمین را پذیرا شده است. این در مورد موشک های هوا به هوا نیز صادق است. سوخوی 39 میتواند موشک های ضد رادار، راکتهای 85 یا 250 میلیمتری ،توپ 30 میلیمتری، بمب های با وزن از 500 کیلو تا بیش از 3000 کیلو، موشک های ضد تانک وییخر که از سلاح های اصلی و انعطاف پذیر سوخوی 25 ( تی ) یا همان سوخوی 39 هست مورد استفاده قرار دهد. سوخوی 39 قادر به حمل 16 موشک است که در دو طرف هواپیما به صورت 2 دسته 8 قرار می گیرد. اگر موقعیت مرکز رادیویی اجازه دهد سوخوی 39 با رادار فعال قادر به شلیک موشک های ضد کشتی کا-اچ-31 و کا-اچ-35 است.
هر سوخوی 39 مدرنیزه شده قادر به حمل 4 موشک ضد کشتی است. وزن تمام تجهیزات قابل حمل توسط سوخوی 39 برابر 1151 کیلو گرم است. ترکیب سیستم های مخابراتی جدید هواپیماهای سوخوی 25 ( تی ) بنام kopiye-25 برگرفته از سوخوی 25 ( تی/ام ) هست.دید عملیاتی سیستم موقعیت یاب kopiye-25 برای تعیین اهداف زمینی و انتخاب موشک های هوا به زمین در باندامواج الکترومغناطیسی طرح ریزی شده است و برای درگیریهای هوایی وانتخاب موشک های هوا به هوا از حالت نقشه خوانی هوایی استفاده میشود. سوخوی 39 با داشتن مهمات، قابلیت تیک-آف و لندینگ در باند های فرود غیر هموار ( یا نا آماده ) مثلا در کوهستانها تا ارتفاع 3000 متر از سطح دریا را داراست. یك باند 1200 متری برای تیك-آف هواپیما کافیست . به این ترتیب سوخوی 39 می به طور غیر مترقبه به دشمن هجوم آورد.
سوخوی 39 از ارزانترین هواپیماهای ضربتی از نوع خودش است. به علاوه تعمیر و نگهداری و پرواز با آن نیاز به مهارت بالایی ندارد.. سوخوی 39 حتی می تواند به جای نفت سفید از سوخت دیزل هم استفاده کند. خلبانان با هر درجه ایی از مهارت می توانند با آن پرواز کنند. در نهایت سازندگان این هواپیما به جهت كاربری آسان آن طی مدت خدمت پیش بینی شده30 ساله به خود می بالند به گونه ای كه تعمیرات و سرویس موتوریش در همان پایگاهی که مستقر است قابل انجام می باشد و دیگر نیاز به حمل ونقل هوایی آن نیست . یک گروه از جنگنده های سوخوی 39 در صورت مسلح شدن به موشک های هوا به هوای کلاس میانی می توانند در درگیری های موشکی با جنگنده های مدرن با موفقیت بجنگند به ویژه اگر سوخو های 39، موشک های جدید
RVE-DE را به کار ببرند. در این صورت این هواپیماها می توانند برای محافظت در مقابل جنگنده های دشمن، اتكای بیشتری به خود داشته باشند و با آسودگی خاطر بیشتر به اهداف خود هجوم برند.



Click the image to open in full size.


مشخصات جنگنده سوخوی 39
خدمه:1 نفر
سال ورود به خدمت:1996
طول:21.9 متر
طول باله ها:14.7 متر
ارتفاع:5.9 متر
وزن نرمال:17 تن
ماکزیمم وزن برای تیک اف: 21.5 تن
موتور :2 عدد موتور
با کشش 9000 کیلو گرم2*4500 (بیش از 18000 پوند)
سقف ارتفاع:16کیلو متر
ماکزیمم سرعت:950 کیلو متر در ساعت در ارتفاع بالا
برد پروازی:1000 کیلومتر
مهمات
1 عدد توپ 30 میلیمتر،توانایی حمل موشک های هوا به هوای آر-60/ آر-73 و موشک های هوا به زمین
KH-23/25/29/31/35/58
توانایی حمل 16 موشک ضد تانک وییخر و دیگر موشک ها. همچنین توانایی

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 18:28  توسط محمد جواد قرقانی  | 


توپولف 16 بمب افكن استراتژیك هست كه اولین پرواز خودش رو در 27 اوریل 1952 انجام داد و 1509 تا از اون ساخته شد.نمونه چینی اون Xian H-6 ژیان اچ-6 هست كه اولین پروازش رو در سال 1959 انجام داد و 150 فروند از اون ساخته شد.در حال حاضر از این هواپیما در چین و عراق و مصر استفاده میشه.و اما شخصات...

Crew: 4
Length: 34.8 m (114 ft 2 in)
Wingspan: 33.0 m (108 ft 3 in)
Height: 10.36 m (34 ft 0 in)
Wing area: 165 m² (1,775 ft²)
Empty weight: 37,200 kg (82,000 lb)
Loaded weight: 76,000 kg (168,000 lb)
Max takeoff weight: 79,000 kg (174,000 lb)
Powerplant: 2× Xian WP8 turbojets, 93.2 kN (20,900 lbf) each
Performance

Maximum speed: 1,050 km/h (567 knots, 656 mph)
Cruise speed: Mach 0.75 (768 km/h, 477 mph)
Range: 6,000 km (3,200 nm, 3,700 mi)
Combat radius: 1,800 km (970 nm, 1,100 mi)
Service ceiling 12,800 m (42,000 ft)
Wing loading: 460 kg/m² (94 lb/ft²)
Thrust/weight: 0.24
__________________

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 18:24  توسط محمد جواد قرقانی  | 

http://www.jefflewis.net/graphics/aircraft/E-2C_Hawkeye2.jpg


نقش اولیه E-2 فرماندهی واحد های خودی و مدیریت میدان نبرد می باشد و توسط شرکت نورثروپ گرومن تولید شده است، اولین فروند از این هواپیما در سال 1964 وارد خدمت شد. این هواپیما که دارای پنج خدمه است حد اکثر سرعتی برابر 345 مایل بر ساعت دارد و سقف پرواز آن 30000 فوت می باشد. این هواپیمای ناونشین که در نیروی دریایی ایالات متحده مورد استفاده قرار می گیرد یک هواپیمای دو موتوره توربوپراپ است که بالهای آن نیز در بالای بدنه قرار دارد، همچنین در بالای بدنه هواپیما یک رادوم به قطر 24 فوت قرار دارد. E-2 می تواند بخوبی نقش یک هواپیمای پیش اخطار و فرماندهی را برای نیروی دریایی بازی کند و در تمام شرایط آب و هوایی و همه ساعات شبانه روز به جهت انجام ماموریت های آفندی و پدافندی و جستجو و نجات و امور ارتباطی و مراقبتی (سطحی و هوابرد) مورد استفاده قرار گیرد.
Hawkeye از یک رادار کامپیوتری، سیستم شناسایی دوست از دشمن و سنسور های شناسایی اهداف زمینی و هوایی بهره می برد و می تواند با کمک سیستم های خود به تحلیل تهدیدات بالقوه از سوی اهداف سطحی و هوایی بپردازد.
.
توسعه رادارهای هوابرد در دهه پنجاه بر توسعه هواپیماهای فرماندهی و اخطار هوابرد نیز تاثیر مستقیم داشت، اولین هواپیمای پیشگام در این زمینه E-1 Tracer محصول گرومن بود که بر اساس هواپیمای ضد زیر دریایی S-2 Tracker طراحی و تولید شد و از 1954 تا 1964 در خدمت بود، در سال 1964 این هواپیما با E-2 جایگزین شد و از آن زمان تا کنون به منزله چشمان ناوگان نیروی دریایی ایالات متحده در نقاط مختلف جهان مشغول به خدمت است.
E-2 ها در جریان ساقط شدن هواپیما های لیبیایی در سال 86 بوسیله F-14 های نیروی دریایی به یاری تامکت ها پرداختند، در دهه نود در جنگ اول خلیج فارس نیز شرکت داشتند و در اویل جنگ برای ساقط کردن میگ-21 های عراقی به کمک F-18 ها شتافتند، این هواپیما در جنگ با یوگسلاوی نیز وظائف خود را بخوبی به انجام رساند، همچنین در سالهای اخیر نیز در جریان اشغال عراق حضور داشت و بعلاوه در ماموریت های دیگری نظیر مبارزه با قاچاق مواد مخدر نیز در گوشه و کنار جهان بکار گرفته شده است.
گونه فعلی E-2 که در خدمت است E-2C می باشد و از سال 73 عملیاتی شده است، این نمونه بهسازی های مختلفی را در زمینه موتورها، سیستم های راداری و کامپیوتری و نمایشگرهای داخلی از سر گذرانده است. E-2C تا کنون در کشورهای دیگری بجز ایالات متحده به خدمت گرفته شده که شامل مصر، ژاپن، سنگاپور، تایوان و فرانسه می باشد.
.
Advanced Hawkeye (AHE)
AHE جدیدترین گونه از E-2 می باشد که در حال توسعه می باشد و قرار است تا سال 2011 وارد خدمت شود، این هواپیما که برپایه E-2C در حال توسعه است از یک تکنولوژی نوین راداری بهره می برد و بهسازی های جدید آن آمادگی بیشتر و همچنین توانایی بیشتر در شناسایی اهداف هوایی و دریایی به آن می بخشد و بدین واسطه هواپیمای جدید می تواند بطور موثر تری در پشتیبانی از سیستم دفاع ضد هوایی و ضد موشکی بکار رود. وظایف E-2 جدید شامل کشف اهداف سطحی و هوابرد (نظیر جنگنده ها و موشک های کروز)، پشتیبانی از جنگنده های خودی بویژه در ماموریت های رهگیری، مراقبت و نظارت سطحی و هوابرد، کمک به عملیات های جستجو و نجات و... می باشد. این هواپیما به واقع توانایی های لازم جهت رفع نیازهای نیروی دریایی در قرن بیست و یکم را دارد.
در حال حاضر نیز E-2C در کنار دیگر رزمناو ها به عنوان یکی از اعضای اصلی ناوهای هواپیما بر در ایجاد چتر پدافندی گروه بکار می رود.

.
مشخصات:
نام: E-2 Hawkeye
کارایی: اخطار و فرماندهی هوابرد
پیمان کار: Northrop Grumman
سازنده: ایالات متحده
ورود به خدمت: 1964
خدمه: 5 نفر
طول: 57 فوت و 6 اینچ
فاصله دو سر بال: 80 فوت و 7 اینچ
ارتفاع: 18 فوت و 3 اینچ
حد اکثر وزن برخواست: 53000 پوند
پیشران: 2 x Allison T-56-A427 Turboprop Engines with 5,100 shaft horsepower each
بیشترین سرعت: 345 مایل بر ساعت
سقف پرواز: 30000 فوت
هواپیمای مشابه: یاک-44 (پروژه مربوطه لغو شده است)

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 18:24  توسط محمد جواد قرقانی  | 

                       سلاح کمری Desert Eagle

 این تپانچه پرقدرت توسط کارخانه ی Magnum research طراحی و توسط صنایع اسلحه سازی اسراییل بهینه سازی شده است.این سلاح کمری علاوه بر داشتن قدرتی فوق العاده از مکانیزم منحصر بفردی بهره میگیرد.عمده سلاحهای کمری از گلنگدن کورس کوتاه استفاده میکنند در حالی که عملکرد گلنگدن این سلاح توسط فشار گاز باروت صورت میگیرد.در واقع مکانیزم گلنگدن این سلاح از تفنگ ام ۱۶ اقتباس شده است.مزیت این نوع گلنگدن در این است که میتوان از فشنگهای بسیار قدرتمندی استفاده کرد که قبلا تنها توسط رولورها قابل شلیک بودند.


این سلاح در ۳ مدل ساخته شده که عبارتند از :

Mark1 :تولید این مدل متوقف شده .این مدل دارای قاب الومینیومی بوده و قادر به شلیک گلوله های کالیبر ۳۷۵/. مگنوم و ۴۴/. است.

Mark V11 :تولید این مدل نیز متوقف شده .این مدل دارای لوله ۶ یا ۱۰ اینچی بوده و قادر به شلیک گلوله های مگنوم و ۴۴/. و ۵۰/. میباشد.

کارخانه سازنده این سلاح کالیبر ۴۴/. مخصوص cor-bon و ۵۰/. AE را نیز برای آن در نظر گرفته ولی تاکنون هیچ تپانچه ای را با ۲ کالیبر ذکر شده در اخر تولید نکرده.برای تعویض کالیبر سلاح کافی است تا لوله و مکانیزم تغذیه ان را با نوع مورد نظر تعویض کنید.طبق یک نظر سنجی مشخص شده که محبوبترین لوله ی بکار رفته در این سلاح از نوع ۶ اینچی است اگرچه لوله ی ۱۰ و ۱۴ اینچی نیز در دسترس میباشند.تمامی این لوله ها مجهز به زایده ای هستند که برای نصب دوربین در نظر گرفته شده است.

بعلت استفاده از گلوله های حجیم و پرقدرت در این سلاح ظرفیت خشاب ان کمی کاهش پیدا کرده .ظرفیت خشاب این سلاح در کالیبر ۳۵۷/. مگنوم ۹ تیر و در کالیبر ۴۴/. مگنوم ۸ تیر و در کالیبر ۵۰/. معادل ۷ تیر میباشد.برای مقایسه بد نیست بدانید ظرفیت خشاب سلاح کمری sig-saur p226 در کالیبر ۹ میلیمتری معادل ۱۶ تیر است.صنایع اسلحه سازی اسرییل IMI گونه مشابه این سلاح را با نام jericho 941 طراحی کرده که البته تنها در ظاهر به شاهین صحرا شباهت دارد .گلنگدن این مدل از نوع کورس کوتاه و ماشه ان دوزمانه است.شباهت دیگر این بچه عقاب با نمونه ی اصلی گلوله های بکار رفته در ان با کالیبر ۴۱/. است.همچنین میتوان گلوله های ۹ میلیمتری Lugar را در ان بکار گرفت که برای این کار تنها تغییر مورد نیاز تعویض لوله ی سلاح است.دلیل این امر است که گلوله های ۴۱/. AE  همان گلوله های کوتاه شده ۴۱/. مگنوم هستند.همچنین مکانیزم گلنگدن این سلاح بر مبنای پوکه گلوله های ۹ میلیمتری logar ساخته شده که کاربرد هر دو کالیبر را تنها با تعویض گلوله ممکن میسازد.


در خصوص کالیبر های ۴۴/. مگنوم و ۵۰/. نیز همین مساله صدق میکند.تعویض این دو کالیبر تنها به تعویض لوله و خشاب نیاز دارد.

مشخصات فنی:

کالیبر:۳۵۷ مگنوم و ۴۴ مگنوم و ۴۵/.

طول:۳۷.۵ سانتیمتر

ارتفاع:۱۶ سانتیمتر

عرض:۳۲ میلیمتر

وزن:۱۷۷۶ گرم

تعداد خان:۶

ظرفیت خشاب:۹ و ۸ و ۷ در انواع کالیبر

در اخر باید سلاح کمری DESERT EAGLE  را پرقدرت ترین سلاح کمری نیمه خودکار حال حاضر جهان دانست.


منبع:مجله جنگ افزار

از این که دیر اپدیت کردم ببخشید مشکلات و ...

در ضمن از نظرات هم بسیار ممنونم.باز هم منتظر هستم.نظرات شما باعث دلگرمی ما خواه

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 18:23  توسط محمد جواد قرقانی  | 

به نام خدا

با عرض سلام خدمت همه ی خوانندگان عزیز این وبلاگ از امروز بنده هم در خدمت شما هستم در قسمت اسلحه.و برای اولین مطلب هم اسلحه ی مورد علاقه ی خودم یعنی mp7 رو انتخاب کردم.

با ورود به قرن جدید و تغییر شیوه های رزمی در میادین جنگ ؛خوانواده ی جدیدی از مسلسل های دستی معرفی شده که به اختصار (pdw (personal defence weapon یا سلاح دفاع شخصی خوانده میشوند.از ویژگی های اصلی این گروه نوظهور میتوان به سبکی؛نواخت تیر بالا و سرعت دهانه ی بیشتر و ضریب کشندگی قابل قبول اشاره کرد.

 


کارخانه ی هکلر اند کوخ بعنوان یکی از پیشگامان طراحی و ساخت سلاح های کارامد دست به طراحی و ساخت مسلسل دستی مدرن mp7 زده تا با دستی پر وارد قرن ۲۱ شود.به جرات میتوان گفت که تاکنون در ساخت هیچ سلاحی همانند mp7 به وفور از پلاستیک استفاده نشده.نوع پلاستیکی که در ساخت قبضه و روپوش لوله این سلاح به کار رفته از ضریب مقاومت بالایی در برابر ضربه و حرارت برخوردار است.اسکلت اصلی این سلاح از جنس فولاد ساخته شده و برای افزایش استحکام و کاهش هر چه بیشتر وزن سلاح ساختمان ان به شکل نردبانی طراحی شده.

خشاب این سلاح همانند یوزی در درون قبضه جای میگیرد.دستگیره ی کمکی جلوی ان هم از جنس پلاستیک ساخته شده و به راحتی تا شده و زیر روپوش لوله جای میگیرد.قنداق سلاح از نوع کشویی میباشد و از جنس الومینیوم تزریقی ساخته شده.

 


مکانیزم گلنگدن این سلاح از نوع چرخشی و مشابه سلاح g-36 میباشد.حداقل در دنیای مسلسلهای دستی همتایی ندارد.مزیت اصلی این مکانیزم کاهش کورس حرکت گلنگدن و حفظ هر چه بهتر تعادل سلاح در هنگام شلیک رگبار است.منحصر به فرد ترین قسمت سلاح همانا کالیپر ۶/۴ میلیمتری ان است.در واقع گلوله های ۳۰*۶/۴ میلیمتری منحصرا برای این سلاح ساخته میشوند و هیچ سلاحی با این کالیبر یافت نمیشود.بیشتر گلوله های معمولی از جنس فلز سرب ساخته شده و با ورق مس روکش میشوند ولی گلوله های این سلاح که وزن انها ۶/۱ گرم است از جنس فولاد ساخته شده و با ورق برنج روکش میشوند.علت بکار گیری فلز فولاد در ساخت گلوله های این سلاح افزایش توانایی این گلوله در نفوذ در انواع زره سبک بوده است.ظاهرا این امر با موفقیت روبه رو بوده چرا که گلوله های این سلاح که پس از شلیک سرعتی معادل ۷۲۵ متر بر ثانیه دارند؛پس از طی مسافت ۲۰۰ متر قادر به سوراخ کردن و نفوذ به درون یک زره crisat

(متشکل از ۶/۱ میلیمتر فلز تیتانیوم و ۲۰ لایه کولار)میباشند.

 


 

مسلسل mp7 را میتوان مدرن ترین مسلسل دستی حال حاضر دانست.وزن کم؛سرعت دهانه ی بالا و نواخت تیر فوقالعاده ی این سلاح دست به دست هم داده اند تا ان را بعنوان کارامدترین مسلسل دستی میادین جنگ و محیط های بسته و درون شهری بشناسند

نظر رو فراموش نکنید

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 18:23  توسط محمد جواد قرقانی  | 

   سلاح کمری Desert Eagle

 این تپانچه پرقدرت توسط کارخانه ی Magnum research طراحی و توسط صنایع اسلحه سازی اسراییل بهینه سازی شده است.این سلاح کمری علاوه بر داشتن قدرتی فوق العاده از مکانیزم منحصر بفردی بهره میگیرد.عمده سلاحهای کمری از گلنگدن کورس کوتاه استفاده میکنند در حالی که عملکرد گلنگدن این سلاح توسط فشار گاز باروت صورت میگیرد.در واقع مکانیزم گلنگدن این سلاح از تفنگ ام ۱۶ اقتباس شده است.مزیت این نوع گلنگدن در این است که میتوان از فشنگهای بسیار قدرتمندی استفاده کرد که قبلا تنها توسط رولورها قابل شلیک بودند.


این سلاح در ۳ مدل ساخته شده که عبارتند از :

Mark1 :تولید این مدل متوقف شده .این مدل دارای قاب الومینیومی بوده و قادر به شلیک گلوله های کالیبر ۳۷۵/. مگنوم و ۴۴/. است.

Mark V11 :تولید این مدل نیز متوقف شده .این مدل دارای لوله ۶ یا ۱۰ اینچی بوده و قادر به شلیک گلوله های مگنوم و ۴۴/. و ۵۰/. میباشد.

کارخانه سازنده این سلاح کالیبر ۴۴/. مخصوص cor-bon و ۵۰/. AE را نیز برای آن در نظر گرفته ولی تاکنون هیچ تپانچه ای را با ۲ کالیبر ذکر شده در اخر تولید نکرده.برای تعویض کالیبر سلاح کافی است تا لوله و مکانیزم تغذیه ان را با نوع مورد نظر تعویض کنید.طبق یک نظر سنجی مشخص شده که محبوبترین لوله ی بکار رفته در این سلاح از نوع ۶ اینچی است اگرچه لوله ی ۱۰ و ۱۴ اینچی نیز در دسترس میباشند.تمامی این لوله ها مجهز به زایده ای هستند که برای نصب دوربین در نظر گرفته شده است.


بعلت استفاده از گلوله های حجیم و پرقدرت در این سلاح ظرفیت خشاب ان کمی کاهش پیدا کرده .ظرفیت خشاب این سلاح در کالیبر ۳۵۷/. مگنوم ۹ تیر و در کالیبر ۴۴/. مگنوم ۸ تیر و در کالیبر ۵۰/. معادل ۷ تیر میباشد.برای مقایسه بد نیست بدانید ظرفیت خشاب سلاح کمری sig-saur p226 در کالیبر ۹ میلیمتری معادل ۱۶ تیر است.صنایع اسلحه سازی اسرییل IMI گونه مشابه این سلاح را با نام jericho 941 طراحی کرده که البته تنها در ظاهر به شاهین صحرا شباهت دارد .گلنگدن این مدل از نوع کورس کوتاه و ماشه ان دوزمانه است.شباهت دیگر این بچه عقاب با نمونه ی اصلی گلوله های بکار رفته در ان با کالیبر ۴۱/. است.همچنین میتوان گلوله های ۹ میلیمتری Lugar را در ان بکار گرفت که برای این کار تنها تغییر مورد نیاز تعویض لوله ی سلاح است.دلیل این امر است که گلوله های ۴۱/. AE  همان گلوله های کوتاه شده ۴۱/. مگنوم هستند.همچنین مکانیزم گلنگدن این سلاح بر مبنای پوکه گلوله های ۹ میلیمتری logar ساخته شده که کاربرد هر دو کالیبر را تنها با تعویض گلوله ممکن میسازد.


در خصوص کالیبر های ۴۴/. مگنوم و ۵۰/. نیز همین مساله صدق میکند.تعویض این دو کالیبر تنها به تعویض لوله و خشاب نیاز دارد.


مشخصات فنی:

کالیبر:۳۵۷ مگنوم و ۴۴ مگنوم و ۴۵/.

طول:۳۷.۵ سانتیمتر

ارتفاع:۱۶ سانتیمتر

عرض:۳۲ میلیمتر

وزن:۱۷۷۶ گرم

تعداد خان:۶

ظرفیت خشاب:۹ و ۸ و ۷ در انواع کالیبر

در اخر باید سلاح کمری DESERT EAGLE  را پرقدرت ترین سلاح کمری نیمه خودکار حال حاضر جهان دانست.


منبع:مجله جنگ افزار

از این که دیر اپدیت کردم ببخشید مشکلات و ...

در ضمن از نظرات هم بسیار ممنونم.باز هم منتظر هستم.نظرات شما باعث دلگرمی ما خواهد شد

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 18:22  توسط محمد جواد قرقانی  | 

این مطلب رو هم بنا به درخواست دوستان که درباره ی سلاح های ساخت ایران مطلب میخواستن

در ضمن عکسهایی رو که میذارم بسیار نایاب هستن و توی نت به سختی میشه پیداشون کرد !

امیدوارم لذت ببرین.

----------------------------------------------------------------------------------------------

  اسلحه تهاجمی خیبر اولین اسلحه ملی ایران

سلاح خیبر ساخت صنایع دفاعی ایران در سال 1380 طراحی و در سال 1381 به مرحله تولید رسید این سلاح به : سلاح ملی اقتدار ملی معروف شده است .
این اسلحه سلاح اتوماتیک تهاجمی سبک و بولپاپ با کالیبر 5/56 که با فشار غیر مستقیم گاز باروت مسلح می شود . این سلاح دارای برگه ناظم آتش چهار زمانه است شامل:
ضامن ، تک تیر ، سه تیر و رگبار می باشد .
• این سلاح دارای دو نوع دستگاه نشانه
روی است که روی دستگیره حمل قرار دارد .
• از دسته حمل این اسلحه می توان برای نصب دوربین و دوربین دید در شب به منظور
بالا بردن دقت آتش استفاده نمود .
• هنگامی که از سلاح با دوربین استفتده می شود می توان از دو پایه آن استفاده
کرده و به عنوان اسلحه تک تیر انداز استفاده نمود .
• لوله این سلاح مثل ام 16 قابل تعویض می باشد .
• این سلاح عقب نشینی کم ، دقت بالا ، وزن کم و درجه اطمینان بالا دارد .
• ساختار اسلحه به شکلی است که باز و بسته کردن آن به راحتی انجام می شود و تعمیر و نگه داری را راحت می کند .
• سر نیزه و دو پایه نیز بر روی اسلحه قابل نصب است .

مشخصات فنی

کالیبر : 56/5 میلیمتر
مکانیزم مسلح شدن : گاز غیر مستقیم
نوع خشاب : 20 و 30 تیری
عمل چفت شدن : چرخشی(مثل کلاش) با قفل کامل
طول سلاح با :
لوله بلند :780 mm
لوله متوسط : 730 mm
لوله کوتاه : 680 mm
عداد خان : 6 عدد راستگرد
سرعت دهانه : 900-950 متر بر ثانیه
برد نهایی : 2500 متر
برد موثر با لوله بلند : 450 متر
نواخت تیر عملی : 120 تا 180 تیر در دقیقه
نواخت تیر علمی : 800 تا 850 تیر در دقیقه
وزن با لوله بلند و خشاب 30 تیری خالی : 700/3 کیلوگرم

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 18:21  توسط محمد جواد قرقانی  | 

 http://world.guns.ru/sniper/vss1.jpg

VSS Vintorez ساكت ترین دوربین دار جهان


كالیبر : 9 در 39 م م مهمات زیر سرعت صوت SP-5 & SP-6
عمل : اتوماتیك با قابلیت انتخاب حالت آتش . عمل با فشار گاز
طول : 894 م م
طول لوله : 200 م م
وزن : خالی 2600 گرم ... پر با دوربین PSO-1 ش 3410 گرم
خشاب : 10 یا 20 تیره

VSS كه مخفف Vintovka snaiperskaja spetsialnaya می باشد و به معنی تفنگ دوربین دار مخصوص است برای عملیات های ویژه طراحی شد. این اسلحه كه در TSNIITockMash یا انستیتو مركزی طراحی ماشین آلات دقیق توسط تیمی به رهبری پتر سردیوكوف طراحی شد قرار است جایگزین بعضی از كلاشنیكف ها و آكا-ام هایی شود كه به ساكت كننده مجهز می شدند تا در عملیات های ویژه شركت كنند از جمله عملیات های SpetNaz و كی جی بی و ام وی دی.
برای بدست آوردن قدرت نفوذ به جلیقه های ضد گلوله سازنده سلاح می بایست از گلوله هایی با سرعت زیر صوت و همانند گلوله ی 7 ممیز 62 صدم در 39 م م منتها با كالیبر 9 م م استفاده كند. گلوله های جدید مورد استفاده در این سلاح بلند و سنگین هستند ( حدود 16 گرم ) و در دو مدل معمولی SP-5 و ضد زره SP-6 استفاده می شوند.
جدیدترین مرمی های ساخته شده برای این سلاح دارای یك هسته از جنس فولاد فشرده هستند كه از فاصله های حتی بیش از 300 یا 400 متر می توانند از تمامی انواع جلیقه های ضد گلوله عبور كنند. این سلاح از سال 1980 به خدمت گرفته شده و به طور بسیار گسترده در چچن بر علیه جدایی طلب ها استفاده شد.
معروفیت VSS بیشتر به خاطر قابلیت های پنهان كاری اش در عین قدرت نفوذ عالی با مرمی های سنگین است. اما برد مفیدش به 400 متر محدود شده است.



اسلحه VSS با فشار گاز مسلح می شود و قابلیت انتخاب حالات شلیك را دارد. پیستون گاز بلند این سلاح بر روی لوله قرار گرفته و گلنگدن چرخشی دارای گیره ها و قفل هایی در دریافت كننده است ( بالای محل اتصال خشاب ) كه برای مقاومت بیشتر به روش ماشین كاری ساخته می شوند. سیستم ماشه سلاح مستقیما از اسلحه AK-47 برداشته شده است. كلید ضامن و دسته مسلح كننده سلاح شبیه به اسلحه های سری AK هستند ولی برگه ناظم آتش یك دكمه اهرم صلیبی است كه در محافظ ماشه در پشت ماشه قرار دارد.

لوله در قسمت جلو دارای مجموعه ای از سوراخ های ریز است كه در داخل شیارها مته كاری شده اند و مستقیما به ساكت كننده سلاح میرسند. ساكت كننده یك قسمت اصلی سلاح شناخته می شود و برای نگهداری و یا حمل می توان آن را از سلاح جدا كرد. شلیك با سلاح بدون ساكت كننده به قطعات سلاح آسیب شدیدی می رساند... به همین دلیل حتی وقتی كه نیاز نیست باید با ساكت كننده آتش كرد.سیستم استاندارد هدف گیری آن شامل ریل های جانبی در كنار دریافت كننده است كه معمولا دوربین چهار ایكس مدل PSO-1 را بر روی آن سوار می كنند كه مخصوص شلیك با مهمات 9 در 39 م م است. هر نوع دوربین یا تجهیزات دید در شب دیگر هم بر روی این ریل ها سوار می شوند. مگسك های آن هم كه برای مواقع اضطراری مانند نبودن یا شكستن دوربین و غیره بر روی سلاح نصب شده اند شامل مگسك شكاف دار در عقب و تیغه ای در جلو است. مگسك عقبی برای فواصل تا 400 متر درجه بندی شده است.

قنداق چوبی اسكلت مانند آن ( تو خالی ) دارای تكه های لاستیك در ته آن است و می توان برای حمل یا نگهداری به صورت فشرده در فضای كم آن را از سلاح جدا كرد. تغذیه سلاح هم از خشاب های 10 یا 20 تیری است كه از جنس پلیمر ساخته می شوند.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 18:14  توسط محمد جواد قرقانی  | 


در تاریخ 1 سپتامبر سال 1992، قراردادی با شرکت صنایع  NATO Helicopter Industries (NHI) برای طراحی و توسعه بالگرد NH-90 توسط NAHEMA (NATO Helicopter Management Agency) منعقد شد.کمپانی NH متشکل 3 شرکت با 4 ملیت مختلف شامل شرکت ایتالیایی آگوستا وستلند ، شرکت یوروکوپتر(مشترک بین آلمان و فرانسه) و شرکت استورک فوکر هلند است.
این کنسرسیوم کار خود را با ساخت نمونه اول (PT-1) در سال 1993 آغاز نمود،(PT-1) نخستین پرواز خود را در 18 دسامبر سال 1995 با موفقیت به انجام رساند.نمونه دوم (PT-2) نیزدر 19 مارس 1997 و نمونه سوم (PT-3) در 27 نوامبر 1998 پرواز کردند.





تصویری از بالگرد NH-90 نیروی هوایی آلمان



این بالگرد در دو نوع اصلی توسعه داده شد.نوع اول (NH-90 TTH) مدل تاکتیکی برای حمل و نقل و نوع دوم (NH-90 NFH) مخصوص نیروی دریایی و برای نشست و برخاست بر روی ناو


مدل NFH :

این بالگرد قابلیت نصب و پرتاب موشکهای ضد کشتی(ضد جنگ واحد سطح - ASuW) و اژدرهای ضد زیر دریایی (جنگ ضد زیر دریایی - ASW) را دارد.از دیگر قابلیتهای این بالگرد ،تجهیز آن به سیستمهای هشدار قفل رادار، لیزر و سیستم دفاع از خود الکترونیکی برای پخش chaff/flare  است . این مدل از بالگرد ها برای پرواز در شب و روز و در هر شرایط آب و خوایی و همچنین در برابر عوارض ناشی از حرکت کشتی ها تجهیز شده اند.
با توجه به امکانات اضافه شده به این مدل نقش های اضافی همچون حمایت از دفاع ضد هوایی در میدان نبرد،تأمین تدارکات از راه هوا،جستجو و نجات،حمل و نقل سربازان در نظر گرفته شده است.
مدل TTH  :

این بالگرد قابلیت حمل 20 نفر یا 2,500 کیلوگرم محموله ، برای عملیات های تاکتیکی مثل هلی بورن(HeliBorne) و جستجو و نجات و حمل و نقل سربازان به میدان نبرد، بسیار مناسب است.این بالگرد با استفاده از اتصالات خاص و تغییرات اندک می تواند برای عملیات امداد و نجات و حمل مجروحین تطبیق داده شده و 12 برانکارد مخصوص حمل مجروحین را حمل کند.
نقش های ویژه ای که برای این بالگرد وجود دارد شامل تخلیه پزشکی(12 مجروح)،عملیات ویژه،جنگ الکترونیک،پست فرواندهی هوابرد،تخلیه چتربازان،حمل و نقل VIP و آموزش پرواز می باشد.





بالگرد NH-90 از دو تیپ موتور شامل RTM322-01/9  ساخت شرکت رولزرویس و T700/T6E1 ساخت شرکت فیات اویو استفاده می کند. موتور T700/T6E1 در هلیکوپترهای ایتالیایی استفاده شده و مابقی از موتور RTM322-01/9  شرکت رولزرویس استفاده می کنند.

کاربران:


این بالگرد در حال حاضر در کشورهایی همچون عربستان سعودی ، استرالیا ، بلژیک ، فنلاند ، فرانسه ، آلمان ، یونان ، ایتالیا، هلند ، نیوزلند ، نروژ ، عمان ، پرتقال ، اسپانیا و سوئد در حال خدمت است.
بالگرد NH-90 جزو پیشرفته ترین بالگردهای حمل و نقل نفرات و تجهیزات در دنیاست. تا کنون بیش از 360 فروند از این بالگرد تولید شده که 11 کشور عضو پیمان ناتو و چند کشور دیگر از آن بهره مند هستند.در حال حاضر نیز کشورهایی از اروپا،آسیا و به دنبال آن از استرالیا در حال دریافت و بکارگیری این بالگرد توانمند هستند.

مشخصات :

-        خدمه : 2 نفر
-        ظرفیت : 20 سرباز / 12 برانکار مخصوص حمل مجروح/ 2 پالت مخصوص حمل بار ناتو(هر کدام 10تن)
-        طول روتور: 16.13 متر
-         وزن خالی : 5.4 تن
-        حداکثر وزن حین تیک اف : 10.6 تن
-        طول : 16.13 متر
-        ارتفاع : 5.23 متر
-        وزن بار قابل حمل در کارگو : 2500 کیلو گرم
-        تعداد نفرات قابل حمل : 20 نفر
-        قدرت موتور : 2 *2230 اسب بخار


عملکرد:


-        حداکثر سرعت : 300 کیلومتر بر ساعت
-        برد عملیاتی با وزن استاندارد : 800 کیلومتر
-         سقف پرواز : 6000 متر
-         میزان صعود : 480 متر بر دقیقه


موتورها :


-         2× Rolls-Royce Turbomeca RTM322-01/9 turboshaft, 1,662 kW (2,230 shp) each  
-         2× General Electric T700-T6E turboshafts, 1,577 kW (2,115 shp) each

تجهیزات ناوبری :


Two inertial nav units with embedded GPS  -
-  One radar altimeter
-  One doppler velocity sensor
-  Two air data systems and one ADF and two multi-mode receivers (VOR, ILS, DME)

بالگردهای مشابه :


-         AgustaWestland AW101  
-         Mil Mi-17
-         Mil Mi-38
-         CH-148 Cyclone
-         Eurocopter EC 725
-         Eurocopter AS332 Super Puma

-         Sikorsky MH-60R Seahawk

ویژگیهای خاص :


-         پرواز در چهار جهت با استفاده از سیستم پیشرفته fly-by-wire
-        کابین تمام دیجیتال با نمایشگرهای چندکاره (multi-function)
-        رمپ عقب برقی
-        واحد قدرت کمکی (APU)
-        روتورها و دم تاشو
-        هشدار دهنده های اتوماتیک نزدیک شدن به زمین
-        سیستم ذخیره صدای داخل کابین و اطلاعات پروازی
-        رادار هواشناسی
-        نمایشگر بر روی هلمت خلبان





  
تهیه و تنظیم : hamed_713

http://www.centralclubs.com/topic-t64828.html

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 18:12  توسط محمد جواد قرقانی  | 

با نگاهی به داخل کابین خلبان این پرندة سپاه تفنگداران دریایی آمریکا یعنی هلیکوپترAH_IJ ساخت شرکت هلیکوپترسازی بل در می یابیم که این هلیکوپتر یکی از پسرخاله های کم شباهت هلیکوپتر جنگ ویتنام یعنی هلیکوپتر کبرا می‌باشد.
در این مقاله با ویژگیهای پروازی این هلیکوپتر توسط خلبانی که با آن پرواز نموده آشنا می‌شویم : وقتی انسان بمدت 40 دقیقه با این هلیکوپتر پرواز می کند و هدایت آنرا بعهده می‌گیرد، احساسی حاکی از علاقمندی در وی نشأت می‌گیرد. باور نداشتم که چنین باشد. در مواجهه با چنین هلیکوپتری انسان نه تنها دستپاچه می شود که حتی احساس دلهره هم می‌کند. همه جای این هلیکوپتر مملو از سخت افزار است.
اما کار نیکو کردن از پر کردن است. این ضرب‌المثل را می‌توانیم در مورد رئیس خلبانهای آزمایشی شرکت هلیکوپترسازی بل تکسترون «« جان هونیکر»» بکار ببریم. بمن گفتند که هیچکس با این هلیکوپتر ««سوپرکبرا»» همانند او آشنایی ندارد.
وقتی برای انجام ارزیابی های پروازی این هلیکوپتر در ماه ژوئن وارد تأسیسات شرکت هلیکوپترسازی بل در ««فورت ورث»» تگزاس شدم دریافتم که هلیکوپترAH_IWرا بنام ««ویسکی»» هم می‌خوانند. سپاه تفنگداران دریایی امریکا این هلیکوپتر سوپرکبرا را برای تعقیب فرماندة مبارزان سومالی (محمدفرح‌عیدید) به بهانة تلافی مرگ 22 نفر از افراد پاکستانی حافظان صلح سازمان ملل در آن کشور برگزید.
توانایی های هلیکوپتر کبرا ( که تعداد زیادی از مدل AH-IJ آن در ناوگان هلیکوپتری ایران به پرواز درمی‌آید) به دوران جنگ ویتنام بازمی گردد. از آن روز تاکنون این هلیکوپتر راهی بس طولانی را پیموده است، بخصوص اینکه نیروی دریایی تصمیم گرفت ابتدا با استفاده از موتور‌های دوقلوی 400(PT-6 )-T ساخت شرکت پرات اندویتنی (هلیکوپتر AH-IJ و هلیکوپترAH-IT ) و سپس با نصب موتورهای 700-T ساخت شرکت جنرال الکتریک (هلیکوپترAH-IW )، آنرا به یک هلیکوپتر دوموتوره تبدیل نماید. 





آنچه فاصله این هلیکوپتر را با بل تعیین می کند تغییر هلیکوپتر فوق با نصب موتور 700-T بر روی آن می‌باشد. موتور قبلی یعنی موتور400-T نمی توانست نیازهای وزنی و پروازهای این هلیکوپتر مجهز به سیستم موشکی ««تاو»» ( Tow ) را برآورده سازد. بنابراین هلیکوپتر ویسکی کبرا (AH-IW ) به موتور 700-T مجهز گردید. این هلیکوپتر با این موتور پرقدرت و با جعبه دنده ای با حداکثر قدرت 2032 اسب بخار می تواند تسلیحات سنگینتر از موشک های فوق، از جمله موشک لیزری «« هل فایر»»ساخت راکول را با خود حمل نماید. 

توان بالای موتور، به این هلیکوپتر اجازه می دهد در ارتفاعی بمراتب بالاتر و در هوایی بمراتب گرمتر پرواز نماید. ویژگیهایی که در عملیات طوفان صحرا حیاتی بودن آن به اثبات رسید.
از لحاظ جنبه های خرید و فروش، تعداد 160 فروند هلیکوپتر ««ویسکی»» به خطوط پروازی سپاه تفنگداران دریایی آمریکا راه یافت و هیچگونه مانع مشهودی بر سر راه خرید نهائی 230 فروند از این ماشین پرنده ( برای نیروی مذکور ) وجود ندارد.
مقامات کمپانی بل حتی از توسعه و تکامل بیشتر این هلیکوپتر جنگی کهنه کار سخن می گویند. رئیس مهندسی هلیکوپتر کبرا ««جان نورول»» می گوید: ««روزی خواهد رسید که تمام تجهیزات داخل کابین خلبان و کمک خلبان این هلیکوپتر را کلا دیجیتالی نماییم.»»







یکی از قدمهای بعدی ما ««کبرا-2000»» نام دارد که شامل یک برنامه سیستم تسلیحاتی یکپارچه (EWS ) می باشد. این برنامه به این منظور طراحی گردیده تا کابین خلبان و کمک خلبان (متصدی اسلحه ) این هواپیما از حالت شلوغی فعلی خارج گردد. اگر مسائل و مشکلات بودجه ای وجود نداشته باشد، علاوه بر نصب سیستم تسلیحاتی یکپارچه پیشنهاداتی مطرح است که سیستم روتور این هلیکوپتر چهار ملخه و یا حتی این هلیکوپتر دو سرنشینه به یک هلیکوپتر جنگی تک‌سرنشینه تبدیل گردد.
وقتی که با هلیکوپتر ویسکی پرواز می کردم، بیشتر توجه خود را به ویژگیهای پروازی آن معطوف نمودم تا به تجهیزات داخل کابین ( که قراراست در معرض تعویض قرارگیرد ). با این همه انسان می تواند در کابین جلوی این هلیکوپتر بنشیند و تجهیزات نشانه روی موشکهای ««تاو»» (TSU ) موجو در آن (همان سخت افزار حجیمی که برای شلیک موشکهای ««هل فایر»» و ««سایدویندر»» بکار می رود) نظرش را بخود جلب نکند. این وسیله نشانه روی ترجیحاً برای شلیک مسلسل (توپ) چرخان و سه لوله ای 20 میلیمتری (197-M ) نیز مورد استفاده قرار می گیرد. 




 


از طرف دیگر کابین جلو دارای دو فرمان جانبی ««سایدآرم»» در سمت چپ و فرمان ««سایکلیک»» در سمت راست قراردارد. وقتی کمربند ایمنی و دریچة کاناپی کابین را بستم احساس کردم در داخل یک هواپیمای جنگنده تک سرنشینه قرار دارم.
بمن پیشنهاد کردند تا سیستم نشانه روی ««تو»» (TOW ) را که دارای تعادل ژیروسکوپی می باشد بکار اندازم. هنگامی که هلیکوپتر از روی زمین بل

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 18:11  توسط محمد جواد قرقانی  | 

تایگر

هلیكوپتر تهاجمی تایگر جهت استفاده نیروهای نظامی دو كشور فرانسه و آلمان در سه مدل پایه ساخته شده است.كه شامل دو نوع ضد تانكHAC (فرانسه)وUHT (آلمان)و یك نوع پشتیبانی رزمی برای فرانسه به نام HAPمی باشد.البته یك مدل باقابلیت شناسایی برای ارتش استرالیا و نوع دیگر بر پایه HAPبرای ارتش اسپانیا نیز تدارك دیده شده است.پروژه طراحی این هلیكوپتر متعلق به یوروكوپتر(یكی از شاخه های فرعیEADS)بوده و ازپیمانكاران اصلی این پروژه می توان به دایملر كرایسلر از آلمان و ماترا از فرانسه و كاسا از اسپانیا اشاره كر.در طراحی و ساخت این هلیكوپترجهت كاهش وزن تقریباً در هشتاد درصد بدنه از مواد كامپوزیتی استفاده شده كه سازه اصلی از كولارو ورق های كربن و پانل ها نیز از سازه های لانه زنبوری نومكس با پوسته كربن و كولار ساخته شده اند.كابین خلبان و افسر تسلیحات مجهز به نمایشگرهای رنگی چند منظوره و همچنین نمایشگرHead-Up برای خلبانان بوده و سایت نشانه گیری نصب شده روی کلاه خلبان و افسر تسلیحات نیز از تجهیزات استاندارد است.از تجهیزات ناوبری موجود در کابین خلبان می توان به رادار داپلر،ارتفاع سنج رادیویی و سیستم مکان یابی جهانی اشاره کرد.هلیکوپترهای تایگر با استفاده از دوموتور توربوشفتMTR390 با قدرت 1285 شفت اسب بخار به پرواز در می آیند.



موشک( هوا به هوا) استینگر                         موشک میسترال

هلیکوپتر ضدتانک تایگر

هر دو نوع تایگر ضدتانکHAC,UHT مجهز به سایت نشانه گیری osiris دوربینIRCCDو مسافت یاب لیزری و همچنین دوربین مادون قرمز نصب شده روی دماغه با زاویه میدان دید سی در چهل هستند.این هلیکوپتر می تواند چهار موشک هوابه هوای (میسترال یا استینگر)را با خودحمل کند که موشک های میسترال با سرجنگی 3کیلوگرمی بردی برابر 6کیلومترواستینگر با سرجنگی یک کیلوگرمی بردی برابر 5 کیلومتر دارد.در ماءموریت های ضدتانک مهمترین اسلحه تایگر موشک اروپاییHOT3یا موشک تریگات بوده که در هر لحظه فقط یک اسلحه می تواند فعال باشد.برد موشک تریگات برابر 500 تا 5000 متر است در حالی که برد موشک تریگات در حدود 4000 متر می باشد.تایگرهای سفارشی ارتش استرالیا به موشک های هلفایر و راکت های 70

میلیمتری مجهز خواهند شد.








هلیکوپتر پشتیبانی رزمی تایگر

نوع پشتیبانی رزمی هلیکوپتر تایگر مجهز به یک توپ 30 میلیمتری با نواخت 750تیر در دقیقه برای درگیری های نزدیک و راکتهای 68 میلیمتری بود ه و همچنین جهت مقابله با تهدیدهای هوایی توانایی شلیك موشک های هوا به هوای میسترال را دارد.این هلیکوپتر دارای سایت نشانه گیریStrixنصب شده درسقف با پایدارکننده ژیروسکوپی علاوه بر انواع دوربین های مادون قرمز ومسافت یاب لیزری مجهز به سایت نشانه گیری اپتیکی نیز است.اولین پرواز هلیکوپتر تایگر در سال 1991 انجام گرفت و تولید سری آن نیز از سال 2002 شروع شده است.فرانسه و آلمان هرکدام80 فروند سفارش داده اند که تحویل آنها از اواخر سال 2004 شروع شده است

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 18:10  توسط محمد جواد قرقانی  | 



هلیکوپتر چند منظوره ی نظامی A129 International آخرین مدل بهسازی شده و ارتقاء یافته از هلیکوپتر A129 Mangusta در خدمت ارتش ایتالیا است.این هلیکوپتر توسط ((آگوستاوستلند)),کنسرسیومی متشکل از ((فین مکانیکا)) از ایتالیا و GKNاز بریتانیا طراحی و ساخته شده است.
هلیکوپتر مانگوستا (نوعی راسو) به طور موافقیت آمیزی توسط نیروهای حافظ صلح سازمان ملل در سومالی و آنگولا به کار گرفته شد.ناگفته نماند اولین پرواز این هلیکوپتر در 15 سپتامبر 1983 انجام گرفت و بعنوان یک هلیکوپتر ضد تانک و سرکوب کننده ی سیستم های تسلیحاتی زمینی دشمن اولین هلیکوپتری است که تماما در اروپا ساخته شد.
A129 International یک هلیکوپتر چند منظوره که توانایی انجام ماموریت های شناسایی اهداف,مراقبت و نظارت بر منطقه,درگیری با اهداف پرازش زمینی,اسکورت,پشتیبانی و سرکوب تهدیدهای هوایی را دارد.
این پرنده مجهز به موشک های جدید هوا به زمین و هوا به هوا و همچنین توپ جدید محور شده است و با رتور پنج تیغه همچنین موتور قوی تری نسبت به A129 مانگوستابا رتور چهار تیغه دارد که در نتیجه توانایی حمل بار (تسلیحات) بیشتری را نیز دارا می باشد.
ارتش ایتالیا 45 فروند از نوع اولیه هلیکوپتر مانگوستا را در اختیار داشته و 15 فروند نوع A129 International را نیز سفارش داده است.قابل ذکر است اولین فروند از گونه A129 CBT در اکتبر 2002 تحویل داده شد.
A129 CBT (پیکر بندی رزمی) دارای تمام شمخصه های مدل International است ولی برای پایین نگه داشتن هزینه موتور اولیه بر روی آن حفظ شده است.
در ژانویه 2002 شرکت ((آگوستاوستلند)) قراردادی مبنی بر بهسازی و ارتقاء 45 فروند از نوع اولیه هلیکوپتر مانگوستا را به گونه ی International با ارتش ایتالیا به امضاء رسانید.بهسازی و ارتقاء شامل موارد زیر بوده است:
نصب روتور اصلی پنج تیغه و روتور دم تیغه کامپوزیتی,موتور رولزرویس GEM 1004 و سیستم انتقال نیروی قویتر با محدودیت گشتاور بیشتر که توانایی انتقال نیروی 1700 شفت اسب بخار را بدون مشکل دارا است,بدنه قویتر که وزن برخاست هلیکوپتر را 4600 کیلوگرم افزایش داده است,بهبود در سیستم اقدامات متقابل و تسلیحات شامل توپ جدید 20mm و سیستم جلونگر فروسرخ بهبود در سیستم ناوبری GPS واینرسایی.
این موارد بین سال های 2005 تا 2007 بر روی تمام 45 فروند انجام خواهند گرفت.
هلیکوپتر A129 دارای برد غیر رزمی با مخازن سوخت خارجی بیش از 1000KM است در این حالت برای دفاع در برابر تهدیدهای هوایی می تواند چهار موشک هوا به هوا را نیز با خود حمل کند.در مسافت های طولانی این هلیکوپتر را می توان با هواپیمای C-130 و یا هواپیما ترابری بزرگ تر حمل کرد.
سازه هلیکوپتر به صورت Semi-monocoque (نیمه تخم مرغی) با قاب هایی از جنس آلیاژ ساخته شده است و مواد مرکب بیش از 50% وزن بدنه را شامل می شوند.بدنه در برابر کالیبرهای 12/7 میلیمتر نفوذ کننده در زره (ضد زره) مقاوم بوده و از سیتم های داخلی بخوبی محافظت می کند.این قابلیت شامل پوشش موتورها و حتی روتور هلیکوپتر نیز می شود.
خلبان و افسر تسلیحات به صورت پشت سر هم (Tandem) در کابین های خود قرار می گیرند و هر دو کاکپیت مجهز به نمایشگرهای چند منظوره برای نمایش اطلاعات از سیستم یکپارچه ی مدیریت (نمایش مصنوعی نقشه ی ایستگاه های هوایی),ناوبری,وضعیت و انتخاب تسلیحات,ارتباطات و اطلاعات پروازی و فنی هلیکوپتر شده اند.




این پرنده دارای سیستم خودکار کنترل پرواز بوده که توانایی پرواز در سطح زمین یا nap-of-the-earth را به آن بخشیده و همچنین پایداری سطحی را برای افزایش دقت در هدف گیری تسلیحات تامین کرده است.
نمایشگر ناوبری تاکتیکی نیز مدیریت عملیات و آگاهی مستمر نسبت به آنرا در اختیار خلبان و افسر تسلیحات قرار می دهد.
هلیکوپتر A129 International می تواند دو موشک هوا به هوا ))استینگر)) و ((میسترال)) را شلیک کند که البته هلیکوپترهای ارتش ایتالیا مجهز به موشک ((استینگر)) هستند.این پرنده همچنین قابلیت شلیک دو موشک هوا به زمین هلفایر و تاو (2) و یا ترکیبی از این دو را دارا بوده که به افسر تسلیحات توانایی انتخاب آتش بر علیه اهداف مختلف (از نظر ارزش) و شلیک دقیق در محیط های شهری می دهد.
راکت های استاندارد ناتو 70MM و راکت های قوی تر 81MM برای درگیری در مسافت های زیاد توسط این هلیکوپتر قابل شلیک هستند و توپ سه لول چرخان 20MM نصب شده روی برجک نیز با 500 تیر جزو تسلیحات اصلی محسوب می شود.
سیستم جنگ الکترونیک این هلیکوپتر شامل گیرنده ی هشدار راداری الکترونیکا ELT-156 و اخلالگر فروسرخ IEWS AN/ALQ-144A و همچنین بخش کننده ی Chaff و Flare از سیستم اقدامات متقابل هستند.
سیستم دید در شب فروسرخ هلیکوپتر از یک FILER (جلونگر فروسرخ) کوچک تشکیل یافته که روی یک پایه ی فرمان پذیر در دماغه ی هلیکوپتر قرار گرفته است.سیستم جلونگر فروسرخ با چشمی تک عدسی نصب شده روی کلاه خلبان یکپارچه بوده و خلبان می تواند تصاویر دریافتی از FILER را توسط این تک عدسی مشاهده کند.این سیستم به صورت خودکار هدف گیری تسلیحات را بر عهده داشته و در روز و شب قابل استفاده است.
همچنین برای هدفگیری و شلیک از کمین و پشت موانع یک سایت هدفگیری روی تیرک روتور قابل نصب است.این سایت برای شناسایی هدف,ردیابی موشک,نشانه گذاری لیزری هدف,ردیابی لیزری و مسافت یابی لیزری به کار می رود.
هلیکوپتر A129 International مجهز به دو موتور توربوشفت LHTEC-T800 است.موتورها کاملا از هم جدا بوده و دو سیستم سوخت جدا با قابلیت تغذیه متقابل در موتورها استفاده می گردد.مخازن سوخت جدا با قابلیت تغذیه ی متقابل در موتورها اسفاده می گردد.مخازن سوخت هلیکوپتر در مقابل برخورد و نشتی مقاوم بوده و مجهز به سیستم کنترل تغذیه سوخت دیجیتالی بوده و همچنین برای کاهش علائم گرمایی,اگزوزهای موتور مجهز به سیستم کاهنده ی علائم فروسرخ است.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 18:10  توسط محمد جواد قرقانی  | 

بالگرد MI-26 هاله (هی لو) بزرگترین بالگردی است که تا کنون ساخته شده است.

این بالگرد برای اولین بار در ماه ژوئن سال 1981 در نمایشگاه هوایی پاریس در معرض دید قرار گرفت.
ولی این بالگرد از مدتها پیش یعنی از 14 دسامبر 1977 که اولین پرواز خود را انجام داده بود در روسیه پرواز می کرد.
این بالگرد به منظور جایگزینی با بالگردهای سنگین MI-6 هوک و MI-10 هارکه طراحی شد؛ تا بتواند بارهای سنگین مانند خودروهای سنگین و جنگ افزارهای سنگین پیاده نظام با وزن 13000کیلو گرم و نیرو و تسلیحات انها را جابجا و حمل نماید. همچنین این بالگرد بایستی می توانست برای مصارف غیر نظامی باری به وزن 20 تن را تا مسافت 800 کیلومتر حمل نماید.



[Congo%20DRC_Mi-26%20Halo.jpg]


این بالگرد دارای 5 خدمه است که شامل خلبان و کمک خلبان ، ناوبر، مسئول بار(لد مستر) ومهندس پرواز می شود.
نیروی پرواز این بالگرد توسط دو موتور پراگرس D-136 که قدرت رانش هرکدام 11240 اسب بخار است تامین می شود. این موتور از موتورتوربوفن D-36 که در هواپیماهای An-72 و YAK-42 استفاده
می شود، مشتق شده است. پروانه اصلی دارای 8 پره و پروانه دم نیز از 5 پره ساخته شده است
این بالگرد تا کنون چندین رکورد جهانی را از ان خود کرده است. که بالا بردن باری به وزن 25تن تا ارتفاع 4100 متری از ان جمله است.
بالگرد MI-26 در سال 1982 وارد خدمت رسمی در نیروی زمینی ( هوانیروز) روسیه شد.و جایگزین بالگرد MI-6 شد.
در حادثه چرنوبیل از این بالگرد به طور گسترده استفاده شد . که با استفاده از این بالگرد مقدار زیادی مواد شامل: برن ، دولومیت ، سرب ، ماسه و خاک رس را بروی هسته مرکزی راکتور سوزان فرو می ریختند .
کلیه بالگردهایی که در عملیات چرنوبیل مورد استفاده قرار گرفتند؛ به علت الودگی به مواد رادیو اکتیو در زیر زمین دفن شدند. زیرا که پرواز با انها ایمنی نداشت.

این بالگرد همچنین در جنگ چچن به طور گسترده مورد استفاده قرار گرفت. که یک فروند از این بالگرد در تاریخ 19 اوت سال 2002 مورد هدف مبارزان چچنی قرار گرفت و سرنگون شد. در این حادثه 115 نفر از 147 سرنشین بالگرد کشته شدند.این حادثه فاجعه بارترین سانحه بالگردی در طول تاریخ بالگردها محسوب می شود.این حادثه سبب برکناری موقت ژنرال ویتالی پاولف فرمانده وقت هوانیروزروسیه شد. وی فاش ساخت که بالگردهای ((هی لو)) معمولا تا 225 سرباز را با خود حمل می کردند. در حالی که به طور رسمی و استاندار این بالگرد مجوزحمل تا 86 نفر را دارا می باشد.متعاقب این حادثه هوانیروز در سازمان نیروی هوایی روسیه ادغام شد.
نخستین مشتری صادراتی این بالگرد کشور هندوستان بود؛ که دو فروند را در سال 1986 دریافت نمود.
و در واحد 126 در پاتان کوت که بخشی از فرماندهی هوایی غربی بود به کار گرفته شدند و با وجود گرانقیمتی توانستند سودمندی و توانمندی خود را به اثبات برسانند.
با فروپاشی اتحاد جماهیرشوروی در سال 1991 بالگردهای MI-26 به درون نیروهای مسلح کشورهای تازه استقلال یافته را یافتند. که اکراین 27 فروند ، قزاقستان 24 فروند، بلاروس14 فروند و ازبکستان یک فروند را در اختیار گرفتند. از ان به بعد تنها تعدا اندکی در اختیار سایر کشورها قرار گرفته است.
از سال 1995 به بعد 3 فروند از این بالگردها در اختیار نیروی زمینی کشورپرو قرار گرفته است همچنین در سال 98دو فروند توسط کامبوج ( نیروی هوایی)، در سال 2000دو فروند توسط مکزیک، در سال 2001دو فروند توسط قبرس( اطفاءحریق و امداد و نجات) و در سال 2002 توسط شرکت اسکای تک بلژیک و توسط سازمان ملل مورد استفاده قرار گرفته اند.



http://www.military-today.com/helicopters/mil_mi26_halo.jpg



تا کنون چندین مدل از این بالگرد ساخته شده است.

MI-26A : مدل اصلی و نظامی که برای ارتش طراحی شده است
MI-26T : این نمونه از بالگرد غیر نظامی و چند کاره است
MI-26TM : مدل جرثقیل هوایی
MI-26TP : ( پاژارنی ) اتش نشان، این مدل برای اطفاء حریق مجهز شده است
MI-26TZ : تانکر سوخت
MI-26P :مسافربری ، طراحی داخل این مدل همانند هواپیماهای مسافر بری است و می تواند 96 مسافر را حمل نماید.
MI-26PK : این مدل که کران – کرین هم نامید ه می شود وازمدلP مشتق شده نقش جرثقیل هوایی را اجرا می کند.
MI-26MS :امبو لانس هوایی که می تواند تا 70 بیمار را در خود جای دهد
MI-26PP : این مدل برای جنگ الکترونیک تولید شده است
MI-26NEF-M : این مدل ویزه ضد زیر دریایی طراحی شده و مجهز به وسایل تشخیص امواج مغناطیسی و رادار جستجوگر در زیر دماغه
MI-26M : نسل دوم این بالگرد که دارای پره های کامپوزیتی و ترکیب ایرودینامیکی جدید و موتور پراگرس D-127 با قدرت 14350 اسب بخار است در دست تولید است. که به این بالگرد توانایی حمل بار مفید را در ارتفاع بالا و شرایط اب و هوایی گرم را می دهد.
کابین این بالگرد بهینه سازی شده و دارای سامانه یکپارچه ناوبری و اطلاعات پروازی می باشد.
مدل M می تواند بار مفیدی برابر با 22 تن را حمل نماید


http://www.eichhorn.ws/assets/images/mil_Mi26_Halo.jpg


مشخصات
ساخت ------------------------------------- روسیه /میل
طول----------------------------------------- 74/33 متر( با پروانه 40 متر)
طول کابین----------------------------------- 12 متر
عرض--------------------------------------- 2/8 متر
عرض کابین--------------------------------- 3/3 متر
ارتفاع --------------------------------------- 14/8 متر
خدمه----------------------------------------- 5 نفر( 2 خلبان + ناوبر+ ....)
قطر پروانه ---------------------------------- 32 متر
قطر پروانه دم -------------------------------- 6/7 متر
وزن خالی------------------------------------ 28200 کیلو گرم
وزن معمولی--------------------------------- 49500 کیلو گرم
حداکثر وزن ---------------------------------- 56000 کیلو گرم
بار مفید -------------------------------------- 20000 کیلو گرم
ظرفیت سوخت ------------------------------- 11900 لیتر
حداکثر سرعت ------------------------------- 295 کیلومتر بر ساعت
سرعت پیمایشی------------------------------- 255 کیلومتر بر ساعت
برد------------------------------------------- 2000 کیلومتر(800 کیلومتر با بار )
سقف پرواز ----------------------------------- 4600 متر


+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 18:9  توسط محمد جواد قرقانی  | 

زندگینامهء 102


تصویر
102 یک بوئینگ 747 سری 131 بود و نخستین پروازش را روز 24 سپتامبر 1970 انجام داد در روز بعد پس از انجام کلیهء تستهای پروازی یعنی در روز چهارم اکتبر 1970 تحویل شرکت هواپیمایی Trans World Airlines شد.حدود چهار سال بعد این شرکت هواپیمایی آمریکایی ورشکسته شد و چندین فروند از هواپیماهایش از جمله 9 فروند Boeing 747-131 که از سوی نیروی هوایی ایران خریداری شدند(یکی از آنها در سالهای بعد پس گرفته شد).
N53112 به همراه یک 747 دیگر نوروز سال 1354 تحویل نیروی هوایی شدند و به عنوان نخستین 747 های نیروی هوایی در پایگاه یکم مستقل ترابری شروع به فعالیت کردند.سریالشان به ترتیب 280-5 و 281-5 بود.
پس از افزایش کمی پرنده های نیروی هوایی و لزوم تغییر شماره سریال سه رقمی به چهار رقمی سریال این 747 نیز همچون بسیاری از 747 های این اسکادران به **81-5 تغییر یافت.شماره سریال این 747 در مرداد ماه 1385 به 8102-5 تغییر یافت.
این 747 طی پروژه ای به Boeing 747-131SCD تغییر یافت به طوریکه میشد طی مدت کوتاهی صندلی های آن را برداشت و به یک 747 باری تبدیل کرد.در این پروژه این 747 قابلیت سوختگیری از بوم های خرطومی Boeing 707-3J9C های نیروی هوایی را پیدا کرد.

پس از وقوع انقلاب سال 1357 در ایران و درگرفتن جنگ 8 ساله این هواپیما همچون سایر 747 های اسکادران مستقل ترابری نقش به سزایی در انتقال سربازان لشگر های مختلف به خط مقدم را بر عهده داشتند و علاوه بر این کار مهمترین نقششان نقش باربری و تامین ملزومات جنگی مورد نیاز ایران در جنگ بود.
در خردادماه 1363 یک رجیستر غیر نظامی به منظور پروازهای خارجی به این هواپیما همچون بسیاری از 747 و 707 های نهاجا تعلق گرفت.این هواپیما دارای رجیستر EP-NHT بود و با این رجیستر پروازهای اروپایی را به منظور حمل سلاح و مهمات خریداری شده از کشورهای اروپایی انجام میداد.
پس از پایان جنگ این هواپیما مدت کوتاهی در هواپیمایی ساها خدمت کرد.اواسط دههء 1370 سریال غیر نظامی آن برداشته شده و با همان سریال سابق خود یعنی 8102-5 وارد خدمت شد.
از آخرین ماموریتهای مهم 102 میتوان به اعزام آن برای انتقال مجروحین زلزله بم به تهران اشاره کرد.
سرانجام این هواپیما در تابستان سال 1384 زمینگیر شد و از برخی قطعات آن برای سایر 747 های عملیاتی نهاجا استفاده شد.

مشخصات:
نخستین پرواز:24 سپتامبر 1970
MSN:19678
نوع موتور:JT-9D-7A
Register in TWA:N53112
Old Serial in IIAF:5-281
Serial in IIAF& IRIAF:5-8102
IRIAF & Saha Register:EP-NHT
آخرین پرواز:تابستان 1384

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 18:9  توسط محمد جواد قرقانی  | 

ایران گیت

در ابتدای جنگ ایرانیان تلاش کردندکه ۶۰ فروند هواپیمای اف ـ ۱۴ را جهت عملیات آماده سازند . تعداد تامکتها در هر پایگاه از این قرار بود : پایگاه یکم شکاری تهران ۲۴ فروند پایگاه هفتم شکاری شیراز ۱۶ فروند و پایگاه هشتم شکاری اصفهان ۲۰ فروند

استفاده فشرده از این هواپیماها و پروازهای عملیاتی پی در پی در کنار کمبود پرسنل ماهر در امر سرویس و نگهداری از آنها , تعداد هواپیماهای عملیاتی را تا سال ۱۹۸۴ به تعداد ۴۰ فروند کاهش داد. هر چند که بارها از کمبود قطعات یدکی و لوازم اضافی اف ـ ۱۴ ها سخن رانده شدو حتی مواردی مشخص از جمله کمبود لاستیک و سیستم ترمز بعنوان عوامل اصلی یاد شد اما این موارد به هیچ عنوان صحیح نبود . با انتقال تدریجی اف ـ ۱۴ ها از شیراز به تهران کارشناسان در جهت حل مشکلات اقدام کردند . سروان جواد و ستوان رئیسی از اوضاع آن دوره چنین میگویند : اکثر لوازم یدکی موجود در ایران برای پرواز عملیاتی تامکتها تا دهه ۹۰ میلادی کفایت میکرداما در بعضی قسمتهای حساس کمبود ها بتدریج نمایان می گشت . برای حل مشکلات ما تمام امکانات خود را در پایگاه یکم شکاری مهرآباد متمرکز کردیم . این امر بعدها بعنوان حرکتی غلط ارزیابی شد زیرا ما قادر نبودیم در هر ۳ پایگاه به تعمیرات اساسی ( اورهال ) تامکتها بپردازیم . در نتیجه یک فراخوان عمومی از طرف نیروی هوائی صادر گشت .


طی درخواستهایی از کلیه مراکز صنعتی و دانشگاهی در سراسر کشور دعوت به همکاری وکمک در امر نگهداری و بازسازی شکاریهای اف ـ ۱۴ بعمل آمد . تعداد زیادی از اساتید و متخصصین ما آمادگی خود را برای کمک به نیروی هوائی اعلام کردند وحتی تعداد زیادی از خلبانان و متخصصین نیروی هوائی که به علل مختلف در بازداشتگاهها بودند آزاد شدند. بزرگترین مشکل ما آماده کردن کامپیوترهای کنترل موشک ( AMCC = Airborne Missile Control Computer ) و کامپیوترهای محاسب پروازی ( ADC = Air Data Computer ) بود . کامپیترهای ADC مهمترین بخش الکترونیکی هواپیمای تامکت را تشکیل میدهد . با تلاش پیگیر و صرف زمان طولانی متخصصان ما موفق شدند به سختی تعدادی از این وسایل حساس را آماده کنند البته آنهم بوسیله قطعات یدکی وارداتی . در این میان نقش دشمن بزرگ ما اسرائیل غیر قابل انکار است . با این وجود اسرائیلیها قادر نبودند تمام قطعات مورد نیاز ما را تأمین کنند زیرا آنان شناختی از هواپیمای اف ـ ۱۴ نداشتند . به همین علت ما تا سال ۱۹۸۳ تنها با ذکر دقیق مشخصات قطعه مورد نیاز خود را از طریق یک افسر مأمور در روابط بین الملل ارتش اسرائیل بنام رابین دریافت میکردیم .



همچنین در جریان موسوم به « ایران ـ کنترا » قطعات هواپیماهای تامکت به ایران ارسال گشت . البته ناگفته نماند که قسمت اعظم تجهیزات ارسال شده به ایران شامل موشکهای زمین به هوا و موشکهای ضد تانک بود . هنوز ایرانیها موفق به حل کامل مشکلات تامکتهای خود نشده بودند که مشکل جدیدی پیش روی آنان قرار گرفت . زمان استفاده موثر از موشکهای فونیکس به پایان میرسید . در این مورد هم سروان جواد و ستوان رئیسی میگویند : تا سپتامبر ۱۹۸۵ ما در حدود ۳۰ تا ۳۵ فروند تامکت آماده پرواز داشتیم تعداد تامکتهایی که رادار AWG - 9 آنان آماده عملیات بودند کمتر از نصف تعداد بالا بود . تعداد موشکهای فونیکس هم روزبروز کاهش می یافت . بخصوص ما از نظر باتری این موشکها در مضیقه بودیم . به همین علت ما تلاش نمودیم که از طریق بازار سیاه به تأمین نیازهای خود بپردازیم . اما این وسایل قیمت سرسام آور ی داشتند وتازه ما هراز گاهی قادر به دریافت آن بودیم . در نتیجه ما تصمیم گرفتیم خود برای ساخت باتریهای موشک دست بکار شویم . برای اینکار یک فروند موشک فونیکس آماده عملیات را بطور کامل ازهم باز کردیم اما در زمان جنگ هیچ راه حلی پیدا نکردیم



برخلاف گزارش منابع غربی ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی هیچ موشک فونیکس جدیدی دریافت نکرد . در دستورالعملهای کمپانی هیوز جهت انبارکردن این موشکها مدت ۱۰ سال عمر مفید برای آنها پیش بینی گردیده است وهر ۳ سال یکبار این موشکها باید مورد بازبینی کامل قرار گیرد . سروان جواد : در زمان جنگ ما فرصتی برای اینکار نداشتیم ولی از سال ۱۹۹۱ ما شروع به شمارش و آماربرداری انبارهای خود کردیم . در جریان موسوم به ایران کنترا ما لیستی بالغ بر ۱۰۰۰ قطعه مورد نیاز برای موشکهای فونیکس به آمریکائیها تحویل دادیم . در این لیست اقلامی نظیر باتری ـ چاشنی و ۲۰۰ قطعه مخصوص موسوم به 1M54ALE که در جهت افزایش عمر مفید این موشکها بکار میرود به چشم میخورد . این مقدار برای ما کافی بود اما ما مطمئن بودیم که آمریکائیها همه اقلام مورد نیاز ما را تحویل نخواهند داد. در نهایت نیروی دریائی آمریکا با ارسال ۴۰ قطعه از ۲۰۰ قطعه درخواستی موافقت کرد و دلیل آنرا تأثیر منفی بر آمادگی نیروی دریائی آمریکا در صورت تحویل همه قطعات اعلام کرد .البته ما مجبور بودیم همین تعداد راقبول کنیم وانتظاری هم جز این نداشتیم . به کمک همین قطعات دریافتی ما موفق شدیم نه تنها موشکهای موجود را دوباره فعال کنیم بلکه توانایی آنرا بدست آوردیم تا موشکهای خود را به تنهائی آماده عملیات نگاه داریم .


مشکل آماده سازی تامکتها از سال ۱۹۸۶ همچنان افزایش می یافت زیرا مشکل قطعات یدکی حساس روز بروز خودنمائی بیشتری میکرد . به همین علت تعداد هواپیماهای آماده پرواز در این سال به ۲۵ فروند کاهش یافت . با این وجود تامکتها با تعداد اندک خود به مقدار مورد نیاز پرواز عملیاتی انجام میدادند . سروان هاشمی در اینمورد میگوید : ما کماکان با اف ـ ۱۴ ها پرواز میکردیم هرچند که آنها رادار AWG - 9 ویا کامپیوتر AMCC فعال نداشتند . به هر حال آنها همچنان از توپ ۲۰ میلیمتری قدرتمندو موشکهای سایدویندر بهره می بردند . تامکتها همچنین از قدرت مانور بالائی برخوردار بودند وبه همین علت توانائی غلبه بر هواپیماهای دشمن را داشتند . تنها زمانی که کامپیوترهای ADC آنها از کار میافتادند قادر به پرواز به با آنها نبودیم و گربه های ایرانی باید در آشیانه خود میماندند .


تامکت در دستان بیگانه

داستانی که بارها در مطبوعات انتشار یافته است مربوط به انتقال یک فروند اف ـ ۱۴ به شوروی سابق میباشد. بر این اساس یک فروند تامکت در قبال دریافت کمکهای تکنیکی و سلاحهای جدید در اختیار شوروی قرار گرفت. این داستان اما از پایه واساس اشتباه میباشد زیرا اسنادی غیر قابل انکار موجود است که خلاف آنرا اثبات میکند . در اوایل سالهای ۹۰ میلادی زمانی که ایران هواپیماهای میگ ـ ۲۹ خود را از شوروی تحویل گرفت , یکی از طراحان شرکت میکویان که جهت معرفی و آموزش به ایران آمده بود ازفرماندهان ایرانی تقاضای پرواز با یک فروند شکاری F- 5F در کابین دوم را نمود که این تقاضا مورد موافقت قرار نگرفت .


در طول سالهای جنگ سازمان اطلاعات عراق تلاش زیادی نمود تا خلبانان ناراضی ایرانی را تشویق به پرواز به عراق و تقاضای پناهندگی از آنان کند.درسال ۱۹۸۴ یک فروند F- 4 E به همراه خدمه پروازی به سمت عراق پرواز نمودوخو د را تسلیم عراقیها کرد .اما واقعه غیر منتظره در تاریخ ۲ سپتامبر۱۹۸۶ بوقوع پیوست . رأس ساعت ۱۴ یک فروند تامکت ایرانی به خلبانی سروان احمد مرادی به همراه سروان نجفی (RIO) به سمت پایگاه البکر عراق پرواز نمودند. اف ـ ۱۴ که در ارتفاع بالا پرواز میکرد به سرعت توسط رادارهای عراقی شناسائی شده و متعاقب آن ۲ فروند MIG - 23 ML که سرگرد محمد ( فرمانده اسکادران ۶۳ ) فرمانده دسته آنان بود جهت مقابله به پرواز در آمدند . با توجه به اینکه رادارهای عراقی هیچ هواپیمای دیگری را بغیر از این تامکت شناسایی نکردند, فرماندهان عراقی به موضوع مشکوک شده و احتمال دادند که ایرانیها تله ای گذاشته اند . سپس یک فروند MIG - 25 PDS از پایگاه تموز به پرواز در آمد . میگ ـ ۲۳ ها با کم کردن ارتفاع به تعقیب تامکت که همچنان به سمت غرب میرفت ادامه دادند. در زمانیکه به ۲۰ کیلومتری تامکت رسیدند دستور شلیک صادر شد . سرگرد محمد سعی در شلیک یک فروند موشک R-24R کرد اما موفق به اینکار نشد . رفته رفته فاصله آنان تا تامکت ایرانی کاهش می یافت . در فاصله ۸ کیلومتری ,هواپیمای همراه (Wingman) او یک موشک R - 24 T خود را شلیک کرد . به فاصله کوتاهی انفجاری روی داد و تامکت ایرانی با از دست دادن ارتفاع با سرعت هر چه تمامتر به سمت زمین نزدیک میشد . میگهای عراقی خود را به نزدیکی تامکت رساندند و با تعجب شاهد باز شدن ارابه فرود اف ـ ۱۴ شدند. تامکت قصد تسلیم شدن داشت . با دیدن این صحنه خلبانان عراقی با فرماندهان مافوق تماس گرفته و ضمن تشریح صحنه خواستار دستورات آنان شدند. به فاصله کوتاهی فرماندهان عراقی متوجه شدند که خلبانان ایرانی یکروز زودتر از موعد از قبل تعیین شده به عراق پرواز کرده اند . بلافاصله به میگها دستور داده شد تا تامکت ایرانی را تا پایگاه العبیده اسکورت نموده و مقدمات فرود آنان را فراهم آورند . اما برای اینکار زمانی باقی نمانده بود . هدایت هواپیما از دستان سروان مرادی خارج شده بود و خدمه پروازی باید جان خود را نجات میدادند . اف ـ ۱۴ ایرانی در نزدیکی نومانیه سقوط کرد و چنان لاشه آن متلاشی شد که مقامات عراقی قادر به کسب هیچگونه اطلاعات مفیدی از آن نشدند.

سروان مرادی اطلاعات زیادی در اختیار عراقیها قرار داد اما مقدار زیادی اطلاعات غلط هم لابلای آنان بود . بعنوان مثال او اعلام کرد که ایرانیها دیگر قادر نیستند موشکهای AIM - 7 را از اف ـ ۱۴ های خود شلیک کنند . بعد از بازجوئیهای مفصل این خلبان ایرانی به سوئیس فرستاده شد تا در آنجا زندگی راحتی بدور از جنگ را آغاز کند . اما تنها ۳ ماه پس از اقامت او در سوئیس , یکروزکه او دختر خود را از مدرسه به خانه می آورد توسط عواملی ناشناس مورد اصابت گلوله قرار گرفت . RIO این تامکت ایرانی ( سروان نجفی ) از دادن هرگونه اطلاعات به استخبارات عراق خودداری کردودر پی آن به بازداشتگاه اسرا منتقل شد . در سالهای ابتدای دهه ۹۰ میلادی او به همراه هزاران اسیر دیگر به وطن خود مراجعت نمود .

این اف ـ ۱۴ اولین وتنها تامکت ایرانی بود که بدست نیروهای عراقی افتاد . لازم به تذکر است که لاشه این هواپیما برخلاف برخی گزارشات هرگز در اختیار شوروی قرار نگرفت . مدتی کوتاه پس از این واقعه یکی از کارشناسان سازمان CIA آمریکا به عراق دعوت شد تا لاشه هواپیمای ایرانی را مورد بازبینی قرار دهد . کارشناس مزبور پس از تحقیقات کافی گزارشی تهیه کرد که مستقیم به پنتاگون فرستاده شد . پس از دریافت این گزارش در ماه دسامبر ۱۹۸۶ جلساتی محرمانه به مدت دو هفته در پنتاگون با عنوان « علل توانایی ایرانیان در آماده سازی تامکتهای خود » تشکیل گردید .در این جلسات که افسران نیروی دریایی آمریکا , متخصصین شرکت گرومان و تعدادی از مقامات بلندپایه سیاسی شرکت داشتند مشخص شد که ایرانیها خیلی زودتر از آنچه که آمریکائیها میپنداشتند موفق به ساخت قطعات یدکی اف ـ ۱۴ ها گردیده اند . نتیجه این جلسات اما هیچگاه در اختیار افکار عمومی قرار نگرفت بطوری که هنوز با گذشت سالها خلبانان آمریکایی بر این باورند که هیچگاه با گربه های ایرانی مواجه نخواهند شد .

شاید عنوان موضوع دیگری در اینجا جالب باشد . در سال ۱۹۸۲ عراقیها موفق شدند بک فروند موشک فونیکس را بدست آورند . این موشک که به مقدار زیادی تخریب شده بود پس از شلیک به خطا رفته بود و در نقطه ای دور افتاده در جنوب عراق پیدا شد . سیستم تخریب خودکار این موشک هم بدلایل نامشخصی عمل نکرده بود . این موشک در سال ۱۹۸۵ در اختیار کارشناسان شوروی قرار گرفت .



نبرد تا آخرین نفس

از سال ۱۹۸۶ میلادی نیروی هوائی ایران با مدلهای قدرتمندتر هواپیماهائی که به تدریج به خدمت عراق در آمدند روبرو گشت . هواپیماهای مدرن Mirage F.1 EQ5 و Mirage F.1 EQ6 و MIG - 25 RB و سوخو SU - 22 که به سلاحهای دقیق و هدایت شونده پیشرفته مجهز شده بودند , رفته رفته نفوذ عراق در حریم هوایی ایران را افزایش می دادند. بخصوص حملات نیروی هوائی عراق به مناطق جنوبی خلیج فارس بر گسترش مناطق تحت پوشش ایران تأثیر بسزائی داشت . در اینمورد سروان هاشمی خاطرات خود را چنین بازگو میکند : باید اعتراف کرد که عراقیها روزبروز توانائی بیشتری در هدایت و کنترل وسایل پروازی جدید خود پیدا میکردند. بخصوص نقش میراژها برجسته تر میشد . در ماه آگوست ۱۹۸۶ پایانه نفتی سیری چنان مورد حملات پی در پی قرار گرفت که ما مجبور شدیم از پایانه خارک برای صدور نفت خام خود استفاده کنیم و عملأ صدور نفت از آنجا متوقف شد . سپس عراقیها حملات خود را متوجه جزیره لارک نمودند. خوشبختانه عراقیها برای چنین عملیاتی خلبانان ورزیده کافی نداشتند زیرا پرواز با هواپیمای یک موتوره توسط یک خلبان که مسافت ۲۳۰۰ کیلومتر را طی یک پرواز رفت و برگشت باید طی کند مهارت بالایی میطلبد . آنها توانائی ادامه این عملیات را به سبب فشار زیاد بر کادر پروازی به مدت طولانی نداشتند .همچنین تلفات بالای عراقیها که بوسیله تامکتهای ایرانی متحمل میشدند را باید به آن افزود .تامکتها کماکان نقش بازدارندگی خود را بخوبی ایفا میکردند .



با وجودی که هواپیماهای عراقی به سیستمهای راداری و کشف کننده جدید مجهز شده بودند ولی همچنان از شناسائی زودهنگام موشکهای فونیکس در زمانی که رادارهای AWG - 9 آنها در وضعیت « Track -While - Scan » قرار داشتند عاجز بودند . اما با این وجود عراقیها در سال ۱۹۸۷ حملات خود را پیوسته ادامه دادند . صف آرائی نیروها در خلیج فارس روزبروز پیچیده تر میشد . در ماه آگوست ۱۹۸۷ تامکتهای ایرانی بارها کاروان ناوگان نیروی دریائی آمریکا را که نفتکشهای کویتی را اسکورت میکردند تحت نظر داشته و بارها آنها را در فاصله بین تنگه هرمز تا ساحل کویت همراهی کردند . در همان ماه اولین رویارویی بین نیروی هوائی ایران و نیروی دریایی آمریکا بوقوع پیوست . یک فروند هواپیمای F - 4 E یک موشک AIM - 7 بطرف یک هواپیمای ORION P- 3 C آمریکائی شلیک کرد و بفاصله کمی پس از آن یک F - 14 A آمریکایی متعلق به VF - 21 به فانتوم ایرانی حمله کرد . در جریان این نبرد کوتاه هوایی هیچکدام از موشکهای شلیک شده به هدف اصابت نکرد . پس از این حادثه ایرانیها مجبور شدند که قدرت خود را در منطقه هوایی بندرعباس تقویت کنند که با انتقال یک اسکادران تامکت و یک اسکادران فانتوم از بوشهر این مهم تحقق یافت . هر چند که این امر به قیمت کاهش حفاظت هوایی تهران و جزیره خارک میسر گشت .

آخرین درگیریهای مهم مابین ایران و عراق در ماه فوریه ۱۹۸۸ رخ داد . زمانی که خبرگزاریهای جهان خبر عدم توانایی ایران در استفاده از F - 14 های خود را دائمأ پخش میکردند میراژهای عراقی یک سلسله عملیات بر علیه پایگاه هشتم شکاری اصفهان را آغاز نمودند .خلبانان عراقی که تا پیش از این با دیدن گربه های ایرانی فرار را بر قرار ترجیح میدادند اینبار بشکلی کاملأ متفاوت ظاهر گشتند . خلبانان عراقی که در فرانسه دوره های آموزشی را پشت سر گذاشته بودند و اثری از خستگی ناشی از ۸ سال جنگ در آنها مشاهده نمیشد مبارزه جدی بر علیه ایرانیها را در دستور کار خود قرار دادند . تاکتیکهای جنگی خوب و طرحهای دقیق عملیاتی و در نهایت هواپیماهای پیشرفته Mirage F.1 EQ5 و Mirage F.1 EQ6 قدرت آنان را بشدت افزایش میداد. این نوع میراژها بهترین هواپیماهایی بودند که فرانسه در اختیار عراق قرار داد. آنها قادر بودند که بخوبی از پس فانتومهای ایرانی برآیند و تسلیحات آنان بمراتب پیشرفته تر از امکانات ایرانیها بود . اما خلبانان ایرانی ترسی ازآنان نداشتند . سروان هاشمی میگوید : ما از امکانات خوب عراق مطلع بودیم اما هیچگاه در فکر تسلیم نبودیم و ترسی از نیروهای عراقی که در آن مقطع ۸ برابر توانایی ما را داشتند نداشتیم . اطلاعات ما از توانایی عراق مناسب بود و بدون واهمه به مبارزه با آنها میرفتیم در عین حال هیچگاه دشمن خود را ضعیف نمی پنداشتیم .



بزرگترین درگیری هوایی بین دو کشور در مرحله پایان جنگ در تاریخ ۹ فوریه ۱۹۸۸ بوقوع پیوست . در اینروز میراژهای عراقی در ۶ مرحله با پرواز در ارتفاع پست به مواضع ایرانیان در خلیج فارس حمله نمودند. هواپیماهای اف ـ ۱۴ که در پایگاهای بندرعباس و بوشهر مستقر بودند به مقابله با این حملات پرداختند . تعداد زیادی از هواپیماهای ایرانی به موشکهای جدید AIM - 9 L مجهز بودند که از طریق منابع نامشخص بدست آنان رسیده بود . سروان قیاسی که در آنزمان با درجه ستواندومی در کابین عقب تامکت خدمت میکرد خاطرات اولین در گیری هوایی خود را چنین شرح میدهد : با اعلام وضعیت اضطراری و ابلاغ دستوراز مرکز ما برای دفاع در برابردشمن به سمت جنوب غرب پرواز نمودیم . من شروع به کنترل تمام سیستمهای هواپیما نمودم و نتایج رضایت بخش بود . کلیه سیستمها آماده برای عملیات بودند.به فاصله چند دقیقه رادار هواپیما ۶ هدف را شناسائی نمود و من نتایج را به مرکز عملیات زمینی گزارش دادم . سیستم Combat Tree من آنها را بعنوان ناآشنا شناسائی کرد که من بعنوان دشمن ثبت کردم . خلبان ارتفاع پرواز را افزایش دادو مرا از حمله بوسیله موشک اسپارو مطلع کرد . اولین هدف ما در انتهای سمت چپ یک دسته ۳ تایی قرار داشت . زمانی که من رادار را فعال نمودم دشمن سیستم اختلال الکترونیکی خود را فعال نمود و قفل راداری من شکست . من بسرعت عکس العمل نشان داده و هدف جدیدی را روی رادار قفل کردم . اینبار رادار هواپیما هواپیمای انتهای سمت راست را بعنوان هدف انتخاب نمود و در فاصله ۱۰ کیلومتری موشک اسپارو را شلیک کردیم . در اینزمان من نه موشک شلیک شده را دیدم و نه هدف را اما صفحه نمایش رادار اصابت هدف را تأئید کرد . بلافاصله من هدف بعدی را جستجو کردم . فاصله ما تا عراقیها چنان کم شده بود که در زاویه ۳۰ درجه سمت راست یک فروند میراژ ودر زاویه ۳۰ درجه سمت چپ هم یک میراژ دیگر را مشاهده نمودیم . هردوی این هواپیماها با کاهش ارتفاع درست به سمت ما می آمدند .بلافاصله با دیدن ما هر دوی میراژها به سمت راست چرخشی انجام دادند و ما هم بدنبال آنها به سمت چپ چرخیدیم . اما در این لحظه یکی از میراژها اشتباهی مرتکب شد و به سمت چپ چرخید . خلبان ما موفق شد بسرعت پشت سر او قرار گیرد .چند ثانیه ای ما توانستیم هواپیمای عراقی را در جلوی خود ببینیم . درست بخاطر دارم که هواپیمای عراقی از نوع Mirage F.1 EQ5 ویا Mirage F.1 EQ6 برنگ خاکستری تیره بود . خلبان ما بلافاصله یک فروند موشک سایدویندر شلیک کرد. موشک مستقیم بطرف میراژ عراقی رفت و دهانه خروج گاز را جستجو کرد . خلبان این میراژ فرصتی برای ترک هواپیما نیافت .


آنروز اما روزی طولانی بود. آنها با پرواز به سمت بوشهر سوختگیری مجدد انجام داده و در ساعت ۱۴:۳۰ مجددأ برای رهگیری هواپیماهای دشمن به پرواز در آمدند . قیاسی میگوید : ما مشغول گشتزنی هوائی شدیم ورادار ما در جستجوی دشمن بود . زمانی که در حال پرواز به سمت جنوب غربی بودیم رادارAWG - 9 چندین هدف را که مستقیم به سمت ما می آمدند شناسائی کرد . در مدت کوتاهی فاصله ما تا هدف به ۱۳ کیلومتر رسید و سپس ما شاهد حمله ۲ فروند میراژ به تانکرهای نفتکش بودیم . خلبان در این لحظه سیستم پس سوز را بکار انداخت و ارتفاع را کاهش داد تا از پشت دشمن را غافلگیر کند. عراقیها دسته پروازی ( Formation ) خود را شکستند و هرکدام به سمتی پرواز کردند . ما با سرعت زیاد یکی از میراژها را تعقیب کردیم و یک فروند سایدویندر بطرفش شلیک کردیم . اما درست در لحظه شلیک موشک ,من متوجه میراژ دیگری که در پشت ما بود شدم . این هواپیما در فاصله ایده آل برای شلیک موشک بطرف ما بود . خلبان ماهر ما با چرخشی سریع به سمت چپ در چشم بر هم زدنی باعث شد که میراژ از کنار ما با سرعت عبور کند .ما چند دقیقه ای وضعیت را مجددأ چک کردیم و زمانی که مطمئن شدیم میراژی در کمین ما نیست به محل پرتاب موشک سایدویندر بازگشتیم .من شاهد قطعات متلاشی شده میراژ که بر سطح آب کماکان در حال سوختن بودند شدم . شلیک ما موفقیت آمیز بود . نیم ساعت پس از این واقعه ایستگاههای رادار ایرانی پرواز چندین فروند بالگرد متعلق به عربستان سعودی را ثبت کردندکه در جستجوی خلبان این هواپیما بودند و پس از مدت کوتاهی با ناامیدی مجبور به ترک محل شدند .

یک هفته پس از این ماجرا در تاریخ ۱۵ فوریه ۱۹۸۸ سروان خلبان اسماعیلی یک فروند بمب افکن عراقی از نوع Xian H - 6 D ( نسخه چینی بمب افکن روسی توپولف TU - 16 ) را که حامل ۲ فروند موشک ضد کشتی هوا به سطح از نوع C - 601 بود را شناسائی کرد . بمب افکن عراقی درست زمانی که هر دو موشک خود را بطرف تانکر Kirsten Maersk شلیک کرد با عکس العمل تامکت ایرانی مواجه شد . اسماعیلی ۲ فروند موشک AIM - 54 یکی بطرف هواپیما و دیگری بسمت موشکهای C - 601 شلیک کرد . هر دوی موشکهای هدفهای خود را مورد اصابت قرار دادند اما یکی از موشکهای C - 601 به کشتی نفتکش اصابت کرد .

در تاریخ ۱۶ فوریه هم سرگرد رهنورد موفق شد بر فراز جزیره خارک ۲ فروند میراژ را پس از آنکه موشکهای اسپارو شلیک شده به خطا رفت با ۲ فروند موشک سایدویندر منهدم کند . عراقیها اما این خسارت را هم انکار میکنند . بخصوص از بین رفتن ۲ فروند میراژ در یکروز را غیر ممکن میدانند هر چند که حتی نیروی دریایی آمریکا مدارکی دراین رابطه ودر تأئید آن در اختیار دارد . بطور کلی میتوان نتیجه گرفت که فرماندهان وافسران عراقی در طول دوران جنگ همیشه سعی در پائین نشان دادن سطح تواناییهای نیروی هوایی ایران و بخصوص تامکتها را داشته اند و قدرت آنها را در گزارشات خود پیوسته پایین و ناچیز بشمار آورده اند .

سرگرد کاظم یکی از خلبانان سابق اف ـ ۴ ایران و مأمور حفاظت ـ اطلاعات نیروی هوائی از مراحل بازجویی یکی از خلبانان میراژهای عراقی که هواپیمای او در فوریه ۱۹۸۸ مورد هدف قرار گرفت خاطرات جالبی داد. او میگوید : این خلبان اسیر شده به محض شروع بازجویی به من گفت که ما میدانیم ایرانیها فقط ۲۰ فروند هواپیمای اف ـ ۵ و یک دوجین اف ـ ۴ در اختیار دارند . هیچکدام از تامکتهای شما حتی قابلیت پرواز ندارند و تمام اف ـ ۱۴ ها زمینگیر هستند . بقیه هواپیماها در بدترین شرایط عملیاتی بسر میبرند خلبانان ایرانی از مهارت کمی برخوردارند . من که از شنیدن حرفهای این خلبان دربند عراقی متعجب شده بودم بسرعت به او گفتم که همین چند لحظه قبل یک دسته میراژ عراقی توسط یکی از همین تامکتهای زمینگیر شده و خلبانان مبتدی و ناشی آن منهدم شدند .


بدون توجه به جهالت عراقیها و یا شاید هم دقیقأ به همین علت تامکتهای ایرانی نبردهای خود را در فاصله ماههای مارس تا ژوئن ۱۹۸۸ ادامه دادند و موفق به سرنگونی چندین فروندهواپیمای عراقی بدون کوچکترین خسارتی شدند . اما درست در ماههای پایانی جنگ ایرانیها باید شاهد تجربیات تلخی می بودند. سروان رئیسی میگوید : ما اطلاع داشتیم که در ماه ژانویه ۱۹۸۸ فرانسویها تعدادی نامشخص هواپیمای جدید Mirage F.1 EQ6 به عراق تحویل داده بودندو همچنین از قدرت سلاحهای جدید این هواپیما که شامل موشکهای پرقدرت Super 530 F-1 میشد کاملأ آگاه بودیم . برای ما مشخص بود که قدرت ما در خارج از محدوده عمل این موشکها بالا میباشد . اما با این وجود و در کمال ناباوری در تاریخ ۱۹ جولای ۱۹۸۸ خبر ناگواری شوک شدیدی به ما وارد آورد . در اینروز ۴ فروند هواپیمای شکاری میراژ بر فراز آبادان با ۲ فروند اف ـ ۱۴ ما درگیر شدند . میراژها موفق شدند که با پرواز در ارتفاع پایین خود را به تامکتها نزدیک ساخته و هر دو تامکت را مورد اصابت قرار دهند . هر ۴ خدمه تامکتها موفق به ترک بموقع هواپیماهای خود شدند . بعد ها طی بررسیهائی مشخص شد که تامکتها بوسیله موشکهای کاملأ جدید Super 530 D ساقط گردیده اند . این نوع موشک بطور اختصاصی برای هواپیماهای میراژ ۲۰۰۰ و رادارهای Pulse - Doppler آن طراحی گردیده و از برد زیاد و دقت خارق العاده ای برخوردار است . متاسفانه این اتفاق زمانی رخ داد که ما هرگز فرصتی برای تلافی پیدا نکردیم.


تاریخچه و چگونگی تولد جت فوق پیشرفته تامکت
بر همگان آشکار است که دوران پس از جنگ جهانی دوم، دوران رقابت دو بلوک شرق و غرب و به سخن دیگر، ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی سابق بوده است. در آن زمان که از آن با نام «جنگ سرد» یاد می شود، تمرکز رقابت دو کشور آشکارا بر سر نیروی هوایی و صنعت هواپیمایی بود. در دهه شصت میلادی، ایالات متحده با طراحی و تولید جنگنده قرن، یعنی اف-4 فانتوم، گوی سبقت را از شوروی سابق ربود. فانتوم به جرات یکی از پرآوازه ترین هواپیماهای نظامی بوده که درطول تاریخ هوانوردی نظامی به تولید رسیده است. این هواپیما، برای نیل به هدف های نیروی هوایی ایالات متحده و همچنین حفاظت از ناوهای هواپیمابر آن کشور طراحی شده بود و در دوران جنگ ویتنام، شمار بسیاری از میگ های شوروی سابق را نابود کرد. اسرائیل با بهره گیری از همین هواپیما، حدود 400 فروند از هواپیماهای اعراب را در همان دو روز نخست جنگ ساقط نمود. اف-4، به دلیل ویژگی های منحصر به فردش، از کشورهای هم پیمان آمریکا نیز طرفداران بسیاری داشت و همچنان که می دانیم به کشورهای نسبتاً زیادی نیز فروخته شد. اما آرام آرام، با گسترش وپیشرفت هواپیماهای ساخت شوروی، به تدریج ضعف نسبی فانتوم در برابر تهدید هواپیماهایی چون میگ 25 شوروی بیش از پیش آشکار گردید. در نتیجه، در اواخر دهه 60 میلادی، وزارت دفاع ایالات متحده، پروژه T.F.X را برای ساخت یک جنگنده ناونشین نوین به مناقصه گذاشت. از میان حدود 6.000 طرح پیشنهادی، طرح هواپیمای اف-14 تامکت از سوی شرکت گرومن برگزیده شد و بدین گونه بود که دوران طلایی جنگنده تامکت، آغازیدن گرفت.
________________________________________

اف-14 تامکت چگونه هواپیمایی بود
در طرح شرکت گرومن، هواپیمای اف-14 تامکت هواپیمایی نسبتاً در اندازه های بزرگ، دو سرنشینه، دو موتوره و بال متغیر بود. این هواپیما، می بایست دارای سرعت برخاست و فرود کمی برای انجام عملیات از روی ناوهای هواپیمابر بوده و قادر باشد به اطمینان هرچه تمام تر، ایمنی ناوهای هواپیمابر را تامین نماید. در حقیقت، طراحی هواپیمای اف-14 از طرح هواپیمای اف-111 که یک بمب افکن سبک نیروی هوایی بود مشتق شد. اما ویژگی های جدیدی چون وزن به مراتب کمتر،موتورهای تازه طراحی شده و قدرتمند تر، سیستم تسلیحاتی و کابین مدرن تر، همه و همه عواملی بود که تامکت را به طور کلی از اف-111 متمایز می ساخت. اف-14 تامکت با دارابودن طولی حدود 20 متر، جنگنده ای در کلاس جنگنده های بزرگ از نظر ابعاد به شمار می آمد. فاصله دو سر بالهای آن، در حالت بسته به 10 متر و در حالت کاملاً باز به حدود 19 متر می رسید. به واسطه به کاربردن سیستم های شناسایی و راداری پیشرفته، وجود دو خلبان برای تکمیل عملیات امری بود کاملاً اجتناب ناپذیر. موتورهای نمونه های اولیه این هواپیما، موتورهای TF-30-P414A ساخت شرکت پرات اند ویتنی بودند که اصلاً یک نمونه ارتقاء یافته از موتورهای هواپیمای اف-111 بود

نام(نام رسمی):F-14
نام خانوادگی(نام گذاری ناتو):Tom cat
نام پدر(شركت سازنده):Grumman
تولد(نخستین پرواز):1971
مرگ(پایان خدمت)--
زندگی نامه(توضیحات)
هواپیمای اف-14 یكی از پیشرفته ترین هواپیماهای دوران خود است. به طوری كه در آن زمان به آن كامپیوتر پرنده می گفتند.
در اواخر دهه 1960و اوایل دهه 1970 یك مناقصه توسط نیروی دریایی امریكا برای ساخت یك هواپیمای ناونشین انجام شد و طی آن شركت امریكایی گرومن(كه دچار بحران مالی بود)، برنده این مناقصه شد.
این شركت نام پروژه خود را اف-14 قرار داد.
این شركت ابتدا هزینه ساخت این هواپیما را در ابتدا حدود 7 میلیون دلار برآورد كرد، اما تنها باساختن چندین فروند از آن به علت با بودن هزینه ساخت شركت گرومن را در آستانه ورشكستگی قرار داد.
به علت طولانی شدن مدت تحویل این هواپیما به نیروی دریایی، نیروی دریایی نیز به این پروژه كم اطمینان شد.
در این هنگام گرومن با جلب نظر شاه ایران، توانست او را متقاعد به سرمایه گذاری در این پروژه و خرید این هواپیماها كند.
دولت وقت امریكا نیز موافقت كرده و مشكلات پیش روی ایران را برای خرید از بین برد.
بدین صورت دولت ایران سفارش ساخت و خرید بیش از80 فروند از این هواپیما را با مبلغ 2 میلیارد دلار با شركت گرومن امضا كرد.
تاسال 1978 حدود 79 فروند به ایران تحویل داده شد.
چند فروند باقی مانده به دلیل اوضاع نامناسب داخلی ایران(همزمان با انقلاب اسلامی ایران) هرگز تحویل داده نشد.
اخلاق(خصوصیات)
از مهمترین خصوصیات تامكت، سیستم هدف گیری آن است كه قادر است، همزمان روی 14 هدف تا فاصله320 مایلی قفل كرده و همزمان 6 تااز آنها را باموشك مورد حمله قرار دهد.
از دیگر امكانات این هواپیما می توان از سیستم جنگ الكترونیك، پوشش پوشالمینیومی، شعله نما را نام برد.
این جنگنده قادر به حمل موشك های هوا به هوا است، كه عبارتند از:
6 AIM-7 Sparrows
4 AIM-9 Sidewinder
6 AIM-54 Phoenix
و از موشك های هوا به زمین می توان:
MK-82 (500 lbs.)
4 MK-83 (1,000 lbs.)
4 MK-84 (2,000 lbs.)
MK-20 cluster bomb
4 GBU-10 LGB
GBU-12 MK-82 LGB
4 GBU-16 MK-83 LGB
4 GBU-24 MK-84 LGB
نام برد. همچنین این هوا پیما دارای یك مسلسل MK-61A1 Vulcan 20mm است.
كارایی
نوع كارایی: جنگنده- بمب افكن
تعداد موتور:2 تا TF30-P-41A توربوفن پرات اند ویتنی
وزن(خالی): 18950 كیلو گرم
حداكثر وزن: 32800 كیلو گرم
حداكثر سرعت: 2.3 ماخ (هر ماخ= 300 متر بر ثانیه)
حداكثر ارتفاع پروازی: بیش تر از 56000 فوت
حداكثر برد: 915 مایل
ابعاد:طول 18.6 متر، عرض 19 متر حداكثر و 11.4 متر حداقل، ارتفاع 4.8 متر
تعداد خدمه پروازی:2 نفر

نگاهی دیگر به اف-14

هواپیمای F-14 Tomcat بیشتر به دلیل سیستم تسلیحاتی و راداری اش بسیار مشهور است. به طوری که سیستم راداری با قدرت رادار به کار رفته در هواپیمای تامکت در زمینه تعداد هدف در یک زمان، در هیج هواپیمای دیگری یافت نشده است. این رادار در حقیقت برای هدایت و کنترل موشک های قدرتمند فینیکس به وجود آمد. ترکیب چنین سیستم راداری مقتدری با سامانه تسلحاتی AIM-54 Phoenix به تامکت امکان این را می داد که به راحتی از ناو هواپیمابر حامل آن دور شود، بدون آن که برای آن ترسی از وجود دشمن نهفته باشد. با این سیستم راداری تامکت القابی چون Mini AWACS نیز پیدا کرد و حتی در نیروی هوایی کشورمان، این جنگنده بارها در نقش شناسایی جنگنده ها به عنوان هواپیمای پیش اخطار در معیت فانتوم ها بدون هیچ اسلحه ای پرواز کرده است. در مقاله زیر به تحلیل چگونگی طراحی AN/AWG-9 و خصوصیات آن خواهیم پرداخت:





AN/AWG-9 طرحی انقلابی برای زمان خود بود. قبل از معرفی این سیستم راداری، خدمه پروازی هواپیما های جنگنده می بایست انبوهی از سیگنال های برگشت خورده را که بر روی سکوپ رادار خودنمایی می کرد، از هم تمیز داده و هدف اصلی را کشف می کردند. AN/AWG-9 از نخستین سیستم های راداری بود که مجهز به یک پردازنده سیگنال مستقل برای فیلتر اطلاعات برگشتی و شناسایی دقیق هدف بود. چنین سیستمی به دستیابی خدمه به تصویری بسیار واضح تر از آنچه آسمان می گذشت، کمک بسیاری می کرد. سیستم کلی AN/AWG-9 متشکل از دو قسمت تامین برق، سه قسمت کامپیوتر همه منظوره، پنج پردازنده سیگنال، چهار بخش کنترل رادار، سه قسمت فرستنده، سه بخش هدایت موشک، پنج یونیت مرتبط با دستگاه های نمایش دهنده رادار در کاکپیت و آنتن رادار است. آنتن این رادار به شکل دایره ای توری شکل است که قطری در حدود یک متر دارد. قسمت های IFF یا تشخیص دوست از دشمن در جلوی این آنتن که به صورت دو ردیفی است به خوبی مشاهده می شود. قدرت خروجی رادار AN/AWG-9 در حدود 10 کیلووات است. قسمت فرستنده این رادار می تواند امواج ادامه دار یا CW، امواج پالسی و امواج پالس دوپلر PD را تولید نماید. مزیت اینکه AN/AWG-9 مجهز به پردازنده سیگنال است غیر از ارائه تصویری واضح از اوضاع بیرون هواپیما، می تواند در قابلیت Look Down-Shoot Down یا نگاه به پایین- شلیک به پایین نیز در نظر گرفته شود. وجود پردازنده سیگنال به رادار کمک می کند که به راحتی امواج بازگشتی حاصل از برخورد با زمین را از امواج حاصل از برگشت از یک هواپیما تمیز داده و بدین ترتیب، با نگاه به پایین قادر به جستجو و اسکن فضای زیر هواپیما و ارتفاعات پایین تر نیز باشد که این مسئله در هواپیماهای رهگیر بسیار حائز اهمیت است. ویژگی نگاه به پایین برای شناسایی موشک های ضد کشتی ملقب به Sea-Skimming که در ارتفاع بسیار پایین پرواز می کنند نیز بسیار موثر می نماید. سیستم راداری AN/AWG-9 قادر به تشخیص اهداف در ارتفاعات بسیار پایین، حتی در ارتفاع بیست متری و هدف هایی در ارتفاعات بسیار بالا مانند ارتفاع بیست و پنج کیلومتری است. در حالت عادی و شرایط بهینه، برد این رادار به 340 کیلومتر می رسد که گفته می شود قدرت رادار AN/AWG-9 بسیار فرارتر از این مقادیر بوده و به حدود 700 کیلومتر می رسد و برد کم عملیاتی آن به دلیل محدودیت دید آنتن رادار در فضای مخروطی کوچک جلوی هواپیماست.




بزرگترین و قابل توجه ترین توانایی رادار AN/AWG-9 در تشخیص همزمان تعداد 24 عدد هدف پرنده در سرعت ها و ارتفاعات مختلف است که البته، تامکت با کمک چنین راداری می تواند شش عدد از این بیست و چهار هدف را درگیر کرده و دریک زمان به همه آن ها با موشک های فینیکس حمله ور شود. شرکت هیوز در سال های اولیه تولید و تست موشک فینیکس دست به آزمایش مشابهی زد. در این تست، شش هدف پرنده یا درون، که چند فروند از آنان نقش جنگنده های دشمن و چند عدد دیگر نقش هواپیماهای بمب افکن دشمن را ایفا می کردند به پرواز درآمدند. رادار F-14 به به راحتی هر شش هدف را که با سرعت های مختلف زیر صوت و بالای صوت پرواز می کردند شناسایی نمود و موشک های فینیکس را در یک زمان روانه اهداف کرد. از شش موشک فینیکس، چهار فروند آن ها به اهداف برخورد کرده هدف ها را با کلاهک جنگی خود به طور کامل نابود کردند. دلیل عدم برخورد موشک فینیکس به اهداف دیگر چنان بیان شد که در یکی از شلیک ها اشکالی برای موشک فینیکس پیش آمده بود که مانع از برخورد شد و در مورد دیگر اعلام شد که عدم برخورد به دلیل استفاده از هدف پرنده یا Drone بوده است که امواج راداری را نمی توانسته به خوبی منعکس نماید و اگر در شرایط واقعی هواپیمایی واقعی به پرواز در آمده بود، به طور قطع موشک بدان برخورد می کرد. مانند بسیاری از رادارهای امروز، AN/AWG-9 نیز به حالت TWS-Track While Scan مجهز است. در این حالت رادار برای هر هدف فایل مشخصی در کامپیوتر درونی ایجاد می کند که این فایل حاوی فاصله هدف تا هواپیما و موقعیت آن است. هر لحظه که رادار امواج جدیدی از سوی هدف دریافت کند، رادار آن را با اطلاعات قبلی مقایسه کرده و در صورت مشاهده تغییر فایل مربوط بدان هدف را Update و به روز رسانی خواهد کرد. این خاصیت به رادار کمک می کند که تنها قفل کردن آن متوجه یک هدف نباشد و رادار به راحتی بتواند اهداف دیگر را نیز در یک زمان اسکن نماید.





روشی مشابه به رادار کمک می کند که چندین موشک فینیکس شلیک شده را به درستی با انتقال فایل های حاوی اطلاعات هدف به آن ها هدایت کند. همچنین، رادار AN/AWG-9 قادر است که با توجه به اطلاعاتی که گردآوری کرده، خطرناک ترین و تهدیدآمیز ترین هدفها را شناسایی کرده و موشک ها را ابتداً به سمت آن ها شلیک نماید. همین ویژگی جالب به بقاپذیری بیشتر هواپیمای لانچر یا شلیک کننده در یک محیط جنگی پرخطر کمک زیادی می نماید. حالت های دیگری نیز وجود دارد که خلبان را در هدف گیری مقابل هواپیماهای مهاجم یاری می نماید. حالت جستجوی پالس دوپلر یا PDS اطلاعاتی از قبیل فاصله تا هدف و سمت آن را برای خلبان فراهم می کند. حالت دیگری نیز برای یافتن اطلاعات فاصله تا هدف وجود دارد که بدان RWS نیز می گویند. در این حالت رادار با تولید امواجی با فرکانس بسیار بالا، می تواند نرخ تغییر فاصله و زمانی که طی آن هدف به یک میزان مشخص به هواپیما نزدیک می شود را نیز پیدا کرده و به این شکل داده های دقیقی از موقعیت هدف را به خلبان گزارش می کند. حالت Pulse Doppler Single Target Track یا PDSTT نیز برای مواقعی به کمک خلبان می آید که هدف او در حال انجام مانورهای شدید بوده و به وسیله حالت اسکن عادی قابل تراک کردن نباشد. در این حالت اگرچه رادار تنها بر روی یک هدف قفل است، اما تعقیب هدف در چنین شرایطی بسیار قابل اعتماد بوده و امکان گم کردن هدف بسیار کم است. همچنین در این حالت سیستم JAT یا Jam Angle Track نیز فعال می باشد که برای تعقیب هدف هایی که از سیستم های اخلالگر الکترونیکی ECM استفاده می کنند کاربرد گسترده ای دارد. رادار AN/AWG-9 دارای فرستنده امواج دنباله دار نیز هست چرا که موشک AIM-7 Sparrow به دلیل سیستم هومینگ نیمه فعالش برای هدایت نیاز به چنین امواجی دارد. حالت Vertical Scan Lock-on یا VSL نیز برای نبرد های نزدیک بسیار کار آمد است. در این حالت جستجو، می تواند به صورت عمودی چهل درجه از فضای مقابل هواپیما را اسکن نماید. در دورزدن های سریع که در نبرد های داگفایت به وجود می آید، هواپیما تقریباً به حالت گردش روی یک بال در می آید که در چنین شرایطی، اسکن VSL می تواند تمام فضای جلوی هواپیما را برای قفل کردن روی هدفی که در نزدیکی هواپیما قرار دارد پوشش دهد. حالت Pilot Rapid Location یا PRL هم یک حالت قفل راداری است. در این حالت، خلبان روی صفحه HUD محدودی ای دایره ای شکل را می بیند که این محدوده در حقیقت همان محدود امواج رادار هستند. برای هدف گیری و قفل روی هدف، خلبان باید هواپیمای هدف را به صورت بصری درون این دایره به اصطلاح گیر بیندازد، یعنی هواپیما را به سمتی که هدف در آن قرار دارد متمایل کند. این حالت در نبرد های نزدیک که هواپیمای دشمن به طور چشمی قابل روئیت است کاربرد زیادی دارد. حالت دیگری نیز برای رادار توانای AN/AWG-9 وجود دارد که به Infra Red Search and Track یا IRST مشهور است. در این حالت خلبان رادار را خاموش می کند و به کمک سیستم جستجوی مادون قرمز به دنبال رد حرارتی گرمای موتورهای هواپیماهای دشمن می گردد. مزیت این حالت این است که چون رادار خاموش است و هیچ موجی منتشر نمی شود، هیچگاه خلبان دشمن نمی تواند پی به وجود هواپیمای خودی پی ببرد. در صورت یافتن امواج مادون قرمز حرارتی هواپیمای دشمن، رادار به صورت اتوماتیک روشن شده و روی هدف قفل می گردد و در این حالت، خلبان می تواند قبل از اینکه دشمن قادر به انجام کاری باشد یا مثلاً سیستم های ضد عمل الکترونیکی خود را فعال نماید، موشک خود را روانه هدف کند. ادامه دارد

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 18:8  توسط محمد جواد قرقانی  | 

2

جنگ بر فراز خلیج فارس

از سال ۱۹۸۲ نیروی هوائی عراق با تغییر تاکتیکها تلاش نمود تا عملیات خود را با طراحی بهتری به اجرا در آورد . همچنین با حملات هدفمند سعی در تغییر مسیر کلی جنگ کرد .نمونه های معروف این حملات عبارت بودند از جنگ نفتکشها و جنگ شهرها . در جنگ نفتکشها عراق تمام سعی خود را بر روی بمباران تأسیسات نفتی و پلایشگاهها متمرکز نمود. در دوره ای خاص عراق صرفأ پایانه های صدور نفت و تانکرهای نفتکش ایران را مورد حملات گسترده قرار داد. در جنگ موسوم به جنگ شهرها هیچ اتفاق خاصی که از نظر نظامی قابل ذکر باشد رخ نداد.تنها حاصل این حملات ترور و کشتار بدون هدف شهروندان غیرنظامی بود .

جنگهای هوائی در فاصله زمانی بین سپتامبر ۱۹۸۰ تا اکتبر ۱۹۸۰ بیشترین شدت را داشت. پس از آن از تاریخ ژانویه ۱۹۸۱ که ایران حمله بزرگ زمینی به مواضع عراقی را آغاز نمود چند مرحله مهم در تاریخ درگیریهای هوائی بین دو طرف درگیر قابل ذکر میباشد که عبارتند از : بهار ۱۹۸۲ زمستان ۱۹۸۴و ۱۹۸۶ وهمچنین در بهار ۱۹۸۸ که نیروهای عراقی مجددأ حمله بزرگی را به ایران انجام دادند .

در تاریخ نبردهای هوائی نقش هواپیماهای اف ـ ۱۴ غیر قابل انکار است هر چند که مطبوعات و کانونهای خبری غربی از اهمیت آن به مقدار زیادی کاستند . سروان هاشمی در این ارتباط چنین میگوید : درطول سالهای جنگ بارها و بارها از خطاهای نیروی هوائی ایران در محافل خبری غربی سخن گفته شد . خبرهای زیادی مبنی بر عدم توانائی نیروی هوائی در دفاع از شهروندان غیرنظامی و نیروهای زمینی در غرب منتشر گشت . ادعاهای آنان مبنی برکارایی اندک نیروی هوایی و تعداد اندک هواپیماهای آماده پرواز همه در جهت تحقیر شدید ایران صورت میگرفت . اما واقعیت امر چیز دیگری بود .تامکتهای ما بطور دائم در حال عملیات بودندو گشتزنی های هوائی تا مرز ۱۲ ساعت (بوسیله سوختگیری هوائی ) امری استثنائی محسوب نمیشد . خلبانانی که دوران جنگ را به سلامت پشت سر گذاشتند اکثرأ بیشتراز ۴۰۰۰ ساعت پرواز عملیاتی در کارنامه خویش دارند . اف ـ ۱۴ های ما بعنوان هواپیماهای رهگیر در مقابل هر نوع هواپیمای عراقی بکار برده شدند و قدرت بلامنازع خود را بارها به نمایش در آوردند .به خاطر مسائل حفاظتی هواپیماهای اف ـ ۱۴ حق پرواز بر فراز خاک عراق را نداشتند که این امر اعتراض خلبانان هواپیماهای اف ـ۴ و اف ـ ۵ را که بطور متوالی پروازهای برون مرزی انجام میدادند در پی داشت . بعدها با دخالت سرهنگ بابائی که پیشنهاد تغییر کاربری هواپیماهای تامکت و تبدیل آنها به شکاری بمب افکن را داد این اعتراض فروکش کرد .



از همان روزهای آغازین جنگ هر دو طرف حملات خود را بر روی تأسیسات نفتی طرف مقابل متمرکز کردند . ضربات نیروی هوائی ایران در ابتدا چنان کوبنده بود که عراق مجبور گشت از تاریخ ۲۷ اکتبر ۱۹۸۰ صدور نفت خود را بطور موقت متوقف کند . نیروهای عراقی در مقابل انبارهای سوخت ایران را غالبأ مورد حمله قرار میدادند بطوریکه ایران در اثر این حملات مجبور به واردات بنزین هواپیما از شوروی شد . عراقیها همچنین حمله به پالایشگاهها و پایانه ها را در دستور کار خود قرار دادند . یکی از مهمترین این مناطق جزیره خارک بود . نیروی هوائی ایران متوجه شد که پایانه نفتی خارک هدفی سهل و آسان برای دشمن محسوب میگرددو به این علت دست به اقدامات حفاظتی شدیدی زد . علاوه بر استقرار واحدهای پدافند هوائی در این جزیره , ۲ فروند هواپیمای تامکت از پایگاه هفتم شکاری شیراز بطور نوبتی و درهر نوبت به مدت ۱۲ ساعت به گشتزنی و مراقبت از خارک مشغول بودند. بعدها این وظیفه را پایگاه هشتم شکاری اصفهان بر عهده گرفت . در جریان مراقبتهای هوائی تامکتها اکثرأ بوسیله هواپیماهای فانتوم که از پایگاه بوشهر به پرواز در می آمدند پشتیبانی میشدند . از نظر تئوری این قدرت بزرکی محسوب میشد ولی در عمل ایرانیها مشکلات بزرگی داشتند . یکی از بزرگترین مشکلات عدم وجود شبکه راداری مناسب در این منطقه بود . تنها ایستگاه رادار بوشهر در این منطقه فعال بود و اکثرأ هم قادر به شناسائی جنگنده های عراق نبود زیرا هواپیماهای عراقی با پرواز در ارتفاع پست از ناحیه شمال وارد منطقه میشدند . بارها کشتیهای جنگی نیروی دریائی در نقش خطرناک ایستگاههای رادار پیشقراول ظاهر میشدند .در این مرحله خلبانان نیروی هوائی ایران با از کار انداختن رادارهای خود به دشمن نزدیک میشدند زیرا در غیر اینصورت عراقیها قادر به کشف هواپیماهای ایرانی شده و از حضور در مناطق یاد شده خودداری میکردند.

نیروهای عراقی در ابتدای جنگ از یک اسکادران هواپیمای جنگی در منطقه خلیج فارس استفاده میکردند . اسکادران ۱۰۹ به هواپیماهای SU - 22 M مجهز بود و در پایگاه سابق نیروی هوائی انگلستان موسوم به شعیبه که درمنطقه الوحده در فاصله ۴۵ کیلومتری جنوب بصره مستقر بود . مأموریت اصلی این اسکادران حمله به ترمینال نفتی خارک و تأسیسات بوشهر بود . اسکادران ۱۰۹ بعدها بوسیله هواپیماهای MIG - 23 MF که از اسکادران ۶۳ پایگاه علی ابن ابوطالب موسوم به طلیل به آن منتقل شد تقویت گشت .

اولین صحنه رویاروئی خلبانان اسکادران ۱۰۹ با رهگیرهای ایرانی به تاریخ ۲۴ سپتامبر بازمیگردد. در این روز ۴ فروند SU - 22 M با ورود از شمال به جزیره خارک سعی در بمباران پایانه تفتی نمودند .این حمله با شکست مواجه شد و عراقیها پا به فرار گزاشتند . در هنگام فرار ۲ فروند از سوخوها مورد تعقیب تامکتهای ایران قرار گرفتند . با مشاهده تامکتها هواپیماهای عراقی ضمن فاصله گرفتن از هم ( ۳ کیلومتر ) ارتفاع خود را تا حدود ۱۰ متر از سطح دریا کاهش دادند . تامکتها در طول مسیر تعقیب که ۱۰۰ کیلومتر بود با انواع سلاحهای خود به طرف آنها شلیک کردند . اما جنگنده های عراقی با حفظ ارتفاع کم و انجام مانورهای مختلف از حمله مصون ماندند و سالم به پایگاهای خود بازگشتند . با این وجود روز بعد نیروی هوائی ایران خبر از سرنگونی ۳ فروند میگ ـ ۲۳ بر فراز جزیره خارک داد. شاید این خبر آغازی بر اعلام اخبار نادرست که طول جنگ بارها و بارها تکرار گشت بود . آمارهای هر ۲ طرف درگیر جنگ با آمارهای واقعی تفاوت چشمگیری داشت .


در طول ماههای اکتبر و نوامبر۱۹۸۰ ایرانیها خبر از سرنگونی تعداد زیادی هواپیمای عراقی در این منطقه دادند . نقطه اوج این اخبار حد فاصل ۲۸ نوامبر تا ۲ دسامبر ۱۹۸۰ بود زمانی که نیروی دریائی ایران طی عملیاتی سکوهای نفتی البکر و الامیه را تسخیر و نابود کرد . با شرکت ناوچه موشک انداز پیکان و ۳ فروند بالگرد در بعد از ظهر ۲۷ نوامبر تکاوران ایرانی موفق به اشغال هر دو سکوی نفتی شدند. در همان روز اولین درگیری بین یک فروند اف ـ ۱۴ و ۲فروند میگ ۲۱ رخ داد که در طی آن یک فروند میگ ـ ۲۱ سرنگون شد. سروان رستمی در باره این عملیات چنین میگوید : ما به تنهائی در حال پرواز در ۱۲۰ کیلومتری شمال غربی بوشهر بودیم و نیروهای عراقی را تحت نظر داشتیم که از مرکز به ما اعلام شد که چندین فروند هواپیمای عراقی به حریم هوائی ما وارد شده اند .برای اعزام نیروی کمکی به ما زمان زیادی وجود نداشت به همین خاطر پیامی کوتاه و مختصر از مرکز به ما رسید « شما تنها هستید .با امید به خدا و با آرزوی پروازی موفق به شکار آنها بروید » . ما با چرخشی سریع به سمت اهداف مورد نظر پرواز کردیم . در این هنگام من با محاسبه پارامترهای پروازی شروع به تخمین احتمال پیروزی در برابر تعدادی نامعلوم هواپیمای دشمن کردم . در فاصله ۳۵ کیلومتری هدف رادار ما قادر به شناسائی آنها شد و چند لحظه بعد افسر کابین دوم من در فاصله ۱۶ کیلومتری هدف اقدام به شلیک یک فروند موشک فونیکس کرد . من دود موشک شلیک شده را با چشم تعقیب کردم و بعد از لحظاتی انفجار میگ ـ ۲۱ عراقی را که به گلوله ای آتشین تبدیل شده بود دیدم .سپس دومین میگ ـ ۲۱ را هم دیدم که با چرخشی سریع به سمت شمال در ارتفاع چند متری از سطح آب پا به فرار گزاشت . من قصد تعقیب او را داشتم ولی رادار تامکت در چنین ارتفاعی قادر به شناسائی مجدد او نشد و به همین علت ما او را گم کردیم . در شامگاه همان روز ناوچه پیکان تعداد بیشتری تکاور دریائی را در سکوی البکر تخلیه نمود . در طی این عملیات حداقل یک فروند ناوچه اوزا بوسیله ناوچه پیکان و ۱۰ فروند از انواع شناورها بوسیله موشکهای ماوریک که از شکاری بمب افکنهای اف ـ ۴ شلیک شده بود غرق شدند. بعد از اشغال سکوهای نفتی و تخلیه امکانات موجود در آن نیروهای ایرانی ضمن ترک آنها اقدام به تخریب آنها نمودندو این ۲ سکو بطور کامل منهدم گشت . ناوچه پیکان در این عملیات ( مروارید ) مورد اصابت موشک SS - N - 2 Styx که از ناوچه اوزای عراقی شلیک شده بود قرار گرفت و از بین رفت .

در سالهای بعد نبردهای هوائی همچنان بر فراز خلیج فارس ادامه یافت . در تاریخ ۲۹ ژانویه ۱۹۸۱ سروان رستمی در حالی که مشغول گشتزنی در شمال جزیره خارک بود با یک دسته هواپیمای عراقی که در ارتفاع ۳۰ متری از سطح آب پرواز میکردند مواجه شد . او ضمن خاموش کردن رادار به عراقیها نزدیک شده و از فاصله ۵۵ کیلومتری اقدام به شلیک موشک فونیکس نمود . این موشک فرمانده دسته عراقیها را مورد اصابت قرارداد و باقی هواپیماها با ناتمام گزاردن عملیات خود پا به فرار گزاشتند . تا به امروز عراقیها این نوع تلفات خود را انکار میکنند و آنها را نه به خاطر حملات ایرانیها که براثر نقص فنی هواپیماهای خود میدانند با وجودی که اسناد غیر قابل انکاری در این زمینه موجود است . علت اصلی هم اینست که هواپیماهای میگ و سوخو قادر به تشخیص امواج رادار AWG - 9 بعنوان دشمن نبودند .

تعداد زیادی از خلبانان ایرانی به دفعات مکرر مهارت خود را در استفاده از سیستم APX - 81 M1E Clear horizont / Second View که نزدیک شدن به هواپیماهای عراقی بدون امکان کشف شدن از طرف آنها باشند را اثبات کردند. سرلشگرخلبان حزین که بعدها جان خود را در اثر حادثه
ایست قلبی از دست داد خاطرات خود را چنین نوشته است : در تاریخ ۲۶ اکتبر ۱۹۸۰ ما خود را به نزدیکی چند فروند میگ ـ ۲۱ عراقی رساندیم و آنها تا فاصله ۱۰۰۰ متری قادر به شناسائی ما نشدند .در این فاصله ما اقدام به شلیک یک فروند موشک سایدویندر نمودیم . موشک به موتور یکی از میگها اصابت نمود و انفجار شدیدی را بدنبال داشت که من قادر به گریز از آن نبودم . قطعات متلاشی شده هواپیمای عراقی بال سمت چپ ما را مورد اصابت قرار داد و همچنین موتور هواپیما صدماتی متحمل شد . سیگنالهای سمعی و بصری اعلام کردند که در وضعیت بحرانی قرار داریم . قسمتهایی از بال به همراه موشکهای اسپارو و سایدویندر بطور کامل کنده شده بودند . ما از میان دود حاصل از انفجار بطوریکه هواپیما کاملأ سیاه شده بود خارج شدیم و هواپیمای همراه ما تصور کرد که ما بطور کامل سوخته ایم. با این وجود این خلبان ماهر قادر به بازگشت و فرود موفقیت آمیز در پایگاه هشتم شکاری گشت .


http://i116.photobucket.com/albums/o29/thrax777/f14ir.jpg





نخستین خسارت



با وجود اینکه عراق بارها خبر سرنگونی هواپیماهای اف ـ ۱۴ را منتشر کرد اما همه آنان به جز در یک مورد مشکوک و غیر قابل اثبات است . در رسانه های غربی حداقل ۱۲ مورد از این دست گزارشات در آرشیوهای خبری موجود است . در مجموع ۴ فروند تامکت بوسیله نیروهای عراقی سرنگون گشت که تنها یکی از آنها ( آنهم نه بطور کامل ) قابل اثبات بوسیله مدارک مستند می باشد . اولین موفقیت عراقیها در سرنگونی تامکت بر فراز آبادان میسر گردید . یک فروند میگ ـ ۲۱ عراقی به خلبانی ستوانیکم خلبان منصور موفق شد یک فروند تامکت را بوسیله توپ ۲۳ میلیمتری خود مورد اصابت قرار دهد . این موفقیت از چنان اهمیتی برای عراق برخوردار بود که بعدها بعد از مرگ این خلبان در سالهای پایانی جنگ تندیسی از او ساخته و نصب گردید . منابع ایرانی مقیم آمریکا کزارشی از خسارت تقریبأ همزمان با این رخداد منتشر کردند که در آن حکایت از بدام افتادن یک فروند اف ـ ۱۴ بوسیله ۴ فروند میگ میکرد . همچنین در این گزارش به سرنگونی ۲ فروند میگ عراقی اشاره شده است . این گزارش اما هیچگاه از طرف منابع رسمی در ایران تأئید نگردید . خبری دیگر از سرنگونی یک فروند اف ـ ۱۴ نقاط ابهام زیادی دارد . طبق گزارش منابع غیر رسمی ایرانی در تاریخ ۱۴ آوریل ۱۹۸۱ یک فروند هواپیمای اف ـ۱۴ به خلبانی سروان جعفر مردانی پس از سوختگیری هوائی از یک تانکر KC - 707 دچار نقص فنی گردیده و سقوط میکند . بنابر این گزارش تلاش خدمه پروازی تا آخرین لحظه جهت جلوگیری از سقوط تامکت ناکام مانده و آنان در واپسین لحظات با ترک هواپیما سعی در نجات جان خود میکنند که بعدأ در آبهای خلیج فارس جان خود را از دست میدهند . اما گزارشات رسمی نیروی هوائی ایران سقوط تامکت مزبور را ناشی ازاشتباه پرسنل پدافندهوائی جزیره خارک قلمداد میکند . بر طبق این گزارش اف ـ ۱۴ خلبان مردانی هنگام گشتزنی بر فراز جزیره خارک اشتباهأ بوسیله یک فروند موشک هاوک مورد اصابت قرار گرفته و سرنگون گردیده است .


همچنین در همین ماه سومین مورد از خسارت به ناوگان تامکتهای ایرانی گزارش شده است . هرچند که جزئیات وقوع حادثه نامشخص است . بر طبق گزارش نیروی هوائی عراق در اواسط این ماه ۲ فروند MIG - 23 MS متعلق به اسکادران ۳۹ از پایگاه علی ابن ابوطالب موفق به سرنگونی یک فروند اف ـ ۱۴ که در حال پرواز بین اهواز و دزفول بوده شده اند . این عملیات به گفته آنان میبایست با طراحی دقیق صورت گرفته باشد . ۲ فروند میگ یاد شده با پرواز در ارتفاع پائین بدون اینکه اف ـ ۱۴ ایرانی که در ارتفاع ۷۰۰۰ متری در حال پرواز بوده متوجه شود به آن نزدیک و تامکت یاد شده را با یک یا دو فروند موشک ( R- 3 S ( AA - 2 ATOLL مورد اصابت قرار داده اند . رادارهای عراقی موفق به کشف تامکت شده اند ولی سقوط آنرا ثبت نکرده اند . منابع ایرانی اما خبر دیگری را منتشر کردند. بر طبق گزارشات آنان یک فروند اف ـ ۱۴ در جریان جنگ هوائی بر فراز جزیره خارک با ۲ فروند میگ ـ ۲۳ موفق به سرنگونی یکی از آنها شده و سپس خود مورد اصابت قرار گرفته است اما موفق به بازگشت و فرود موفقیت آمیز در بوشهر گردیده است . توضیح دقیق هر ۲ حادثه ذکر شده تاکنون میسر نگردیده است . تنها واقعیت موجود اینست که پیکر سروان شهید جعفر مردانی در تاریخ ۲۰ آوریل ۱۹۸۱ به خاک سپرده شد .


درگیریهای هوائی میان طرفین متخاصم در فاصله میان ماههای اکتبر و دسامبر۱۹۸۱ بر فراز خلیج فارس به اوج خود رسید . در این دوره بارها هواپیماهای اف ـ ۱۴ ایرانی جهت مقابله با هواپیماهای Mirage F.1 EQ که به تازگی به عراق تحویل شده بود به پرواز در آمدند . اکثر این درگیریها بر فراز جزیره کویتی بوبیان اتفاق افتاد . در تاریخ ۲۰ اکتبر ۱۹۸۱ دو فروند هواپیمای اف ـ ۴ ئی جمعی اسکادران ۶۳ توسط ۲ فروند میراژ مورد رهگیری قرار گرفتند آنهم درست پس از اینکه این دو هواپیما پست مرزی در ام القصر را مورد حمله قرار دادند . یکی از فانتومها مورد اصابت قرار گرفت و خساراتی را متحمل شد . تنها یک روز پس از این واقعه مورد مشابهی رخ دادکه البته اینبار فانتومهای ایرانی به سلامت به پایگاههای خود بازگشتند . ۲ فروند فانتوم مذکور با شلیک ۲ فروند موشک اسپارو به سمت میراژهای عراقی که در تعقیب آنها بودند موفق به فرار گردیدند .

پس از این ۲ حادثه نیروی هوائی ایران تصمیم گرفت با اجرای عملیاتی مزاحمتهای عراق را کاهش دهد . در صبح روز ۲۳ اکتبر دو فروند هواپیمای اف ـ ۴ متعلق به اسکادران ۶۱ جهت نابودی ایستگاه راداری در کویت که بدست ایتالیا ساخته شده بود به پرواز در آمدند . جهت کشاندن نیروهای عراقی به منطقه فانتومها در ارتفاع ۷۰۰۰ متری به سمت شمال پرواز میکردند . در همان زمان با فاصله ۷۰ کیلومتری از آنها ۲ فروند اف ـ ۱۴ به خلبانی سرگرد شهرام رستمی و سروان هداوند در ارتفاع ۱۰ متر از سطح آب مشغول گشتزنی و مراقبت بودند . هر کدام از تامکتها به ۲ فروند موشک فونیکس و ۲ فروند موشک اسپارو و۲ فروند موشک سایدویندر مجهز بودند. در فاصله ۵۵ کیلومتری هدف فانتومها خود را برای حمله آماده کردند . همزمان تامکتها با افزایش ارتفاع رادارهای خود را فعال نمودند . چند لحظه ای بیشترطول نکشید که یک دسته چهار فروندی از هواپیماهای عراقی بر روی صفحه رادار آنان ظاهر گشت . بدون توجه به فاصله زیاد ۱۱۵ کیلومتری تا آنها تامکتهای خلبان رستمی و هداوند هرکدام ۲ فروند موشک فونیکس به طرف آنها شلیک کردند . تنها یک دقیقه بعد نیروهای ایرانی موفق به ثبت پیامهای رادیوئی خلبان عراقی که از مورد اصابت قرار گرفتن ۳ فروند هواپیمای همراه خود بوسیله آتشبار ضد هوائی کویت خبرمیداد شدند . یکروز پس از این واقعه تلویزیون کویت لاشه یک اف ـ ۴ ایرانی را نشان داد که در حقیقت سکان عمودی یک فروند میراژ اف ـ ۱ عراقی بود . این خسارت را هم نیروی هوائی عراق هیچگاه تأئید نکرد . شاید این معما بدست یک خلبان هواپیمای آ ـ ۴ اسکای هاوک متعلق به نیروی تفتگداران دریائی آمریکا که در آنزمان در کویت مشغول به خدمت بود قابل حل باشد . او گزارش داده است که نیروی هوائی کویت در زمان وقوع حادثه خبر از یک سری حوادث هوائی داده که تعدادی تلفات جانی هم در بر داشته است .

در تاریخ ۴ دسامبر مجددأ ۲ فروند فانتوم در نقش طعمه ظاهر گشتند . عراقیها اما اینبار سریع وارد عمل شده و ۲ فروند میراژ اف ـ ۱ را به مقابله با آنها فرستادند . در کابین یکی از میراژها سرگرد خلبان مخلد عبدالکریم جانشین فرمانده اسکادران ۷۹ ودر دیگری ستوانیکم خلبان حیثم عمر هدایت را به عهده داشتند . در ارتفاع ۸۰۰۰ متری بر فراز اهواز میراژها به فانتومها حمله ور شدند . سرگرد عبدالکریم یک فروند موشک Super 530 بطرف فانتومی که در فاصله ۱۸ کیلومتری در حال پرواز بود شلیک کرد . تنها ۱۰ ثانیه پس از آن صفحه رادار هواپیمای او نشان دادکه اف ـ ۴ ایرانی با چرخشی سریع از تیررس موشک خارج و مورد اصابت قرار نگرفته است . در همین هنگام ستوان عمر شاهد پرواز دومین فانتوم ایرانی که مستقیم به سمت او می آمده است بود . او با مانور به موقع از تیررس فانتوم خارج و در تلاشی موفق میشود فانتوم را مورد اصابت قرار دهد . اما هنوز دیر زمانی نگذشته بود که در افق دور خطر اصلی برای خلبانان عراقی ظاهر شد . ۱۰۰ کیلومتر دورتر از فانتومها ۲ فروند اف ـ ۱۴ مشغول تعقیب فانتومها بودند . هدایت این هواپیماها بر عهده سروان خلبان آل آقا و سروان خلبان آزاد بود . پس از چند ثانیه تامکتها موشکهای فونیکس خود را شلیک کردند . میراژها با شیرجه به سمت پائین و دور زدن سریع سعی در فرار هر چه سریعتر داشتند و در نهایت موفق به اینکار شدند . هر ۲ طرف درگیر خبر از پیروزی نیروهای خود را دادند ولی با اختلاف فاحش نسبت به یکدیگر . تنها واقعیت به ثبت رسیده حاکی از فرود فانتوم مورد اصابت قرار گرفته درپایگاه ششم شکاری بوشهر است .پس از این واقعه خلبانان ایرانی دیگر با دقت بیشتری به میراژها توجه میکردند و تا مدتها تامکتهای ایرانی از رهگیری میراژها خودداری میکردند .


http://homepage.tinet.ie/~steven/images/F14overkavir_jpg.jpg


در کنار میراژ اف ـ ۱ و میگ ـ ۲۵ از سال ۱۹۸۳ هواپیماهای سوپر اتاندارد مورد توجه خلبانان تامکت قرار گرفتند . در تاریخ ۲۶ جولای ۱۹۸۴ ۲ فروند سوپر اتاندارد در راه حمله به تانکر نفتکش در نزدیکی جزیره خارک بودند که RWR = Radar warning Receiver آنها خبر از نزدیک شدن ۲ شیئی پرنده از طرف عربستان سعودی داد . این موضوع به خودی خود مهم نبود زیرا عراقیها بطور دائم پرواز هواپیماهای اف ـ ۱۵ آنان را بر فراز سواحل توسط رادار ثبت میکردند . اینباراما موضوع کمی تفاوت داشت . سر دسته سوپراتاندارد ها شاهد انفجار هواپیمای همراه خود بود ودر این هنگام او به سرعت به پایگاه خود مراجعت کرد . عراقیها تا مدتها بر این اعتقاد بودند که هواپیمای سوپر اتاندارد آنها توسط هواپیماهای اف ـ ۱۵ عربستان مورد اصابت قرار گرفته اما واقعیت به شکل دیگری بود . یک فروند تامکت ایرانی چنان دستگاههای هشدار دهنده سوپراتاندارد ها را مختل کرده بود که آنان متوجه نشدند که یک گربه ایرانی در کمین آنهاست و در حقیقت یک موشک فونیکس بود که هواپیمای سوپر اتاندارد را مورد اصابت قرار داد . تنها پس از گذشت ۲ هفته سوپر اتانداردها جرأت حضور دوباره بر فراز خلیج فارس پیدا کردند .نیروی هوائی عراق پس از این واقعه با طرحهای جدیدی به مقابله با نیروی هوائی ایران آمد .


در تاریخ ۹ آگوست ۱۹۸۴ قرار بر این بود که یک کاروان از کشتیهای حامل سلاح و مهمات مورد نیاز ایران از مبدأ سوریه با گذشت از تنگه هرمز به مقصد بوشهر و بندر امام خمینی حمل گردد . عراقیها که قصد حمله به این کاروان را داشتند تصمیم به استفاده از هواپیماهای سوپراتندارد خود را گرفتند ولی از اینکار خود منصرف شدندزیرا با وجود تامکتهای ایرانی و گشتزنی مداوم آنها بر فراز خلیج فارس این طرح غیر ممکن بود . صبح روز ۱۱ آگوست ۲فروند MIG - 23 ML که مجهز به موشکهای هوا به هوای R 24 R و R - 60 MK بودند جهت حمله به چند فروند کشتی ایرانی در نزدیکی جزیره خارک به پرواز در آمدند . این دو هواپیما با پرواز در ارتفاع خیلی پائین به یکدسته اف ـ ۱۴ ایرانی نزدیک شدند . در این زمان مرکز کنترل زمینی عراق دستور افزایش ارتفاع پرواز تا سقف ۴۰۰۰ متر را صادر کرد . اما بعلت اینکه مدت زمانی معین طول میکشید تا امواج رادیوئی از مرکز به میگها برسد , خلبانان میگها که فاصله ای ۱۵۰ کیلومتری با مرکز داشتند فرمان را دیر دریافت کردند . در این اثناء فرمانده دسته عراقی ناگهان خود را در مقابل تامکتهای ایرانی دید و هواپیمای همراه او به خلبانی ستواندوم خلبان عامر به فاصله ۶۰۰ متر از او ودر پشت یک فروند اف ـ ۱۴ ایرانی پرواز می کرد . فاصله کم میگ ـ ۲۳ عراقی تا تامکت ایرانی , امکان شلیک موشک هوا به هوا را غیرممکن میساخت و او به مسافت بیشتری نیاز داشت . تنها کاری که از عهده فرمانده دسته عراقی برآمد این بود که با مانور چرخش فاصله خود را افزایش دهد . همزمان هواپیمای ستواندوم عمار موفق شد تا با استفاده از اوضاع نامساعد جوی کماکان بطور ناشناخته به تعقیب تامکت دیگر بپردازد . در همین موقع خلبان عمار در صفحه رادار خود علامت مثبت جهت شلیک موشکهای خود را دریافت کرده و در نتیجه یک فروند موشک R - 60 MK بطرف تامکت ایرانی پرتاب کرد . افسر کنترل رادار ( RIO ) هواپیمای اف ـ۱۴ به خلبانی هاشم آل آقا در اینروز ستواندوم خلبان محمد رستم پور بود . رستم پور صحنه درگیری آنروز را چنین ترسیم میکند : هاشم از هواپیمای همراه ما ( Wingman ) درخواست کرد که با تغییر موقعیت خود اطراف ما را جستجو کرده و مطمئن شود که هواپیمایی در پشت ما نیست . سپس ما گردشی به سمت چپ انجام دادیم . پس از این گردش هاشم احساس عجیبی داشت و مجددأ از هواپیمای همراه درخواست کرد که دوباره از وضعیت پشت سر ما اطمینان حاصل کند . در این لحظه تنها چیزی که هواپیمای همراه ما دید , دود حاصل از موشک شلیک شده عراقی بطرف ما بود . این موشک به موتور سمت راست ما برخورد کرد ودر نتیجه این برخورد و انفجار ناشی از آن من به حالت بیهوشی دچار شدم . زمانی که من بهوش آمدم آلات دقیق پروازی هنوز کار میکرد اما هواپیما در آتش میسوخت و با سرعت به سمت آب پیش میرفت . من با استفاده از چتر نجات به بیرون پریدم و لحظاتی بعد خود را در آب یافتم . هوا مه آلود بود و چند دقیقه ای طول کشید تامن قایق نجات خود را باز کردم . در این موقع چندین بار صدای هاشم را شنیدم و من هم در جواب او فریاد کشیدم اما هیچگاه موفق به دیدار مجدد او نشدم .


نبرد هوائی اما هنوز پایان نیافته بود . در زمانی که هواپیمای همراه خلبان آل آقا در جستجوی میگ ـ ۲۳ فرمانده دسته بود مرکز عملیاتی ایران ۲ فروند هواپیمای فانتوم اف ـ ۴ به منطقه عملیاتی اعزام کرد . این جنگنده ها با سرعت به سمت شمال به طرف محل درگیری با عراقیها پرواز کردند . هواپیماهای میگ ـ ۲۳ عراقی که هنوز به مقدار کافی سوخت و مهمات داشتند با دور زدن به استقبال فانتومها آمدند . سروان هشام چنین میگوید : موشکهای R 24 R من از برد بیشتری نسبت به اسپاروهای فانتومهای ایرانی برخوردار بودند در نتیجه من خود را در موقعیت برتر احساس می کردم . رادار هواپیمای من یکی از اف ـ ۴ ها را در فاصله ۳۰ کیلومتری شناسائی کرد ومن از فاصله ۲۵ کیلومتری یک فروند موشک R 24 R را بطرف آن شلیک کردم . هواپیمای ایرانی گردشی تند انجام داد. تجزیه و تحلیل فیلمهای پرتاب موشک نشان داد که موشک شلیک شده توسط من در فاصله ۳ کیلومتری هدف منفجر شد . فانتوم همراه او ضمن تعقیب فرمانده دسته خود موفق شد که درست جلوی هواپیمای عامر ظاهر شود . عامر با شلیک یک موشک R 24 R سعی در ساقط نمودن فانتوم کرد اما متاسفانه موشک او به خطا رفت . در این هنگام جنگ برای ما خاتمه یافته تلقی شده و ما به سمت پایگاه برگشتیم . متاسفانه تنها چند لحظه پس از فرود ما خبرگزاری دولتی عراق به سرعت اعلام کرد که ۳ فروند اف ـ ۱۴ ایرانی توسط ما سرنگون گردیده است و این خبر تا به امروز در کلیه مراجع درج و بعنوان مدرک واقعی ارائه میگردد .




http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/1/13/US_F-14_painted_like_an_Iranian_fighter.jpg



با شهادت هاشم آل آقا که چندین نفر از بهترین خلبانان نیروی هوائی ایران را آموزش داده بود ایران یکی از بهترین خلبانان و متفکران نظامی خود را از دست داد . او شخصی بود که طنین صدای او جزو خوشایندترین صداها در گوش خلبان اف ـ ۴ و اف ـ ۵ که بر فراز عراق پرواز میکردند بود . تحت فرماندهی او همه احساس آرامش و امنیت میکردند . سروان رئیسی مسائل ذکر شده را عامل محبوبیت خلبانانی چون آل آقا ـ جلال زندی ـ عباس حذین و یا شهرام رستمی میداندو ازآنان بعنوان قهرمانان همیشه جاوید نیروی هوائی یاد می کند .او اما در همین حال اضافه می کند که استفاده از موشکهای فونیکس احتیاج به هماهنگی کامل میان خلبان و افسر کنترل رادار( RIO ) او دارد ولی برخی از خلبانان با این مسئله مشکل داشتندو این امر موجب بحثهای زیادی در نیروی هوائی گشت زیرا ما تعداد قابل توجهی خلبان ماهر داشتیم ولی RIO خوب به تعداد کافی نداشتیم . RIO های ما اکثرأ افرادی تازه آموزش دیده و مبتدی بودند که هرگز راه به کابین جلو نیافتند . تنها زمانی اوضاع بهتر شد که خلبانانی همچون آل آقا آماده بودندکه در مأموریتهای جنگی در کابین دوم هم به خدمت بپردازند . شاید همین امر موجب شد که رفته رفته مدالهای افتخار برای سرنگونی هواپیماهای دشمن به هر دو خدمه پروازی اعطاء گردد .

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 18:6  توسط محمد جواد قرقانی  | 






شرکت ساب بالگرد بی سرنشین و سبک وزن V-150 را که برای کاربردهای نظامی و تجاری طراحی گردیده است برای اولین بار در نمایگشاه نظامی IDEF 2009 در معرض دید علاقه مندان و کارشناسان قرار داد.

SKELDAR در حال حاضر پس از پشت سر گذاشتن موفقیت آمیز مراحل آزمایش های پروازی، از اواخر سال 2007 میلادی عملیاتی گردیده است.ازجمله مشخصات این پهباد جدید می توان به موارد زیر اشاره کرد.

- بیشینه وزن برخاست 150 کیلوگرم که 55 کیلوگرم آن مربوط به سوخت و بار مفید می باشد.
- بیشینه سرعت 100 کیلومتر بر ساعت
- برد بیش از 100 کیلومتر
- و مداومت پروازی 4 تا 5 ساعت.






V-150 که به منظور نشست و برخاست عمودی طراحی گردیده است،دارای قدرت مانورپذیری دقیق و فوق العاده ای حتی در آب و هوای نامناسب است.این پهباد از دو پیشرانه گازوئیلی ، دو سیلندری که با آب خنک می شوند بهره می برد که در جلوی بدنه آن تعبه شده اند.سامانه چرخانه ای SKELDAR از مدل بل هیلار بهره می گیرد.
این بالگرد بدون سرنشین 4 متری برای ماموریت های نظامی و عملیات های داخلی ، بین المللی و همچنین عملیات در روز و شب و تقریبا در هر نوع آب و هوا ، توسعه یافته است. SKELDAR امکان ادغام رادار SAR و یا یک سیستم ESM برای انواع برنامه های مختلف را دارد.

این هلیکوپتر همچنین می توانید یک جایگاه اضافی در زیر بدنه به منظور سوار شدن دوربین و تجهیزات رصد حرارتی برای جهت گیری و هدایت خلبان حمل نماید. این UAV همچنین می توانید بارهای مفید دیگر ، از جمله چند سنسور طیفی ، دهانه دیافراگم مصنوعی رادار (SAR)، لیزر رادار تصویربرداری (LIDAR) و GPR را حمل کند.






شرکت ساب سوئد نزدیک به 70 سال در صنعت هواپیما سازی حضور دارد و درحال پیشرفت و گسترش مهارت های خود در ساخت انواع هواپیما منجمله هواگردهای بدون سرنشین است.این شرکت با بکار گیری دانش وسیع خود در صنعت هوانوردی جهت ساخت هواپیماهای بدون سرنشین گامی جدید در این عرصه برداشته است.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 18:6  توسط محمد جواد قرقانی  | 


http://www.ejection-history.org.uk/Country-By-Country/IRAN/f-14.jpg

مطمئنا همه شما با زوج كاری Tom Cooper و Farzad Bishop آشنا هستید و به احتمال قریب به یقین حداقل یكی از مقالات یا كتب این دو محقق برجسته در امور هوایی را خوانده اید . تا كنون از این دو محقق مقالات و كتب بیشماری در مورد نیروهای هوایی كشورهای مختلف ، جنگ های هوایی قرن اخیر ، هواپیماهای موجود در كشورهای مختلف و سایر موضوعات جالب توجه منتشر شده است و هر كدام نیز با استقبال شدید علاقه مندان به این فن روبرو گردیده است . نیروی هوایی كشور ما ایران نیز از این قاعده مستثنی نبوده و بارها مقالات و كتبی از این نیرو و هواپیماهای موجود در آن و همچنین سایر موارد مرتبط با آن از سوی این دو محقق برجسته منتشر شده است كه از شاخص ترین اینگونه كتب می توان به كتاب های iranian F-14 Tomcat Units in combat و Iranian F-4 phantom II units in combat اشاره كرد . در پاییز امسال هم این دو محقق مقاله جامعی را در مورد هواپیماهای اف 14 (تامكت ) در اختیار نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران در مجله آلمانی زبان Flieger Revue منتشر كردند .



این مقاله حاوی مطالبی جدید و خواندنی است که برای اولین بار انتشار یافته است . این مقاله در ۲۲ صفحه و ۱۴ بخش همراه با تصاویر و جداول گوناگون میباشد که تاریخچه هواپیمای F - 14 Tomcat از ابتدای ورود به نیروی هوائی ایران تا زمان جنگ تحمیلی را شامل میشود . نکته ای که در این اثر قابل توجه است و آنرا از نظر تاریخی با مطالب قبلی این زوج محقق متفاوت ساخته همكاری نزدیک یکی از امرای نیروی هوائی بنام سرتیپ خلبان احمد صدیق درتهیه این نوشتار میباشد .

بعد از انتشار این مقاله یكی از دوستان پر معلومات و علاقه مند به زمینه هوانوردی ( فریبرز عزیز :x: ) شروع به ترجمه این مطلب از زبان المانی به فارسی نمودند


سرهنگ جواد که در آنزمان سروان خلبان بود خاطره اولین باری که هواپیمای تامکت را از نزدیک مشاهده کرد بیاد می آورد . شاید در زمان کنونی این موضوع یک خیالپردازی تلقی گردد اما در دهه های ۶۰ و ۷۰ میلادی ایران یکی از نزدیکترین همپیمانان ایالات متحده آمریکا محسوب میشد . زمانی که در اوائل دهه ۷۰ میلادی ایران در جستجوی یک هواپیمای شکاری رهگیر بود روابط خوب این کشور با ایالات متحده این امکان را در اختیار ایران قرار می داد تا بهترین وسائل موجود در زرادخانه آمریکا را انتخاب کند . در عین حال ایرانیها تقاضای مخصوصی داشتند . خلبان رئیسی که در آنزمان با درجه سروانی در نیروی هوائی خدمت میکرد چنین میگوید : نیروی هوائی ایران در آن سالها یک سلسله بررسیهائی را تحت عنوان « تقویت ایستگاههای رادار » انجام داد . اما آنچه دراین میان محسوس بود فقدان راه حلهای پیشنهادی در جهت رفع معضل مناطق کور راداری بود .مناطق کوهستانی ایران بزرگترین معضل نیروی هوائی محسوب میشود و ما قادر نبودیم حریم هوائی کشور را حتی با وجود شبکه های خوب راداری پوشش مناسب دهیم . در نهایت ما متوجه شدیم که تنها راه حل ما جهت رفع این مشکل , ایستگاههای رادار پرنده که همزمان قادر به دفاع از خود باشند می باشد . بر این اساس ایران در جستجوی هواپیماهای رادار پرنده و شکاری رهگیرهای محافظ بر آمد . در سال ۱۹۷۲ ما از ۲ طرح جدید برای هواپیماهای شکاری ـ رهگیر در ایالات متحده با خبر شدیم . این ۲ نوع جنگنده که مأموریت ویژه رهگیری هواپیماهای دشمن را بر عهده داشتند عبارت بودند از هواپیمای « اف ـ ۱۵ ایگل » ساخت کمپانی مک دانل داگلاس و هواپیمای « اف ـ ۱۴ تامکت » ساخت کمپانی گرومان . هواپیمای اف ـ ۱۵ مجهز به موشکهای هوا به هوای Aim - 7 Sparrow ترکیب مرگباری را در آسمان بوجود میآورد اما با اینحال توانائی هواپیمای اف ـ ۱۴ راکه به موشکهای دوربرد Aim - 54 Phoenix و رادار Pulse - Doppler AWG - 9 مجهز بود نداشت . این رادار قدرتمند توانائی شناسائی همزمان ۲۴ هدف و انتخاب ۶ هدف مهمتر از میان آنها و شلیک همزمان به طرف آنها را داشت . همچنین این هواپیما قادر بود موشکهای Aim - 9 Sidewinder و Aim - 7 Sparrow را از فاصله دورتری نسبت به هواپیمای اف ـ ۱۵ پرتاب کرده و دشمن را مورد اصابت قرار دهد . خلبان سابق نیروی هوائی ایران سرهنگ فرهاد اعتقاد راسخ دارد که تامکت انتخاب بهتری برای ایران بود . او میگوید « هر دوی این شکاریها از کابین جاداری برخوردارندکه امکان دید عالی در اختیار خدمه پروازی قرار می دهد . همچنین این شکاریها قدرت رهگیری بالائی دارند و قادرند انواع وسائل پرنده متخاصم را تعقیب و منهدم کنند و در این مورد هیچ محدودیتی ندارند بخصوص شکاری تامکت که هدایت آن بسیار راحت است و قادر به انجام مانورهای هوائی است که در ذهن ما تا آنزمان غیر ممکن تصور میشد . تنها در کمتر از ۱۰۰ ساعت پرواز من قادر بودم تا دماغه هواپیمای خود را تا ۷۵ درجه به سمت بالا هدایت کرده و سپس با گردشی ۱۰۰ درجه ای هدف خویش را با موشکهای سایدویندر و یا توپ قدرتمند ۲۰ میلیمتری M - 61A Vulcan مورد اصابت قرار دهم » . بعدها در مقابل کنگره آمریکا چنین وانمود گشت که حریم هوائی ایران پیوسته از جانب اتحاد جماهیر شوروی بوسیله هواپیماهای سریع و بلند پرواز میگ ـ ۲۵ مورد تجاوز قرار میگیرد و ایران جهت دفاع از خود به هواپیمای تامکت نیاز مبرم دارد . اما چنین استدلالی برای متقاعد کردن کنگره آمریکا ( که با این قرارداد زیاد موافق نبود ) واقعی نبودهر چند که تا امروز این مسئله در محافل گوناگون بعنوان دلیل اصلی مطرح میگردد . واقعیت این بود که ایران در آن سالها به دنبال قویترین ومجهزترین هواپیمای شکاری موجود در جهان بود که در نهایت هم آنرا دریافت کرد .



تاریخچه غیرعادی



در سال ۱۹۷۴ میلادی ایران با اطمینان از توان بالای هواپیمای اف ـ ۱۴ , تعداد ۸۰ فروند از این نوع هواپیما به همراه ۷۱۴ فروند موشک هوا به هوای Aim - 54 به آمریکا سفارش داد . این قرارداد به ارزش ۲ میلیارد دلار شامل سایر سلاحها وقطعات یدکی برای مدت ۱۰ سال خدمت فعال و تجهیزات زمینی به همراه کارگاههای تعمیراتی وآموزش پرسنل زمینی و کادر پروازی تحت نام « پروژه پادشاه ایرانی » به امضاء رسید . این قرارداد بزرگترین قراردادی بود که تا آنزمان به شکل انفرادی با یک شرکت آمریکائی منعقد میشد .نکته جالب اینجاست که تنها چند ماه پس از امضاء قرارداد , کنگره آمریکا بودجه تکمیل این طرح را حذف و با اینکار شرکت گرومان را عملأ در آستانه ورشکسنگی قرارداد. در این زمان بانک ملی ایران وامی به مبلغ ۲۵۰ میلیون دلار در اختیار کمپانی گرومان قرار داد تا تکمیل پروژه تامکت و تحویل آن به ایران میسر گردد. در حقیقت بعد از اعطاء این وام بود که سایر سرمایه گزاران آمریکائی علاقمند به سرمایه گزاری در این پروژه گشتند و عملأ شرکت گرومان و پروژه تامکت از خطر نابودی نجات یافتند . امروزه این موضوع یک شوخی تاریخی تلقی میگردد اما واقعیت اینست که بدون کمک مالی ایران , نیروی دریائی آمریکا هیچگاه قادر به در اختیار گرفتن این پرنده افسانه ای نمیگردید .


بدین ترتیب یکی از وقایع نادر در تاریخ هوانوردی مدرن بوقوع پیوست و این رخداد با گذشت زمان دستمایه شایعات و داستانهای ضد ونقیض گوناگون گردید . در حقیقت تاریخ واقعی و قدرت حقیقی هواپیماهای اف ـ ۱۴ که در خدمت نیروی هوائی ایران میباشند تا به امروز به حد زیادی از افکار عمومی جهان پنهان مانده است .به این موضوع باید عدم تمایل خلبانان سابق نیروی هوائی ایران ( که اکنون سالهاست در خارج ازکشور زندگی میکنند ) به حضور در انظار عمومی و ارائه اطلاعات و همچنین پرسنل شاغل در کشور که از درج هرگونه خبر به رسانه های جمعی جلوگیری میکنند را هم افزود . این افراد عمومأ از ترس اقدامات تلافی جویانه گروهک تروریستی مجاهدین خلق که در خاک عراق مستقر بوده و از حمایت آمریکا و اسرائیل برخوردار میباشند وحشت دارند زیرا در ۲۰ سال گذشته تعدادی از خلبانان بدست این گروه تروریستی به قتل رسیده اند . در مواردی استثنائی و نادر خلبانان ایرانی حاضر به ارائه اطلاعاتی اندک شده اند که البته ناشناس باقی ماندن این افراد جزو شروط اولیه بوده است .تعدادی از آنان حتی از شناسائی همکاران سابق خود که اکنون در قید حیات هستند در عکسها و تصاویر عمدأ خودداری می کنند .

پنهان کاری در مورد اف ـ۱۴ ها عملأ از روزهای اولیه تحویل تامکتها به ایران آغاز گشت . برخلاف گزارشهای دروغین معلم خلبانهای آمریکائی , آموزش پرسنل ایرانی بخوبی و منظم پیش میرفت . تا پایان سال ۱۹۷۸ تعداد ۱۲۰ نفر خلبان و افسر رهگیری راداری ( RIO =Radar Intercept Officer ) دوره های آموزشی را با موفقیت پشت سر گذاشتند . در مرحله بعدی تعداد ۱۰۰ نفر پرسنل باید به آنان ملحق میشدند.


همزمان تعداد ۲۰۰ نفر تکنسین متخصص تعمیرات موتور در شرکت Pratt & withney و متخصص تسلیحات در شرکت Hughes دوره آموزشی را گذراندند . سروان جواد در مورد آموزشهای نظامی خود در آمریکا چنین میگوید : ما در نیروی دریائی آمریکا آموزش میدیدیم. معلمین ما در وهله اول خلبانان آمریکائی بودند که در جنگ ویتنام تجربیات گرانبهائی اندوخته بودند . این خلبانان جزو مجرب ترین خلبانانی بودند که حتی خلبانان نیروی هوائی آمریکا و نیروی هوائی اسرائیل قادر به مبارزه با آنان در جنگهای هوائی نبودندو آنان براستی ما را به نحو احسن آموزش دادند . این آموزشها ما را دارای چنان مهارتی ساخت که بعدها در سالهای دهه ۹۰ میلادی ما قادر بودیم هواپیماهای میگ ـ۲۹ را که از روسیه خریداری شده بود , در جنگهای تمرینی هوائی سرنگون سازیم . در حقیقت این موضوع یکی از دلایلی بود که ایران از سفارش تعداد بیشتری میگ ـ ۲۹ خودداری نمود . تنها نقطه ضعف هواپیماهای F - 14 A موتورهای TF - 30 P 414 آن بود . پیچیدگی و غیر قابل اعتماد بودن این توربینها ما را وادار میساخت که بیشتر وقت خود را به جای تمرکز روی پروازها , صرف فراگیری کار با این موتورها کنیم .



سرگرد فرهاد در ادامه چنین میگوید : موشکهای Aim - 54 سلاحی استثنائی و موثر بود که تا به امروز سلاحی ساخته نشده است که قابل مقایسه با آن باشد . در هنگام آزمایشات گوناگون در ایران این موشک قبل از اصابت به هدف به ارتفاع غیر قابل تصور ۲۴۰۰۰ متری و سرعت ۴.۴ ماخ دست یافت . این موشک بزرگ و سنگین هیچ محدودیتی در مقابله با اهدافی که چه در ارتفاع بالا و چه در ارتفاع پائین پرواز میکردند نداشت و قادر به تحمل ۱۷ g فشار بود . ما این موشکها را از فواصل ۷.۵ تا ۲۱۲ کیلومتری هدف شلیک کردیم ونتایج آزمایشات مافوق تصور ما بود . تنها نگهداری و آماده نکهداشتن این سلاح پیچیده گاهی خواب را بر ما حرام میکرد .



اولین زوج تامکت در تاریخ ۱۶ ژانویه سال ۱۹۷۶ میلادی به ایران تحویل شد . به علت آماده نبودن پایگاه هشتم شکاری اصفهان ( که در آنزمان بنام خلبان جانباخته آن نیرو پایگاه خاتمی و بعدها پایگاه شهید بابائی نامگزاری شد ) این هواپیماها تحویل اسکادران ۷۲ شکاری تاکتیکی مستقر در پایگاه هفتم شکاری شیراز شدند . باقی هواپیماهای تحویلی به اسکادران ۷۳ ملحق شدند و تا سال ۱۹۷۷ که اسکادرانهای ۸۱ و ۸۲ شکاری پایگاه هشتم اصفهان تشکیل شد , به خدمت در آن یگان ادامه دادند . تا پایان سال ۱۹۷۸ ایران تعداد ۷۹ فروند شکاری F - 14 A به همراه ۲۷۴ فروند موشک AIM - 54 A و۱۰ فروند موشک ATM - 54 تحویل گرفت . هشتادمین و در حقیقت آخرین تامکت ایران در آمریکا باقی ماند تا آزمایشهای گوناگون و طرحهای تکمیلی روی آن اجرا گردد. همزمان نیروی هوائی ایران مذاکراتی را با شرکتهای Grumman و Pratt & withney را آغاز کرد که هدف از آن سفارش ۷۵ فروند دیگر از این جنگنده چالاک بود . البته ایرانیان مایل به تعویض توربینهای TF - 30 در هواپیماهای موجود و هواپیماهای سفارشی جدید بودند.

وقوع انقلاب اسلامی و تغییر سیاستها

با شروع ناآرامیها در ایران که از طرف احزاب کمونیستی و نیروهای مذهبی در ایران آغاز گشت , اوضاع سیاسی در ایران رو به وخامت گذاشت . در تابستان ۱۹۷۸ این فعالیتها شدیدتر و بحران سراسر ایران را فرا گرفت به نحوی که نیروهای مسلح دچار چند دستگی در داخل خود شدند . در فوریه ۱۹۷۹ نیروهای انقلابی قدرت را در دست گرفتند و شاه مدتها بود که از ایران خارج شده بود . در نتیجه این تغییرات و روی کار آمدن دولت موقت اسلامی , روابط ایران و آمریکا دچار تغییرات اساسی گشت . بعد از پیروزی انقلاب چندین هزار مستشار نظامی آمریکائی مجبور شدند تنها ظرف چند روز خاک ایران را ترک کرده و با ایران وداعی همیشگی کنند. دولت انقلابی جدید به سرعت قراردادهای نظامی منعقد شده در رژیم سابق که ارزشی درحدود ۱۲ میلیارد دلار را داشت بطور یکجانبه فسخ کرد . در میان اقلام سفارش شده میتوان از ۷۵ فروند جنگنده اف ـ ۱۴ جدید و ۵۰۰ فروند موشک فونیکس به همراه ۳۰۰ فروند شکاری سبک اف ـ ۱۶ و رادارهای پرنده آواکس نام برد .دولت آمریکا در آن زمان به خاطر ترس از آینده سیاسی ایران و شرایط ژئوپولتیک منطقه از تحویل سلاحهایی که آماده تحویل به ایران بودند نیز جلوگیری کرد که از میان آنها یک محموله شامل ۴۰ فروند موشک فونیکس و ۳ محموله قطعات یدکی هواپیمای اف ـ ۱۴ میتوان اشاره کرد . پنتاگون حتی مذاکراتی را با دولت موقت به منظور استرداد هواپیماهای تامکت آغاز کرد . قراربود این هواپیماها پس از تعمیرات اساسی به انگلستان و یا عربستان سعودی فروخته شود . این مذاکرات البته ناتمام ماند . در تاریخ ۴ نوامبر ۱۹۸۰ گروهی از دانشجویان مسلمان موسوم به خط امام سفارت آمریکا را اشغال و ۹۰ نفر از پرسنل سفارت وتفنگداران دریائی آمریکا را به گروگان گرفتند . بعد از این حادثه روابط دیپلماتیک ایران و آمریکا بطور کامل قطع گردید . سرنوشت گربه های ایرانی بعد از اشغال سفارت آمریکا در حاله ای از ابهام قرار داشت . تعداد زیادی از خلبانان ایرانی کشور خود را برای همیشه ترک کردند و غربت نشینی را برگزیدند . شایعاتی مبنی بر عدم توانائی ایران در به پرواز در آوردن تامکتها به سرعت در محافل خبری پخش شد . علاوه بر اینها اخبار مجعولی دال بر خرابکاری عوامل CIA در ایران و وارد شدن خسارت جدی به اف ـ ۱۴ ها هم در غرب شدت گرفت . اما برخلاف تمام این شایعات تنها در مجموع ۲۷ نفر از کادر پروازی تامکتها کشور را ترک کردند .



قبل از پیروزی انقلاب بطور کلی در نیروی هوائی کلیه کادر پروازی هواپیماهای اف ـ ۱۴ از میان افسرانی که بر روی دیگر مدلهای هواپیما ( بطور عمده مدل اف ـ ۴ فانتوم ) تجربه زیادی داشتند و یا از میان جوانان باهوش و مستعد انتخاب میشدند . این افسران جوان که حس وطن دوستی قوی داشتند اکثرأ در ایالات متحده , اسرائیل ویا انگلستان دوره های تخصصی خود را پشت سر گذاشته بودند . شاید به همین علت بود که حکومت جدید به این افراد با دیده شک و تردید می نگریست . بلافاصله پس از پیروزی انقلاب تعدادی از خلبانان تامکتها دستگیر و زندانی شدند . در میان این افراد میتوان از سپهبد هاشمی نخعی نژاد که معاون ارتشبد طوفانیان ( رئیس پروژه تامکتهای ایران و فرمانده پایگاه هشتم شکاری که با وقوع انقلاب به آمریکا فرار کرد ) بود اشاره کرد .این امیر ارتش به همراه سرهنگ ربیعی دردادگاه انقلاب به اعدام محکوم گردیدند . با این وجود اکثر خلبانان نیروی هوائی مصمم بودند که در کشور خود بمانند وخدمت به وطن را بر فرار ترجیح دادند . سرهنگ جواد که در آنروزها بوسیله یکی از همسایگان خود لو رفته بود و او را دستگیر کرده بودند اوضاع آن دوره را چنین ترسیم میکند : زمانی که نیروهای آمریکائی ایران را ترک کردند به همراه آنان تعدادی از خلبانان و همچنین تعداد زیادتری از تکنسینها نیز جلای وطن کردند. تنها حدود ۱۰۰ نفر از خلبانان و تعدادی در حدود ۸۰ نفر تکنسین باقی ماندند . این تعداد خلبان در حقیقت کافی بود تا تعداد زیادی تامکت را به پرواز در آوریم ولی برای سرویس و آماده پرواز کردن هواپیماها به هیچ عنوان کافی نبود . در کنار این مسئله مشکل دیگری گریبان ما را گرفت و آن عدم پروازهای آموزشی و متوقف شدن دوره های آموزشی از اکتبر ۱۹۷۸ تا پائیز ۱۹۷۹ بود . از این زمان به بعد به آرامی نیروی هوائی که به تازگی تغییر نام داده بود تحت فرماندهی حکومت مرکزی فعالیتهای خود را آغاز کرد . به همین علت پرسنل نیروی هوائی مجبور بودند که مجددأ دوره های آموزشی را تکرار کنند . مشکل دیگروجود افسران جزء بود که از فرماندهان مافوق خود اطاعت نمیکردند . این افراد که به « همافر » معروف بودند بارها و بارها از دستورات مافوق سرپیچی می کردندو فرماندهان خود را «خلبانان شاه » و یا جاسوسان اسرائیل و یا ضد انقلاب خطاب میکردند. بارها در پایگاهها اتفاق می افتاد که همافران افسران مافوق را به دفتر فرمانده پایگاه میکشاندندو با طرح اتهاماتی عملأ یگان را به هرج و مرج می کشیدند. گذشت زمان رفته رفته نظم و انضباط را به نیروهای نظامی باز گرداند . یکی از مشکلات نیروی هوائی پس از پیروزی انقلاب از هم گسستن زنجیره کادر وعدم اعتماد پرسنل پروازی به یکدیگر بود . در حالی که اکثر افسران مایل به ادامه خدمت به شیوه گذشته بودند , گروهی از آنان که به خلبانان حزب اللهی معروف بودند وابستگی عمیق خود را به حکومت مرکزی انکار نمیکردند .این افسران جوان زمان بیشتری را صرف به جا آوردن آداب مذهبی و مراسم دینی میکردند. یکی از معروفترین این افراد سروان خلبان عباس بابائی بود . او پس از بازگشت از آمریکا در سال ۱۹۷۸ جزو اولین افسرانی بود که دیگر پرسنل نیروی هوائی را به بیعت با امام خمینی دعوت کرد .


در بحبوحه انقلاب سیستم کامپیوتری لجستیک نیروی هوائی دچار اشکالات جدی شد و همین امر کمبود لوازم یدکی در نیروی هوائی را بدنبال داشت .کارشناسان معتقد بودند که لوازم یدکی خریداری شده باید برای سرپانگهداشتن و آماده پروازبودن کلیه وسایل پرنده حداقل تا اواسط دهه ۸۰ میلادی کافی باشد اما موفق به یافتن آنها نمیشدند . حداقل در ۲ مورد ناپدید شدن چند نفر از افسران مسئول نگهداری انبارهای عظیم زیر زمینی به اثبات رسیده است . این افراد که رمز ورودی درهای انبارها را در اختیار داشتند بطور مرموزی ناپدید شدندو همین امر باعث شد تا چند سال محل انبار قطعات رادارهای AWG - 9 بسته بماند و دسترسی به آنها ناممکن شود . در مورد خرابکاری آمریکائیها قبل از خروج از ایران سرهنگ جواد میگوید : تکنسینهای کمپانی هیوز که در اصفهان مستقر بودند در یک مورد قبل از خروج از ایران ۱۶ فروند موشک فونیکس را که در انبارهای زیرزمینی آماده برای سوار شدن بر روی اف ـ ۱۴ هائی که در حالت آماده باش دائم بودند دستکاری کرده و آنها را غیر قابل استفاده کردند . البته بعدها با استفاده از قطعات یدکی که بصورت قاچاق از آمریکا وارد شد ما قادر به تعمیر مجدد آنها شدیم تمام ۱۶ موشک یادشده به حالت عملیاتی در آمدند .اما در مورد رادارهای AWG - 9 بر خلاف گزارش منابع غربی هیچ آسیبی به آنها وارد نشد . با توجه به مطالب بالا می توان چنین نتیجه گرفت که تامکتها دوران گذار از انقلاب را با کمترین خسارات سپری کردند . با اینکه در سال ۱۹۸۰ تعداد هواپیماهای آماده پرواز ایران حداکثر به ۸ فروند بالغ میگشت ولی همین تعداد کم ستون فقرات دفاع هوائی ایران محسوب میشدند وقادر به حفاظت از حریم هوائی کشور بودند .

زمانی که در اوائل سپتامبر ۱۹۸۰ اولین درگیری مرزی بین ایران و عراق رخ داد رئیس جمهور وقت بنی صدر دستور داد تا تعداد بیشتری هواپیمای اف ـ ۱۴ آماده پرواز گردندو بدین ترتیب تا اواخر این ماه هر کدام از ۴ پایگاه عملیاتی که تامکتها در آنها حضور داشتند ( پایگاه یکم شکاری مهرآباد پایگاه ششم شکاری بوشهر پایگاه هفتم شکاری شیراز و پایگاه هشتم شکاری اصفهان ) صاحب ۶ فروند تامکت آماده پرواز بودند و موشکهای فونیکس هم آماده شده بود . اولین پیروزی تامکت در نیروی هوائی ایران مربوط به قبل از حمله سراسری عراق در ۲۲ سپتامبر میباشد . در تاریخ ۷ سپتامبر ۱۹۸۰ تعداد ۵ فروند بالگرد میل ـ ۲۵ عراقی ( مدل صادراتی میل ـ ۲۴ ) به یک پست مرزی ایران حمله ور شدند .در این زمان یک فروند تامکت به سرعت به منطقه اعزام و با توپ قدرتمند ولکان یکی از بالگردها را متلاشی کرد . بعد از گذشت ۷ روز از این واقعه دوباره اف ـ ۱۴ ها وارد صحنه درگیری شدند و برای نخستین بار از موشکهای مرگبار فونیکس خود استفاده کردند . آنهم در زمانی که بین اعضاء دولت مرکزی و فرماندهان نظامی بحث شدیدی بر سر هزینه گزاف نگهداری تامکتها و موشکهای فونیکس در جریان بود . این بحثها زمانی پایان گرفت که سرگرد محمد رضا عطایی یک فروند سوخوی SU - 22 M عراقی را از فاصله ۴۰ کیلومتری مورد اصابت قرارداد بدون اینکه عراقیها متوجه این موضوع شوند . تا به امروز عراقیها نام خلبان این سوخو را که سرگرد نوبر عبدالحمید است را بعنوان مفقود شده ثبت کرده اند . عراقیها هیچگاه باور نکردند که خلبان عبدالحمید که فرمانده اسکادران ۴۴ عملیاتی بود از چنین فاصله ای می توانست بوسیله یک موشک فونیکس مورد اصابت قرارگیرد .با سرنگون ساختن یک فروند میگ ـ ۲۱ توسط سروان خلبان عظیمی بفاصله یک روز پس از آن بحث بر سر ضرورت وجود تامکتها برای همیشه فروکش کرد ودیگر صدای مخالفی در دستگاه حکومتی وجود نداشت .

http://img147.imageshack.us/img147/289/f14es0.jpg


در تاریخ ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ عراق آغازگر جنگی خونین شد . در این روز عراق با حداقل ۱۸ فروند هواپیمای شکاری بمب افکن فرودگاههای تبریز همدان و دزفول را مورد حمله قرار داد و همزمان پایگاه مهرآباد تهران مورد تهاجم هواپیماهای توپولف ۱۶ و ۲۲ اسکادران ۱۰ نیروی هوائی عراق در ۲ نوبت قرار گرفت . این حمله گسترده برای ایرانیان با وجود درگیریهای محدود مرزی تا آن تاریخ غافلگیرکننده بود . در طی این حمله گسترده تنها یک فروند میگ ـ۲۱ عراقی به خلبانی رائد حمید بر فراز سنندج سرنگون شد . علت سقوط هم مورد اصابت قرار گرفتن هواپیما توسط ترکش بمبهای پرتاب شده توسط خود هواپیما که احتمالأ در ارتفاع پست پرواز میکرده بوده است . در این روز هیچکدام از تامکتهای ایران نتوانستند به موقع به پرواز در آیند . اولین هواپیماهائی که به مقابله با عراقیها برخاستند ۲ فروند اف ۴ ئی فانتوم متعلق به اسکادران ۱۱ مستقر در پایگاه یکم شکاری مهرآباد بودند و آنهم در زمانی که موج دوم حمله توپولف های عراقی به تهران صورت گرفت . در این عملیات یک فروند هواپیمای هرکولس سی ـ ۱۳۰ ایران بر روی زمین هدف قرار گرفت و منهدم شد . خلبانهای ایرانی از سرنگونی تعداد زیادی هواپیمای عراقی گزارش دادندو شاهدان عینی از آتش گرفتن و سقوط تعداد معتنابهی هواپیما خبر دادند . اما واقعیت امر این بود که تنها یک فروند توپولف ۱۶ به پایگاه خود مراجعت نکرد نام خلبان این هواپیما بعنوان مفقود الاثر در عراق به ثبت رسیده است . عراقیها بر این باورند که این هواپیما در راه بازگشت به عراق به کوه برخورد کرده و هواپیما متلاشی گشته است .


با توجه به آموزشهای خوب وتجهیزات مدرن , اکثر پرسنل نیروی هوائی ایران از پیروزی سریع وقاطع ایران اطمینان داشتند . سروان جواد خاطره اولین پرواز عملیاتی خود را چنین بازگو میکند : ساعت ۱۳ روز ۲۴ سپتامبر در پایگاه هشتم شکاری اصفهان تعداد ۶ فروند هواپیمای اف ـ ۱۴ جمعی اسکادران ۸۱ در انتظار ابلاغ دستور برای عملیات بودند. مأموریت ما مقابله با هواپیماهای عراقی در صورت حمله آنان به فرودگاه مهرآباد تهران بود و طبق دستور میبایست در صورت عزیمت از هواپیماهای تانکر در آسمان سوخت دریافت میکردیم .. اما در این زمان موشک فونیکس به تعداد کافی نداشتیم .به همین علت چند ساعت بعد با حمله عراقیها تنها ۲ فروندهواپیمای اف ـ ۱۴ مسلح به موشک فونیکس برای انجام مأموریت به پرواز در آمدیم . در این عملیات ما موفق به سرنگونی یک فروند میگ ـ ۲۱ و متواری ساختن ۴ فروند میگ ـ ۲۳ شدیم . درآن هنگام که به تعقیب میگهای عراقی مشغول بودیم و به مرزهای مشترک نزدیک می شدیم , از مرکز به ما خبر دادند که تعداد زیادی هواپیمای عراقی مجددأ به حریم هوائی کشور تجاوز کرده اند . با این وجود ما موفق به کشف آنها نشدیم . تنها چند دسته هواپیمای اف ـ ۵ خودی که از پایگاه دزفول و تعدادی اف ـ ۴ که از پایگاه همدان به پرواز در آمده بودند را شناسائی کردیم . پس از گذشت ۴۰ دقیقه صفحه رادار هواپیمای همراه من موفق به کشف ۸ فروند هواپیمای عراقی شد .ارتفاع خود را به سطح ۷۰۰۰ متری کاهش دادیم و خود را به فاصله ۱۲ کیلومتری هدف رساندیم. در این زمان هر یک از ما یک موشک اسپارو به طرف هواپیماهای عراقی شلیک کردیم . خلبانان عراقی هیچ عکس العملی از خود نشان ندادند. موشک اسپارو من یک میگ ـ ۲۱ عراقی را متلاشی کرد اما موشک هواپیمای همراه من به خطا رفت . به همین خاطر من دستور حمله مجدد دادم . در ارتفاع ۳۵۰۰ متری ضمن استفاده از پس سوز چرخش کمی به سمت راست کرده و به آنان حمله کردم . ۲ هواپیمای میگ ـ ۲۱ متوجه قصد من شدند و با چرخش سعی داشتند که در پشت سر ما قرار بگیرند.اما آنها فرصتی برای اینکار پیدا نکردند.من با استفاده از حداکثر قدرت موتور دماغه هواپیما را به سمت بالا برده , با زاویه حمله بالا چرخشی ۷۰ درجه ای انجام دادم و تامکت همراه هم به دنبالم آمد . درست در زمانی که من موشک سایدویندر خود را شلیک کردم صدای خلبان تامکت همراهم را شنیدم که فریاد زد : Engine Stall . موتور سمت راست او زمانی که در تعقیب هواپیماهای عراقی بود با سرعت ۵۲۰ ناتیکال مایل وزاویه حمله ۴۵ درجه از کار افتاد . هواپیمای او دچار لرزش شدید و افت سریع سرعت تا حد ۸۲ ناتیکال مایل شد . در این هنگام او بطرز معجزه آسائی قادر به کنترل هواپیما شد و از سقوط حتمی نجات یافت .بعد از فرود در پایگاه ما متوجه شدیم که در هنگام مانور هوائی سیستم سوخت رسانی به موتور دچار اشکال شده بود . هدایت شکاری اف ـ ۱۴ در این حالت ودر چنین ارتفاعی یکی از شاهکارهائی است که فقط خلبانان زبده از عهده آن برمی آیند . آنروز من در نهایت دومین میگ ـ ۲۱ را گم کردم وتا به امروز هم نمی

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 18:5  توسط محمد جواد قرقانی  | 

عملکرد نیروی هوائی در طول دفاع مقدس
شهید سرلشکر ستاری در باره عملکرد این نیرو در 8 سال دفاع مقدس می گوید:
از نیمه ی مهر تا آخر سال 59 ، در بر خورد با توان رزمی دشمن، سنگین‌ترین حملات را علیه ستون‌های نظامی دشمن داشتیم. چون در آن موقع نیروهای نظامی و مردمی ما مثل جنگ‌های چریکی عمل می کردند و هیچ گونه حرکت کلاسیک و حساب شده ای علیه دشمن وجود نداشت، نیروی هوایی مأمور تثبیت دشمن بود تا نگذارد بیش از پیش پیشروی کند. در این راستا مسئوولیت حمله به تانک‌ها، ستون‌های نظامی و نیروهای پیاده ی دشمن را ما بر عهده داشتیم. یعنی نیروی زمینی عراق را به وسیله ی نیروی هوایی مهار کرده بودیم. حجم بمباران‌ها در آن موقع فوق العاده بالا بود و اکثر این پروازها متوجه نیروی زمینی دشمن بود.
ظهر روز اول جنگ، هواپیماهای عراق پایگاه‌های هوای ما را مورد هدف قرار یدادند. بعد از ظهر همین روز هواپیماهای نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی به پایگاه‌های هوایی عراق حمله کردند که می توان گفت 2 ساعت پس از حمله ی دشمن، ما روی اهداف خود در عراق بودیم و اولین بمب‌ها را به روی خاک دشمن ریختیم. فردای آن روز هم 140 فروند هواپیما تقریباً به طور هم زمان در عراق عملیات کردند.
از دیگر روزهای مهم جنگ، روز هفتم آذر ماه 59 بود. طی این روز نیروی هوایی از سپیده ی صبح تا غروب در آسمان خلیج فارس عملیات داشت و دیگر برای عراق چیزی به نام نیروی دریایی باقی نماند و تا آخر جنگ هم دیگر نتوانست نیروی دریایی خودش را سازماندهی کند. در این روز تعداد 11 فروند شناور نیروبر و ناوچه‌های پ – 6 و موشک انداز به وسیله ی شکاری بمب افکن‌های نیروی هوایی ارتش غرق و تعداد هفت فروند هواپیمای شکاری دشمن از نوع میگ – 23 و سوخو – 22 سرنگون شدند.

در عملیات فتح المبین حضور نیروی هوایی بسیار چشمگیر، و بیش از 22 فروند هواپیمای دشمن طی این عملیات سقوط کرد. در این عملیات، بمباران در ارتفاع بالا و با سرعتی بیش از سرعت صوت آغاز شد. در عملیات بیت المقدس هم بعد از فتح پادگان حمید و سرازیر شدن به سمت خرمشهر، حضور نیروی هوایی بسیار چشمگیر بود.
در طول جنگ، ما تقریباً تمام استانداردهای پرواز را به هم ریخته و بالاترین رکوردها را به دست آوردیم. رکورد سوختگیری را در بمباران پایگاه «الولید» در مرز اردن داشتیم. در این عملیات چند بار سوختگیری هوایی انجام دادیم. انجام عملیات سوختگیری در شب و در هوای طوفانی و رعد و برق، کار بسیار دشواری است که نیروی هوایی بارها آن را انجام داد، و این یکی از رکوردهای پروازی است.
از جمله رکوردهای پروازی دیگر که توسط خلبانان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی بر جای گذاشته شد، مدت زمان حضور خلبانان در کابین یک جنگنده در صحنه ی عملیاتی بوده که 9 ساعت می باشد. یعنی خلبانان ما 9 ساعت بدون وقفه بر فراز منطقه ی عملیاتی و در ارتفاع پایین پرواز داشتند که البته خیلی کار مشکل و طاقت فرسایی است و از کشور اسلامی حفاظت و حراست می کردند.
در مورد تعداد هواپیماهایی که از عراق مورد هدف قرار داده ایم، باید به آمارهایی که تعداد و نوع هواپیماهای عراق را در شروع جنگ نشان می دهد مراجعه کنیم. بعضی از هواپیماها اصلاً در طول جنگ نسلشان منقرض شده است. البته عراق در طول جنگ نه هواپیما فروخته و نه از رده خارج کرده است، بلکه نسل آنها توسط ما منقرض شده است. بعضی از انواع آنها هم البته هنوز منقرض نشده و پرواز می کند. ولی باید توجه داشته باشیم که عراق در طول جنگ اصلاً مشکل تعمیرات نداشت و همه ی هواپیماهای قابل تعمیر خود را به کشورهای مادر می فرستاد و تعمیر شده، دریافت می کرد.
از دیگر کارهای حماسی نیروی هوایی در جنگ، عکاسی هوایی بود که در هر عملیات صورت می گرفت. ما هر روز ساعت 10 صبح این عملیات را داشتیم و عراق هم می دانست ولی کاری نمی توانست بکند. با سرعتی نزدیک به دو برابر صوت و در ارتفاع بالا، هر روز مأموریت‌های ویژه ای را در این رابطه انجام می دادیم و این شکست بزرگ روحی و کوبنده ای برای دشمن بود که می دید و می فهمید ولی هیچ کاری نمی توانست بکند.
در عملیات بدر و خیبر هم نیروی هوایی مشارکت تنگاتنگ و سنگین با سپاه داشت. البته عملیات والفجر 8 به معنای واقعی یک نقطه ی عطف در نیروی هوایی بود.
از دیگر خدمات نیروی هوایی در دوران هشت ساله ی دفاع مقدس حفاظت و حراست از نفتکش‌ها بود. از آن جا که تأمین هزینه ی جنگ ارتباط مستقیم با صدور و فروش نفت داشت، از این رو عراق تصمیم گرفته بود با قطع صدور نفت ایران از طریق حمله به جزیره ی خارک و نفتکش‌ها، موجبات تضعیف نیروهای ما را فراهم آورد، و در این راه، غرب کمک‌های بسیاری به او کرد. به عنوان مثال، غربی‌ها هواپیماهای سوپراتاندارد که برای نیروی دریایی تولید می شد و می توانست با پرتاب موشک‌های ضدِ کشتی "اگزوست" در روز یا شب تهدیدات جدی و وسیعی را در ارتباط با استراتژی قطع صدور نفت ایران، متوجه جزیره ی خارک و لنگرگاه کشتی‌های نفتکش و کاروان‌های کشتی تجارتی در خلیج فارس بنماید در اختیار رژیم بعث عراق قرار دادند. هم چنین جهت رفع نقاط ضعف عراق در پروازهای دشوار در شب بر روی آب، هدایت این هواپیماها در فاصله ای بسیار دور از مراکز فرماندهی و کنترل نیروی هوایی، با قرار گرفتن هواپیماهای «آواکس» امریکا و عربستان در شبکه و هم چنین حضور ناوشکن‌های امریکایی در نقاط تعیین شده که عملاً به صورت نقطه نشانه‌های روی آب و دستگاه‌های کمک ناوبری در روز و شب، هدایت قسمت‌هایی از پرواز خلبانان عراق را به عهده داشتند.
در آن زمان وضعیت طوری بود که وقتی هواپیماهای شکاری ایران برای درگیری و رویارویی با حریف به سمت هواپیماهای عراقی هدایت می شدند، هواپیماهای عراقی به سمت ناوشکن‌های امریکایی و سواحل جنوبی خلیج فارس رفته و با پناه گرفتن در حریم استقرار شناورهای بیگانه و بهره گیری از حدود قلمرو فضایی دوَل جنوبی خلیج فارس و سوء استفاده از احترام جمهوری اسلامی ایران به اصول و قوانین بین المللی، از معرکه خارج می شدند. نیروی هوایی ما در این مقطع از جنگ مسؤولیت بسیار سنگینی در حمایت و پشتیبانی از عملیات دریایی به عهده داشت.
با همه ی حمایت‌هایی که از کل استراتژی جنگی عراق در منطقه می شد، بخصوص حمایت‌های چشمگیر بین المللی از نیروی هوایی آن کشور، با این وجود عراق موفق به قطع صادرات نفت جمهوری اسلامی نگردید. به طور مثال، طبق آمار موجود از بهار سال 1361 تا پاییز 1363، با انجام 40 نوبت حمله و بمباران به جزیره خارک، عراق نتوانست خلل مهمی در صدور جریان نفت از این جزیره استراتژیک ایجاد نماید. این در حالی بود که تعداد قابل توجهی از هواپیماهای حمله ور شکاری بمب افکن خود را در مصاف با شبکه ی دفاع هوایی این جزیره از دست داده، حمله‌های بسیار زیادی به این جزیره نیز قبل از هر اقدامی توسط نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران خنثی گردیده بود. یک فروند از هواپیماهای سوپر اتاندارد که پیش بینی می شد بتواند در جنگ نفتکش‌ها تعادل قوا را بر هم زده و تا حدودی برای عراق سرنوشت ساز باشد، در همان ابتدای عملیاتشان مورد اصابت موشک‌های هواپیماهای شکاری رهگیر نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت و در آب‌های خلیج فارس سرنگون گردید. گزارش تأیید نشده ای از اصابت و سرنگونی دومین هواپیما نیز حکایت می نمود که عراق ناگزیر 2 فروند سوپراتاندارد باقی مانده از مجموع هواپیماهای استیجاری را به فرانسه بازپس فرستاد.
در بمباران‌های ارتفاع بالا توسط هواپیمای میگ 25 نیز ، عراق نتوانست آن طوری که کارشناسان نظامی پیش بینی می کردند موفق به انهدام تأسیسات و اسکله‌های جزیره ی خارک گردد و با از دست دادن یک فروند میگ 25 در مصاف با شکاری رهگیرهای نیروهای هوایی، برای آگاهان نظامی قطعیت یافت که قطع صدور نفت ایران با استفاده از این شیوه‌ها توسط نیروی هوایی عراق میسر نخواهد شد. در ارزیابی نیروهای هوایی دو کشور، در جنگ نفتکش‌ها، نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران نشان داد که علی رغم نابرابری کمّی در مقابل دشمن و حمایت‌های بی دریغ بین المللی از عراق، با برخورداری از فاکتورهای روحیه ی جنگندگی و ایثار، شناخت صحیح و پیش بینی تاکتیک‌های مناسب برای مقابله با نیروی هوایی عراقی و تلاش خستگی ناپذیر و بی وقفه، به خوبی در مقابل تهاجمات ایستادگی کرده و قطع صدور نفت ایران را غیر ممکن نمود و عبور کشتی‌های تجاری، بارگیری و تخلیله در بنادر ایران را تضمین و زنجیر اقتصاد جنگ در ایران تا روز برقراری آتش بس کماکان حفظ و به صورت پویا تداوم یافت.
از دیگر خدمات ارزنده و بسیار مهم نیروی هوایی که شاید با ارزش تر از جنگ‌های عملیاتی این نیرو باشد، جنگ وابستگی و حرکت در جهت خودکفایی است. همان طوری که می دانید نیروی هوایی تجهیزات پیشرفته ی امریکایی در اختیار داشت. روزی که امریکایی‌ها از این مملکت رفتند، بعضی از این تجهیزات هنوز مورد بهره برداری قرار نگرفته بود و آنها با تمسخر می گفتند همین روزها دوباره بر می گردیم.
وقتی که ما عنوان می کنیم هواپیمای اف 14، هواپیمای بسیار خوبی است و یا سیستم موشکی «هاک» پیچیده است، ارزش این اف 14، و ارزش سایت موشکی «هاک» در این است که آن اف 14، با شلیک موشک، هواپیمای دشمن را سرنگون کند. پس این هواپیما خلاصه می شود در آن عملیاتی که به ساقط کردن هواپیمای دشمن مربوط می شود، و یا آن سیستم موشکی زمین به هوا که باید هواپیمای دشمن را ساقط کند. این دو عنصر اقلامی بسیار پیچیده هستند که اگر یک قطعه ی آن از کار می افتاد ادامه ی انجام کار برای ما مشکل می شد. این اقلام که « اقلام زمان دار» نامیده می شوند باید هر دو سال و یا هر سه سال و یا شش ماه و یا حتی یک ماه عوض شود. این‌ها موادی شیمیایی و یا غیر شیمیایی دارند که مثل دارو از بین می روند و بلافاصله باید عوض شوند و گرنه آن حالت خودش را از دست می دهد و در نتیجه آن سرعت لازم را به خود نمی گیرد.
نهایتاً روی تمام این اقلام زمان دار و الکترونیکی و غیره در نیروی هوایی و در بخش‌های مختلف کشور کار شد. شاید برای هر قطعه ی آن سال‌ها وقت صرف و تحقیقات بسیار بالایی صورت پذیرفت تا این که در کشور ساخته شد. پرسنل محقق و مبتکر نیروی هوایی در این راه تا آن جا پیش رفتند که حتی در بعض موارد توانستند به نقشه ی طراحی قطعات برسند و سپس طراحی جدید بکنند، تا بدانجا که به تغییرات پیشرفته ای در این زمینه دست زدند، به این صورت که ممکن است 5 قطعه که در یک دستگاه بوده و5 کار را انجام می داده است ،پرسنل فنی نیروی هوایی یک قطعه ساختند که حجمش از آن 5 قطعه و حتی از تک تک آنها کمتر است و کار آن 5 قطعه را نیز به تنهایی انجام می دهد.
وقتی جنگ آغاز شد، یک هواپیمای نیروی هوایی می توانست یک نوع موشک خاص را حمل کند، ولی همان هواپیما، اواخر جنگ شش نوع موشک به زیرش بسته شده و می جنگید، بدین صورت که هر نوع موشک از آفندی گرفته تا پدافندی را هماهنگ کرده و با این هواپیما تطبیق داده بودند.
در دوران جنگ تبلیغات دشمن و جهان استکبار چنین وانمود می کرد که نیروی هوای ما ضعیف شده و از بین رفته است، اما هر بار که عملیاتی انجام می شد و نشانه‌هایی از قدرت انقلاب را مشاهده می کردند، می گفتند احتمالاً مشاورین و مستشاران کره ای و فیلیپینی پیدا شده اند که این ابتکارها صورت گرفته است.
سیستم پدافند کشور توسط امریکایی‌ها به نحوی طراحی شده بود که کشوری مثل ایران نمی توانست با پوشش هوایی منطقه ای از مرزهای خود دفاع کند و فقط این سیستم می توانست از پایگاه هوایی و رادار دفاع کند. جنگ در چنین شرایطی شروع شد، و از سوی دیگر ما هیچ آموزشی در این رابطه نداشتیم و قبلاً همه ی این کارها توسط مستشاران خارجی طراحی می شد و یک تعمیر ساده را هم نیروهای داخلی بر عهده نداشتند. با این وجود در طول سال‌های جنگ متخصصین داخلی توانستند سرتاسر کشور را پوشش دفاعی بدهند. به عنوان مثال در شرایطی که آن قدر تکنولوژی و هواپیماهای مدرن و وسایل ضد ِرادار به عراق تزریق شده بود که روشهای معمول کلاسیک هم به درد مقابله با آنها نمی خورد، شهید سرلشکر بابایی به اتفاق تعدادی افراد دلسوز و متعهد با تغییر روش‌های کلاسیک توانستند تحولی در این مقوله ایجاد کنند، که نتیجه ی آن در عملیات والفجر 8 به دست آمد. در این عملیات روزهایی وجود داشت که هشت تا ده فروند هواپیمای عراقی در منطقه سرنگون می شد.
نیروی هوایی برنامه ی بازسازی خود را حدود دو سال قبل از قبول قطعنامه ی 598، شروع کرد و عملاً از نظر سازماندهی و فرهنگی، انقلاب در آن به وجود آمد. این نیرو در سازماندهی و تخصص‌ها، دارای سیستم امریکایی بود. قبلاً هم هر تغییراتی که در نیروی هوایی امریکا می شد به ایران منتقل و عیناً بر روی سازمان‌ها پیاده می شد. در آموزش‌ها هم تمام کتب و مدارک که در آن جا تهیه شده بود با اندک تغییراتی در ایران مورد استفاده قرار می گرفت.
نیروی هوایی در طول این مدت چند بار به طور ریشه ای تجدید سازمان شد. در زمینه ی آموزش پس از 5 سال مطالعه به جایی رسید که سیستم امریکایی قبلی به کلی تغییر کرد و سیستم ارتقایی آموزش و رسیدن به مهارت‌ها با توجه به امکانات کشور و شرایط مورد نیاز به وجود آمد که می توان گفت انقلابی در این نیرو به وجود آورده است. به عنوان مثال پایه گذاری دانشگاه هوایی که امروز اصل نیاز نیروی هوایی را بر مبنای اتکای کامل به خود آموزش می دهد، می تواند منشأ تغییر بنیادین در این نیرو شود.
در کنار همه ی این کارها به بازسازی تجهیزات می توان اشاره کرد. گزارش‌های متعددی که درباره ی بازسازی و بازیابی هواپیماهای سانحه دیده در نیروی هوایی منتشر شده، خود گواهی است بر فعالیت‌هایی که در این زمینه انجام گرفته و می گیرد. هواپیماهایی که گاهی نیم ساعت در آتش سوخته اند در ایران بازسازی شده اند و در حال حاضر پرواز می کنند. هواپیماهایی که در آسمان رها شده و خلبان از آن بیرون پریده و این هواپیما سقوط کرده، بازسازی شده و امروز پرواز می کند.
هواپیماهای موجود خط اول ما که دارای سیستم امریکایی بوده امروز بحمدالله به عنوان یک سیستم و تشکیلات خیلی خوب در حال پرواز است و امروزه بهترین هواپیماهای خط اول جهان به خدمت نیروی هوایی درآمده است.
این‌ها امکاناتی هستند که نیروی هوایی بسیار خوب، به سرعت، با قاطعیت و در کمترین زمان آموزش، به خدمت گرفته است. نیروی هوایی ما شاید از نظر سرعت در آموزش وسایل و تجهیزات جدید، در جهان نمونه باشد.»
تقدیر از نیروی هوایی توسط فرمانده کل قوا
مقام معظم کل قوا حضرت آیت الله خامنه ای در مورد خدمات ارزنده ی نیروی هوایی در جهت رهایی از وابستگی‌ها در جنگ و پس از آن چنین می فرمایند: (4)
یبسیاری از ابتکاراتی را که امروز شما در داخل نیروی هوایی دارید انجام می دهید، مرهون همان روحیه ی خودکفایی است که در دوران جنگ به وجود آمد، و الا روز اول جنگ هواپیما بسیار داشتیم، قطعات یدکی زیاد داشتیم، هواپیمای آماده هم داشتیم، اما آنچه که نداشتیم خودجوشی بود و این خودجوشی به مرور به وجود آمد.
من فراموش نمی کنم چند روزی از شروع جنگ تحمیلی گذشته بود که مسؤولان نیروی هوایی یک فهرستی به دست من دادند. این فهرست نشان می داد که ما تا این مقطع زمانی که حداکثر حدود سی و چند روز می شد، تمام هواپیماهایمان زمین گیر خواهند شد.
اف 14‌هامان، هواپیماهای ترابری و هواپیمایC-130هم همین طور، که وقتی به این فهرست نگاه می کردیم معلوم بود ما یک ماه و نیم دیگر هیچ هواپیمای قابل پروازی نخواهیم نداشت.
این‌ها برای یک ملت مصیبت است. یک عده ای آن روز خیال می کردند ما از بین رفتنی هستیم. امریکایی‌ها هم فکر می کردند کار تمام شده و این جنگ ظرف یکی دو ماه و حداکثر شش ماه، تمام وسایل هوایی و غیرهوایی جمهوری اسلامی را از بین خواهد برد و بعد این ملت مجبور می شود دست‌هایش را بالا ببرد.
لیکن حقیقت روشن این است که این ملت در مقابل همه ی توطئه‌ها به خودسازی و درون سازی و خودجوشی پرداخت. امروز شما چیزی دارید که یک ملت به آسانی آن را به دست نمی آورد و آن اتکای به نفس و کشف قدرت درونی و نفسانی و قدرت ذاتی است، و به همین دلیل است که شما امروز بسیار قوی تر از آن روزها و از همه گذشته نیروی هوایی و ارتش در دوران تاریخ هستید.
حقیقت انکار ناپذیر این است که ملت ایران با همین روحیه در مقابل ابرقدرت‌ها – که جداً تصمیم داشتند این ملت را از پا در بیاورند – ایستاد و پیروز شد و ابرقدرت‌ها ناکام ماندند.
ساده اندیشی است که فکر کنیم دشمن با ناکام شدن در این مرحله دست بر می دارد، کما این که ما امروز تبلیغات را می بینیم. امروز در مرحله ی تبلیغات و مرحله ی توطئه‌های سیاسی، هر چه می توانند علیه جمهوری اسلامی فشار می آورند، چون این ملت بحمدالله در مراحل گوناگون از آب و گِل بیرون آمده و به رشد و بالندگی رسیده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 18:1  توسط محمد جواد قرقانی  | 

http://www.xairforces.com/images/country/iran/an-140_iriaf_0001.jpg



هواپیمای توربوپراپ منطقه ای (Regional Turboprop Aircraft )


هواپیمای مسافربری منطقه ای، هواپیمایی است كوچك برای حمل 35 تا 100 نفر مسافر از یك منطقه به منطقه ای دیگر كه براساس بهترین كارایی(اقتصادی، عملكرد) طراحی می شود. این نوع هواپیما به دو گروه جت وتوربوپراپ قابل تقسیم است.

هواپیمای مسافربری منطقه ای دارای سه گروه بهره بردار می باشد:

1- خطوط هوایی كه بلیط خود را با تخفیف ارائه می كنند یا هر روز

از حومه به شهر و بلعكس سفر می كنند و همچنین هواپیماهای بزرگ امكان پرواز در آن مسیر ها را ندارند (Commuter Airlines).

2- مراكز نظامی برای جابجایی پرسنل از یك منطقه به منطقه دیگر (Government Militaries).

3- شركت های بزرگ باربری برای استفاده در خطوط منطقه ای (Large Legacy Carriers).


در دهه 60 كه هواپیماهای جت وارد بازار مسافربری شدند، پیش بینی می شد هواپیماهای پراپ به طور كامل از رده خارج شوند. ولی هواپیماهای بزرگ جت برای مسیرهای كمتر از 400 مایل (740 كیلومتر) اقتصادی نبودند لذا خطوط هوایی در دهه 80 نسل جدید توربوپراپ ها را سفارش دادند(مثل هواپیمای Havilland Canada Dash 8) از طرفی در دهه 90 با پیشرفت موتورهای جت و كاهش مصرف سوخت آنها، هواپیماهای جت منطقه ای نیز وارد عرصه شدند. در حال حاضر بین این دو نوع هواپیما رقابت سختی به وجودآمده به طوری كه ازحدود 5400 فروند هواپیمای منطقه ای در جهان بیش از نیمی از آن راهواپیماهای توربو پراپ به خود اختصاص داده اند.


چرا هزینه های هواپیمای توربوپراپ نسبت به جت كمتر است؟

• مصرف سوخت %28-

• وزن سازه %20-

• هزینه تعمیر و نگهداری سازه %26-

• هزینه تعمیر و نگهداری موتور تا %83-

• هزینه خدمه پروازی %14-



ساخت هواپیمای ایران 140

كشور ما بعد از انقلاب اسلامی با تحریم ابر قدرت ها در زمینه صنعت هوایی روبرو شد لذا در درجه اول مجبور شدیم داشته های خود (هواپیماهای مدرن و به روز دنیا) را كه توسط آمریكائیها اداره می شد حفظ و به نحو احسن مخصوصاً در زمان جنگ تحمیلی از آنها استفاده كنیم. اكنون كه بیش از 30 سال از زمان انقلاب می گذرد بیشتر این هواپیماها فرسوده شده وباید از رده خارج شوند، این مسئله باعث شده ایمنی پرواز در ایران كاهش یابد. در دوران سازندگی به دلایل زیر دولت تصمیم به ساخت هواپیمای مسافربری در ایران گرفت:

• تقویت ناوگان حمل و نقل هوایی كشور

• انتقال تكنولوژی ساخت هواپیما

• تعلیم نیروهای متخصص در صنعت و دانشگاه

• ایجاد اشتغال برای افراد با تخصص بالا (جلو گیری از فرار مغزها)

• پشتیبانی نیروهای مسلح


انتخاب هواپیمای توربوپراپ با ظرفیت حمل 6 تن بار و با توان جابجایی 60 مسافر و بار همراه برای مسیرهای در حد 700 km و با زمان پرواز 1.5 ساعت در سال 1375 با حضور كارشناسان وزارتخانه های راخ و ترابری ، صنایع و دفاع و نمایندگان خطوط هوایی كشور انجام پذیرت. به دنبال انتخاب نوع هواپیما از كلیه سازندگان این نوع هواپیما دعوت به مشاركت گردید. با توجه به مسائل اقتصادی و روابط بین المللی كشورمان هواپیمای آنتونف 140 از كشور اكراین انتخاب گردید. شركت طراحی آنتونف بزرگترین طراح هواپیمای در بلوك شرق می باشد كه با تجربه صد سال طراحی و تولید هواپیما تا كنون بیش از 10 خانواده هواپیما تولید نموده و افتخار تولید بزرگترین هواپیمای دنیا در انحصار این شركت می باشد و از هواپیماهای طراحی شده این موسسه در دهها كارخانه تولید هواپیما در سراسر جهان بیش از دهها هزار فروند تولید شده است.

در زمان عقد قرارداد (سال 1375) این هواپیما در هرحله تكمیل طراحی و تولید اولین نمونه های آزمایشی قرار داشت.

شركت صنایع هواپیماسازی ایران (هسا) واقه در شاهین شهر به عنوان محل تولید این هواپیما انتخاب گردید. میزان مشاركت ایران در ساخت این هواپیما، دریافت مدارك طراحی و تولید و امتیاز به مقدار صد در صد و اجرای عمق عملی ساخت در حدود 70% می باشد. (صرفا به علت رعایت مسائل اقصادی و صرفه و صلاح كشور ، هسا هر زمان اراده نماید می تواند صد در صد هواپیما را تولید نماید.)

علیرغم انعقاد قرارداد در دسامبر سال 1995 به علت تاخیر در تكمیل مراحل طراحی و تست نمونه های اولیه و اخذ گواهینامه تایپ این هواپیما از طرف اكراین و عدم تامین اعتبارات كافی برای آماده نمودن تاسیسات و خرید تجهیزات مورد نیاز عملا اولین فروند هواپیمای تولیدی هسا در سال 1379 از خط تولید خارج گردید. در سالهای 1379 تا 1383 به علت كاهش شدید قیمت نفت و عدم پرداخت اعتبارات مورد نیاز، پروژه با بی مهری روبرو گردید و هسا نتوانست اقلام وندور هواپیما (موتور،‌سیستمها و اویونیك) كه بیش از 60%‌قیمت هواپیما را تشكیا می دهد، تهیه نمایذ و در نتیجه تولید مستمر و قابل اعتماد برقرار نگردید و در نتیجه قراردادهای فروش قابل توجهی با مشتریان منعقد نگردید. همچنین به علت اینكه برای اولین بار تولید هواپیما مسافربری در ایران انجام می گرفت، هیچ كدام از ساختارهای قانونی و تجاری آن مانند نحوه بیمه كردن و نرخ بیمه، نحوه تامین اعتبارات بانكی و سود مشاركت، نحوه ثبت هواپیما و گرفتن تضمینهای لازم بانكی و دهها مسائل قانونی دیگر در ایران شكل نگرفته بود و هنوز نیز برطرف نشده است و همچنین قیمت فوق العاده پایین بلیط هواپیما در ایران، خرید هیچ نوع هوپیمای نو را توجیه پذیر نمی داند كه این خود بزرگترین دلیل بر وضعیت كنونی ناوگان پیر و فرسوده حمل ونقل هوایی در ایران است.

با روی كار آمدن دولت دكتر احمدی نژاد عنایت بیشتری به این پروژه شد و بخشی از بدهی های پروژه بخشیده شد و اعتباراتی جهت خرید این هواپیما برای خطوط هوایی كشور تخصیص داده شد و پروژه از سال كذشته بسیار فعال شده است. در حال حاضر چهار فروند از این هواپیما تولید و آماده واگذاری به خطوط هوایی می باشد.

http://ivmp.files.wordpress.com/2007/11/1286347.jpg



موتور توربوپراپ (Turboprop Engine)

موتور توربوپراپ یك موتور توربین گاز یا همان جت می باشد كه نیروی جلوبرندگی هواپیما (thrust) را با چرخش پراپ (propeller) ایجاد می كند در صورتی كه در موتور جت توربوفن این نیرو توسط عكس العمل گاز خروجی از موتور تولید می شود. به طور كلی تمام اجزاء اصلی این دو موتور با یكدیگرمشابه است.

تنها در موتور توربوپراپ انرژی گاز خروجی توسط یك یا چند مرحله توربین به شافت چرخاننده پراپ منتقل می شود.


دلیل استفاده از توربوپراپ چیست؟

در طراحی هواپیما پارامترهای متنوع وجود دارد كه بر اساس ماموریت هواپیما مشخص می شود، البته ماموریت هر هواپیما نیز توسط مشتری آن تعیین می گردد. مسائلی همچون سرعت، قیمت، ارتفاع پروازی و... . اگر پارامتر سرعت را در نظر بگیریم این نوع موتورها در سرعت های زیر 600 كیلومتر بر ساعت راندمان بیشتری نسبت به موتورهای جت توربوفن دارند یعنی با مصرف سوخت كمتر نیروی پیشرانه لازم را ایجاد می كنند. از طرفی قیمت كمتری هم خواهند داشت لذا در هواپیماهای برد كوتاه، طراح موظف است از جدیدترین موتورهای توربوپراپ استفاده كند چراكه بین 10% تا 30% هزینه ها را كاهش می دهد. به طور مثال جدیدترین هواپیمای ایرباس با نام A400M كه در سال 2008 به بازار می آید از این نوع موتور استفاده می كند.

هواپیمای ایران 140 نیز از یك موتور توربو پراپ به نام TV3-117VMA-SBM1 با قدرت 2500 اسب بخار استفاده می كند كه توسط كامپیوتری به نام RED 2000 كنترل می شود. شایان ذكر است كه پراپ این نوع موتورها نسبت به ملخ موتورهای پیستونی قدیمی كه در ذهن بیشتر ما می باشد از تكنولوژی خاص و پیچیده ای برخوردار است استفاده از مواد گران قیمت كامپوزیتی، تغییر زاویه پیچش با فرمان گیری از كامپیوتر مركزی و... باعث شده از نظر قابلیت اطمینان هیچ چیز از موتورهای جت توربوفن بكار رفته در هواپیماهای بزرگ مانند بوئینگ و ایرباس كم نداشته باشد.



مزایای هواپیمای ایران 140 :

- مسافربری/باربری ، برای شرایط گرم، مرتفع و بد آب و هوایی
- مجهز به سیستمهای APU و FADEC
- مجهز به درب ورودی پله دار
- مصرف سوخت پایین و نیروی پسای كم
- بهره برداری و تعمیر و نگهداری با هزینه اندك
- بی نیازی از تجهیزات زمینی
- دارای تجهیزات كامل IFR



مشخصات كلی هواپیمای ایران 140 :
- حداكثر وزن برخاست 21.5 تن
- حداكثر بار 6 تن
- تعداد مسافر 52 نفر
- خدمه پروازی 2 نفر
- حداكثر سرعت كروز 535 كیلومتر بر ساعت
- ارتفاع كروز 600-7200 متر
- طول باند مورد نیاز 1925 متر

منبع: سایت رسمی هسا ( صنایع هواپیما سازی ایران)

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 17:59  توسط محمد جواد قرقانی  | 


گونه‌ی دریایی سامانه HongQi-7 "HQ-7" کپی چینی سامانه دریایی دفاع کوتاه برد فرانسوی CSF R-440 Crotale محسوب می‌شود. پیمان‌کار این پروژه دانشگاه صنایع دفاعی چین می‌باشد. از حوالی سال 1990 سامانه موشکی HQ-7 به عنوان سیستم استاندارد دریایی نیروی دریایی چین برگزیده و از آن در بسیاری از شناورهای رزمی بومی این کشور استفاده شد. این سامانه موشکی نوعی سیستم دفاع نقطه‌ای است که از آن برای دفع موشک‌های ضدکشتی که در ارتفاع کم حرکت‌می‌کنند استفاده می‌شود. نیروی دریایی جمهوری خلق چین PLAN در صدد است تا برد موشک‌ها را میان‌برد کرده و امکان شلیک آن را از طریق سیستم‌های شلیک عمودی VLS فراهم آورد و این سامانه جدید را جایگزین HQ-7 نماید.








برنامه ساخت :

چینی‌ها در حوالی سال 1970 تعدادی از هر دوگونه‌ی زمینی و دریایی سامانه موشکی کوتاه‌برد فرانسوی Crotale را از این کشور خریدری کردند. تعداد دو سیستم از گونه‌ی دریایی Crotale بر روی ناوشکن‌ ""109 Kaifeng کلاس Luda یا Type 051 و ناوشکن "112 Harbin" کلاس Luhu یا Type 052 جهت ازیابی و بررسی نصب شدند. موشک‌های این سامانه توسط رادارهای Thomson-CSF TSR 3004 Sea Tiger باند E/F کاوش هوایی/سطحی هدایت می‌شدند. مهندسی معکوس بر روی سامانه موشکی و رادار هدایت‌کننده‌اش در حوالی سال 1980 توسط دانشگاه دوم صنایع هوایی چین آغاز شد. نمونه‌ی چینی بدست‌آمده در حال حاضر با نام HQ-7 شناخته می‌شود.






اولین شناور رزمی که جهت نصب سامانه چینی HQ-7 انتخاب شد شناور دوم از ناوشکن‌های کلاس Luhu یا Type 052 با نام 113 Qingdao بود. HQ-7 در ظاهر هیچ تفاوتی با Crotale فرانسوی ندارد و رادار هدایت کننده آن یعنی Type 360S "SR60" رادار بومی چینی است که نمونه‌ی چینی رادار فرانسوی TSR 3004 Sea Tiger محسوب می‌شود. HQ-7 بعدها بر روی ناوشکن کلاس Luhai یا Type 051B، ناومحافظ کلاس Jiangwei-II یا Type 053H3 و ناومحافظ کلاس Ma’anshan یا Type 054 نصب شد.



HQ-7 یک سامانه دفاعی دریایی و کوتاه‌برد است که جهت درگیری با هواپیماهای دشمن در هر وضعیت هوایی با کاربرد شبانه/روزانه و تا برد 8 الی 12 استفاده می‌شود. موشک‌های این سامانه همچنین قادرند موشک‌های ضد کشتی ارتفاع پست دشمن را در برد 4 تا 6 کیلومتر مورد هدف قرار دهند. به علت اینکه HQ-7 سیستم دفاع نقطه‌ای است نمی‌توان از آن جهت محافظت از سایر شناورها بهره برد. دانشگاه دوم صنایع هوایی چین گونه‌ای جدید از HQ-7 زمینی "FM-80" با نام صادراتی FM-90 را معرفی کرده‌است. برد موشک‌های این سامانه تا 15 کیلومتر افزایش یافته، رادار رهگیر موشک موشک بهبود یافته و سیستم کنترل آتش دیجیتال جدیدی بر روی آن نصب شده‌است. به احتمال زیاد گونه‌ی دریایی این سامانه نیز ساخته‌شده اما این خبر هنوز تایید نشده‌است.



موشک‌ها :

هر کدام از شناورها مجهز به یک مقر شلیک 8 سلولی‌اند که در جلوی کشتی و پشت توپ اصلی نصب شده‌است. هر مقر همیشه تعداد هشت موشک آماده شلیک دارد و مجهز به سیستم بارگذاری خودکار است. در انواع ابتدایی سیستم بارگذاری پشت مقرشلیک قرار داشت اما بعدها طراحی‌های جدید باعث شدند تا بتوان سیستم بارگذاری را در مواقعی که کاربرد ندارد به زیر عرشه انتقال داد. تعداد کل موشک‌های سامانه 24 فروند می‌باشد.








هدایت :
موشک‌ها توسط رادار Type 360S باند E/F، Doppler کاوش سطحی/هوایی هدایت می‌شوند؛ حداکثر برد این رادار 18.4 کیلومتر می‌باشد. موشکها دارای یک رادار داخلی هستند. در شرایط دشوار جنگ الکترونیک می‌توان موشک را توسط یک هدایت‌کننده الکترو-آپتیکال و توسط فرامین رادیویی هدایت کرد.





سامانه‌ی موشکی و راداری توسط سیستم داده‌ی رزمی ZJK-4 (نمونه‌ی چینی سیستم فرانسوی Thomson CSF TAVITAC) با یکدیگر ارتباط دارند. این سیستم قادر است تا 30 هدف را شناسایی کند و سیستم راداری قادر است همزمان تعداد 12 هدف را رهگیری کند.






===================================
خصوصیات :

طول: 3 متر
قطر: 15.6 سانتی‌متر
طول باله: 55 سانتی‌متر
وزن شلیک: 84.5 کیلوگرم
حداکثر ارتفاع عملیاتی: 5000 متر
حداقل برد: 500 متر
حداکثر برد:
8600 متر (اهداف با سرعت 400 متربرثانیه)
10000 متر (اهداف با سرعت 300 متر بر ثانیه)
12000 متر (اهداف با سرعت کم مانند بالگردها)
سرعت: 2.3 ماخ (750 متر بر ثانیه)
هدایت: هدایت‌شونده+سامانه رهگیری الکتروآپتیکال
سرجنگی: HE-FRAG مجهز به فیوز مجاورتی
دقت برخورد: 70 تا 80 درصد
بر رادار کاوش: 18.4 کیلومتر
برد رادار داخلی: 17 کیلومتر

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 17:58  توسط محمد جواد قرقانی  | 


اورلیکن یک توپ ضد هوایی است که یدک کشیده میشود.این توپ توسط اولیکن کونتراوز ساخته شد. در ابتدا سیستم توپ اورلیکن  2 ZLA/353 ML بود که بعدا به GDF-001 تغییر پیدا کرد. این توسط در اواسط 1950 طراحی شد و هم اکنون حدود 30 کشور جهان از آن استفاده  می کنند.







طراحی و ساخت:

سیستم از توپ های 35 میلیمتری اتوماتیک استفاده میکند اساسا توپ اورلیکن با 353MK طراحی شد اما اکنون از سری KD استفاده میکند.همینطور مجموعه توپ های 35 میلیمتری KD در تانک لئوپارد که پایه تانک T-55 - گپارد  و مارکسمن به عنوان سلاح ضد هوایی به کار برده شده است. سیستم توپ اورلیکن می تواند با رادار  کنترل آتش Super Fledrmaus ( سوپر فلدرموس) مچ شود که اخیرا در دهه 1970 ارتقا یافته این سیستم , سیستم اسکای گارد بود!

در سال 1980 یک مدل ارتقا یافته شده توپ اورلیکن بنام GDF-002 ساخته شد مشخص شد این توپ دارای دید ( هدف گیری) بهتری بود همچنین این توپ ارتقا یافته مجهز به سیتم کنترل قطع شلیک off-gun دیجیتال  هدایت شونده بود. چند سال بعد یک نگارش سومی از توپ اورلیکن ساخته شد بنام GDF-003 بود که مشابه ورژن قبلی خود یعنی 002 بود با این تفاوت که بهبود های روی این توپ انجام شد مثل روغن کاری خود کار توپ و همچنین نصب کاور هایی (پوشش) بر روی توپ می توان نام برد.



در سال 1985 یک مدل دیگر ارتقا یافته از توپ ساخته شد. GDF-005 !!
توپ 005 پیشرفته بود. این سیستم از Gunking 3D تصویر ساز سه بعدی که توسط کامپیوتر کنترل میشد, بهره میبرد. همچنین توپ مذکور از یک پیدا کننده برد (محدوده) لیزری انسجام یافته و سیستم کنترل دیجیتال  نیز استفاده میکرد.
معمولا این توپ ها توسط کامیون های 5 تنی 6*6 حمل میشوند.
سری های KD
توسعه سری KD در اواسط سال 1952 آغاز شد. برای توپ اورلیکن حساب شده بود که بهترین کالیبر برای این توپ ضد هوایی 35 میلیمتر هست! توپ های سری KD توپهای طراحی شده بودند (برای پست وار) که از کالیبر 20 میلیمتری KAA 204 GK استفاده میکردند. طرح KD چندین بار توسعه داده شد. یک نمونه توسط نیروی دریایی ایالات متحده آزمایش شد. این مدل توسط آب خنک میشد.این مدل که توسط نیروی دریایی آزمایش شد MK 352  نام داشت. طرح نهایی MK 323 بود که 2 نگارش داشت یکی KDA و دیگری KDC .
سیستم کنترل آتش فلدرماس
سیستم کنترل آتش فلدرماس طراحی شد و سپس بعدا توسط شرکت Contraves جداگانه طراحی و ساخته شد. این سیستم از یک رادار پالس داپلر استفاده میکرد که توانایی  جستجو تا 15 کیلومتر را د ر باند رادیویی E و F  داشت.  این سیستم کنترل آتش در باند J   ردیابی  میکرد و نیز می توانست که بر روی تانک گپارد نصب شود.
سیستم کنترل آتش اسکای گارد سیستمی است که یدک کشیده میشود.بر روی سقف این سیستم رادار پالس داپلری وجود دارد که وظیف اش جستجوی هدف است. همچنین از ان با کمک کواکسیال تلویزیونی عمل ردیابی را نیز انجام میدهد.این تریلر (کنترل آتش) یک اتاقک کوچک دارد برای 2 خدمه و نیز یکژنراتور کوچنک نیز در آن وجود دارد.
سیستم در زمان جنگ فالکند توسط نیروی های ارژانتینی در سال 1982 استفاده شد. سیستم اسکای گارد  توسط گروه توپخانه شماره 601 استفاده شد. و سیستم سوپر فلدرماس توسط  گروه شماره 1 نیروی هوایی ارژانتیمن استفاده شد. اسکای گارد توانست در 4 می 1982 با تیراندازی یک Sea Harrier  را شات داون کند.

GDF-002 : سیستم معرفی شده در سال 1980 دارای دید بهتر شده ودیتا باس دیجیتال. دارای 112 فشنگ  و 126 فشنگ در خشاب های ذخیره به مجموع 238 گلوله
GDF-003 : همان ورژن قبل با داشتن سیستم روغن کاری خودکار و پوشش هایی بر روی توپ
GDF-005 : در متن توضیح داده شده
GDF-006 : سری های 001 / 002 / 003 ارتقا داه شده با سیستم AHEAD
GDF-007 :  سری 005 ارتقا داه شده به سیستم  AHEAD

AHEAD : سیستم ارتقا داه شده برای سری GDF به این صورت است که یک پرتابه ایی ( موشک) برای آنها ساخته شده که در نقطه مشخص منفجر میشوند و در آن فلز تنگستن 152 وجود دارد. فلزی که قدرت ذوب بالایی دارد و بعد از انفجار مانند گلوله تفنگ های ساچمه ایی می ترکد.







کشور های کاربر توپ اورلیکن:

آرژانتین به تعداد بیش از 50 قبضه GDF-002
اتریش به تعداد 74 قبضه GDF-005
برزیل به تعداد 38 قبضه GDF-001
کانادا به تعداد 20 قبضه  GDF-005
شیلی به تعداد 24 ""    ""   " " "
چین خود با گرفتن لیسانس ساخت GDF-002 بیش از 100 قبضه اسکای گارد اف سی دارد.
قبرس به تعداد 30 قبضه GDF-005
اکوادور 30 قبضه GDF-003
مصر 26 قبضه GDF-003 ونیز استفاده میکند از اسکای گارد به اضافه موشک های سام اسپارو
فنلاند
آلمان

یونان 40 قبضه GDF-002
جمهوری اسلامی ایران 92 قبضه GDF-002
اندونزی
ژاپن 70 قبضه GDF-001  دارد که قار است توسط شرکت میتسوبیشی ارتقا داده شوند.
کره جنوبی بیش از 18 قبضه GDF-003
کویت 12 قبضه GDF-005
مالزی 28  قبضه GDF-003
عمان 10 قبضه AHEAD GDF-005
پاکستان حدود 200 قبضه GDF-002
رومانی
عربستان سعودی 128 قبضه GDF-005
سنگاپور 34 قبضه GDF-002
آفریقای جنوبی حدود 100 قبضه GDF-002  و بیش از 48 قبضه GDF-005
اسپانیا 92 قبضه GDF-005 که توانسته انها به  سری استاناد 007 ارتقا دهد.
سویس 264 قبضه GDF-005
ترکیه 120 قبضه GDF-002
امارات عربی متحده 30 قبضه GDF-005
انگلستان به مجموع 15 قبضه GDF-002

مشخصات توپ اورلیکن

کشور سازنده: سویس
وزن: 6700 کیلوگرم
طول: 7.8 متر
طول لوله: 3.15 متر
لایه: 35*228
کالیبر: 35 میلیمتر
زاویه عمودی: + 92 درجه تا - 5 درجه
گردش 360 درجه
نرخ شلیک: 550 گلوله در دقیقه
سرعت شلیک گلوله ها: 1175 متر در ثانیه
برد موثر: 4 کیلومتر

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 17:55  توسط محمد جواد قرقانی  | 

سیستم ضد هوایی هاک


·         فاز چهارم طرح با نام هاک21 : این مرحله از بهینهسازی موشک هاک بوسیله کشورهای هم پیمان آمریکا یا همان ناتو انجام گرفت . سیستم پدافندی فوق پیشرفته هاک21 یک سیستم مدرن و با کارایی خیلی بیشتر از موشکهای هاک ساخته شده در فاز سوم طرح بهینه‌‌سازی موشک هاک بود. در سیستم هاک 21 سیستمهای راداری PAR و CWAR حذف و به جای ان از راداراهای مراقبت MPQ-64 استفاده شد. این رادار فوق پیشرفته ساخت شرکت نروژی کانگزبرگ برای سیستم کنترل آتش موشک هاک است که با سفارش نروژ طراحی و ساخته شده بود . این مدل از موشک هاک یک سرجنگی چند تکه با قدرت انفجاری زیاد دارد که میتواند با انفجار خود اهداف موجود در نزدیکی خودش رو نابود کند. این مدل موشک هاک امکان رهگیری و نابود کردن موشکهای بالستیک کوتاه برد را هم دارا می‌باشد. . رادار MPQ-61 مورد استفاده در سیستم HIP این نمونه از موشک هاک امکان پوشش دادن مناطق راداری زیر منطقه دید ررا هم دارد.

۴-مشخصات عمومی موشک هاک:

موشک هاک به شکل استوانه باریک و کشیده با چهار بال دلتایی شکل است که از انتها تا میانههای موشک امتداد دارند . موشک هاک ای (MIM-23A) 5.08 متر طول و قطر 37 سانتی متر داشته و طول بالها هم 1.21 متر است. وزن نمونه ابتدایی موشک هاک 548 کیلوگرم شامل یک سر جنگی54 کیلوگرمی می‌باشد. حداقل برد این موشک 2 کیلومتر و حداکثر برد عملیاتی آن هم 25 کیلومتر است که قابلیت نابود کردن اهدافی با ارتفاع 60 متر تا 11 کیلومتر از سطح زمین را داراست . موشکهای هاک بی تا ام (MIM-23 B/C/D/E/F/G/H/J/K/L/M) طول5.03 متر و قطر 37 سانتی متر دارند و وزن انها هم 638 کیلوگرم شامل سر جنگی 75 کیلوگرمی است و میتوانند اهدافی را در محدوده 1.5 تا 35 کیلومتری در ارتفاع60 متر تا 18 کیلومتر مورد حمله قرار دهند . موشکهای هاک مدل بی تا ام سرعتی در حدود 500 متر در ثانیه و قابلیت انفجار سر جنگی به وسیله هدایت رادیویی را دارند. در ضمن این موشکها مجهز به جستجو گر نیمه فعال هستند و تا 15 جی هم میتوانند فشار را تحمل کنند

 ۱-۴-موشک هاک MIM-23A  :

این مدل نمونه اصلی موشک هاک است، با سر جنگی54 کیلوگرمی که به دلیل کارایی کم خیلی زود از خدمت خارج شد

۲-۴-مشخصات موشک هاک MIM-23B :

در این نمونه از سر جنگی74 کیلوگرمی و سیستمهای هدایتی کوچکتر و پیشرفتهتر به همراه موتور جدید M112 استفاده شده و موتورهای M112 در زمان 5 ثانیه به حداکثر سرعت خود میرسیدند(500 متر بر ثانیه) و تا 21 ثانیه می‌توانند به این سرعت ادامه بدهند. وزن این موتور395 کیلوگرم بود که 295 کیوگرم آن مربوط به وزن سوخت است. این موشک امکان حمله به اهدافی در محدوده 1.5 تا 40 کیلومتر و در ارتفاع 60 متر تا 20 کیلومتر را دارد.  این نمونه از موشک هاک از سال1971 وارد خدمت شد و تا سال1978 تمامی نمونههای موشک هاک مورد استفاده در ارتش امریکا با این نمونه بهینهسازی شده بودند و تقریبا همه موشکهای هاک ایران از این نمونه (MIM-23B) هستند

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 17:55  توسط محمد جواد قرقانی  | 

















+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 17:54  توسط محمد جواد قرقانی  | 


نمایی كلی از Air Force One :
Air Force One یا نیروی هوایی یك به هواپیمای كنترل ترافیك هوایی كه حامل رییس جمهور ایالات متحده است اطلاق میشود كه این بر خلاف تصور عموم است كه فكر میكنند Air Force One یك هوایی عادی به مانند هواپیماهای دیگر است (البته به طور عمومی هر هواپیمایی كه حامل رییس جمهور آمریكا باشد به آن Air Force One میگویند) . در سال1990 رییس جمهور ایالات متحده درخواست دو هواپیمای وی‍ژه و شدیدا سفارشی شده بوئینگ747 سری200 بی Boeing 747-200B را كه باید بر طبق ساختار مورد نظر نیروی هوایی(طرح VC-25A)باشد برای جا به جایی رییس جمهور ایالات متحده را داد دو هواپیما با توجه به طرح درخواست شده با شماره های 28000 و 29000 ساخته شد . این هواپیما در اختیار رییس جمهور ایالات در طول مدت در اختیار داشتن این سمت و این دو هواپیماد تنها برای جا به جایی شخص رییس جمهور آمریكا است و نیروی هوایی آمریكا مامور استفاده و نگهداری از این دو هواپیما برای رییس جمهور آمریكا است . هواپیماهای VC-25A یا همان نیروی هوایی Air Force One حال حاضر امكان پرواز تا مسافت 12600 كیلومتر بدون سوخت گیری را دارد و ظرفیت حمل 70 مسافر را هم دارد . قبل از آنكه هواپیماهای طرح VC-25A در اوایل دهه1990 میلادی به عنوان نیروی هوایی یك وارد خدمت شوند هواپیماهای VC-137 كه دو هواپیما بوئینگ707 سری 320 بی Boeing 707-320B با شماره های 26000 و 27000 از سال1962 به عنوان نیروی هوایی یك خدمت میكردند . نگهداری و استفاده از این دو هواپیما توسط یك گروه نظامی به نام گروه جا به جایی رییس جمهور كه قسمتی از اسكادران 89 یگان فرماندهی ترابری هوایی نیروی هوایی آیالات متحده واقع پایگاه هوایی اندروز واقع در كمپ اسپرینگز ایالت مریلند هستند انجام میگیرد . رییس جمهور آمریكا اغلب از هلیكوپتر سیكورسكی VH-3D تفگنداران دریایی آمریكا كه Marine One نامگذاری شده برای رفت و آمد بین كاخ سفید و پایگاه هوایی اندروز استفاده میكند . از زمانیكه طرح نیروی هوایی یك شروع شد این طرح به عنوان سمبل و نماد قدرت و شخصیت رییس جمهور آمریكا به عنوان نماینده كشور و مردم آمریكا شناخته میشود .







مشخصات عمومی Air Force One :




نیروی هوایی یك استفاده میشود با نمونه اصلی خود از نظر ساختار و ویژگی و امنیتی تفاوت زیادی دارند . هواپیمای Air Force One از نظر ظاهری شبیه بوئینگ747 است ولی ساختار آن برای انجام وظایف خود تغییر كرده و دارای 3 طبقه و مساحت فضای داخلی شامل قسمتهای گوناگون هواپیما370 متر مربع هستش و پایین ترین طبقه هواپیما برای حمل وسایل مثل وسایل و چمدان و غدا و سایر وسایل مورد نیاز مورد استفاده قرار میگیرد و تا2000 كیلوگرم غداهای مختلف میتواند در محفظه های مخصوص شامل یخچالها و سردخانه نگهداری و حمل شود و آشپزخانه های Air Force One امكان آماده كردن و پذیرایی همزمان از 100 نفراز مسافران هواپیما رادارند و منطقه اصلی هواپیما طبقه دوم هواپیما است و تجهیزات ارتباطی و هدایتی و ناوبری هواپیما و ... در طبقه اول هواپیما مستقر هستند . در هواپیمای Air Force One یك بخش پزشكی هم وجود دارد این بخش درمانی شامل تخت بستری بیماران و امكانات درمان اورژانسی و یك داروخانه كامل شامل تمام ملزومات پزشكی وجود دارد و در هر پرواز چندین دكتر همراه رییس جمهور هستند. در هواپیمای Air Force One قسمتهای مزا و جداگانه برای مهمانان مثل روزنامه نگاران و پرسنل مختلف پروازی و كارمندان قسمت امنیتی مقامات ارشد و شخص رییس جمهور وجود دارد و در بخش مروبط به رییس جمهور یك اتاق ویژه برای استراحت و یك دفتر كار اختصاصی به همراه یك بخش برای ورزش در كنار یك سرویس كامل بهداشتی و حمام وجود دارد . بخشهای مخصوص رییس جمهور در امتداد یك كریدور طولانی در سمت راست هواپیما قرار دارد مسافران هواپیما میتوانند از سه در برای ورود و خروج استفاده كنند و دو در یكی در جلوی هواپیما و دیگری در میانه های هواپیما و سومین در قسمت منطقه میانی جلوی هواپیما مثل هواپیماهای بوئینگ747 كارگو قرار دارد به همراه چند در مخفی دیگر كه در مواقع ضروری از آنها استفاده خواهد شد . در Air Force One یك سیستم مخابراتی پیشرفته و گسترده شامل85 تلفن و 19 وسیله ارتباطی تصویری وجود دارد كه امكان ردگیری و شنود و یا اختلال در آنها به دلیل ضریب امنیتی بالای آنان غیر ممكن است . دكوراسیون و مبل و میز و صندلیهای مختلف همگی دست ساز هستند و توسط بهترین نجاران ساخته شده اند . از هواپیمای Air Force One به عنوان مركز فرماندهی ارتش در هنگام حوادثی مثل حمله اتمی سایر كشورها و یا هر گونه درگیری با كشورهای دیگر استفاده میشود و رییس جمهور میتوانند مستقیما با نیروهای ارتش در ارتباط باشد و دستورات لازم را به واحدهای مختلف دهد و یا در كنفرانسهای صوتی و تصویری با مقامات مختلف شركت كند . در این هواپیما اقدامات زیادی برای حفظ امنیت هواپیما شامل امكان افزودن امكان سوخت گیری هوایی و امكانات ضد موشكهای ضد هواپیما وجود دارد و طول سیم های بكار رفته در Air Force One 383 كیلومتر است و تمام سیمها با پوشش مخصوصی برای مقاوم بودن در برابر تششعات الكترومغناطیسی و هسته ای عایق شده اند . در هواپیما امكانات دیگری مثل مجهز بودن به جنگ الكترونیكیا همان ECM برای از كار انداختن رادار دشمن و امكانات دیگری برای فریب دادن موشكهای حرارت یاب دشمن در نظر گرفته شده است و این تنها بخشی از امكانات Air Force One بود و امكانات دیگر به دلایل امنیتی فاش نشده است .

 

استفاده از هواپیمای بوئینگ707 بعنوان Air Force One :
با شروع دوران رییس جمهوری جان اف كندی ورود هواپیماهای جت به ناوگان Air Force One آغاز شد . در سال1962 جان اف كندی یك هواپیمای دور پرواز سفارشی شده بوئیگ707 را به ناوگان Air Force One اضافه كرد این هواپیما با شماره 26000 به خدمت گرفته شد كه لقبSAM26000 را به این هواپیما دادند و SAM مخفف Special Air Missions است . از دیگر اقدامات جان اف كندی دعوت از ریموند لویی طراح مطرح صنعتی برای طراحی یك نمای بیرونی ویژه و متفاوت از سایر هواپیما بود و ریموند لویی از یك رنگ آبی روشن و طرح سفید رنگ استفاده كرد كه واژه United States of Americaبروی بدنه آن و پرچم آمریكا بروی دم هواپیما نقاشی شده بود را برای این هواپیما انتخاب كرد و كندی از ریموند لویی درخواست كرد كه نشان رییس جمهور آمریكا را هم به بدنه هواپیما اضافه كند و لویی این نشان را در دماغه هواپیما قرار داد .این رنگ آمیزی تا به امروز مورد استفاده قرار میگیرد . در اواخر ژوئن 1983 كندی اولین مسافرت خود را با هواپیمای SAM2600 با رنگ آمیزی جدید به برلین انجام داد و از آنجا به ایرلند سفر كرد و بعد از آن این هواپیما ركورد سریعترین پرواز میان واشنگتن و مسكو را به نام خود ثبت كرد . در22 نوامبر سال1963رییس جمهور كندی با استفاده از SAM2600 به دالاس و تكزاس سفر و نزدیك بعد الظهر همان روز ترور شد و بدن رییس جمهور فقید همان روز توسط SAM2600 به واشنگتن بازگردانده شد ولی SAM2600 همچنان وظیفه جا به جایی رییس جمهور را بر عهده داشت و سفرهای تاریخی زیادی به مانند سفر ریچارد نیكسون به چین و روسیه در سال1972 با این هواپیما انجام شد و بعد از آن با ورود یك فروند دیگر از هواپیمای بوئینگ707 و نامگزاری این هواپیما به SAM2700 هواپیمای SAM2600 به عنوان پشتیبان در خدمت Air Force One بود و وظیفه جا به جایی رییس جمهور بر عهده SAM2700 واگذار شد .



انتخاب رسمی نام Air Force One :
در سال1974 وقتی نیكسون از سمت خود استعفا داد به پایگاه هوایی اندروز كه محل نگهداری هواپیما مخصوص رییس جمهور ایالات متحده بود رفت و نام Air Force One را برای هواپیماهای رییس جمهور آمریكا پیشنهاد داد و فورد رییس جمهور جدید آمریكا این نام را قبول كرد و از تاریخ نام Air Force One به طور رسمی بكار گرفته شد و عبارت Air Force One روی هواپیماهای رییس جمهور امریكا درج شد . و هواپیمای sam27000 تا مدت طولانی همچنان در خدمت Air Force One بود توسط اشخاصی به مانند فورد/جیمی كارترو جورج بوش پدر مورد استفاده قرار گرفت و در ابتدای دهه 1990 از خدمت خارج و بعنوان هواپیمای ذخیره تا سال 2001استفاده میشد .


استفاده از بوئینگ747 بعنوان Air Force One :
در سال1990 اولین هواپیمای بوئینگ747 بعنوان Air Force One با شماره 28000 وارد خدمت شد و از طرف جرج بوش پدر مورد استفاده قرار گرفت و بعد از ان بوئینگ747 دیگری با شماره 29000هم به ناوگان Air Force One اضافه شد و این دو هواپیما تا سال2010 همچنان در این پست مشغول انجام وظیف خواهند بود .

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 17:53  توسط محمد جواد قرقانی  | 

این اولین‌بار در تاریخ هواپیماهای اس.سی.ای است که میزبان پرنده دیگری غیر از شاتل‌ها شده‌اند. این سفر برای حمل جنگنده فانتوم-ری (پرتوی شبح) جهت آغاز پروازهای آزمایشی انجام شده است.

این عکس که چند روز پیش گرفته‌شده، یک جنگنده فانتوم-ری بی‌سرنشین را سوار بر یک بوئینگ 747 اصلاح‌شده ناسا که برای حمل شاتل‌ها تغییر‌کاربری داده شده، نشان می‌دهد.






به گزارش نیوساینتیست، این اولین‌بار در تاریخ 33 ساله هواپیماهای حامل شاتل یا به اختصار «اس.سی.ای» است که میزبان پرنده دیگری به جز شاتل‌ها شده اند. در خلال این پرواز 50 دقیقه‌ای سیستمهای اس.سی.ای توسط یک هواپیمای دیدبانی کنترل می‌شد تا سفر 2897 کیلومتری جنگنده فانتوم-ری به پایگاه هوایی ادواردز در کالیفرنیا با موفقیت به پایان برسد و این جنگنده برای انجام یک‌سری پروازهای آزمایشی با استفاده از توان خودش آماده شود.


این جنگنده همراه با بخش اتصال آن به شاتل که به صورت اختصاصی طراحی و ساخته‌شده روی هم 13608 کیلوگرم وزن دارد که به شکل قابل‌ملاحظه‌ای کمتر از وزن 99790 کیلوگرمی شاتل‌ها است.


سرعت کروز یا ثابت گشت‌زنی فانتوم-ری که به خوبی استتار خواهد شد، 988 کیلومتربرساعت خواهد بود. پرواز در ارتفاع عملیاتی  12,192 متری انجام خواهد شد. نیروی هوایی ظرف مدت 6 ماه و طی 10 مرحله آزمایش پرواز، فناوری‌های تازه‌ای را در این جنگنده بررسی خواهد کرد.

این جنگنده احتمالا می‌تواند مأموریتهای گوناگونی را از جمله جاسوسی، تجسس، شناسایی و هر عملیات دیگری که بتواند دفاع هوایی دشمن را در هم بشکند اجرا کند. از دیگر قابلیت‌های فانتوم-ری حمله الکترونیک، تعقیب و گریز و سوخت‌گیری هوایی خودکار عنوان شده است.

تیرماه گذشته نیز انگلستان جنگنده بمب‌افکن تارانیس را با توانایی‌هایی مشابه رونمایی کرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 17:51  توسط محمد جواد قرقانی  | 

نخستین پروازش٫ X-47B ۲۹ دقیقه در آسمان بود و به پنجهزارپایی هم رسید.

X-47B بمانند نمونه ای کوچکتر از بمب افکن رادارگریز B-2 میماند.






برتری های X-47B در سنجش با دیگر پهپادهای آمریکایی مانند Predator و Reaper :

۱- رادارگریزی
۲- سامانه های پیشرفته تر
۳- پیشران جت (نمونه های دیگر ملخی هستند)





Northrop Grumman برنامهٔ X-47B را در ازای قرارداد ۳۹۵ میلیون پوندی که در سال ۲۰۰۷ بست٫ انجام میدهد.
برخی ویژگیها:


سرنشین: none aboard

درازا: ۱۱.۶۳ متر
درازای بالها: ۱۸.۹۲ متر
بلندا: ۳.۱۰ متر
وزن تُهی: ۶۳۵۰.۲۹ ک.گ
بیشینهٔ وزن برخاست : ۲۰۲۱۵ م.گ
پیشران: Pratt & Whitney F100-220U turbofan

ویژگیهای پروازی:


بیشینهٔ «سرعت»: high subsonic

«سرعت کروز»:ماک ۰.۴۵

جنگ افزار:

دو تیر بمب ماهواره ای GBU-31 JDAM -905 kg each

ناوبری و «اویونیکس»: EO/IR/SAR/GMTI/ESM/IO

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 17:51  توسط محمد جواد قرقانی  | 

معرفی :



F-15E



این مدل دوکابینه موسوم به Strike Eagle برای ماموریت های هجومی مخصوص و دقیق طراحی تولید گردیده ، کابین عقب این هواپیما نه بمنظور آموزش بلکه برای اوپراتور اویونیک و سیستم های کنترل اسلحه ( مشابهه اف-14 ) تجهیز گردیده ، از این مدل دو نوع جدید به نامهای F-15S و F-15I ساخته شده ، نوع S آن که مدلی تقلیل داده شده از E بوده و فاقد سیستمهای جنگ الکترونیک است برای عربستان سعودی ساخته شده و نوع I آن مخصوص نیروی هوائی اسرائیل ساخته شده است

مشخصات جنگنده F-15 Strike Eagle :

تعداد سرنشین:2 نفر
طول:19.44 متر
طول دوسر بالها:13 متر
بلندی:5.6متر
مساحت بالها:56.5 متر مربع
وزن خالی:14.379كیلو گرم
حداكثر وزن برخواستی:36000 كیلوگرم
نیروی پیشران:دو عدد پرت اند ویتنی با پسسوز و 129كیلو نیوتون هركدام
حداكثر سرعت: 2.54 ماخ
حداكثربرد:3.9000كیلومتر

تسلیحات:

یك توپ20میلیمتر

8 عدد موشك:

AIM-7M Sparrow
AIM-9M Sidewinder
AIM-120 AMRAAM
AGM-65 Maverick
AGM-130
AGM-84 Harpoon
AGM-84K SLAM-ER
AGM-154 JSOW
AGM-158 JASSM

بمبها:

B61 nuclear bomb
Mark 82 bomb
Mark 84 bomb
CBU-87 CEM
CBU-89 Gator
CBU-97 SFW
CBU-103 CEM
CBU-104 Gator
CBU-105 SFW
GBU-10 Paveway II
GBU-12 Paveway II
GBU-15
GBU-24 Paveway III
GBU-27 Paveway III
GBU-28
GBU-31
GBU-39 Small Diameter Bomb

بر خلاف دیگر جنگنده های دو سرنشینه كه سرنشین پشتی فاقد كنترلر های پروازیست در صندلی عقب Strike Eagle اپراتور تسلیجات میتواند هدایت اضطراری انجام دهد.

سیستمهای جنگ الكترونیك Strike Eagle كامل و دارای سنسورهای هشدار قفل راداری و پارازیت انداز و چف و ... است. سیستم ناوبری داخلی از یك ژیرسكوپ لیزری پیوسته برای مانیتور كردن محل هواپیما روی كامپیوتر مركزی و نهایتا نمایش روی نمایشگر راداری هر دو كاكپیت. سیستم راداری APG-63(V)3 سرنشینان را قادر به برنامه ریزی حمله به اهداف زمینی از فاصله دورتر نسبت به نمونه های قبلی میكند.این مدل رادار طوریست كه بعد از انهدام اهداف زمینی نقشه هوا به زمین رو فریز میكند و به سرعت روی اهداف هوایی زوم میكند همچنین هنگامی كه جنگنده مورد هجوم دشمن هوایی قرار میگیرد خلبان میتواند به اهداف هوایی حمله كند در حالی كه اپراتور سیستم تسلیحات به اهداف زمینی حمله میكند.

یك ارتفاع سنج فروسرخ امكان پرواز جنگنده را در شب و در ارتفاع بسیار پایین در تمام شرایط آب و هوایی فراهم میكند برای حمله به اهداف زمینی و با تهدید كمتر از طرف اهداف زمینی سیستم LANTIRN شرایط برابر برای دقت بكار گیری تسلیهات در شب و روز و شرایط بد آب و هوایی ایجاد میكند این سیستم دو غلاف در خارج بدنه جنگنده دارد همچنین ویدیو برای HUD كه تصاویری مانند روز تولید میكند.غلاف ناوبری شامل رادار ناهمواریهای زمین كه امكان پرواز در ارتفاع بسیار پست را ایجاد میكند این كار را خلبان خودكار انجام میدهد یعنی دستگیره هدایت را بالا و پایین میكندوغلاف هدفگیری كه در ارتفاع بسیار پست اهداف را از فاصله 16 كیلومتر نشانه گذاری میكند( این حالت خطری جدی برای پدافندهای بردكوتاه مثل تور ام 1 است ) همچنین بطور اتومات و فروسرخ موشكهای هوا به زمین یا بمبهای لیزری رو هدایت میكند.







میگ-31 بی ام



میگ-31 بی ام یکی از پیشرفته ترین و بهترین جنگنده های رهگیر جهان و روسیه است که تا کنون بیش از 550 فروند از آن تولید شده است . روسیه دارای 286 فروند میگ-31 هست که هر فروند قیمتی معادل 40 تا 50 میلیون دلار دارند . در واقع سرعت ، سیستم های جنگ الکترونیک ، رادار ، جنگ افزار ها و سیستم های جانبی این جنگنده قدرتی واقعی ساخته اند .

رادار میگ-31 بی ام Zaslon-M نام دارد که قادر به شناسایی اهداف هوایی و همچنین استیلت هست که بردی معادل 400 کیلومتر دارد . همین رادار قادر به شناسایی 24 هدف می باشد که می تواند با 6 تای آنها همزمان درگیر شود .

سیستم های جنگ الکترونیک میگ-31 بی ام ECM هست و همچنین سیستمی برای مقابله با جنگ الکترونیک که می تواند مثابله صد درصد با سیگنال های F9474JF84MF/K0 که یکی از اخلالگر ترین سیگنال های جنگ الکترونیک هست ، بکند .

یکی از ویزگی های برتر میگ-31 بی ام نسبت به جنگنده های آمریکایی مثل اف-15 استریک ایگل دارا بودن به موشک های بسیار دور برد هوا به هوا هست . قدرتمند ترین موشک این جنگنده موشک هوا به هوای R-37 با برد 300 کیلومتر و سرعت 6 ماخ هست . که این یکی از برگ های برنده و اصلی میگ-31 در مقابل جنگنده های هم تراز خود هست . جالب است که بدانید میگ-31 بی ام قادر هست به 6 فروند از این موشک قدرتمند تجهیز شود .

و همچنین نباید سیستم های XCOT-37CJM و OERIN/5L که دو سیتسم بسیار مهم در این جنگنده هست رو فراموش کرد .

اگرچه میگ-31 بی ام قادر هست که به دور برد ترین موشک هوا به هوای جهان تجهیز شود و سرعتی معادل 3 ماخ داشته باشد ولی بردی معادل 3.300 کیلومتر دارد و همچنین قابلیت سوختگیری هوایی ندارد !! و این یکی از اشکالات اساسی این جنگنده هست و حتی اگر قابلیت سوختگیری در این جنگنده وجود داشت آن زمان بود که می توان گفت این جنگنده واقعا بهترین جنگنده رهگیر جهان هست .

مقایسه
میگ-31 بی ام همان میگ-31 بی هست که برای درگیری با اهداف زمینی ارتقا یافته و در واقع به یک جنگنده چند منظوره تبدیل شده.

اف-15 استریک ایگل هم یک جنگنده چند منظوره هست.

اما در زمینه مقایسه اول رادار:
رادار میگ-31 بی ام رادار غیر فال زاسلون-ام با توانایی شناسایی تا 400 کیلومتر است به همراه یک شناساگر مادون قرمز با توانایی شناسایی تا 200 کیلومتر که بنظر قدرتمند تر از رادار فعال ای پی جی-63 استریک ایگل هست.

در زمینه تسلیحات: بنظر تسلیحات هوا به هوای میگ-31 از قدرت بیشتری(بخصوص به خاطر برد بالای آنها) برخوردار باشن.

تسلیحات هجومی:بنظر تسلیحات هجومی استریک ایگل از تنوع و قدرت بیشتری برخوردار باشن بخصوص اینکه این هواپیما توانایی حمل سلاح اتمی رو هم داره.

این شرحی از تسلیحات قابل حمل توسط بی ام:

1 23-mm six-barrel cannon GSh-23-6 (260 rounds)
Warload - 9000 kg
6 R-33S or R-37, 4 R-77 or RVV-AE, 2 R-40TD,
3 ASM Kh-59 and Kh-29T or 2 Kh-59M
6 anti-ship missiles X-31A,
6 anti-radar ASM Kh-31P, Kh-25MP or Kh-25MPU
6 bombs KAB-1500 or 8 KAB-500

البته همونطور که میبینید این هواپیما میتونه 6 عدد موشک ضد کشتی ایکس-31 حمل کنه که یک موشک ضد کشتی فراصوت فوق العاده خطرناکه.

سه نوع موشک ضد سطح میتونه حمل کنه در حالیکه استریک ایگل همانطور که آقا حامد ذکر کردن 5 نوع.

تنوع بمبهای استریک ایگل هم بیشتر بنظر میرسه.

این مقایسه با توجه به اطلاعات بسیار محدوده من بوده پس چه بسا اشتباه باشه.

من در مورد تسلیحات میگ-31 بی ام موشک آر-172 رو فراموش کردم که بردی معادل 400 کیلومتر داره و همچنین سرعتی معادل 4 ماخ .

کاملا برد رادار و تسلیحات به هم می خورند .

سیستم های الکترونیکی شناسایی هدف AM/L4-FZ1 هم در میگ-31 بی ام رو نباید فراموش کرد . این سیستم کمک قابلت توجهی برای شناسایی جنگنده های پنهانکار داره که در واقع می توان گفت یک سیستم کمکی برای رادار هست ولی نمی توان گفت که قادر هست هر نوع جنگنده با هر نوع سطح مقطع راداری مثل اف-22 رو از فاصله های چند صد کیلومتری شناسایی کنه ولی می توان گفت که کمک قابل توجهی به رادار برای تشخیص جنگنده ها با سطح مقطع راداری کم می کنه .

یکی دیگر از سیستم های این جنگنده OENF/ILS93 نام داره که ساخت خود روسیه هست . این سیستم کار های بسیار متفاوتی رو انجام می ده .

برای مثال در مرحله نخست یکی از استفاده های این سیستم نشان دادن راه مناسب و هدایت خلبان در مسیر مناسب برای حمله به دشمن هست . که البته توسط انتن های زمینی L3K کنترل می شه . یکی دیگر از استفاده های این سیستم هدایت خلبان برای نشتن بر روی باند در موقعیت های آب و هوایی مه آلود و یا غباری است . موقعی که خلبان دید کافی نداشته / یکی دیگر از استفاده های این سیستم دادن اطلاعات در مورد زمان تمامی سوخت هست .
یعنی اگر خلبان قصد دارد که جنگنده رو با سرعتی معادل 2.5 ماخ پیش ببرد اطلاع می دهد که اگر با این سرعت قصد پرواز دارد تا ....... ساعت دیگر سوخت تمام می شود . و در واقع یک سیستم اخطار دهنده سوخت هست . یکی دیگر از کار های این جنگنده دادن اطلاعات در مورد وضع هوا در 200شعاع کیلومتری جنگنده هست .
میگ 31 در توان رادار(برد و رهگیری) - سرعت -ارتفاع پرواز و برد موشكها بر F-15 برتری دارد

اما F-15 در قدرت مانور ( چابکی) _ بقاپذیری و تجهیزات الکترونیک برتر است

البته نقش خلبان بسیار مهم است که در این رابطه کشورهای دارنده F-15 از خلبانان ماهرتری بر خوردارند

همه فاكتورهای مقایسه زیر رو برای این دو هواپیما میتوان تفسیر كرد.

1-مانور پذیری: یعنی توانایی شیرجه زدن سریع و ناگهانی-اوجگیری قدرتمندانه و گردش كردن تند و بسته برای پیشدستی نمودن در متوجه كردن دماغه هواپیما بسوی هواپیمای دشمن

2-دید: با وجود تمامی امكانات راداری-كنترل كنندگان زمینی و هواپیماهای AWACS(هشدار زود هنگام)خلبان جنگنده برای پیروزی در نبرد هوایی نزدیك به آنچه میبیند متكی است. دیدن بدون مانع به خلبان امكان برتری بیشتری میدهد.نمونه های موفق این دیدگاه هواپیماهای P-51D موستانگ و F-16 فایتینگ فالكن میباشد.

3-برد: یعنی توانایی حمل سوخت كافی برای نبرد از بلند شدن از پایگاه یا ناو و جنگیدن و بازگشت دوباره به خانه.

4-بقاپذیری: یعنی توانایی تحمل و جذب صدمات قابل توجه حین نبرد و بازگشتن به پایگاه مادر یا نهایتا یك مكان امن.

5-قدرت آتش: قدرت آتش یك جنگنده نیز عاملی تعیین كننده در پیروزی است.

6-سقف پرواز: بیشترین ارتفاعی كه یك جنگنده از آن به گونه ای موثر به اجرای ماموریت بپردازد.

7-سرعت: سرعت یك جنگنده به آن كمك میكند كه در كمترین زمان ممكن وارد صحنه نبرد شده یا آن را ترك نماید.

8-نسبت شكار: عبارتند از نسبت هواپیماهای سرنگون شده دشمن توسط یك نمونه خاص از هواپیماهای خودی به نسبت تعداد سرنگون شده همان نوع هواپیمای خودی.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 17:48  توسط محمد جواد قرقانی  | 

وز موشک شهاب موشك های ضد كشتی بمب اتمی موشك ساحل به در یا هلی كوپتر و ناو های جنگی واسلحه و تانك و اف1

آشنایی با بمب افکن نسل هفتم B-3

جمعه 30 بهمن 1388  06:28 ب.ظ

نوع مطلب :هواپیما نظامی ،

بازدید :: 472

http://regmedia.co.uk/2008/11/21/b_3_concept.jpg


در شرایطی كه هوز جنگنده های نسل پنجم به طور كامل وارد خدمت نشده اند نیروی هوایی آمریكا پروژه پژوهشی را شروع كرده برای بررسی طزاحی بمب افكن نسل هفتم B.3 این بمب افكن قرار است برای سالهای 2035 وارد میدان شود شاید هم تا 2050 طول بكشد این نوید آینده ای حولناك است چون پیشبینی بمب افكنی برای دونسل آینده نوید دهنده ی رشد سریع تكنولوژیست این بمب افكن قرار است بتواند هم با سرنشین و هم بدون سرنشین پرواز كند كامپیوتر ماموریت آن باید بسیار باهوش باشد تا بتواند در برابر خطرات احتمالی از خود واكنش نشان دهد این هواپیما به معنای واقعی ضد رادار است در ضمن سرعت پیمایشی آن هم بیش از 2.7 ماخ و تا 10 ماخ است(B.2 كه اكنون فعال است سرعتش زیر سرعت صوت است) قرار است B.3 بتواند به هرنقطه ای از جهان در كمتر از سه ساعت و بدون سوختگیری هوایی برسد.

ادامه مطلب

نوشته شده توسط: صمد | آخرین ویرایش:- | نظرات (0)

برچسب ها: B-3 bomber ، بمب افکن بی 3 ،

هواپیمای بدون سرنشین Mariner

یکشنبه 4 بهمن 1388  05:14 ب.ظ

نوع مطلب :هواپیما نظامی ،

بازدید :: 329



این هواپیما مشتق شده است ازهواپیمای موفق predatore B . این هواپیمای چند منظوره مناسب است برای اهدافی چون: پایستگی بلند مدت در پروازهای دریایی، مراقبت از ماموریت های مرزی در نواحی ساحلی، شناسایی و خبر گیری (جاسوسی) و ارائه آن برای کاربران در سراسر کره زمین (کلا کاربردهایی در زمینه دریا دارد). این نوع هواپیما به گونه ای ساخته شده است که می تواند با خود سوخت اضافی حمل کند و همچنین می تواند ماموریت های مورد نظر را بدون وقفه تا زمان 49 ساعت انجام دهد. ظرفیت داخلی این هواپیما برای حمل بار522 کیلوگرم است و همچنین می تواند بار خارجی حدود 907 کیلوگرم را حمل کند. این هواپیما محصول کشور آمریکاست که برای بررسی شرایط ناوهای این کشور و حفظ امنیت آنها طراحی شده است.


در جولای 2004 وزارت دفاع انگلستان اعلام كرد كه شركت Thales برنده مناقصه ساخت پهپاد watchkeeper شده است.این سیستم دارای قابلیت های تجسس ،ردیابی ،تعیین مختصات هدف و شناسایی است. در آگوست 2005 شركت Thales قرارداد ساخت این پهپاد ها را با وزارت دفاع انگلستان امضاء كرد ، watchkeeper یك سیستم تاكتیكی است كه در ارتش سلطنتی انگلیس به عنوان یك سلاح نیمه استراتژیك بكار گرفته خواهد شد .



http://www.intell.rtaf.mi.th/intellUserFiles/image/Watchkeeper%20UAV_03.jpg



طرح پیشنهادی شركت Thales جهت ساختwatchkeeper تولید یك پهپاد بزرگ و یك پهپاد كوچكتر كه مجهز به ایستگاههای زمینی و تجهیزات پشتیبانی است می باشد ،اما وزارت دفاع تصمیم به ساخت پهپاد بزرگتر با نام WK450 گرفته است ،زیرا ساخت یك پهپاد به لحاظ اقتصادی نیز مقرون به صرفه خواهد بود .





http://defense-update.com/images_new1/wk_1_firstflight.jpg


پهپاد watchkeeper قادر به حمل مجموعه ای از سنسورها شامل دوربین های دید در شب و روز و رادارهای تجسسی است .دو پهپاد WK450 قادرند بطور همزمان و یا یكی پس از دیگری عمل كنند .ایستگاه كنترل زمینی بطور شبكه ای ایجاد ارتباط كامل در همه سیستم ها را تضمین می كند ،مثلاً در رادار حفاظتی هوابرد ،هواپیمای جنگنده و مقر فرماندهی گروه جنگی .



سیستم watchkeeper در سال 2010 مورد استفاده ارتش انگلستان قرار خواهد گرفت .مجموعه كامل این سیستم را می توان با هواپیمای C430 حمل و جابجا كرد .



برنامه watchkeeper :

در برنامه ریزی عملكرد این پهپاد ،چهار شركت صنعتی یعنی شركت BAE ،لاكهیدمارتین ،نورثروپ گرومن (Northrop Grumman) و شركت Thales مشاركت داشته اند .همچنین شركت Thales كه برنده مناقصه ساخت این پهپاد بوده است از اطلاع رسانی و مشاركت شركت های صنعتی نظیر Qinetiq ,Marshall sv , Elbit, Boeing و چند شركت دیگر بهره مند شد .این پهپاد دارای قابلیت های ردیابی ،آشكارسازی ،تصویر برداری و قابلیت های الكترونوری و پردازش سیگنال است .






شركت بوئینگ به عنوان یك شركت پشتیبان در این طرح برگزیده شده و نقش مهمی در بهره گیری از این تكنولوژی و بهسازی امكانات آن در طول چرخه استفاده از این پهپاد را بر عهده دارد .

پهپاد wk450 :

پهپادwatchkeeper كه wk450 نام گرفته است ،مطابق با پهپاد و ساخت شركت Elbit یعنی Hermes 450 ساخته شده است .در سال 2003 سیستم Hermes 450 پس از گذراندن مراحل تست و ارزیابی در ایالت نوادا مورد تأیید نیروی هوایی آمریكا قرار گرفت .



http://www.defenseindustrydaily.com/images/AIR_UAV_Watchkeeper_WK450_lg.jpg





این پهپاد را می توان در انجام مأموریت های مستقل و خودكار از پیش برنامه ریزی نمود و نیز می توان مجدداً آن را توسط اپراتور از ایستگاه زمینی و در حین پرواز كنترل و هدایت نمود . این پهپاد مجهز به سیستم GPS كامپیوتر و اطلاعات كامپیوتری دوگانه است .سیستم های برقی و الكترونیك در این پهپاد جهت افزایش قابلیت اطمینان ،مازاد بر نیاز در نظر گرفته شده است .


این پهپاد توسط موتورهای دوار و ساخت شركت VEL در لیچ یلد انگلیس به حركت در می آید و از یك چرخ پروانه دو پره ای استفاده می كند . برای استفاده از این پهپاد در مأموریت های بلند مدت و جهت افزایش مقاومت سیستم میتوان آنرا مجهز به مخازن سوخت یدكی نمود كه زیر بالهایش نصب می گردد در اینصورت قادر است تا 17 ساعت مقاومت نماید .




حداكثر ظرفیت :

پهپاد WK450 دارای قابلیت حمل بار تا حداكثر150 كیلوگرم است. این ظرفیت بار شامل دستگاههای مختلف از جمله سنسورهای دید در شب و روز ،مسافت یاب لیزری و یك رادار Synthetic aperture و آشكار ساز هدفهای متحرك زمینی است .



سنسورهای Compass (سنسورهای كوچک و پیشرفته چند كاره) شامل سنسورهای ؛نسل سون ،مجموعه FLIR كانونی 5-3 میكرون ،FLIR 13-8 میكرون ،دوربین تلوزیونی رنگی با قدرت بزرگ نمایی ،مسافت یاب لیزری محافظ چشم ،هدف یاب لیزری با قابلیت diode-pumped آشكار ساز لیزری هدف و ردیاب اتوماتیك است .



همچنین می توان یك ماهواره پهن باند را بر روی سیستم نصب كرد تا در مسافت های طولانی نیازی به استفاده از یك هواپیمای تقویت كننده امواج رادیویی نباشد .




ایستگاه كنترل زمینی :

پهپاد watchkeeper توسط اطلاعات كامپیوتری ماهواره ای به شبكه ای از ایستگاههای كنترل زمینی متصل می گردد كه در آن جا تصاویر تجزیه و ارسال خواهند شد .این ایستگاه كنترل زمینی كه 20 فوت طول دارد توسط شركت Marshall sv ساخته شده و مجهز به كلیه تجهیزات جانبی نیز می باشد .

centralclubs.com



+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 17:47  توسط محمد جواد قرقانی  | 


http://regmedia.co.uk/2008/11/21/b_3_concept.jpg


در شرایطی كه هوز جنگنده های نسل پنجم به طور كامل وارد خدمت نشده اند نیروی هوایی آمریكا پروژه پژوهشی را شروع كرده برای بررسی طزاحی بمب افكن نسل هفتم B.3 این بمب افكن قرار است برای سالهای 2035 وارد میدان شود شاید هم تا 2050 طول بكشد این نوید آینده ای حولناك است چون پیشبینی بمب افكنی برای دونسل آینده نوید دهنده ی رشد سریع تكنولوژیست این بمب افكن قرار است بتواند هم با سرنشین و هم بدون سرنشین پرواز كند كامپیوتر ماموریت آن باید بسیار باهوش باشد تا بتواند در برابر خطرات احتمالی از خود واكنش نشان دهد این هواپیما به معنای واقعی ضد رادار است در ضمن سرعت پیمایشی آن هم بیش از 2.7 ماخ و تا 10 ماخ است(B.2 كه اكنون فعال است سرعتش زیر سرعت صوت است) قرار است B.3 بتواند به هرنقطه ای از جهان در كمتر از سه ساعت و بدون سوختگیری هوایی برسد.

و اما نیاز های استراتژیك ببینید آمریكا بیشترین بار مسولیت بمب افكنهایش بعهده ی بمب افكن های فوق سنگین B.52 است كه با وجودی كه ضد رادار نیست اما بیشترین میزان محموله را میتواند حمل كند برای ماموریت هایی كه نیاز به سرعت عمل و پنهانكاری دارند از B.1 استفاده می كند و در ماموریت های ویژه از B.2 باید توجه كنید نگهداری بمب افكنها بسیار هنگفت وهزینه بر است به طور مثال امسال در بودجه نیروی هوایی آمریكا قرار است.

بمب افكن های سبك F.117 را بازنشسته و از رده خارج كنند چون با وجود ارزش ضد راداریشان نگهداری آنها نمیصرفد و یا آمریكا كلا 20 فروند بمب افكن B.2 سفارش داد(هركدام 2 میلیارد دلار) ولی هزینه كمر شكن پرواز آن(هر پرواز در حدود 1 میلیون دلار) باعث شد اكنون بیش از 12 فروند فعال نباشد كه آن هم تا حداكثر 2020 فعال خواهد بود بمب افكنهای B.52 با وجودی كه بیش از 50 سال عمر دارند هنوز بصرفه ترین گزینه برای نیروی هوایی بشمار می آیند و گفته می شود تا 2050 هم در خدمت خواهند بود.



http://www.fantastic-plastic.com/B-3-BomberPhoto.jpg




امكان زیادی دارد B.1 ها هم تا 2050 در خدمت باقی بمانند اما بمب افكنهای B.2 باوجودی كه پیشرفته تر  هستند بزودی از رده خارج خواهند شد بنا بر این نیروی هوای تا سال 2030 الا 2050 نیاز به جایگزینی بمب افكنهایش با یك بمب افكن فوق مدرن كه در عین كارامدی كم هزینه بوده و بتواند هم با خلبان و هم بدون خلبان پرواز كند و بدون محدودیت به هرجا برود. دیگر بحثی كه در مورد این بمب افكن مطرح است امكان هوا فضا پیما بودن آن است یعنی بتواند همچون شاتل ها از جو خارج شود كه در این صورت اولین فضاپیمای مسلح خواهد بود یعنی بتواند حتی ماهواره ها را نیز هدف قرار دهد و یا حتی كار شاتل هایی همچون X.33 را به انجام رساند


باید توجه داشت بهر صورت این بمب افكن چندان ارزان نخواهد بود چون فقط 35 میلیون دلار هزینه تحقیقات اولیه آن است. در مورد تسلیحات گفته های در مورد افكان نصب لیزر هوابرد در آن برای نابودی اهداف(در مورد لیزر هوابرد بعدا شرح خواهم داد) ویا استفاده از امواج مایكرو ویو (HPM) در آن شنیده می شود كه در صورت واقعیت باید فیلم های علمی تخیلی با سلاح های لیزری را جدی بگیریم

بهرصورت B.3 پرنده ای خواهد بود كه اوج نبوق و خلاقیت را در خود داشته باشد و نمادی كامل از سلاح های جنگی حولناك در آینده ای كمتر 50 سال است.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 17:42  توسط محمد جواد قرقانی  | 

در نیمه سال 1964 نیروی هوایی ایالات متحده برنامه ای به نام پروژه CX-HLS را برای ساخت یک هواپیمای ترابری لجستیکی سنگین آغاز کرد، و با شرکت های بویینگ و داگلاس و لاکهید در مورد ساخت پیکره، و با شرکت های جنرال الکتریک و پرات اند ویتی در مورد ساخت موتورهای توربوفن بسیار قوی، قرارداد های تحقیقاتی مقدماتی برای مدت سه ماه منعقد کرد.


http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/1/15/Lockheed_C-5_Galaxy_take_off.jpg


با گزینش طرح لاکهید به دلیل قیمت کمتر و امکان حمل بارهای حجیم تر با روش بارگذاری از طریق دماغه بازشونده، این شرکت مامور ساخت هواپیمای مورد نظر شد. محصول کار لاکهید، به نام C-5 Galaxy در 30 ژوئن 1968 برای نخستین بار پرواز کرد.




پس از پایان مراحل ساخت اولین فروند، قیمت تمام شده و وزن نهایی سی 5 از موارد پپیش بینی شده بسیار فراتر رفت، در حالی که از نظر استحکام سازه ای هم ضعیف تر از حد مطلوب بود. بنا به آزمایش های استاتیکی، سازه بالها فقط 84% بیشترین بار پیشبینی شده را تحمل میکرد، اما به دلیل ضرورت فوری تعویض هواپیماهای C-124 و C-133 ساخت داگلاس، C-5 سریعا برای خدمت آماده شد و اولین C5A در 17 دسامبر 1969 تحویل نیروی هوایی شد. با این حال، ضعف های سازه ای و عملکرد پروازی آن فراموش نشد.


http://www.airforce-technology.com/projects/c5/images/C-5Galaxy_1.jpg

C-5 در اواخر جنگ ویتنام و جنگ اعراب و اسراییل(یوم کیپور) خدمات زیادی انجام داد،اما همه این خدمات تحت تاثیر سانحه روز چهارم آوریل 1975 در ویتنام قرار گرفت که به کشته شدن 155 نفر انجامید. این سانحه پس از کنده شدن درهای انتهایی و از دست رفتن کنترل هواپیما رخ داد و باعث شد که اختصاص بودجه برای رفع ضعف iای سازه ای، در اولویت قرار گیرد. به این ترتیب، در اولین اقدام قراردادی برای تعویض بالها منعقد شد تا عمر آنها از نظر پدیده خستگی سازه افزایش یابد.در دهه 1980 همه هواپیماهای تولیدی مشمول طرح تغیر بال شدند.



تولید اولین مدل گالاسکی، یعنی C-5A پس از تکمیل تعداد پیش بینی شده در قرارداد در 1976 متوقف شده بود. اما به دلیل نیازهای روزافزون نیروی هوایی، در 1982 مجددا قراردادی با لاکهید منعقد شد که شامل تولید گالاکسی جدید با موتورهای کمی قویتر، بعضی اصلاحات سازه ای، و تغیرات آیونیکی بود. مدل جدید را C-5B نامیدند.



C-5 میتواند بارهای سنگین و حجیمی مثل تانک های جنگی، پلهای متحرک، هلیکوپتر های نیمه سنگین و سنگین را حمل کند، ضمنا به دلیل دماغه بازشونده و در انتهایی، امکان بارگذاری و باربرداری سنگین هم دارد. مثلا C-5 میتواند 2 تانک M-1 یا شش فروند هلیکوپتر تهاجمی Apache را حمل کند.



http://www.5goldstar.com/800px-C5_galaxy.jpg


همچنین هرچند جابجایی سربازان در طرح اولیه سی.5بی لحاظ نشده بود، میتواند 290 سرباز مسلح به همراه تجهیرات مورد نیاز را با آن جابجا کند. گالاسکی با بالهای جدید رکورد های جهانی پرواز مثل بیشترین وزن برخاستن(920.836 پوند) را بدست آورد! و در جنگ خلیج فارس با شرکت در عملیات طوفان صحرا 22.4% از مجموع کل ماموریت های انجام شده ترابری استراتژیک را انجام داد.



===================
انواع مدل ها:

1- C-5A
2- C-5B


-----------------------------------
مشخصات فنی C-5B :
نیروی رانش
:
موتورها: چهار موتور توبروفن جنرال الکتریک TF39-GE-1C
بیشترین رانش موتور: 191.2 کیلونیوتون
ظرفیت مخازن سوخت درونی: 193.600 لیتر



-----------------------------------
ابعاد بیرونی :
نسبت منظری بال: 7.7
دهانه بال: 67.8 متر
طول وتر بال:
در ریشه 13.8 متر
در نوک 4.6 متر
زاویه پس گرایی بال: 25 درجه
زاویه نصب بال: 3 و 30 درجه
دهانه دم افقی: 21 متر
مساحت دم افقی: 90 متر مربع
مساحت کل ساکان افقی: 24 متر مربع
مساحت کل ساکان عمودی: 21 متر مربع
طول: 75.5 متر
ارتفاع: 20 متر




----------------------------------
ابعاد درونی (کابین تحتانی، بدون رمپ) :
طول: 36.9 متر
بیشترین عرض کابین: 5.7 متر
بیشترین ارتفاع کابین: 4.1 متر
مساحت کف کابین: 213 متر مربع


----------------------------
ابعاد درونی ( کابین فوقانی) :

طول کابین فوقانی پیشین: 12 متر
طول کابین فوقانی پسین: 18.2 متر
بیشترین ارتفاع کابین فوقانی: 2.2 متر


----------------------------
وزن ها :

بیشترین وزن سوخت: 150.815 کیلوگرم (تقریبا به اندازه وزن 6 فانتوم مسلح)
بیشترین بارمزد: 132 تن
بیشترین وزن برخواست: 380 تن
بیشترین توان بال: 659 کیلوگرم بر مترمربع


----------------------------
عملکرد پروازی :

بیشترین سرعت افقی: 919 کیلومتر بر ساعت
بیشترین سرعت کروز: 900 کیلومتر برساعت
سرعت کروز اقتصادی: 833 کیلومتر بر ساعت
سرعت واماندگی: (در بیشترین وزن فرود، بالچه 40 درجه و موتور غیرفعال) 193 کیلومتر بر ساعت
بیشترین نرخ صعود: 9 متر در ثانیه
مسافت دویدن برای برخواست: 2.9 کیلومتر
مسافت فرود: 1.2 کیلومتر
سقف پرواز خدمتی: 10.8 کیلومتر
برد با بیشترین بارمزد و سوخت زخیره: 10.411 کیلومتر



-----------------------------
سایر مشخصات :

قادر به جابجایی 15 نفر در کابین فوقانی پیشین با 75 صندلی برای نیروهای رزمی
قادر به جابجایی 270 نفر نیروی نظامی در کابین تحتانی
قادر به حمل دو دستگاه تانک M1 با 6 فروند هلیکوپتر آپاچی با 16 عدد کانتینر 3/4 تنی،یا 10 فروند موشک پرشینگ( با ادوات پرتاب و تجهیزات )

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 16:2  توسط محمد جواد قرقانی  | 


kalinin-k-7-01 kalinin-k-7-02

در اوایل ۱۹۳۰ , گروهی از دانشمندان به رهبری کنستانتین کالینین برای رفع پیچیده ترین مشکلات طراحی هواپیمایی تلاش کردن. بدینسان ایده ساخت کالینین ک-۷ متولد شد. اون قرار بود هواپیمایی با مقیاس بندی های بزرگ باشه , که به خصوص برای پروازهای خارجی طراحی می شد.


old-picture-of-kalinin-k-7

گاهی اوقات در جریان توسعه یک طرح ممکنه اجازه انجام کارهایی داده بشه , فکر باربری واقعی (مردم و کالا) روی بال های هواپیما , منجر به تنوع ترسیم ها و فکر پرواز کردن روی بال ها شد. هواپیما در سال ۱۹۲۸ حتی در تونل هوا هم آزمایش شد و ساخت نمونه ای از اون در سال ۱۹۲۹ شروع شد. مقیاس بندی ها در اون زمان گیج کننده بود , ۵۳ متر (۱۷۳ فوت و ۱۱ اینچ) طول بال های هواپیما و ۴۵۴ مترمربع (۴۸۸۶٫۸ فوت مربع) مساحت بال. در کل فقط یک هواپیما ساخته شد , اما همون برای به تحرک در آوردن افکار برای خلاقیت بیشتر کافی بود.

original-designs-of-kalinin-k-7

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 16:2  توسط محمد جواد قرقانی  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 15:57  توسط محمد جواد قرقانی  | 


 

ساختمان  این بمب افکن به گونه ای  طراحی شده است که  با  وارد شدن به اتمسفر زمین  واستفاده از کمتری  نیروی  ممکن  خود را به سمت هدف  رسانده و  ماموریت خود را  انجام دهد .  برای این کار این  پرنده با  روشن کردن موتورهای نیرومند خود  تا  ارتفاع  130000 پایی از سطح زمین بالا می رود  و سپس  موتورهای  خود را خاموش میکند تا به صورت شیرجه ای   با شیب  پایین مجددا  سرعت  گرفته  و  مقداری از مسیر خویش را بدون  استفاده از  سوخت  طی  کند . سپس  مجددا موتورهای  قدرتمند خود را  روشن  کرده و مجددا  به  ارتفاع فوق  باز  میگردد .(همانند  سنگ صافی که   در صورت  پرتاب به صورت افقی میتواند چندین بار  از روی آب جهش  کرده   و  مجددا به هوا  باز گردد .) همانطور که میدانیم  جو زمین  در مقابل   اجسام خارج از زمین   که به سطح زمین نزدیک می شوند  دارای نوعی مقاومت  است  و از ورود آن  تا حد ممکن  جلوگیری میکند . (مانند مقاومت  سطح آب در قبال  سنگ صاف ) پس  بمب افکن  هایپر  با استفاده از همین خاصیت  به علاوه  موتورهای  نیرومند خود می تواند  در طول اتمسفر زمین  به  سمت هر منطقه مورد نیاز  پرواز کند .

این  پرنده به طور مثال برای انجام یک ماموریت  در شرق آسیا   با  پرواز  از امریکا   و  بر فراز اقیانوس  اطلس  به بیش از 25  جهش   در یک  پرواز یک ونیم ساعته   نیاز دارد تا بر فراز هدف  خود  قرار گیرد . زاویه مورد نیاز به هنگام  هربار  صعود و  سقوط در هر جهش  تقریبا  پنج درجه می باشد . خدمه این هواپیما  نیز به هنگام هربار سقوط و صعود  نیرویی  معادل  1.5  جی   بی  ونی و یا جاذبه را  احساس خواهند . این نیرو معادل  نیروی  دوران یک کودک توسط یک فرد بزگسال   است که از طرف  کودک احساس می شود   که  تقریبا   نیروی  ناچیزی  است . البته نیروی  جی  بمب افکن هایپر می تواند تا  صد ها مرتبه   از ان  کوچکتر باشد . اگرچه  طرحهای حمل  مسافر توسط این  پرنده   مخاطره امیز ذکر شده ولی  در کل  هیچ خطری   در خارج از  جو  چون برخورد با    پرتاب گرهای ماهواره و یا  سایر  لانچر های فضایی  این  پرنده را  تهدید نمیکند .





طرح موتوراین هواپیما مبنی  بر استفاده از موتورهای  موشکی  وراکتی   برای  پرتاب  این  پرنده از  پایگاه  پروازی به سمت  جو و سپس  باز گرداندن آن به  سمت مقصد در داخل  جو است . البته  طرح دیگری  نیز مبنی  بر استفاده ازموتورهای  جت  پیشرفته  برای  قرار دادن  این   پرنده در جو  مطرح شده است . یکی دیگر از ایده های بکارگیری شده در این طرح  استفاده از گرمای ناشی از اصطکاک  جو هنگام شیرجه به درون اتمسفر است . این  پرنده می تواند  گرمای وارد شده را جذب و در زمان  اوج گیری مجدد و قرار گیری در  خارج از اتمسفر که دارای دمایی بسیار  پایین است  استفاده کند . البته این طرح در حال تحقیق است .
تصویری از چگونگی کارکرد موتور  های بمب افکن




روش  دیگر برای  تامین نیروی اوج دهنده  در این  پرنده استفاده از موتور های اسکرم جت  است . این موتورها با قابلیت  فشرده سازی و  دادن  شتابی بیش از حد معمول  به ذرات ورودی هوا  می توانند نیرویی بسیار بالاتر  از موتورهای جت برای  هایپر ایجاد کنند . در هر صورت امکان استفاده از این نوع موتورها  حداقل برای دادن شتاب اوج گیری  به هایپر  غیر محتمل نخواهد بود .زیرا این موتورها  پرتابکننده های خوبی در سرعت های فراصوت  هستند .
نماهای جانبی بمب افکن




طراحی  بمب افکن به صورت  کاملا آئرودینامیک   اتنجام شده است  و دارای  طول بسیار بالایی است که بتواند همچون یک راکت  برای   گرفتن  شتاب  عمل  کند . لبه های  خارجی  در گوشه های اتصال  قسمت بالایی  هواپیما  با  قسمت  پایینی  نیز برای  افزودن  قابلیت  آئرودینامیک  آن به صورت  کاملا  زاویه دار  در نظر گرفته شده  است . برای  دفع  مشکل  ناشی  از  سرعت های بالا   در این بمب  افکن  قسمت  جلویی  به صورت   نازک تر و کم  عرض  تر  از قسمت  انتهایی  هواپیما  برای  تحمل  فشار بسیار بالای  امواج صوتی طراحی شده است . علاوه بر این  خود  بمب افکن  همچون  یک  بال  بزرگ است  که  با  توجه به  نوع  شکل  بندی  ان   نیروی   بالابرنه  آن در سرعتهای بالا  بسیار  افزایش  می یابد .

در صورت  نهایی  شدن  طرح ساخت  این بمب افکن  که   دارای  پروژه ای بسیار محرمانه است     فاصله  17  ساعته   پرواز   بین  استرالیا  ولندن   به 1.5  ساعت  کاهش  خواهد یافت   . و  امید انسان به کاهش  فاصله ها   روز به روز بیشتر خواهد شد . البته بنابه ادعای  چندین نشریه   تعدادی  عکاس  موفق به شکار تصاویری با  استفاده از تلسکوپ  از پروازهای شبانه این بمب افکن شده اند  .

مترجم MSKSB

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 15:54  توسط محمد جواد قرقانی  | 


V-22 یک وسیله ی جنگی هواییست که با استفاده از تکنولوژی تیلتروتر (کج شونده) همانند یک هلیکوپتر توانایی پرواز عمودی را داراست و نیز میتواند مانند یک هواپیما با سرعت و ارتفاع بالا پرواز کند.

http://www.wired.com/images_blogs/photos/uncategorized/2007/04/11/v22osprey01.jpg


این پرنده میتواند توسط موتورهایی که در جهت عمودی هستند به طور عمودی Take off و Landing انجام دهد و یا مانند یک بالگرد در هوا معلق بماند.در هنگتم پرواز موتورهای این پرنده قادر به چرخش هستند و این پرنده را تبدیل به یک هواپیمای جت میکنند که دارای قابلیت پرواز در ارتفاع و سرعت نسبتا زیاد می باشد.


V-22 تنها پرنده ایست که قابلیت عملیات در هر نقطه ی جهان متناسب با هر گونه آب و هوا  را داراست که این قابلیت باعث تسریع عملیات و فراهم شدن نیروها در عملیات جنگی میشود و باعث کاهش درخواست انتقال هوایی و دریایی استراتژیک محدود میشود.



خریداران:

1- در حال تولید برای نیروهای کماندویی آمریکا (US MARINE)
2- نیروی عملیات ویژه ی هوایی آمریکا (US Air Force Special Operation)
3- نیروی دریایی آمریکا (US NAVY)

هم اکنون نیروی کماندویی آمریکا سفارش تولید 360 فروند MV-22s برای انجام دادن عملیات تهاجمی و عملیات پشتیبانی نیروها سفارش داده است.


نیروی ویژه ی هوایی آمریکا (نیروی هوایی آمریکا مختص عملیات ویژه) 50 فروند CV-22s برای پشتیبانی و تعقیب زمینی در ارتفاع کم و در عین حال با سرعت زیاد در مکانهای مختلف برای انجام عملیات های ویژه ی مختلف سفارش داده است.
نیروی دریایی 48 فروند HV-22s برای انجام عملیات پشتیبانی سفارش داده است.


اولین اسکادران V-22 در تاریخ 3/3/2006 برای نیروی کماندویی آمریکا با نام phumder-Chickens تشکیل شد که این اسکادران در سال 2007 کاملا عملیاتی خواهد شد. CV-22 در سال 2009 کاملا عملیاتی خواهد شد.





=========================
مشخصات عمومی:


نیروی پیشرانه: (Rolls Roys AE-1107c , 6.150 SHP (4586KW

طول: (Feet (17.48 Metr) ,63 Feet (19.08 در حالت باز شدن درب عقب

قطر پره ها: 11.56 Metr
  
ارتفاع در حالت عمودی بودن موتورها: 6.63 metr

ارتفاع تا سکان: 5.38 meter

بیشینه وزن برخاست: 23495kg

وزن خالی برخاست:  8460Kg

سرعت: km/h 555

مسافت قابل طی کردن با حد اکثر وزن:  1182km

مسافت قابل طی کردن بدون بار: 4239Km  

خدمه: 3 نفر



=========================

تولید:

بخش هلی بویینگ مسول ساخت بدنه و سیستمهای کمکی و سیستمهای دیجیتال و سیستم کنترل الکتریکی میباشد. و همکار آن شرکت هلیکوپتر سازی بل مسول ساخت بال و جعبه دنده و سکانها و سیستم چرخش پره ها و موتور میباشد.
هم اکنون این دو شرکت در حال تولید 13 فروند V-22 برای تحویل در اواخر سال 2006 میباشند.




پیش زمینه:

سازمان دفاع اجازه ی تولید کامل وی22 را در سپتامبر سال 2005 بعد از آنکه یک سری آزمایشات کلی و ریز که احتیاجات سازمان دفاع و نیروهای ویژه را مهیا کرد داده.



Bell بیش از 70 فروند هماپیما قبل از سال 2006 برای عملیاتهای گوناگون تولید کرده که یک دهه هم ادامه پیدا خواهد کرد. بویینگ و همکاران تجاری اش در سیستمهای بزرگ یا کوچک هم در کارهای شبکه ای پیشرو هستند و به علاوه ی آنکه یک پیشتاز در تولید ادوات نظامی و تجاری برای آمریکا و متحدانش هستند.



همچنین کمپانی بل یک پیشتاز دز عرصه ی وسایل نقلیه ی عمود پرواز  برای کارهای تجاری و نظامی است. این کارخانه تا کنون بیش از 35000 پرنده  از سال 1946 ساخته است که اولین پرنده ی تجاری بل47 نام گرفت.

centralclubs

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 15:54  توسط محمد جواد قرقانی  | 


میراژ IV با بالهای دلتا شكل و عدم وجود سكان افقی در انتها بدنه بسیار به سلف خود میراژIII شبیه میباشد. این هواپیما دارای دو عدد موتور SNECMA در انتهای بدنه و دو هواكش در دو سمت بدنه است. این جنگنده عملا قادر است تا با سرعتی فراتر از 2.2 ماخ حركت كند اما به خاطر حرارت شدید بدنه در این سرعت و عدم تحمل این حرارت توسط سازه عملا پا را فراتر نمیگذارد. باكهای داخلی این جنگنده گنجایش 14000 لیتر سوخت را داراست.





در این جنگنده دو نفره كمك خلبان(افسر ناوبری) در پشت كابین خلبان و در یك كاناپی مستقل جا دارد و رادار ناوبری/پرتاب بمب در محفظه ای واقع در زیر هواكش و عقب كاكپیت قرار میگیرد و لوله سوختگیری هوایی نیز در نوك دماغه تعبیه شده است. میراژ IV دارای دو پایلون در زیر هر بال میباشد كه پایلونهای داخلی به طور معمول برای حمل دو مخزن سوختخارجی هریك به گنجایش 2500 لیتر به كار رفته و پایلون های خارجی قابلیت حمل غلاف ECM از نوع Barax NG و Chaff/Flare را دارا هستند و برای این جنگنده توپ داخلی طراحی نشده است.




نمونه Mirage IV a دارای یك جایگاه حمل سلاح هسته ای در زیر موتور ها میباشد كه توانایی حمل سلاح های AN_11 یا AN_22 را دارد. از سال 1972 به بعد تقریبا 12 فروند از این جنگنده به غلاف شناسایی CT 52 در جایگاه حمل بمب مجهز شدند.CT 52 برای هر دو نوع BA یا (basse ALT ----low level) و HA یا (haute ALT --- high ALT) با 3 تا 4 دوربین برد بلند قابل دسترسی است. البته هیچ كدام از CT 52 ها دارای تجهیزات دیجیتال فیلمبرداری یا عكسبرداری نبودند و از روش های قدیمی ظهور فیلم استفاده میكردند.




نمونه Mirage IV p دارای یك پایلون مركزی برای موشك ASMP بود. Mirage IVa  در تئوری قابلیت حمل تا 6 تیر بمب بزرگ بدون مخازن سوخت خارجی و غلاف ECM را داشت اما در عمل به ندرت از این تركیب استفاده شد.


===================
مشخصات فنی:
استفاده اصلی : بمب افكن مافوق صوت متوسط
خدمه : 2 نفر
شركت سازنده : Dassault فرانسه
پیشرانه : 2 عدد موتور توربو جت SNECMA هریك با كشش 49.03 كیلو نیوتون در حالت معمول و 70.61 كیلونیوتون در حالت پس سوز
طول : 23.5 متر
عرض بالها : 11.85 متر
ارتفاع : 5.4 متر
وزن خالی ( برای نمونه P ) : چهارده ونیم تن
حداكثر وزن برخاست : 31.6 تن
حداكثر سرعت : 2340 كیلومتر بر ساعت
سقف پروازی : 20000 متر برای نمونه P
برد : 2500 كیلومتر

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 15:51  توسط محمد جواد قرقانی  | 

داسلت میراژ 5 یک هواپیمای ضربتی مافوق صوت هست که در فرانسه و توسط Dassault Aviation  در طی سال 1960 طراحی شده است. این جنگنده  هم در فرانسه و هم چند کشور دیگر ساخته شده است. میراژ 5, از جنگنده بسیار موفق داسلتمیراژ 3 مشتق شده بود و چندین نمونه از خودش را نیز تولید کرد.

توسعه اولیه

بنا به درخواست نیروی هوایی اسرائیل میراژ-5  از کمپانی داسلت رشد کرد. از آنجایی که آب و هوا در خاورمیانه در بیشتر اوقات صاف و آفتابی هست , از این رو اسرائیلی ها پیشنهاد کردند که آویونیک ها در هواپیما برداشته شود , سیستم هایی که در پشت کاکپیت خلبان  و مطابق با استاندارد میراژ IIIقرار گرفته بودند .اسرائیلی ها می گفتند که با این کار هم قیمت هواپیما و هم نگهداری هواپیما کاهش پیدا می کند و در عوض جای خالی برای سوخت بیشتر و برای انجام ماموریت های ضربتی فراهم می شود.

در سپتامبر 1966  اسرائیلی ها یک سفارش برای 50 فروند ازهواپیماهای جدید را ترتیب دادند.



میراژ 5

میراژ 5 اولین پروازش را در 19 می 1967 انجام داد.هواپیما بسیار شبیه به میراژ IIIدیده می شد مگر در دماغه که در میراژ 5 در بلندتر و باریکتر شده و همین طول هواپیما را در حدود نیم متر بلند تر کرده بود.  می توان در مورد ساخت میراژ 5  با عنوان برازنده ترین  سری میراژ دلتا بحث کرد.به طور کاملا" مشخص در اکثر نمونه های میراژ 5 لوله pitpt از نوک  دماغه به زیر دماغه حرکت کرده بود.


میراژ 5 دو قبضه توپ DEFA ی میراژ IIIEرا در خود حفظ کرد اما 2 مقـــــــــــر به آن اضافه شد تا مجموع مقر ها به عدد 7 در این جنگنده برسد. ماگزیمم بار جنگی  میراژ 5 برابر 4000 کیلوگرم یا 8800 پوند  و شرط داشتن راکت موتور SEPR در این هواپیما حذف شده بود.

  تنش های  روبه افزایش در خاورمیانه در پنجم ژوئن 1976 رئیس جمهوری فرانسه ,  شارل دو گل  را بر آن داشت تا میراژ های 5 ارتش اسرائیل را تحریم کند.حتی اگر چه اسرائیلی ها مانع توقیف شدند  و در 1968 آماده پرداخت های نهایی دسته کامل بودند, خط تولید پیوسته میراژ ها به سوی خاموشی چرخید.

در اواخر 1969,اسرائیلی ها خلبانانی را برای تست هواپیما در فرانسه داشتند, درخواست کردند که هواپیما به Corsica  انتقال یابد, این فکر به ایشان اجازه می داد که آموزش پرواز در طی زمستان ادامه پیدا کند ولی دولت فرانسه زمانی که اسرائیلی ها سعی در دست یابی به تانکر های سوخت دوربرد داشتند به آنها مشکوک شده و این اقدام را لغو کرد.

سرانجام اسرائیلیها  پس از تلاش خود را برای بدست آوردن هواپیما  استرداد را پذیرفتند.اما بعد ها همدستی و مشارکت با فرانسوی ها  را خارج از دید عمومی از سر گرفتند و اسرائیل 50 فروند میراژ 5s از AdA ( نیروی هوایی فرانسه)دریافت کرد. تا آن وقت در اصل AdA  ساخت بیش از 50 فروند هواپیما را برای اسرائیل با عنوان میراژ 5Fs بعهده گرفته بود.



مابین می 1971 تا فوریه 1974 هواپیماها به همراه اعزام تکنسین های اسرائیلی تحویل داده شدند.پس از دریافت نقشه های فنی کامل از میراژ 5 , اسرائیل رسما" ساخت هواپیمایش با نام "نشــــــــــــر" را اعلام کرد.


مشابه با میراژ IIIE , میراژ 5  با نمونه های صادراتی متفاوت با یک محدوده وسیع از آویونیک های متفاوت نصب شده, مورد پسند مشتریان صادارتی بود.در حینی که میراژ 5 اساسا" با نقش یک هواپیمای ضربتی در هوای صاف جهت گرفته بود  می شد با سوار کردن آویونیک نچندان زیاد,  هواپیما را به سوی ماموریت رزم هوایی باز متمرکز کرد.به عنوان مثال می شد سیستم های الکترونیک را قدرتمند تر و منسجم تر کرد که آن  آمادگی  میراژ 5  را به داشتن قابلیت های بیشتر میسر می ساخت.
نمونه های شناسایی /اکتشافی و دوسرنشینه میراژ 5 به ترتیب با اسم Mirage 5R و Mirage5D فروخته شدند. به هر حال با یک ملاحضه کوچک از تفاوت مابین میراژ III و میراژ 5 سریعا" متوجه می شویم که این اسم ها واقعا" برای پیشنهادات بازاریابی بوده است. خط مابین پیکربندی از یک میراژ III اکتشافی و یا نمونه آموزشی و یک میراژ 5 معادل پاک نشده بود و در حقیقت آنها در خیلی موارد یکسان بودند.


میراژ 5  با لیست معمول از اسم های زیر نمونه  و اختلاف در سیستم ها و ابزار ها  به ابو ظبی / بلژیک / کلمبیا / مصر / گابون / لیبی / پاکستان / پرو / ونزوئلا  و  زئیــــر فروخته شد.جنگنده های بلژیکی اکثرا" با آویونیک امریکایی و هواپیماهای مصری با سیستم های آویونیک ضربتی MS2 از آلفا جت داسلت – دورنیر متناسب شده بودند .
در 1978 و 1980 اسرائیل مجموع 35 فروند جنگنده نشـــــــــر به اضافه 4 فروند نمونه آموزشی یا همان نشر های T را به آرژانتین فروخت که ابتدا در آرژانتین با عنوان Daggers و سپس بعد از آخرین ارتقاهایشان با عنوان  Fingers شناخته می شدند.

در طی جنگ فالکند در 1982 آرژانتین 2 فروند میراژ IIIEA و 11 فروند جنگنده  Daggers ر ا از دست داد و سپس پرو یی  ها برای نشان دادن اتحاد و همکاری 10 فروند از میراژ های  5   شان را تحت نام Mirage Mara  برای کمک به تلفات بوجود آمده,  به آرژانتین منتقل کردند.شیلی هم چند میراژ 5 را تحت نام Mirage Elkan  وارد کرد.


مجموع 582 فروند میراژ شامل 51 نشــــــر اسرائیلی ساخته شده بود.

آفریقای جنوبی هم که از فروش تسلیحات نظامی فرانسوی محروم شده بود راه اسرائیل را پیش گرفت و میراژ های III  و پنج خود را توسعه داد.نتیجه هواپیمای اطلس چیتا  با آوینیک و بالهای بهتر بود که به نمونه طرح اصلی فرانسوی برتری داشت.چیتا های مدل D/E نمونه های باز سازی شده از بدنه هواپیمای کفیر اسرائیلی بودند.

میراژ 5 رز ROSE

پروژه ROSE  (Retrofit Of Strike Element)  یک برنامه ارتقایی از طرف نیروی هوایی پاکستان برای آپگرید داسلت میراژ های III  قدیمی و میراژ های  5 اش با آویونیک مدرن بود.در فاز اول پروژه 33 فروند جنگنده میراژ III  توسط استرالیا ارتقا داده شدند و نامزد ROSE I شدند. سپس نیروی هوایی پاکستان جنگنده های میراژ 5   باقی مانده را در اواخر 1990 در دو دسته از نیروی هوایی  فرانسه دریافت کرد.20 جنگنده از دسته اول با کاکپیت  های جدید, سوئیت های ضربتی و جهت یابی, سیستم های کمک دفاعی و سنسور FLIR که در زیر دماغه و کاکپیت قرار گرفته بود ارتقاء داده شدند, اینها سری ROSE II بودند.کاکپیت میراژ های 5 پروژه ROSE II شامل نمایشگر های چند منظوره ) MFD) جدید, نمایشگر های سربالای جدید و کنترل های HOTAS همچنین رادار های ارتفاع سنج و دریافت خطر RWR بود.







14 فروند جنگنده میراژ 5 از دسته دوم ارتقا های مشابه با ROSE II داشتند اما با سیستم ها ی جدید تر , اینها سری ROSE III بودند.
سنسور های FLIR به جنگنده های میراژ 5 ROSE این اجازه را می داد که در نقش  هواپیماهای ضربتی شب هنگام تخصص پیدا کنند. میراژ 5 هواپیمایی بود که در کمپانی داسلت بیشترین صادارت را داشت.نتیجه میراژ 5 هواپیمایی بود با قیمت کمتر و توانایی حمل 32 % سوخت بیشتر از میراژ III و نیز تونایی حمل بیش از 14 بمب.
تنها شیلی و ونژوئلا میراژ 50 را که دارای موتور قوی تر 9K-50 بود خریداری کردند.

میراژ 5 اولین بار در 19 می 1967 با خلبانی Hervé Leprince-Ringuet اولین پروازش را انجام داد. میراژ 5 در 21 کشور جهان خدمت کرد و مجموعا" 3 میلیون ساعت پرواز را ثبت کرده است.


نمونه ها :

Mirage 5 : هواپیمای جنگنده ضربت زمینی / تک سرنشینه با رادار ضعیف
Mirage 5AD : نمونه صادارتی از میراژ 5 برای امارات عربی متحده / ابوظبی , به تعداد 12 فروند.
Mirage 5EAD : نمونه جنگنده بمب افکن تک سرنشین از سری AD که مجهز به رادار بود و به تعداد 14 فروند به امارت صادر شد.

Mirage 5BA :نمونه تک سرنشینه از میراژ 5 , صادر شده به بلژیک / متناسب شده با آویونیک امریکایی / از63 فروند 62 فروند از آنها تحت لیسانس توسط SABCA ساخته شد.
Mirage 5COA : نمونه صادارتی از میراژ 5 به کلمبیا / به تعداد 14 فروند/ هوا پیماهای جدید باقی مانده با کانارد و آویونیک های جدید توسط IAI  ارتقا داده شدند.
Mirage 5D : نمونه تک سرنشینه صادارتی از میراژ 5 / جنگنده ضربتی زمینی وساخته شده به لیبی به تعداد 53 فروند.
Mirage 5DE :نمونه تک سرنشینه/  جنگنده بمب افکن مجهز به رادار  / ساخته شده برای لیبی
Mirage 5F :هواپیمای جنگنده ضربتی زمینی  برای نیروی هوایی فرانسه / 50 فروند صادره شده به اسرائیل تحت عنوان میراژ های 5J . 8 فروند از این نوع که به شیلی فروخته  شده بود برای تبدیل به میراژ 50C پس گرفته شد و 8 میراژ 5F که تازه ساخته شده بود ند جایگزین شدند.
Mirage 5G: نمونه ساخته شده و صادراتی به گابون به تعداد 3 فروند!
Mirage 5J : 50 فروند سافرش داه شده توسط اسرائیل که این سفارش بعداگ توسط دولت فرانسه توقیف شد.سرانجام نیروی هوایی فرانسه آنها را با عنوان میراژ 5F تحویل داد.
Mirage 5PA2: نمونه ها ارتقا داده شده و جدید از میراژ 5 مجهز به رادار Cyrano IV به تعداد 28 فروند  برای نیروی هوایی پاکستان
Mirage 5PA3 : هواپیمای ضد کشتی مجهز به رادارساخته شده جدید با نام Agave برای سازگاری با موشک های ضد کشتی اگزوست برای نیروی هوایی پاکستان.
Mirage 5SDE :نمونه جنگنده بمب افکن مجهز به رادار / ساخته شده برای مصر به تعداد54 فروند / معادل با میراژ IIIE
Mirage 5E2 : نمونه ضربتی رادار ضعیف که برای مصر ارتقا داده شد/ ساخته شده به تعداد 16 فروند
Mirage 5V : نمونه تک سرنشینه ضربتی زمین برای ونزوئلا/ 6 فروند برای این کشور ساخته شد/ باقی مانده و بازسازی شده به استندارد میراژ 50EV .
Mirage 5R: هواپیمای اکتشافی شناسایی تک سرنشینه
BR :نمونه شناسایی از میراژ های بلژیکی که 27 فروند ساخته شد و از این تعداد , بلژیک 23 فروند از آنها را ساخت.
Mirage 5COR: نوع صادراتی از نمونه شناسایی برای کلمبیا/ ساخته شده به تعداد 2 فروند
DR Mirage 5: نوع صادراتی از نمونه شناسایی برای لیبی /ساخته شده به تعداد 10 فروند
5RAD  Mirage: نوع صادراتی از نمونه شناسایی برای امارت /  ساخته شده به تعداد 3 فروند
5SDR  Mirage : نوع صادراتی از نمونه شناسایی برای مصر / ساخته شده به تعداد 6 فروند

سری میراژ های 5D , نوع دوسرنشینه  و آموزشی از میراژ 5 بوند که کشور های فوق به تعدا متغییر از این نمونه خریداری کرده بودند.
مشخصات  هواپیمای جنگنده ضربتی میراژ 5 نوع F  




کشور سازنده : فرانسه
شرکت سازنده : داسلت
خدمه : 1 نفره
پیشرانه: 1 عدد موتور توبو جت با مدل ATAR 9C    SNECMA با قدرت عادی9436 و پس سوز 13688 پوند  البته میراژ 50 از موتور 9K-50  با قدرت مضاعف تر , بهره می برد.
حداکثر سرعت:  2350 کیلومتر در ساعت معادل با 2.2 ماخ
سرعت کروز : 953 کیلومتردر ساعت
سقف پروازی: 18000 متر
نرخ اوج گیری: 186 متر بر ثانیه
برد جنگی : 1300 کیلومتر
برد آزاد: 4000 کیلومتر
وزن خالی:  7.1 تن  و ماگزیمم وزن  بهنگام تیک آف 13.7 تن
طول باله: 8.22 متر
مساحت بالها: 350 متر مربع
طول : 15.56 متر
ارتفاع:4.50 متر
اولین پرواز: 19.05.1967
تسلیحات : 2 قبضه توپ 30 میلیمتری DEFA 552  با 125 فشنگ / 2 موشک سایدوندریا ماترا ماژیک / توانایی حمل 8000 پوند مهمات در 5 مقر  /توانایی حمل 250 لیتر سوخت و 2 پک راکت رها شونده JL-100 که هریک 19 راکت 68 میلیمتری دارند.

توسعه های وابسته:
داسلت میراژ III / IAI نشر /IAI  کفیر / داسلت میراژ 2000

جنگنده های قابل مقایسه:
جنگنده اف-5 فریدم / چنگدو J-SEVEN / میکویان گرویچ میگ-21 /سوخوی 9 و سوخوی 11

نبرد با میراژ 5
با شدت گرفتن جنگ، عراقیها از نیروی هوایی مصر جهت ایجاد برتری هوایی کمک خواستند. مصریها چند فروند جنگنده Mirage 5 SDE را که مجهز به غلاف اخلاگر ALQ-234 بودند در اختیار عراق گذاشتند. دست کم دو فروند از این جنگنده‏ها در نبرد هوایی با یک فانتوم F-4E از بوشهر و یک تامکت F-14A از اصفهان سرنگون شدند. با آغاز عملیات والفجر8 و پشتیبانی نیروی هوایی ایران و به طور ویژه همکاری تامکتها و سایتهای هاوک برای ایجاد پوشش هوایی منطقه نبرد، نیروی هوایی عراق حملات را متوجه تأسیسات اقتصادی و مناطق مسکونی شهرهای بزرگ به ویژه تهران، اصفهان، اراک و قم نمود و حملات موفق بسیاری نیز انجام داد. ولی این حملات هم در مناطق نبرد و هم در عمق خاک ایران، تلفاتی برای عراق دربرداشت: سرنگونی یک فروند MiG-25RB در 26 بهمن (موشک فونیکس) در اراک، یک فروند بمب افکن سنگین Tu-22K در 27 بهمن (موشک فونیکس) در جزیره فاو، یک فروند Mirage F-1EQ-5 در 29 بهمن (موشک فونیکس) در خلیج فارس، 9 فروند سوخوی-22 و میگ-23 در 23 بهمن 1364 توسط سایت هاوک مستقر در شه جزیره فاو و ... بلافاصله سرفرماندهی نیروی هوایی عراق، ژنرال حمید شعبان برای ایجاد اختلال در سیستمهای راداری و مصونیت هواپیماهای عراقی راهکارهایی را اجرا کرد.
.

.
از دهه اول اسفند ماه 1364 پرسنل رادار هاوک مستقر در جنوب و همچنین خدمه فانتومهای گشت هوایی در آن مناطق، خبر از وجود نوعی اخلال سنگین و جدید به هنگام حملات گروهی هواپیماهای عراقی دادند که عمل ردگیری و قفل راداری بر روی اعضای گرو را ناممکن می‏نمود. عملکرد آن از سیستم اخلاگر روسی SPS-141 متفاوت بود که اغلب هواپیماهای سوخو-22 عراقی حمل می‏نمودند. موضوعی که احتمال استفاده عراق از سیستمی جدید و ناشناخته را قوت می‏بخشید.
.

میراژ 5 نیروی هوایی مصر (بدون علامت شناسایی) مجهز به غلاف اخلاگر ALQ-234 در پایگاهی در عراق

.
این موارد به همراه اتفاقی عجیب که در 23 اسفند 1364 رخ داد بر ابهامات و اضطراب در رده‏های فرماندهی نیروی هوایی ایران افزود. به تاریخ 23 اسفند 1364، خلبان طوفانیان از گردان 81 پایگاه اصفهان با تامکت خود برای رهگیری گروهی از هواپیماهای عراقی که رو به سوی مناطق عملیاتی جنوب داشتند با هماهنگی کنترلر زمینی سمت گرفت. پس از ورود به برد چشمی، طوفانیان گروه بزرگی شامل جنگنده‏های میگ-23 و سوخو-22 را مشاهده نمود که توسط یک فروند هواپیمای بال دلتا همراهی می‏شدند. پس از تعقیب و گریزهای بسیار و گردشهای فراوان، طوفانیان توانست با شلیک یک موشک AIM-9P1 سایدوایندر، آن را منهدم و آرایش حمله را برهم بزند. پس از مراجعت وی و بازگویی مطالب و مشاهدات طوفانیان و افسر رهگیری راداری وی، و همچنین جستجوی بی‏ثمر برای یافتن لاشه هواپیمای عراقی، ابتدا نیروی هوایی ایران در برابر این موضوع سکوت نمود. ولی پس از 4 نوبت دیگر مشاهده هواپیمایی مشابه در گروههای پروازی هجومی عراقی و اخلالهای همراه آن، نیروی هوایی ایران در بهار 1365 اعلام نمود که عراق در حملات خود به ایران از میراژ 2000 استفاده نموده است و نیروی هوایی ایران موفق به سرنگونی 2 فروند از آنها شده است. در اواخر اسفند ماه 1364 یک فروند F-4E از پایگاه بوشهر با استفاده از موشک سایدوایندر، یکی از همان بال‏دلتا های ناشناس را سرنگون کرد. در حالی که فرانسه هرگونه فروش یا تحویل تحت هر عنوان دیگر میراژ 2000 به عراق را منکر می‏گردید. این ابهام تا سال 1369 پابرجا بود تا اینکه عکسهایی از میراژهای مصری (Mirage-5SDE) بدون آرم و شماره و مجهز به غلاف اخلالگر بزرگ ALQ-234 در جایگاه مرکزی بدنه منتشر گردید که در سالهای میانی جنگ در اختیار عراق قرار داشته‏اند.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 15:50  توسط محمد جواد قرقانی  | 

رادار

رادار RDY-2 که توسط کمپانی ثیـــــلز ساخته شده , آخرین نسل رادار دوربرد  Look-up/LookDown است.این رادار آخرین نسل رادار کنترل آتش  برای جنگنده میراژ 2000 بوده و تحت تولید نیروی هوایی فرانسه و چند مشتری خارجی است.

ثیـــــلز, یک تولید کننده برجسته اروپایی است که رادارهای هوابرد و تجهیزات جنگ الکترونیک را برای 3 نیروی نظامی  تولید می کند.هواپیما های جنگی ساخت فرانسه همه با تجهیزات ثیلز مجهز شده اند.این کمپانی 300 رادار و همچنین بسیاری سیستم های اقدام متقابل الکترونیک را به  نیروهای هوایی , دریایی و زمینی 40 کشور تحویل داده است.

برای ماموریت های هوا به هوا, این رادار توانایی تعویض اتوماتیک در کشف,رهگیری و ایجاد حالت های بی نظیر کنترل آتش را دارد.



مشخصات تاکتیکی برجسته این سیستم راداری به شرح ذیل است:

در مامورت دفاع هوایی, رادار چند حالته RDY-2 به طور همزمان می تواند بیش از 24 هدف را در هر ارتفاعی کشف و بیش از 8 هدف را به طور همزمان رهگیری کند.از بین اهداف کشف و رهگیری شده, رادار RDY-2 می تواند در هر دو سطح افقی و عمودی, 4 هدف را به طور اتواتیک که در اولویت هستند را رهگیری کند.

رادار RDY-2 می تواند تاثیرات حملات فرا دید را ارزیابی کند.

در ماموریت های هوا به سطح, RDY-2 توانایی تشخیص دقیق اهداف ثابت و متحرک را دارد. همچنین رادار می تواند با توجه به نوع هدف مشخص شده, جنگ افزار مورد نظر را تعیین کند.رادار RDY-2 از الزامات واجب و لاینفک رزم هوایی مدرن که شامل شلیک بر علیه اهداف چندگانه است, راضی است!
با فرکانس دیدبانی اتوماتیک که دومین فرکانس است, رادار RDY-2 ســـــــه فرکانس تکرار پالسRPF را بکار میگیرد.کارایی عالی RDY-2 اساسا" بوسیله بکارگیری بهینه ترکیب 3 شکل موج که به طور خودکار اداره می شوند دست یافته است.

فرکانس تکرار پالس زیاد: که برای جستجوی سرعت  و  کشف اهداف در دوربرد و در حالت دیدپایین مورد استفاده است
فرکانس تکرار پالس متوسط: این حالت عمومی و چند وجهی رادار برای کشف در حالات سر بالا و سر پایین است.
فرکانس تکرار پالس کم: این حالت برای کشف اهداف در دور برد و در حالت سربالا مورد استفاده است. همچنین از این RPF در هوا به سطح و حالت های هوا به سطح استفاده می شود.

مدیریت خودکار شکل موج ها مطابق با شرایط کشف بهینه شده است. این سیستم در کشف حتمی زودهنگام و کشف هدف در هر ارتفاعی کارگر است به اضافه رهگیری مداوم هدف  از یک استاندارد خیلی بالا را می توان به این رادرا نسبت داد.






رادار RDY-2  طراحی شده :
*  که قابلیت های مبنی بر تصاویر وضوح بالا در فضاهای اکتشافی را بکارگیرد.
* که شایسته همه نیازمندی های خلبانان در همه نوع ماموریت های هوا به هوا / هوا به سطح و هوا به دریا باشد.
* که نگهداری سیستم , تغییرو تبدیل و قیمت کاهش پیدا کند.

در طی پرواز یا عملکرد ها  روی زمین, به طور اتوماتیک اجرای تجهیزات تست توکار )BITE ( یا برسی علامت های داده شده بر روی  نمایشگر کاکپیت نشان داده می شوند.

در تاناگرا و در  صنایع هوایی یونان, سیستم راداری RDY-2 بر روی میراژ 2000EG که ارتقا یافته شکا میراژ 2000-5 است جایگزین شده است.

مشخصات رادار RDM  میراژ 2000-5


برد رهگیری: کمتر از 80 کیلومتر
نرخ  جاروب: 50 درجه بر ثاینه
عرض پرتو: 2 درجه
جداکثر زاویه اسکن: 89 درجه

قابلیت:
NCTR دارد.
هوا به سطح دارد.
TWS دارد.
پالس داپلر دارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 15:48  توسط محمد جواد قرقانی  | 


هواپیمای شناسایی بدون سرنشین CL-289 از سال 1992 از سوی ارتش های آلمان و فرانسه مورد استفاده بود و برای عملیات صلح بانی در بوسنی و كوزوو نیز مورد استفاده قرار گرفت و در حال حاضر ارتش فرانسه 54 هواپیما از این نوع ار در اختیار دارد. گفتنی است كه مانادا فرانسه و آلمان در ساخت این هواپیما مشاركت داشته اند. CL-289 در سال 2001 ارتقاء یافت و به نرم افزار پروازی AOL95 مجهز شد. (ADA Operational Onboard Software) ، همچنین سیستم های راهبری جدید و سیستم موقعیت یاب GPS ، سیستم ارتفاع سنج جدید و سیستم فشار سنج جدید نیز به آن اضافه شد. اولین سیستم های به روز شده در آوریل 2003 تحویل ارتش آلمان گردید و این روند تا سال 2006 ادامه یافت.



هواپیمای CL-289 در حدود 68/3 متر طول دارد و از بالهایی به شكل صلیب برخوردار است و حساسه های شناسایی این هواپیما در زیر بدنه آن نصب شده اند. سیستم كنترل پرواز سه محوری این هواپیما دارای یك زیر مودر است كه ثبات و پایداری هواپیما را در طول پرواز حفظ می كند. این هواپیما دارای سیستم موقعیت یابی GPS بوده و برای انجام مأموریت می توان مجموعه ای از اطلاعات را قبل از پرواز به درون حافظه كامپیوتری آن منتقل كرد.


CL-289 دارای یك موتور تقویت كننده سوخت جامد است كه سرعت هواپیما را افزایش می دهد. این هواپیما دارای یك موتور تكمیلی جت به نام KHD T117 است كه برای تقویت قدرت CL-289 مورد استفاده قرار می گیرد. این هواپیما برای انجام مأموریت های شناسایی مجهز به یك دوربین بصری Zeiss Optronic KRb 8/24D است كه با استفاده از یك سیستم مادون قرمز موسوم به SAGEM تقویت می شود. این دو سیستم دیده بانی به صورت مجزا یا با هم قابل استفاده هستند.


دوربین های دیده بانی KRb 8/24D دارای سه لنز مساوی است كه تصاویر دقیقی را از هدف ارائه می دهد. سیستم Corsaire دست به تولید سیگنال هلی ویدئویی می زند كه در همان لحظه بر روی سیستم داده نگار هواپیما ضبط شده و از طریق سیستم انتقال سیگنال به ایستگاه زمینی منتقل می شوند.


در این هواپیما نرم افزاری موسوم به S word نصب شده كه توسط فرانسه و آلمان به طور مشترك نوشته شده و امكان ارسال تصاویر با كیفیت بالا را به فواصل بسیار دور و تحت هر شرایط آب و هوایی فراهم می آورد. این نرم افزار كه فعالیت رادار SAR (كه بر روی این هواپیما نصب می شود) را ممكن می كند، باعث می شود كه امكان ثبت تصاویر اهداف متحرك بر روی زمین نیز توسط رادار مذكور فراهم شود. این تصاویر به محض ثبت قابل انتقال به مركز كنترل زمینی هستند.



گفتنی است كه پرتاب این هواپیمابا استفاده از یك كامیون و از روی یك كانتینر شیب دار انجام می شود. اطلاعات مربوط به مأموریت نیز از روی یك نقشه دیجیتال كامپیوتری كه در مركز فرماندهی موجود است انتخاب شده و از طریق امواج رادیوئی یا از طریق واحد انتقال اطلاعات كه به صورت سیار فعالیت می كند به هواپیما منتقل می شود. این اطلاعات عبارتند از اطلاعات مربوط به نحوه پرواز، مسیر پرواز، محل استقرار هدف و نحوه ردیابی آن. این هواپیما را می توان برای عكس برداری تا ده هدف برنامه ریزی نمود.




این هواپیما دارای یك آنتن گیرنده است كه به طور خودكار قابل جمع كردن است و امكان تبادل اطلاعات را فراهم می آورد. ایستگاه اطلاعات زمینی اطلاعات و تصاویر ویدئویی را دریافت و ضبط می كند. این تصاویر بر روی مانیتورهای تلویزیونی قابل مشاهده هستند و امكان شناسایی هدف را به فاصله ضد ثانیه پس از عكس برداری از آن به وسیله هواپیما فراهم می آورند.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 15:47  توسط محمد جواد قرقانی  | 



KM Ekranoplan


Ekranoplan ، یكی از غیر متعارفترین ، بزرگترین و یكی از شاهكارهای صنایع هوائی اتحاد جماهیر شوروی بود. این قایق پرنده عظیم الچثه ،‌مانند یك هواپیما عمل میكند ولی فرق اساسی آن در این است كه اساس حركت آن بر اساس اثر متقابل زمین است. این نوع وسائل پرنده در ارتفاع كمی از سطح آب قادر به پرواز هستند و بر اثر دمیده شدن هوا به زیر بالها ، بالشتكی از هوا بین بالها و سطح (زمین- دریا) ایجاد شده كه باعث حركتی بدون مشكل میشود.  بر اساس اندازه این نوع وسایل پرنده (Ground effect vehicles یا GEV) ارتفاع آنها بر فراز زمینهای مسطح، یخها و آبها فرق میكند. اكرانوپلان توسط طراح مشهور شوروی روستیسلاو الكسیف طراحی شد.


در خلال جنگ سرد، اكرانوپلان بارها در دریای خزر دیده شد. یك غول بزرگ و سریع. نام هیولای دریای خزر توسط سرویسهای جاسوسی آمریكا روی آن گذاشته شد. در میانه دهه 1960، در اوج جنگ سرد، عكسهای شناسائی (جاسوسی) آمریكا وجود هواپیمائی با ابعاد غول آسا (100 متر)را در آبهای دریای خزر شناسائی كردند. این هیولای عظیم دارای 540 تن حداكثر وزن برخاست،‌ قادر به حركت با سرعت 400 كیلومتر بر ساعت،‌با بالهایی چهار گوش و به طرز باورنكردنی كوتاه بود. از دیگر قابلیتهای آن میتوان به پرواز در نزدیكی سطح (بین 1 تا 4 متر)،‌ذخیره كردن انرژی و پرواز در زیر دید رادار ها اشاره كرد. نامی كه روسها برای این مدل از اكرانوپلان گذاشتند KM كه مخفف korabl-maket بود.



Orlyonok A-90


نیروی رانش اكرانوپلان KM از هشت موتور بزرگ Dobryin VD-7 توربوجت مستقر در جلوی بدنه و پشت كابین خلبان تامین میشود كه با دمیدن هوا به زیر بالها باعث ایجاد بالشتكی از هوا گردیده و در نتیجه هواپیما را از روی سطح آب بلند میكند. یكبار كه اكرانوپلان به اندازه كافی سرعت گرفت تا از سطح آب بلند شود دیگر با سطح آب تماسی نخواهد داشت. وظیفه اكرانوپلان حمل و نقل نظامی اساسا در دریای خزر و سیاه با سرعت بالا  و زیر دید رادارها بود. در خلال توسعه طرح KM، الكسیف شروع با آغاز پروژه ای با نام A-90 "Orlyonok"  كه قابلیت حمل و نقل نظامی با ابعادی كوچكتر (58 متر طول، 140 تن وزن ) بود را كرد. A-90 دارای دو موتور توربوجت در جلوی بدنه و یك موتور توربوپراپ در انتهای دم است كه قادر میسازد تا با سرعتی معادل 400 كیلومتر بر ساعت در 1500 كیلومتر و در ارتفاعی بین 5 تا 10 متر به ماموریت بپردازد. اولین پرواز A-90 در سال 1972 بود.

حدود 120 فروند A-90 در ابتدا برای ورود به خدمت برنامه ریزی شده بود اما بعدها به 30 فروند برای ناوگان دریای سیاه و بالتیك كاهش پیدا كرد. توسعه اكرانوپلانها توسط وزیر دفاع شوروی ، دیمیتری یوستینوف حمایت میشد ، اما پس از مرگ مارشال یوستینوف در سال 1985، جانشین او، مارشال سوكولوف حمایت مالی از طرح را متوقف نمود. فقط 3 فروند اكرانوپلان از نوع A-90 ساخته شد. اكرانوپلان KM در سال 1980 بر اثر اشتباه خلبان سقوط كرد. كوششها برای به سطح آب آوردن آن به علت وزن و ابعاد بسیار بزرگ آن ناكام ماند. پس از سقوط اتحاد جماهیر شوروی، اكرانوپلانها در كارخانه كشتی سازی ولگا ساخته شدند (مدلهای مختلف و تجاری).


Lun Ekranoplan  به همراه لانچرهای شش تائی موشك


اكرانوپلان دارای مدلهای مختلفی است از جمله آن، مدل اكرانوپلان كلاس Lun میباشد كه مدلیست كاملا نظامی و یكی از جالبترین و موفقیت امیزترین طرحهای اكرانوپلان به حساب میامد. Lun در سال 1987 پروازهای آزمایشی خود را در دریای خزر (برخی گزارشها در دریای سیاه)شروع كرد. Lun مشابه طرح KM بود اما دارای ابعادی كوچكتر (73 متر) و با قابلیت حمله با سرعت زیاد بوسیله 6 فروند موشك كروز ضد كشتی SS-N-22 Sunburn بر علیه شناورهای آمریكائی بود. هرچند كه شرایط دشوار اقتصادی برای روسها مانع از آن شد كه نمونه دومی از Lun ساخته شود.  8 موتور توربوجت Motorostroitel NK-37 ، قادر به نیروی كششی معادل kn 127.4 (هركدام) برای Lun بودند. در تاریخ 12-07-2007, دو فروند اكرانوپلان توسط Google Earth در كاسپیسك مشاهده شد.


عكسی استثنائی از پرتاب موشك توسط Lun. به فاصله اكرانوپلان با سطح آب دقت كنید


حتی در حال حاضر نیز كشورهائی چون امریكا،‌چین، انگلیس، آلمان،‌استرالیا در حال تحقیقات بر روی چنین هواپیماهائی هستند.

مشخصات كلاس Lun

خدمه: بین 6 تا 9 نفر
طول: 73.8 متر
فاصله دو نوك بال: 44 متر
ارتفاع: 19.2 متر
وزن خالی: 286 تن
وزن بارگیری شده: 350 تن
حداكثر سرعت: 450 كیلومتر بر ساعت

تسلیحات:

شش فروند موشك ضد كشتی SS-N-22 Sunburn
یك قبضه توپ   PI-23  . بیست و سه میلیمتری

آویونیك:

رادار جستجو گر

پایداری

5 روز

نیروی الكتریكی:

دو توربین گازی 200kw


Lun




مدل توسعه داده شده KM-08


+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 15:46  توسط محمد جواد قرقانی  | 

500x_boeing-6th-generation-concept.jpg


‏ نیروی هوایی آمریکا مشغول جایگزینی هواپیماهای جنگنده F22 Raptor است و قصد دارد تا سال 2030 این کار را تکمیل کند. برای نخستین بار در تاریخ آنها قصد دارند جنگنده های جدید را به گونه ای طراحی کنند که فاقد خلبان درون هواپیما باشد. در واقع این جنگنده ها همچنان خلبان خواهند داشت اما مکان انها به جای درون هواپیما در بیرون و مکانی امن خواهد بود. ‏ 
‏ 


این طرح جدید مزایای متعددی دارد. اول از همه دیگر جان خلبان ها به خطر نخواهد افتاد چرا که از کیلومترها دورتر هواپیما را کنترل می کنند. این خلبان ها تمام تصاویر و اطلاعاتی را می بینند که در حالت فعلی قادر به مشاهده هستند. بنابراین کنترل جنگنده برای آنها تفاوتی نخواهد کرد. مزیت مهم دوم انجام مانورهایی است که در صورت حضور خلبان داخل خود هواپیما امکان پذیر نیست. به دلیل محدودیت های فیزیولوژیک بدن انسان اجرای برخی حرکات در هواپیما امکان پذیر نیست چرا که باعث آسیب یا بیهوشی خلبان می شود. اما در این طرح دیگر چنین محدودیتی وجود ندارد. بنابراین قدرت مانور بسیار بیشتر خواهد شد. ‏ 
‏ 
مزیت سوم بالا رفتن قدرت تصمیم گیری خواهد بود. چرا که در استرس جنگ واقعی خلبان ها به خاطر نبود در صحنه، کمتر مضطرب می شوند و امکان تصمیم گیری منطقی بهتری دارند. تمام اینها سبب شده که در نسل ششم جنگنده های آمریکایی شاهد چنین تغییری باشیم. تصویر بالا مدلی از این هواپیماها را نشان میدهد که هنوز نامی برای آنها انتخاب نشده است. ‏

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 15:44  توسط محمد جواد قرقانی  | 



تاریخچه

پروژه و طرح هواپیمای ((لایتنینگ)) اولین بار در سال 1946 توسط تدی پیتر Teddy Petter مورد بررسی قرار گرفت.

ساخت مدلهای آزمایشی این هواپیما توسط کمپانی ((انگلیش الکتریک اویشن)) English Electric Aviation صورت گرفت. این کمپانی

حال به قسمت صنایع هواپیمایی نظامی شرکت ((بریتیش ایر کرافت کورپریشن)) British AirCraft Corporation (BAC) تبدل شده است.


اولین پرواز

اولین مدل آزمایشی لایتنینگ در سال 1947 نخستین پرواز آزمایشی خود را انجام داد. در طی این پرواز هواپیما به سرعتی معادل 1ماخ

در ارتفاع 11088 متری (36000 پایی) دست یافت. پس از رفع نقایص و در خط تولید قرار گرفتن لایتنینگ ((تدی پیتر)) طرح یک نوع تکمیلی

موسوم به ER-103 مدل تحقیقی آزمایشی این هواپیما را آغاز کرد. این مدل پس از ساخت در اولین پرواز توانست به حد نصاب سرعت

5/1 ماخ برسد.







بال هواپیما

فرم و شکل بالهای لایتنینگ به هواپیما امکان عملیات و قابلیت مانور بیشتری را در ماموریتهای ضربتی میداد. در مدلهای تکامل یافته تر

این هواپیما تغییراتی در لبه های حمله بال و فلاپها داده شد که بتواند از بال تقریبا دلتا شکل خود (با یک سوم فضای خالی) حداکثر

استفاده را بدست آورده کارایی خود را در ماموریتهای ضربتی به اثبات برساند. در سال 1947 هواپیمای شکاری لایتنینگ در نمایشگاه

هوافضایی فارن برو Farnborough شرکت داده شد و طی یک پرواز نمایشی نشان داد که میتواند به عنوان یک هواپیمای ضربتی برای

ماموریتهای طولانی با حداقل سوخت به خدمت گرفته شود. این هواپیما در انجام مانور و عملیات توانایی تحمل فشاری معادل 7جی را

دارد.

مدلهای مختلف این هواپیما

در سال 1954 کمپانی سازنده این هواپیما شروع به ساخت مدل تکمیلتری بنام WG-760 نمود که این مدل در 18 جولای 1955 اولین

پرواز آزمایشی خود را با رسیدن به سرعتی معادل 53/1 ماخ انجام داده و تمام آزمایشات مربوطه را با موفقیت به پایان رسانید. کمپانی

مزبور سپس شروع به تولید چندین مدل دیگر از این سری هواپیما نمود که از آن جمله P-1B بود که در آوریل 1957 به پرواز درآمد و

آزمایشات روی آن تا 25نوامبر 1958 بطول انجامید. هواپیمای نامبرده توانست در پروازهای آزمایشی بسرعتی معادل 2ماخ دست یابد.

پس از آن کارخانجات مزبور مدل دیگری از این هواپیما بنام XG-307 را ساخت که در تاریخ سوم آوریل 1958 به پرواز ذر آمد و بعدها بنام

اف-1 تغییر نام داد. تولید مدلهای دیگر لایتنینگ تا سال 1960 ادامه یافت که آخرین مدل آن اف-3 میباشد.

این جنگنده در منطقه خاورمیانه توسط کشورهای ((کویت)) و ((عربستان)) خریداری شد.








مشخصات

موتور

آخرین موتور نصب شده روی این هواپیما رولز-رویس آون 302 میباشد.

وزن

وزن خالی هواپیما 13426 کیلوگرم (29600پوند). حداکثر وزن هواپیما هنگام بلند شدن (همراه تسلیحات) 18914 کیلوگرم (41700پوند).

وزن کامل هواپیما تقریبا 20412 کیلوگرم (45000پوند). وزن مقدار سوخت مصرفی 2041 لیتر (450گالن).

ابعاد

طول (بانضمام لوله پیتوت) 84/16 متر (3/55فوت). ارتفاع هواپیما 97/5 متر (7/19فوت). فاصله دو نوک بال 39/10 متر (10/34فوت).

مساحت بال 7/42 متر مربع (460فوت مربع). زاویه عقبرفتگی بال 60 درجه. حداکثر باند برای نشستن 1097 متر (3600فوت). حداکثر

باند برای بلند شدن 1371 متر (4500فوت).

تسلیحات

دو توپ 30 میلیمتری ((آدن)) Aden که با تانکهای اضافی سوخت قابل تعوبض است. دو مقر حمل راکت که جمعا قادر به حمل 24 راکت

میباشد. موشکهای هدایت شونده ((فایر استریک)) Fire Strike و همچنین توانایی حمل بمبهای تخریبی برای ماموریتهای هوا به سطح

دارد.

این هواپیما سالهاست که از رده عملیاتی خارج شده است.



+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 15:44  توسط محمد جواد قرقانی  | 





بمب افكن كا - 7 كه به دژ پرنده روسی معروف است پروژه ای بود كه به سال 1930 كلید زده شد و اولین پرواز رسمی اش را در سال 1933 انجام داد.طراح آن یكی از فعالان صنایع هوایی جنگ اول جهانی به نام Konstantin Kalinin بود.این هواگرد دارای دو اتاقك غیر معمول در زیر بال ها به عنوان ارابه ی فرود و حامل تیر بار سنگین بود . همچنین گفته شده كه این هواگرد بزرگترین هواگرد ساخته شده قبل از دوران موتورهای جت است و حتی در مقایسه بابی -52 هم از مساحت بال بیشتری برخوردار است هر چند طول بالهایش اندكی از آن كمتر ست . در ساخت آن از آلیاژ KhMA بهره برده شده بودو طراحی اولیه بر پایه شش موتورملخی انجام شد. هرچند این تعداد در نهایت به هشت موتور افزایش یافت.نكته غیر معمول در آن وجود دو اتاقك بزرگ به عنوان ارابه ی فرود و محل تیربارهای سنگین در زیر بالها می باشد . كمترین تعداد خدمه پرواز هم 11 نفر و تعداد مسافرین در مدل طراحی شده برای مسافر بری 120 نفر ذكر شده است . ازاین پرنده تنها یكی ساخته شد و پروژه پس از ده پرواز موفقیت آمیز و یك سانحه فنی قبل از پرواز یازدهم كه منجر به كشته شدن 15 نفر شد ادامه نیافت .

مشخصات :
طول:28 متر
طول بالها :53 متر

مساحت بالها: 454 متر مربع

وزن در حالت خالی:25 تن
وزن در حال لود شده : 38 تن
پیشران :7× Mikulin AM-34F V-12 piston engines, 560 kW (750 hp)
سرعت : 225 كیلومتر بر ساعت
سقف ارتفاع پرواز : 4 كیلومتر ( 13 هزار پا )

منبع: میلیتاری

سنترال کلوبز

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 15:43  توسط محمد جواد قرقانی  | 

این اولین‌بار در تاریخ هواپیماهای اس.سی.ای است که میزبان پرنده دیگری غیر از شاتل‌ها شده‌اند. این سفر برای حمل جنگنده فانتوم-ری (پرتوی شبح) جهت آغاز پروازهای آزمایشی انجام شده است.

این عکس که چند روز پیش گرفته‌شده، یک جنگنده فانتوم-ری بی‌سرنشین را سوار بر یک بوئینگ 747 اصلاح‌شده ناسا که برای حمل شاتل‌ها تغییر‌کاربری داده شده، نشان می‌دهد.






به گزارش نیوساینتیست، این اولین‌بار در تاریخ 33 ساله هواپیماهای حامل شاتل یا به اختصار «اس.سی.ای» است که میزبان پرنده دیگری به جز شاتل‌ها شده اند. در خلال این پرواز 50 دقیقه‌ای سیستمهای اس.سی.ای توسط یک هواپیمای دیدبانی کنترل می‌شد تا سفر 2897 کیلومتری جنگنده فانتوم-ری به پایگاه هوایی ادواردز در کالیفرنیا با موفقیت به پایان برسد و این جنگنده برای انجام یک‌سری پروازهای آزمایشی با استفاده از توان خودش آماده شود.


این جنگنده همراه با بخش اتصال آن به شاتل که به صورت اختصاصی طراحی و ساخته‌شده روی هم 13608 کیلوگرم وزن دارد که به شکل قابل‌ملاحظه‌ای کمتر از وزن 99790 کیلوگرمی شاتل‌ها است.


سرعت کروز یا ثابت گشت‌زنی فانتوم-ری که به خوبی استتار خواهد شد، 988 کیلومتربرساعت خواهد بود. پرواز در ارتفاع عملیاتی  12,192 متری انجام خواهد شد. نیروی هوایی ظرف مدت 6 ماه و طی 10 مرحله آزمایش پرواز، فناوری‌های تازه‌ای را در این جنگنده بررسی خواهد کرد.

این جنگنده احتمالا می‌تواند مأموریتهای گوناگونی را از جمله جاسوسی، تجسس، شناسایی و هر عملیات دیگری که بتواند دفاع هوایی دشمن را در هم بشکند اجرا کند. از دیگر قابلیت‌های فانتوم-ری حمله الکترونیک، تعقیب و گریز و سوخت‌گیری هوایی خودکار عنوان شده است.

تیرماه گذشته نیز انگلستان جنگنده بمب‌افکن تارانیس را با توانایی‌هایی مشابه رونمایی کرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 15:41  توسط محمد جواد قرقانی  | 

موشک ضد کشتی

3N55 Oniks  (کدتانو :SS-N-26 ) موشک کروز ضدکشتی مافوق صوت هوا به زمین و سطح به سطح , تک کلاهکه ساخت روسیه است که در نمونه های هوا پایه , دریاپایه و زمین پایه توسعه داده شده است.کار بر روی یک موشک فوق پیشرفته ضدکشتی برای کشتی های کوچک جنگی در اواخر سال 1970 توسط دفتر طراحی Mashinostroyeniye اغاز شد .به نظر میرسید که سیستم جدید نه تنها بر روی کشتی های جنگی بلکه در زیر دریایی ها , واحدهای دفاع ساحلی و جنگنده ها نیز استفاده شود.از جمله اقدامات انجام گرفته در این  نمونه می توان تجهیز به سیستم ماورا دید افق (OTH) , انجام تمام خودکار(شلیک و فراموش کن) , استفاده از چندین خط سیر مختلف (پایین-پایین , بالا-پایین و غیره ) و استفاده از فناوری پنهان کاری اشاره کرد که به دنبال سیستم های موشکی(SS-N-19 (Shipwrek) , SS-N-9(Sirin و(SS-N-26(Sunburn  بعنوان یک نمونه سبک تر در نظر گرفته شده بود.در نهایت این موشک در سال 1993 به معرض دید جهانیان گذاشته شد.
نمونه صادراتی Oniks با نام Yakhont (یاغوت) شناخته می شود.




          http://www.deepspace4.com/pages/science/images/picsfullsize/yakhont.pg.jpg







موشکOniks با طول 8.9 متری با قطر 670 میلی متری دارای وزنی معادل 3000 کیلوگرم به هنگام پرتاب است.موشک دارای 4 باله مثلثی

شکل در میانه و 4 باله مثلثی شکل کوچک تر برای کنترل پرواز در انتها می باشد.نیرومحرکه ان توسط یک بوستر اصلی سوخت جامد و یک

موتور رمجت تامین می شود. هدایت موشک تا میانه مسیر بر عهده سیستم ناوبری داخلی (INS) و در بخش پایانی بر عهده سیستم

راداری فعال/غیرفعال تعبیه شده در موشک می باشد.Oniks دارای ویژگی جالبی است به گونه ایی که توانایی انتخاب یک کشتی از یک

گروه را بعنوان هدف دارا است (حتی در شرایط جمینگ و ضد الکترونیک) .SS-N-26 دارای سرعت کروز2.6 ماخ درارتفاع پروازی بالا و 2 ماخ

در ارتفاع پایین است.کمترین برد ان 50 کیلومتر است در حالی که دارای یک بیشینه برد 300 کیلومتری (بالا-پایین) و 120 کیلومتری (پایین-

پایین) است.در فاصله 60-80 کیاومتری هدف رادار موشک روشن شده و به دنبال هدف می گردد تا بر روی هدف قفل راداری داشته باشد

و زمانی که موشک بر روی هدف قفل کرد در فاصله حدودا 25-30 کیلومتری هدف رادار از حالت فعال به حالت غیر فعال تغییر وضعیت می

دهد برای درامان ماندن موشک علاوه بر استفاده از حالت غیر فعال راداری موارد خاص دیگری نیز اندیشیده شده که قبل از هر اقدامی

استفاده از مواد جاذب امواج در سطح بدنه موشک است علاوه بر کاهش ارتفاع پروازی در فاز پایانی (معمولا بین 5-15 متری از سطح در یا)

موشک دارای یک رادار پیش اخطارنده نیز می باشد که در صورت قفل راداری بر روی موشک , موشک را در حالت اجرای مانورهای سریع و

تند قرار می دهد. کلاهک حمل شده توسط Oniks دارای وزنی معادل 300کیلوگرم از نوع ضد زره می باشد.

                              ,.

نمونه دفاع ساحلی SS-N-26 با نام(SSC-5 (Bastion شناخته می شود.موشک به کار رفته در این سیستم دقیقا همان موشک دریاپایه می باشد که تنها در لانچر پرتاب ان تغییراتی داده شده است








در سال 1991 خبر ها حاکی از ساخت یک نمونه هواپایه از موشک Oniks که با نام الفا(Alpha) بود .موشک Alpha با بردی 300 کیلومتری (پرتاب از ارتفاع بالا)و200 کیلومتری (پرتاب از ارتفاع پایین) توانایی حمل کلاهکی به وزن 200 کیلوگرم را دارست.ازمایش پروازی این موشک در سال 2004 انجام شد و احتمالا موشک قادر به بارگذاری بر روی جنگنده های MIG-29 , جنگنده های خانواده فلانکر (SU-35 , SU-33, SU-30 , SU-27 و ... ) و بمب افکن هایی نظیر TU-142 و TU-160 می باشد. نمونه صادراتی این نمونه(الفا) با نام Yakhont-M شناخته می شود.

                                              ,.

نمونه قابل پرتاب از زیردریایی Oniks در سال 1993 طراحی و ساخته شد و احتمالا در زیردریایی کلاس تهاجمی(Yasen (Type 885 با نام ناتو : Granay که توانایی حمل 24 فروند از این نوع موشک رادارست مورد استفاده قرار خواهد گرفت

در سالیان اخیر نیز موشک SS-N-26 مورد ارتقا و بهبودهای فراوانی قرار گرفت که از این میان می توان به افزایش سیستم های هدایت موشک من جمله استفاده از سیستم ناوبری ماهواره ایی و همچنین افزوده شدن یک جستجوگر تصویربرداری مادون قرمز در نمونه زمین پایه ان اشاره کرد

در سال 2001 موشک کروز جدید هندی-روسی بر مبنای Oniks ساخته شد که این طرح با نام PJ-10 BrahMos شناخته می شود.نیرو محرکه این موشک از یک بوستر اصلی با موتور رمجت سوخت مایع تامین می شود که بنا به حالت پروازی دارای بیشینه برد 300 یا 120 کیلومتری است و این نمونه قرار است طی 10 سال به میزان 1000 فروند تولید گردد

طبق اظهار برخی از سایت ها و منابع خبری نمونه اصلی صادراتی دیگر موشک Oniks که با نام Yakhont شناخته می شود به ایران تحویل داده شده است که احتمالا ایران انها را برای استفاده در زیردریایی کلاس کیلوی خود ( یا استفاده های دیگر) خریداری کرده است

مشخصات کلی:

کشور: فدراسیون روسیه

نوع:موشک کروز ضدکشتی

طول:8.9 متر

قطر:7 متر

وزن:3000 کیلوگرم

کلاهک:250 کیلوگرم

سرعت:2.5 ماخ

کشورهای دارنده: روسیه-ایران

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 15:37  توسط محمد جواد قرقانی  |